1405/06/21
بسم الله الرحمن الرحیم
اطلاق اصول عملیه وادله مرخصه در شبهات موضوعیه/أصالة الاحتياط /الأصول العملية
موضوع: الأصول العملية/أصالة الاحتياط /اطلاق اصول عملیه وادله مرخصه در شبهات موضوعیه
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
بررسی شرطیت فحص برای شبهات موضوعیه در برائت شرعی
بحث در وجوب فحص بود برای جریان اصول مرخصه در شبهات موضوعیه. عرض کردیم با التفات به مذاق شارع و مسلک شارع، اطلاق ادله اصول عملیه جای شبهه ندارد. و لو ابتداءً ممکن است انسان شبهه کند و بگوید عقلاء برای ادله اصول عملیه اطلاقی نمیبینند. چنانچه خودشان هم مطلقا تجویز نمیکنند ترخیص را، و لکن با التفات به مذاق شریعت و این که شریعت سهله و سمحه است و این که در صدد یک مبرری برای مکلف درست بشود، حتی در محرمات عظیمه مثل ربا. باز یک مبرری برایش قرار داده با این که روحشان یکی است ولی مبرر قرار داده. از این که دأب شارع مقدس این است که مبرر قرار بدهد، انسانها از روی عذر حرکت کنند ما به اطلاق ادله مرخصه در شبهات موضوعیه اطمینان پیدا کردیم. رفع ما لایعلمون اطلاق دارد هم در شبهات حکمیه و هم در شبهات موضوعیه. منتها در شبهات حکمیه به ادله وجوب تعلم و سائر ادله ای که بود، رفع ید کردیم و گفتیم نمیشود. در شبهات حکمیه دیگه خیلی دین بر باد میرود اما در شبهات موضوعیه نه، بنای شریعت بر ترخیص است.
گذشته از این جهت گفتیم روایاتی هم هست که اون روایات هم ظاهرش این است که فحص نکن. روایات اون روایات این است کته یک کاری بکن شک بیاید. همین که شک آمد کافی است. در تحقیق و فحص را بسته است. خواندیم اون روایات را در ابواب مترفقه. یکی از اون روایات صحیحه زراره که زراره عرض کرد که اگر شک کردم که آیا خونی رسیده یا نه به ثوبم فهل علیّ انظر، نگاه بکنم؟ فقال لا. نه. لزوم ندارد نگاه کنید. منتها فرمود انما ترید ان تذهب الشک اگر میخواهی شکت برود حرام نیست نگاه کنی. ولی واجب نیست نگاه کنی. ما گفتیم این روایت هم دلالت دارد بر عدم وجوب فحص.
بعضی ها شبهه کردند گفتند این روایت دلالت ندارد بر عدم وجوب فحص.
سوال:؟؟
بعضی ها گفته اند این دلالت ندارد بر عدم وجوب فحص و لو یسیرا. چرا؟ چون در این صحیحه است فهلی علی ان انظر. نه ان اری. انظر گفته اند با رویت فرق میکند. رویت نگاه کند. انظر نظر به تحقیق است. فمن نظر فی حلالنا و حرامنا. اهل نظر میگویند مثلا. نظریه میدهد. نظر در آن یک دقتی است. زراره سوال میکند که مثلا من دقت بکنم که آیا چیزی رسیده؟ اصاب ثوبی دم یا نه؟ حضرت فرمود تحقیق لازم نیست. این نظر یسیر را که فقط نگاه کنی به لباست این را نمیگیرد. این نظر بکنم یعنی مثلا وارسی کنم. بالایش را نگاه کنم. پایین عبا را نگاه کنیم. دیدید بعضی ها وسواس هستند تحقیق میکنند که ثوبشان نجس شده یا نه، ثوبشان نگاه میکنند بررسی میکنند که ببینند قرمزی پیدا میشود یا نه. این را میخواهد بگوید لا. نه که این مجرد رویت را. چشمت را باز کنم. من فقط الان نگاه کنم چشم بندازم پایین میفهمم.این جا را نمیگیرد. بعضی ها این جور ادعا کردند.
و لکن خصوصا که در ذیل یک نقل دیگری هست که هل علی ان انظر فاقلبه. برگردانمش. پایین را بیاورم بالا مثلا. یا چپه اش کنم. نه. بیشتر همان پایین را بیاورم بالا. بالا را که میتوانم نگاه کنم. انها را نگاه کنم؟ حضرت فرمود لا.
و لکن در ذهن ما این است که دلالت این روایت هم تمام است. نظر درست است در کثیری از موارد اهل نظر میگویند. نظر فی حلالنا و حرامنا، اون نگاه از روی دقت را میگویند. یا نگاه معنوی را میگویند. فکری را میگویند. درست است و لکن نه، نظر همین نگاه مجرد هم نظر است دیگه. درست است فانظر الی الابل کیف خلقت نگاه کن مردم درست است کیف خلقتش دقت است مقداری، نگاه کن به نحو مطلق. فانظر. نگاه کن. اونها ادامه اش است کیف خلقت که نگاه کن. حالا که نگاه کردم چی؟ کیف خلقت در نظر دقت خوابیده و لو در بعضی جاها نظر استعمال شده در نظر اجتهادی و دقی و حدسی ولی در ذهن ما این است که نظر همان رویت است. فهل علی ان انظر ایا نگاه کنم یا نه؟ حضرت فرمود نه. لازم نیست نگاه کنی. مگر برای اینکه شکت را بخواهی از بین ببری. نظر به معنای رویت عن دقة باشد حالا ما به بعضی از رفقا گفته بودیم نگاه کنند. موارد استعمال هست که نظر به اجنبیه حالا نمیدانم در روایت به نظرم هست عنوان نظر به اجنبیه. لزوم ندارد دقت کند. همین نگاه عادی هم بدون دقت هم جایز نیست. اون نظر اولیه النظر الاولیه للرحمان چشمش افتاد اون هم افتاد است. این هم نظر است که تعمق میکند این للشیطان است. نظر در مجرد نگاه هم استعمال شده. متعارفش هم همین است که شک دارم که آقا خون اصابت کرده یا نه، سوال مناسبتش همین است که حالا نگاه کنم یا نه. نه که دقت کنم یا نه. حضرت فرمود که نمیخواهد نگاه کنی. اگر میخواهی شکت از بین برود نگاه کن. نه. ما نتوانستیم.
و لو سلمنا اگر هم کسی بگوید که این اجمال دارد اون فحص یسیر را نمیگیرد. فحص یسیر نظر نیست. نظر عن دقة است. میگوییم اشکال ندارد بقیه روایات که بود که. حتی در باب طهارت و نجاست هم بود. مثل اون روایتی که خواندیم. مثل اون روایت دیگری که گفت من غسل میکنم حضرت فرمود یک ریزه اب اونجا بریز که وقتی میبنی اب میرود پایین، بگو از اون ابی است که ریختم نه ابی است که از بدنم جدا شده. یا داستان خوارج. اون قدر در باب طهارت و نجاست امر واضح است که هیچ گونه تفحص و تجسس، تهرب نه، چشمم را ببندم نه، اون تهرب است. نه. نگاه کنم که آیا نجس هست یا نه؟ فحص و لو یسیر باشد واجب نیست به حدی که مرحوم نائینی هم که در سائر موارد گیر کرده باز گفته در باب طهارت و نجاست استثنا است. توسعه در باب طهارت و نجاست به اوسع ما بین الارض و السما است. این ه است که ما این روایت را هم اگر مشکل سازش بکنیم بگوییم دلالتی ندارد کفانا سائر روایات.
تحصل که در شبهات موضوعیه اولا با التفات به مذاق شارع اطلاق ادله مرخصه مرجع ما است. ما شک نداریم در اطلاق ادله مرخصه. برائت مثلا. در شبهات موضوعیه قبل از فحص. و یوید ذلک این روایاتی که در ابواب مختلفه امده. از جمله روایت مسعده بود. که الاشیاء کلها علی ذلک حتی تستبین او تقوم به البینه. میگوید حضرت اون سوال کرد چندتا حضرت فرمود مهم نیست دیگه. من یک ضابطه به شما میدهم. از شبهات موضوعیه سوال کرد. مورد از موارد شبهات موضوعیه است. یا حضرت شبهات موضوعیه را مطرح کردند. زنی که تحتت هست لعلها اختک.... شبهه خیلی جاها هست دیگه. هیچ فحص هم. یک مقداری تامل کن ببین چطور است. یک سوال مختصری. نه. الاشیاء کلها علی ذلک.... همان روایت نمیدانم پیدایش بکنید. نمیدانم پیدا شد یا نه که روایت محمد بن مسلم بود در مورد متمتع بها که اضطراب داشت بعد گفت چرا اضطراب داری. گفت شوهرم متنظر است. گفت وای تو شوهر داشتی امدی متعه شدی؟ گفت ندارم انا خلیه. حرفش قبول است دیگه. لزومی ندارد اینها. با این که. حتی تهمت هم باشد. مورد اتهام باشد. همین که شک داری همین کفایت میکند برای حکم به صحت شریعت سهله و سمحه. یک جهت سهله و سمحه بودن شریعت به خاطر همین است که در شبهات موضوعیه که خیلی اوقات محل ابتلا است. شبهات حکمیه خیلی محل ابتلا نیست. مگر ما چند تاحکم محل ابتلایمان هست. خیلی از انها را میدانیم. خیلی اوقات شبهات موضوعیه، مشکل وسواسها در همین شبهات موضوعیه است. در اینجا هیچ گیری نداریم.
و لکن این که ما در شبهات موضوعیه برائتی شدیم این در غیر. ما جرئتش را نداریم. در غیر حقوق الناس است. من الاموال و الانفس. شک داریم که این مال فلانی هست یا نه، حالا ید اماره است. ید نداریم حالا فرض بکنیم. شک داریم درینی بر زید داریم یا نه. و بنای ما مثلا بر این بود که دینی که از هر کسی میگرفتیم در دفتر مینوشتیم. یا نه، حتی همان شک داریم که قرضی گرفتیم یا نه. از شأن ما هست از خیلی ها قرض بگیریم. احتمال عقلائی است. همین که شک داریم قرض داریم یا نه، استصحاب کنیم عدم قرض را. حالا برائت خلاف امتنان است، استصحاب جاری کنیم، نه، این را ما جرئت نداریم. در شبهات موضوعیه ای که مربوط به حقوق الناس است من الاموال و الانفس. بلکه عرض مردم است یک جایی شبهه موضوعیه است مربوط به عرض اون است. اگر ما مرتکب بشویم عرض او از بین میرود. اینجاها ما نتوانستیم.
این که مشهور میگویند در دما و فروج، نسبت دادند به مشهور احتیاط را، ما در فروجش گفتیم نه. فروج مثل بقیه است. مثل طهارت و نجاست. فرق نمیکند. اونها هیچ. اما در دما. بعضی ها هم اموال را اضافه کردند ها! احتیاط است در دما و فروج و اموال. این که ما در اموال الناس بدون هیچ اماره ای، هیچ به اماره نداریم، بتوانیم هیچ فحصی شک عقلائی داشته باشیم ها! همین که گفتم، دأبش این است که خیلی قرض میکند. شک دارد که از زید مقروض است یا نه. میتواند با یک سوال، سوال کند که من به شما قرض دارم یا نه. برائت از دین که خلاف امتنان است جاری نمیشود. نه. استصحاب عدم دین. اینها در ذهن ما مشکل است. هم در اموال و هم در نفوس، ما اون قرینه منفصله ای که اوردیم مال غیر اموال و نفوس بود. موثقه مسعده هم که گفتیم از مویدات است او در مالش قاعده ید داشت. گفت مالی که تحت یدت هست. اون اماره ید دارد.
سوال:؟؟؟
جواب: خب اون را جواب دادند. الاشیاء کلها علی ذلک به ملاکات عدیده. استصحاب. قاعده ید. برائت. اون یک مشکله ای است در روایت مسعده که جواب دادند.
این است که نسبت به اموال، نفوس، اعراض اگر موردی پیدا شد، شبهه موضوعیه شد، مجرای برائت شد، شکتان عقلائی بود، مثل این که یکی دأبش این است که از عده زیادی قرض گرفته. شک میکند که از زید قرض گرفته یا نه، میگوید اصلا فکرش نمیکنم که در ذهنش فحص محقق نشود، اینها را نتوانستیم باور کنیم.
سوال:؟؟
جواب: الان همین طور برائت جاری کند بدون هیچ فحصی و لو فحص قلیل. نه.
مثلا این را مرحوم نائینی هم فرموده، ایشان ذهنش عرفیش خوب کار کرده منتها یک ضابطه ای بیان میکرد عنوان دارد که ما قبول نکردیم. حالا قدر متیقن کسی دأبش این است که هر چه قرض دارد در دفترش مینویسد. الان شک دارد که ایا از فلانی قرض دارد یا نه. به دفتر مراجعه نکند. فحص نکند. بگوید اصل برائت ذمه است. استصحاب ها! برائت که رفع که خلاف امتنان است. اینجاها مشکل است در نسبت به اموال ناس شبهه موضوعیه شک عقلائی هست و رافع شک هم محقق است. اگر صبح تا شب باید فکر کند که به فلانی بدهکار است یا نه، نه، اشکال ندارد. اما اگر نه، الان یک مقداری تامل کند میفهمم بدهکار هستم یا نه، استصحاب عدم دین اطلاقش گیر دارد.
سوال:؟؟؟
جواب:حالا اونهایش دیگه. حالا فی الجمله اش درست بکنیم.
این که بگوییم ادله مرخصه شرعیه اطلاق دارد. ما اصل اطلاق را گیر کردیم. بعد امدیم اطلاق را مسجل کردیم با مشرب شارع. مشرب شارع در چیزهایی است که مربوط به خودش هست. اما مشربش نسبت به حقوق الناس نه. بر عکس است اصلا. نسبت به حقوق الناس این را هم میتوانید پیدایش کنید. نسبت به حقوق الناس اهتمام شارع کثیر است. ما اصل اطلاق را گیر داشتیم قبل از فحص بگیرد. گفتیم آقا این کلام القا شده به مردم. مردم اهل فحص هستند. موالی و عبید عرفی فحص را لازم میدانند. نه فحص اون جوری ها! فحص مختصر. ما گفتیم اطلاق ندارد خطابات. بعد اومدیم به ضم یک چیزهایی اطلاق را مسجل کردیم. این تسجیل اطلاق در حقوق الناس مشکل است. ما هیچ یک از اون روایاتی که گفت لا حرج گفت اشکال ندارد. تسهیل اورد در حقوق الناس نداشتیم. گذشته از این که این را حالا پیدایش بکنید. بر عکس ما روایاتی داریم نسبت به حقوق الناس اهتمال شارع را میرساند. بعید نیست که ما استیناس بکنیم از اون روایاتی که یک ذره ای از حق یتامی را بخورید این قدر عذاب دارد. اونهایی که اهتمام شارع را میرساند اینها عرفی است دیگه. اونها را کنار رفع ما لا یعلمون بگذاریم. نمیدانی مال یتیم است یا نه. میتوانی فقط بپرسی از او بگوییم رفع ما لایعلمون اینها با اون خطاباتی که تشدید میکنند نسبت به مال یتیم سازگاری ندارد. اطلاقش مشکل است. در انفس که اشکل است. شک داریم مسلمان است یا کافر، میتوانیم بکشیمش دیگه، نه، همین استبعاد سبب شده اونجا یک اصل درست کنند. اصل عدم کفر بگویند بابا یک اطلاقاتی داریم مثلا جایز نیست کشتن کسی الا کافر، استصحاب میگوید لم یکن کافرا. با استصحاب میخواستند. در ذهنشان درست عمل کرده که سخت است مشکوک الاسلام و الکفر را قبل از فحص بتوانیم بکشیم. نه. عرض مسلم هم مثل حیات مسلم است. از بعض روایات استظهار میشود که بالاتر از حیات است. اون هم همین جور است. نمیدانیم این عرض او را از بین میبرد یا نه، مرتکب بشویم، نه، مبرر نداریم. نسبت به اموال ناس نسبت به اعراض ناس نسبت به انفس ناس، نگاه کنید نمیدانم من ندیدم جایی کسی بحث کرده باشد، تمسک به اصول مرخصه در شبهات موضوعیه مشکل است جدا.
حاصل الکلام: در طهارت و نجاست تمسک به اطلاق اصول مرخصه مثل قاعده طهارت یا قاعده حل، نسبت به طهارت و نجاست پر واضح است که اطلاق اونها مرجع ما است در شبهات موضوعیه. نسبت به حقوق الناس نفوس الناس اعراض الناس، مومنین یعنی، نه، ما گیر داریم که اون اطلاق را ما از اولش گیر داشتیم. باز دوباره یک چیز اضافه میکنیم. این قدر شارع مقدس به عرض مومن اهمیت دارد. باز من شک دارم بگویم اشکال ندارد. خیلی بعید است. اینجا شاید شما تتبع کنید، شاید از خطاباتی که در اموال الناس رسیده، اعراض الناس رسیده، انفس الناس رسیده، عکس را نتیجه بگیریم که شارع در آنها یک گونه اهتمامی دارد اون اهتمام مناسبت ندارد با اطلاق ادله مرخصه. همان که مشهور میگفتند در بعضی از اینها احتیاط کنید همان را ما داریم بیانش میکنیم. وجه احتیاط در. شبهه موضوعیه اش ها! میگفتند احتیاط کنید. وجه احتیاط در نفوس اموال اعراض الناس وجهش چیست؟ اولا قصور مقتضی و ثانیا این را من باورم هست ها! ولی مدرکش را الان نمیتوانم ارائه بدهم که از روایاتی که در این موارد صادر شده است همین را میتوانیم استشمام بکنیم. عکس اون روایاتی که در طهارت و نجاست امده. عکسش را میتوانیم استیناس بکنیم که شارع مقدس نسبت به اموال مردم، اعراض مردم، نفوس مومنین، یک اهتمامی دارد. این اهتمام مانع است از اطلاق ادله مرخصه. این را شما تتبع کنید. میتوانید این اهتمام شارع را، در اون نکاح و اینها ما میگفتیم یک مقداری شوخی بود. حالا دخول کرده حرام باشد مهم نیست. اون یک نفر را دارد میکشد که نزد شارع مهم است.
سوال:؟؟؟
جواب: دیگه باورمان نمیشود که رفع ما لا یعلمون اطلاق دارد. اینها مانع اطلاق است. اونجا موجبات تایید اطلاق را پیدا کردیم گفتیم اطلاق موید دارد. اینجا عکسش است. موافع اطلاق را. اگر اهتمام شارع را در اینجا ها پیدا کردیم در روایات که در ذهنم همین است. و لو الان یک روایت. عرض المومن چقدر مثلا کسی یک مومنی بکشد فقد قتل الناس جمیعا. عرض المومن گفته دم مومن است. کسی مال یتیم بخورد کمن اکل النار. خیلی بیاناتش شدید است. بر عکسش در طهارت و نجاست خیلی بیانات خفیف است.
میخواهم اینها را با هم مقاسیه کنید تا به این باور برسید که روایات نافیه، روایات مرخصه اطلاقشان را نمیتوانیم باوریم قبل از فحص نسبت به این موارد ثلاثه. خب اینها همه ادعا است ما طرح بحث میکنیم شما مراجعه کنید به روایات و شما هستید و روایات ببینید میتوانید از روایاتی که این قدر اهتمام داده میتوانید اطلاق رفع ما لا یعلمون را باور کنید؟
سوال:؟؟؟
جواب:قصور مقتضی در شبهات موضوعیه که نبود. در شبهات حکمیه بود.
سوال:؟؟؟
جواب: اونها مقداری چیزهای درست کردنی است. ولی وقتی که حضرت فرمود چرا سوال کردی اونها مقدم هستند.
سوال:؟؟
جواب: نه. اونها اونقدر محکم نیست. اینها اظهر هستند. اونها درست کردنی است. اینها درست به ما گفتند.
سوال:؟؟؟
خب بگذریم. حالا شاید هم مشهور اونجا احتیاط کرده به همان چیزی که ایشان. نمیدانم منشا. ما پیدا نکردیم. اولا نسب الی المشهور که احتیاطی هستند در دما و فروج. این هم ثابت نیست. حالا اگر هم باشد گفتیم بعضی روایاتی است که تحقیق کن لان منه الولد یا این ایه.
بررسی شرطیت فحص در شبهات موضوعیه در اصاله التخییر
خب بگذریم. بحث به این جا رسید که اونچه را گفتیم. پس فحص در شبهات حکمیه لازم است و در شبهات موضوعیه واجب نیست الا نسبت به برائت و استصحاب همین هایی که گفتیم هیچ مشکلی ندارد. بقی الکلام در تخیییر. در اصاله التخییر در شبهات موضوعیه. آیا اصاله التخییر در شبهات موضوعیه مثل همان برائت شرعیه است. مثل همان استصحاب نافی است؟ یا این که اصاله التخییر در شبهات موضوعیه نیاز به فحص دارد.
عرض کردیم اصاله التخییر دو تا بیان است. دوتا شاکله برایش درست کردند. یک شاکله گفتند اصاله التخییر لیس الا برائتین من الوجوب و الحرمه. ما اصاله التخییر نداریم. اصاله التخییر مال مساله اصولی است در تعادل و تراجیح. ما چهار اصل نداریم. ما سه اصل داریم. برائت و اشتغال و استصحاب. اصاله التخییر لیس الا البرائتین. تخییر در دوران امر بین محذورین است. یا واجب است یا حرام. برائت از وجوب برائت از حرمت. اصاله التخییر نداریم یک بیان هم این بود که ما اصاله التخییر داریم که مثل مرحوم آخوند فرمود. اصاله التخییر عقلی. عقل حکم میکند در دوران امر بین المحذورین بالتخییر. خب اصاله التخییر عقلیش که پر واضح است. اون نیاز به فحص دارد. نمیدانیم که حرام است یا واجب است چون فحص نکرده ایم ممکن است فحص بکنیم یا به وجوب برسیم و یا به حرمت برسیم. عقل اینجا میگوید فحص کن. حکم عقل به تخییر از باب عدم المرجح است. و ما احراز نکردیم مرجح ندارد. شاید وجوب مرجحی داشته باشد. روایتی داشته باشد. بلااشکال اصاله التخییر عقلی قبل از فحص مجال ندارد. این بحث نداریم.
انما الکلام در اصاله التخییر یعنی برائتین عن الوجوب و الحرمه. یا استصحاب عدم وجوب استصحاب عدم حرمت. آیا در دوران بین محذورین که فحص نکرده اند اطلاقات رفع ما لا یعلمون قبل از فحص مجال دارد یا نه، معمولا میگویند در شبهات موضوعیه فحص لازم نیست. به خاطر اطلاق ادله. فرق نمیگذارند فحص لازم نیست در موردی که دوران امر باشد بین محذورین یا غیر محذورین. لا یجب الفحص فی الشبهات الموضوعیه. اطلاق دارد کلماتشان.
مرحوم آخوند گیر کرده در اطلاق رفع ما لایعلمون در جایی که میدانی یا واجب است یا حرام، گفته که رفع ما لایعلمون مجال ندارد. چرا؟ چون میدانی که یا واجب است یا حرام. اینجا الزام معلوم است. حالا الزام به فعل یا به ترک. متعلقش نامعلوم است. اصل الزام معلوم است رفع ما لایعلمون نمیگیرد.
و لکن به ذهن میاید که نه، دوران امر بین المحذورین فرض کلام هم این است که مجرای برائت شرعی هست. خصوص وجوب لایعلم است. خصوص حرمت لایعلم است. رفع ما لایعلمون مشکلی ندارد. اگر مشکلی باشد از ناحیه عدم فحص است. آیا رفع ما لایعلمون، نکته اش را دریابید، همان طور که در شبهات موضوعیه غیر محذورین، اطلاق داشت، نمیدانی نجس است یا پاک، رفع ما لایعلمون، آیا دوران امر بین المحذورین هم اطلاقش میگیرد یا نمیگیرد؟ نمیدانی وجوب دارد قبل از فحص ها! یا واجب است یا حرام است، ولی فحص هم نکردی، یا این خون دم عُذره است. نماز واجب است. یا دم حیض است نماز حرام است. یکی هم اون موارد استظهار. که استظهار باید بکند تستظهر. منصوص است. استظهار واجب است منصوص است. خب، استظهار واجب است. نمیداند خون حیض آمده که نماز حرام است. بنا بر این که حرام باشد دیگه. نیامده نماز واجب است. دوران امر است بین المحذورین در شبهات موضوعیه. آیا رفع ما لایعلمون اطلاق دارد؟ شبهات موضوعیه ای که دوران امرش هست بین وجوب و حرمت، شاملش میشود؟ بعد از فحص شامل میشود. بحث نداریم. نفهمیدم که این است یا اون، رفع شامل میشود. اما قبل از فحص شاملش میشود یا نه؟ ما گیر داریم.
ما اصل اطلاق ادله مرخصه را نسبت به قبل از فحص گیر داریم. ما اگر اون روایات نبود که روایاتی که در باب طهارت و نجاست و نکاح و لحوم و .... آنها نبود ما اطلاقش گیر داشتیم که قبل از فحص شامل بشود. خصوصا که این جا ببینید فرق است. ما نمیدانیم واجب است یا مباح. حرام است یا مباح. اشکال ندارد. رفع ما لایعلمون چون یک طرفش اباحه است میگوییم شارع ترخیص داده. اما در جایی که اصل الزام معلوم است. فحص هم نکرده ام. فحص بکنم فرض کنید حالا میتواند معین کند. حالا قدر مسلمش. میتوانم با فحص بفهمم یا واجب است یا حرام. اطلاق داشته باشد رفع ما لایعلمون وجوب قبل از فحص را، حرمت قبل از فحص را، ما اطلاقش را گیر داریم. خصوصا که همین روایات هم هست که دوران امر است، همین روایتی که اشاره کردم، در ذهنم هست که هنوز هم روایات دیگری هست. از قبیل دوران امر بین المحذورین، شبهه موضوعیه و فرموده فحص بکن. محذورین نباشد، بابا آدم خودش هم احساس میکند حلال است یا حرام، خب شارع میگوید حلال. این طرفش را گرفته. واجب است یا منت گذاشته اون طرفش را گرفته. واجب است یا حرام، اینجا هر دو را گفته نه. مخیر هستید. ذهن ما نمیتواند قبول کند. این که در باب زنی که خون دیده حضرت فرمود فحص بکند، اینها موید هستند، موید این جهت هستند که در شبهات موضوعیه دائر بین وجوب و حرمت، نه وجوب و اباحه، حرمت و اباحه، نه، الزامی هست، الزام در ذهن میاید که سخت است که رفع ید. مردد بین الزام و غیر الزام بگوییم هیچ. اما اصل الزام هست رفع ید کرده باشد از فعل و ترکش، ما نتوانستیم باور کنیم. اطلاق ادله اصول مرخصه را نسبت به دوران بین المحذورین گفتیم مشکل است و مویدش هم همین روایات اختبار است باز هم شما تتبع کنید در مشابهشاتش. در کنج ذهن من هست که هنوز هم هست روایاتی که میشود از اون روایات استیناس کرد که در جایی که یک الزامی هست نمیدانم به فعل است یا ترک، زود نمیشود اقدام کرد. باید بررسی کرد. باید فحص کرد. هذا تمام الکلام در بحث وجوب فحص. بعدش میرسیم به مقدار فحص که کلام تتمه دارد انشالله فردا.