1405/07/06
بسم الله الرحمن الرحیم
استشهاد به روایت بزنطی برای عدم وجوب قنوت/قنوت /كتاب الصلاة
موضوع: كتاب الصلاة/قنوت /استشهاد به روایت بزنطی برای عدم وجوب قنوت
درس خارج فقهجلسه 14تاریخ:6/7/1405
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمان الرحیم.
بررسی سندی روایت بزنطی و کلام مرحوم خویی
بحث حول روایتی بود که از بزنطی بود که داشت عن احمد بن محمد عنه، این روایت را شیخ طوسی در تهذیب جلد دوم صفحه 161 اورده. گیر سر این عنه بود که الحسین بن سعید عن احمد بن محمد عنه این عنه به چه کسی بر میگردد؟ صاحب وسائل این عنه را به روایت، یک روایت ماقبل، روایت 632 برگردانده بود عنه یعنی عن الرضا علیه السلام. احمد بن محمد عنه یعنی عن الرضا علیه السلام. در صفحه 91 هم علی بن مهزیار عن احمد بن محمد بن ابی نصر عن ابی الحسن الرضا علیه السلام. عنه را مرحوم اقای خویی مرحوم صاحب وسائل زدند به امام رضا علیه السلام. شاید مثلا به همان قرینه ای که همان روایتی که مثل همین است فقط یک کلمه اضافه دارد شاید به همان قرینه عنه را زدند به امام رضا علیه السلام و بعد هم اقای خویی باز بحث کرده اینها دو تا روایت هستند یا یک روایت. گفت دو روایت هستند. اقای خویی عنه را زده به عن الرضا علیه السلام نه به معاویه بن عمار.
صاحب وسائل هم همین کار را کرده. صاحب وسائل هم وقتی روایت را اورده این روایت وسطی را نیاورده اون عنه را زده به امام رضا علیه السلام. باب 4 گفته اولی را اورده عن ابی الحسن الرضا علیه السلام دنباله اش گفته و باسناده دوباره شیخ طوسی عن حسین بن سعید عن احمد بن محمد قبلیش هم از احمد بن محمد بن ابی نصر بود که اون را نیاورده. عنه انه قال. ظاهرش هم همین است که صاحب وسائل هم این عنه را زده به امام علیه السلام.
این کاری است که اقای خویی کرده[1] . و شاید هم در ذهن مبارکش هم این بوده، نگفته، که مثلا و لو در معجم گفته روایت دارد از امام باقر ها! ولی در فقه که رسیده نتوانسته باور کند که مثلا معاویه بن عمار از امام باقر نقل کند نه. نمیدانم حالا. یا نه، همین وسائل را دیده. اقای خویی به تهذیب و اینها معمولا مراجعه نمیکرده. همین وسائل را دیده که عنه را زده به امام رضا علیه السلام اون هم گفته امام رضا علیه السلام. گفته این دو روایت مال بزنطی است و دوتا هم هستند.
ما که بحث کردیم گفتیم نه، ظاهر این روایت 92 که میگوید حسین بن سعید عن احمد بن محمد عنه ظاهرش مثل سائر موارد، به همان روایت قبلی میخورد. قبلی هم بود ما رواه حسین بن سعید باز اگر اون با این فرق میکند میگفتیم به ما قبل قبل. ولی چون قبلیش هم دارد ما رواه حسین بن سعید عن فضاله عن معاویه. دوباره دارد عن حسین بن سعید عن احمد عنه. فقط فضاله را عوض کرده احمد را گذاشته. عنه یعنی معاویه بن عمار. در ذهن ما رجوع این ضمیر به معاویه بن عمار در ذهن ما پر واضح است. کتاب را اوردم برای این که ایمان بیاورید از روی کتاب.
سوال:؟؟؟
جواب: نباشد اشکال ندارد. عوض کرده. سند قبلی گفته ما رواه حسین بن سعید عن فضاله عن معاویه. بعد دوباره گفته حسین بن سعید عن احمد بن محمد عنه. فقط فضاله را برداشته احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی را گذاشته. خصوصا عنه به امام برگردد حالا ما تتبع نداریم. ولی به نظرم در کلمات شیخ طوسی عنه یعنی عن الامام به نظرم بعید است. عنه اسم امام را میاورد. عنه ظاهرش به راوی بر میگردد. این که اقای خویی یا صاحب وسائل عنه را زدند به امام رضا علیه السلام در ذهن ما خلاف ظاهر است.
سوال:؟؟؟
جواب: حالا اونها باز یک داستانهای دیگری دارد میگویم حالا.
حالا فعلا ظاهر این سند این است که فضاله را شیخ طوسی برداشته حسین بن سعید را اورده. فضاله را برداشته به جایش احمد گذاشته. عنه یعنی معاویه بن عمار. در ذهن ما پر واضح است که این عنه به معاویه بن عمار میخورد.
خب این یک اختلافی است مرحوم آقای خویی. اقای خویی میگوید این عنه میخورد به امام. راوی هم بزنطی است. اون روایت دیگری که خواندم صفحه 93 اون که معلوم است بزنطی است میگوید عن الرضا اون واضح است میگوید این دو تا روایت هستند که بحث کردیم که نه خیلی بعید است حالا اگر عنه میخورد به یک راوی دیگری. عنه را در روایت دوم به امام رضا زده احمد عن الرضا بعد گفته اون روایت صفحه 93 هم احمد عن الرضا باز هم گفته دو روایت است خیلی سخت است. حالا لااقل عنه را میگفت به امام نمیخورد. عنه یعنی عن ابن عمار. دو تا روایت بود خب خوب بود. فرمایش مرحوم اقای خویی که عنه را زده به امام علیه السلام خلاف ظاهر است و باز ادعا کرده اینها دو تا روایت هستند این هم خلاف ظاهر است.
و لکن ما ادعایمان این است که این عنه حالا اول سند اگر از اون طرف حساب کنیم اخر سند اگر از این طرف حساب کنیم. این عنه را که میاورد مرحوم شیخ طوسی ما گفتیم میخورد به همان معاویه بن عمار و گفتیم که معاویه بن عمار که، اقای خویی خودش هم استظهار کرد که روایت دارد ها! ولی اینجا التفات پیدا نکرده. معاویه بن عمار روایتی از امام باقر ندارد، نه، ما این را گیر کردیم. اندک روایتی دارد از امام باقر علیه السلام. یکیش همین روایت است. یکی روایتی که دیروز خواندیم یک روایت جدیدی باز از کتاب ارشاد مفید روایتش را بخوانید. اونجا هم معاویه بن عمار روایت کرده عن ابی جعفر علیه السلام. عن معاویه بن عمار دهنی هم همین است. از محمد بن علی بن حسین امام باقر است. یک روایت دیگری پیدا شده غیر از اون روایت.
سوال:؟؟؟
جواب: یک روایت دیگری؟ شاگرد؟؟؟؟؟ استاد: خب اون هم بخوانید. هر چه اضافه بشود وثوق انسان بیشتر میشود دیگه. ما یک مشکل معجم را این میدانیم. میگوییم معجم اقتصار کرده بر کتب اربعه طبق مبنای خودش اشکال ندارد. کثرت روایت، روایت اجلا را قبول ندارد ولی مثل ما که قبول داریم سائر کتب را باید. ما یکی از نواقصی که در معجم اعتقاد داریم و در ذهن ما این است که خداوند عمری بدهد توفیقی بدهد یک روزی گروهی جمع کنیم و این منقصتی که در معجم هست این را تکمیلش بکنیم در ذهنم یکی از حاجتهای ما است. میبینید در مورد این اقا اقای خویی کوتاه امده و این بحثها را مطرح نکرده. عنه را زده به امام رضا. وسائل را نگاه کرده و بحث مبسوطی نکرده. اصلا این بحث معاویه بن عمار بحث مبسوطی دارد صاحب معالم همین بحث را مطرح کرده جای بحث دارد.
این را میگویم که وجدان کنید معجم الرجال اقای خویی با اینکه بهترین کتاب است خیلی کتاب خوش دست و مفیدی است ولی همیشه همین طور بوده کتابی که اول تولید میشود یک نواقصی دارد ارام ارام اون نواقصش پیدا میشود. حالا اگر ما نتوانستیم و موفق نشدیم در ذهن شما باشد یک کار خوبی است که معجم را تکمیلش کنید. درست است حالا ایشان مبنایش این است که کثرت روایت به درد نمیخورد. ولی خب برای بعضی خوب است همین را در تعلیقه بنویسیم که معاویه بن عمار در فلان کتاب هم روایت دارد. اقای خویی فقط یک روایت را اورده اون هم گیر دارش کرده چون اون روایت را شیخ طوسی گفته عن ابی عبد الله. در حالی که روایات دیگر هم داریم. چند نقص دارد یک نقصش این است. در ذهنم این است اگر کسی این کتاب، کتاب خوبی است اونهایی که اهل مراجعه هستند حتما احساس میکنند. شما جامع الرواه را مراجعه کن برای پیدا کردن یک رجلی گیج میشوی گم میشوی. ولی این صاف بحث کرده ثقه است یا نه. حرفهای رجالی را اورده. مویدات اورده. نگویید خب حالا برای مثلا طلبه های ابتدای. نه حتی برای انتهایی ها هم، معجم کارایش خیلی زیادتر از مثل جامع الرواه است اگر بشود کسی اقدام کند. کار باید گروهی باشد. خود معجم هم گروهی بوده. چند نفر. در اون چاپهای اول هم اون نفرات را اورده. اقای خویی خوشش نیامده گفته اینها را حذف کنید. ولی کار گروهی بوده. این کارها باید گروهی بشود. یک کار گروهی بشود بعضی از نواقصی که دارد تکمیل بشود به نظرم بهترین کتاب رجالی است کارگشا است.
خب چی بود این روایت حالا گفتی؟ شاگرد؟؟؟؟؟ استاد: نه. معاویه که دیروز بحث کردیم اون معلوم نیست معاویه بن عمار باشد. شاید معاویه بن میسره باشد. دیروز بحث کردیم.
سوال:؟؟
جواب: گفتن اثری ندارد. ما برای این که شاهد قوی باید پیدا کنیم باید کلمه معاویه بن عمار باشد. خب اون را دیروز هم خواندیم. ظاهرا همان است. میسره هم معروف است. اون خیلی روایت دارد. یک کم ببین.
سوال:؟؟؟؟
جواب: پس یک بار دیگر من نگاه کنم شاید میسره نبود یک معاویه دیگری است که از امام باقر نقل دارد و صفوان هم راویش است. شاگرد؟؟؟؟؟ استاد: معاویه بن وهب هم از امام باقر روایت ندارد؟ خب یک تامل دیگری بکنیم. البته این روایت را درست نمیکند. همان شبهه هست که شاید یکی از اونها باشد.
حاصل الکلام: مرحوم اقای خویی به تبع صاحب وسائل این ضمین را ارجاع داده به ابی الحسن، نه، در ذهن ما به همین قبلی میخورد. سندها خیلی شبیه هم هستند. سه تا حسین بن سعید عن فضاله عن معاویه، باز حسین بن سعید عن احمد عنه پر واضح است که این عنه به معاویه میخورد و سن معاویه بن عمار هم اون جور نیست که نتواند از امام باقر نقل کند. خصوصا که نقلش هم پیدا شد جاهای صریح دو مورد پیدا شد ما همین ظاهر را اخذ میکنیم و میگوییم این عنه بر میگردد به معاویه بن عمار.
کما این که مضاف به این که ظاهر این عبارات این است مضاف بر اینها خود این متن حدیث هم همین طور شهادت میدهد که این مال بزنطی نیست. عنه به امام رضا بر نمیخورد. قال قال لی ابو جعفر علیه السلام. این عنه را اگر بزنیم به امام رضا علیه السلام عنه از امام رضا قال امام رضا، قال لی ابو جعفر این جور در نمیاید. امام رضا فرموده باشد قال لی ابو جعفر. امام باقر به ما گفته. ظاهر این عبارتی که در متن تهذیب است با یکی از ناحیه لی نمیخورد که این کلام امام علیه السلام باشد. عنه را بزنیم عن الرضا قال قال لی ابو جعفر. نه این نمیشود. و اگر کسی اشکال کند که لی در همه نسخ نیست. ما این نسخی که ما داریم من دو نسخه دارم نگفته ولی بعضی ها ادعا کردند که این در نسخه مشهدی بوده لی در همه جا نبوده. نمیدانم. حالا فرض میکنیم لی ندارد اصلا ولی باز ادعای ما این است که این قال قال ابوجعفر این مناسبتش با راوی است. نه با امام علیه السلام. الحسین بن سعید عن احمد بن محمد عنه. اگر عنه را بزنیم امام رضا علیه السلام امام رضا قال قال ابو جعفر. استبعاد دارد دیگه.
سوال:؟؟؟
جواب: خود همین احمد بن محمد... روایت از امام رضا دارد که امام رضا خودش مستقیم نقل کرده حالا اینجا گفته احمد بن محمد بن ابی نصر گفته که قال قال احمد که قال امام رضا فرمود قال ابو جعفر علیه السلام در ذهن ما یک استبعادی دارد که امام رضا فرموده قال ابو جعفر.
سوال:؟؟؟
جواب: همان جا هم همین گیر هست دیگه.
ما در ذهنمان این است که این عن احمد بن محمد عنه، عنه میخورد به معاویه بن عمار، قال معاویه بن عمار قال که چه قال، قال ابو جعفر. این روان تر است. عنه عن معاویه بن عمار قال معاویه بن عمار قال لی ابو جعفر یا قال ابو جعفر. این روان تر است. این متن مقول قول معاویه بن عمار باشد این اقرب به ذهن است.
فقط یک گیری دارد و اون گیر این است که معاویه بن عمار قال، قال لی که چه بهتر، قال ابو جعفر علیه السلام فی القنوت فی الفجر ان شئت فاقنت و ان شئت فلاتقنت و قال هو. این و قال هو این به ابو جعفر که نمیخورد دیگه. و الا قال هو معنا نداشت. این قال هو موید کلام مرحوم اقای خویی است. و قال هو یعنی همان امام رضا. اون را ما حلش کردیم. گفتیم نه. و قال هو این در کلمات شیخ طوسی این جور چیزها هست. این روایت را چون قبلا نقل کرده اینجا تلخیص کرده. و قال هو این و قال هو به ذهن میزند که با اون قال قبلی فرق میکند و الا هو نمیاورد. قال هو این موید این است که قال اول با این قال فرق میکند مرجع ضمیرشان. بعد میگوید قال هو، هو به قرینه بعید است که مثلا باز هم امام باقر فرموده باشد اذا کان تقیه.... این یک استبعادی دارد قال هو، هو بر گردد به همان امام باقر. این یک استبعادی دارد. لذا میگوییم شیخ طوسی نقل روایات که گاهی میکرده در ذهنش یک چیزهایی بوده نمیاورده. و قال هو یعنی ابی الحسن الرضا علیه السلام. هو را میزنیم به ابی الحسن الرضا علیه السلام. نمیدانم در ذهنش بوده قبلا ابی الحسن را اوردیم دیگه.
سوال:؟؟
جواب: تکرار نمیخواست بکنه میگفت و قال. این وقال میخواهد جدایش کند. اون قال اول قال ابو جعفر است. قال هو، هو یعنی امام رضا که اول گفتم.
سوال:؟؟؟
جواب:امام رضا فرموده ابو جعفر و قال دوباره.
قال و قال ابوجعفر اقای خویی میگوید قال امام رضا که قال ابو جعفر و قال هو خودش باز فرمود اذا کان تقیه فلاتقنت. همین ما هم یک گیری داریم دیگه. فقط همین گیر این و قال هو است که ظاهرش امام رضا است این موید اون است که اون قال قبلی هم که گفت قال عنه یعنی عن الرضا. قال قال ابوجعفر. فقط گیر ما همین دومی است که توجیه باید بکنیم. بگوییم که شیخ طوسی که روایت را نقل میکند از معاویه بن عمار بعد گفته و قال هو چون قبلا امام رضا را گفته و قال هو اشاره دارد به امام رضا دو تا حدیث قبل.
سوال:؟؟؟؟
جواب: نه اونجا را هم همین طور معنا کردیم دیگه. اونجا صاف تر است. اونجا حالا برگردیم به همان روایت صفحه اونجا این طور بود گفت علی بن مهزیار عن احمد بن محمد بن ابی نصر عن ابی الحسن الرضا علیه السلام اون قال قال ابو جعفر محمد بن ابی نصر میگوید قال ابو جعفر اسم معاویه بن عمار نمیاورد چون مسلم بوده اسمش را نیاورده. خود ابی نصر میگوید قال قال ابو جعفر بعد میگوید قال ابو الحسن، امام باقر این جور گفته است چون دیگه یقین داشته که امام باقر گفته نیاورده. بعد میگوید قال ابو الحسن میگوید من این که گفتم در جوابم. اون واضحتر است. قال ابو الحسن.
سوال:؟؟؟؟
جواب: بابا عن ابی الحسن الرضا. به لحاظ ذیلش است. ما از احمد بن ابی نصر از امام رضا نقل میکند. چطور نقل میکند؟ میگوید که امام باقر این جور گفت. بعد میگوید امام رضا این جور گفت.
سوال:؟؟؟
جواب: سند را که نقل کرده اصل روایت مال امام رضا است منتها جمله معترضه اش این است که قال ابو جعفر بعد میگوید قال ابو الحسن. به ذهن میزند که اون موید همین جهت است. قال ابو الحسن تکرارش میکند اون قال اول قال ابو الحسن نیست. قال ابن ابی نصر قال ابو جعفر. چطور میگوید قال ابو جعفر چون یقین داشته که ابن عمار راست میگوید دیگه نیاورده. بعد که میگوید قال ابو الحسن. وقتی دوباره میگوید اسم ابو الحسن میاورد. نگفته قال. از این جا کلام امام رضا شروع میشود قبلش کلام امام رضا نیست.
ما در ذهنمان این استکه این حدیث مشتمل بر دو حدیث است یک حدیث از امام باقر علیه السلام است که واسطه اش است یک جا اورده و یک جا نیاورده. متعارف بوده چون یقین داشته. در این که دو حدیث است ما ظن قوی داریم دو حدیث هستند. در یک جا اورده و در یکجا نیاورده. و تتمه اش فقط کلام امام رضا علیه السلام است که فرمود هو اذا کان تقیه فلاتقنت... یک گیرهایی دارد صاف صاف نیست قبول داریم. ولی با التفات به اون نکاتی که عرض کردیم که ظاهرش تعدد است ظاهرش این است که به همان قبلی بر میگردد ما این جور معنا کردیم و و الامر لیس بمهم. خب نتیجه چه میشود؟
ما اگر گفتیم دو روایت است راحت تر هستیم. اون اشکالی را که به اقای خویی داشتیم اون اشکال منتفی میشود. ما میگوییم دو تا روای هستند دو تا روایت است اصلا وحدت روایت مطرح نیست. و لکن ما اگر اگفتیم دو روایت هستند یکی از معاویه بن عمار است از امام باقر یکیش از امام صادق است دوتا روایت هستند مشکل نداریم و لکن در این که باز دو تا روایت باشند، دوتا راوی هستند اما دو تا روایت هم هستند باورمان نشده. دو تا راوی شدند یکی بزنطی در اون روایت است یکی هم عنه معاویه بن عمار در روایت بعدی است. پس اگر کسی بگوید دو تا روایت شد میگوییم نه. باز هم ما احراز دو تا روایت نکردیم. شاید بزنطی که در روایت اول دارد قال قال ابو جعفر. معاویه بن عمار را در صفحه 91 نمیاورد میگوید قال الرضا. میگوییم شاید اونجا چون یقین داشته معاویه درست میگوید از این باب است. باز هم ما احراز نمیکنیم دو تا روایت است. شاید یک روایت است. در اون روایت هم فریضه غداة آمده منتها این روایت را که از بزنطی نقل میکنند دو جور نقل شده در یکیش که اون صفحه 91 اونجا علی بن مهزیار است عن احمد بن محمد بن ابی نصر عن ابی الحسن علیه السلام قال قال ابو جعفر این که میگوید قال یعنی بزنطی ها! قال ابو جعفر از باب این که حرف ابتدایی معاویه بن عمار را شنیده و یقین داشته راست میگوید و مسند هم گفته قال ابو جعفر. اما در یک جایی هم گفته قال معاویه بن عمار قال ابو جعفر این احتمال وحدت این روایت با این که راویها دو تا شدند...
پس چند مرحله شد. راوی یکی است که اقای خویی ادعا میکند. راوی از امام رضا یکی است بزنطی است. ادعا میکند روایتها دوتا است. گفتیم بعید است. راوی دو تا است ما ادعا داریم. یک راوی از امام باقر است معاویه بن عمار است یک راوی بزنطی از امام رضا است. ما باید علی القاعده بگوییم دو تا راوی هستند دو روایت هستند ولی باز مطمئن نیستیم چون میگوییم اونجایی که به امام رضا اورده اسم معاویه را نیاورده شاید محرز بوده پیشش چون متنهایش شبیه هم هستند محرز بوده معاویه بن عمار راست میگوید قال قال ابو جعفر این توطئه بوده برای کلام امام رضا. که میخواسته کلام امام رضا را ذکر کند. چون توطئه بوده مقصود بالاصاله نبوده یک جا اسمش را اورده یک جا نیاورده. یک جا فریضه فجر را اورده و یک جا نیاورده.
ما احراز نکردیم دو تا روایت هستند از راهی که دوتا راوی هستند. دو تا راوی را ادعا داریم ولی دو تا روایت را ادعا نداریم. لذا باز اشکال ما به اقای خویی مسجل است که احتمال هست که اینها یک روایت باشند و لو از دو تا راوی. احتمال است یک روایت باشند و اون روایت مردد است ایا فریضه فجر در آن هست یا نه، استدلال به این روایت ناتمام است مگر با الغای خصوصیت. کسی بگوید فرقی بین صلات فجر و بقیه صلوات نیست که بعید نیست. نه اولویتی. اینها را از هم جدا کنید. اقای خویی میگوید اولویت ما میگوییم نه. این روایت دلالت دارد بر استحباب قنوت در مطلق الصلاة از باب این که فرقی نمیکند. خصوصا محتمل هم هست دوتا روایت باشند. اون را تایید میاوریم. ما ادعا میکنیم الغای خصوصیت را. احتمال تعدد موید است.
سوال:؟؟؟
جواب: به قرینه این میگوییم همان قال که میگوید شنیده. میگوییم بزنطی شنیده از این اقای ابن عمار اطمینان پیدا کرده و چون اصل غرض اون نبوده. اصلا نقل این دوتا. نگاه کنید اهنگ این دو روایت اون ذیلش است. اذا کان تقیه. چون مهم نبوده. تمهیدی است. توطئه است. گاهی اون جور نقل کرده اصل واسطه را اورده گاهی نیاورده. باز هم فریضه فجر را اورده و گاهی نیاورده. چون اون فضله کلام محسوب میشود توطئه بوده برای کلام امام رضا علیه السلام اون مهم است که اگر باب باب تقیه است رها کن دو جور صحبت کرده گاهی مستندش کرده به معاویه بن عمار گاهی مستند نکرده. گاهی فریضه فجر را اورده گاهی نیاورده. مهم نبوده برایش. ما احراز نکردیم تعدد روایت را تا بگوییم که اطلاق دارد.
استحباب قنوت در جمیع نوافل
خب سر خط به این جا رسید. مرحوم سید گفت مستحب است بل فی جمیع النوافل در جمیع نوافل هم مستحب است این قنوت اولا اطلاقات و ثانیا تصریحات. در بعضی از روایات تصریح کرده بود فی فریضة او نافلة قنوت مستحب است. این فی جمیع النوافل مشکلی ندارد.