« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد مهدی گنجی

1405/07/04

بسم الله الرحمن الرحیم

أفضلیت قنوت در نماز صبح یا نماز های جهریه/قنوت /كتاب الصلاة

 

موضوع: كتاب الصلاة/قنوت /أفضلیت قنوت در نماز صبح یا نماز های جهریه

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمان الرحیم.

بررسی وجوب قنوت

مرحله دوم: بررسی موانع وجوب قنوت

بحث در ناحیه مقتضی تمام شد که آیا مقتضی داریم بر وجوب قنوت یا نه؟ تمام شد. و گفتیم بعید نیست مقتضی تمام باشد. بحث در مانع از این مقتضی بود که آیا مانع داریم یا نداریم؟ برای اثبات مانع وجوهی گفته شده است.

صحیحه بزنطی و بررسی آن

اولیش صحیحه بزنطی بود عن ابی الحسن الرضا علیه السلام قال قال ابوجعفر فی القنوت ان شئت فاقنت و ان شئت فلاتقنت. این روایت و رواه الشیخ بسند اخر عن البزنطی عنه الا انه قال القنوت فی الفجر. مشکل این روایت این بود که همه نمازها را نمیگرفت چون این روایت را به یک سند دیگری فی الفجر اورده و خصوص نماز فجر است.احتمال وحدت روایت داده میشود و نمیتوانیم به اطلاق روایت بزنطی تمسک بکنیم. مرحوم آقای خویی آمد جوابی داد. اولا گذشت اون جواب.

که ما عرض کردیم، این جمله ای که در روایت بزنطی است همان نقلی است که قبلا شنیده و لذا در اون نقلش تمام قیود را نیاورده. در ذهن ما این است که یکیش فی الفجر بوده نیاورده و لکن در اون روایت اصلی که شنیده بوده اون فی الفجر داشته. بیشتر در ذهن ما این است که فی الفجر در روایت اولی بود که شنیده. روایت امام باقر علیه السلام. بعد امده سوال کرده از امام رضا همه اون قیود را نیاورده سوال از جهت دیگری بوده بعد حضرت فرمود تقیه ای باشد اشکالی ندارد. اون صدری که در روایت بزنطی است قریب به ذهن ما این است که همان روایتی است که شنیده و از امام باقر است فی الفجر داشته. یا لااقلش معلوم نیست و فرمایشات مرحوم آقای خویی را بیان کردیم گفتیم که ناتمام است.این ما یتعلق به فرمایش آقای خویی که تعجب از اقای خویی است که میگوید تعدد روایت به خاطر اختلاف متن. جاهای دیگری که شما بحث میکنید تعدد دارند یا نه، یک اختلاف مختصری دارند. یک کلمه فی الفجر یکی دارد و یکی ندارد. مگه چقدر اختلاف دارند؟ گنده اش کرده است. جاهای دیگری که بدتر از این است که میخواهد بگوید یک روایت است حالا یک کلمه فی الفجر دارد میگوید اختلاف دارند. خب مهم نیست. ما اون بیان اول را که ایشان اورده گفتیم ناتمام است.

بررسی موانع در کلام مرحوم خویی

ثانیا ایشان جواب داده. گفته اشکال ندارد. اصلا شما بگو که ثابت صلاة الفجر است. در صلاة الفجر حضرت فرمود که میخواهی قنوت بگویی و میخواهی نگویی. گفته وقتی که در صلاة الفجر استحباب بود در غیرش گفته که به اولویت میگوییم استحباب. فرموده که ان القنوت فیها اهم. گفته قنوت در نماز صبح اهم است. وقتی که قنوت در نماز صبح اهم است و حضرت در اون روایت معتبره فرمود که میخواهی بگو و میخواهی نگو با این که در اون اهم است پس به طریق اولی در بقیه هم مستحب است. از کجا این را میگوید که اهم است؟ از کلمات بعدیش هم معلوم است چون در بعضی از روایات در خصوص فجر خواندیم اون روایت را. در خصوص فجر بود که میگفت قنوت را بگویید باب چند بود، در خصوص فجر بود که نسبت داده بود فلانی ها و فلانی و فلانی، الا فی الفجر که گفت افرادی را ذکر کرد که انها قنوت نمیخواندند الا فی الفجر. باب 2 حدیث 8: الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الطُّوسِيُّ فِي الْأَمَالِي عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ الصَّلْتِ عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ عَنْ عَبَّادٍ عَنْ عُمَيْرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْأَعْلَى عَنْ سُوَيْدِ بْنِ غَفَلَةَ عَنْ عَلِيٍّ وَ أَبِي بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ كُلُّهُمْ‌ قَنَتَ‌ فِي الْفَجْرِ وَ عُثْمَانُ أَيْضاً قَنَتَ فِي الْفَجْرِ. ایشان میگوید فجر اهم است پس در اهمش که بگوید مخیر هستی در غیرش به طریق اولی. وَ رَوَى سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْقُنُوتِ فِي أَيِّ الصَّلَوَاتِ أَقْنُتُ فَقَالَ‌ لَا تَقْنُتْ‌ إِلَّا فِي‌ الْفَجْرِ.

در ذهن ما این است که اینها دلیل افضلیت قنوت در فجر نمیشود شاید جهت تقیه باشد چون در فجر امر اسهل بوده. همین روایتی که اول خواندیم که عده از از صدر اول در فجر میخواندند در عبارت بعضی از فقهایشان هست که فجر را استثنا کردند. در فجر امر اسهل بوده شاید اون روایاتی که میگوید الا فی الفجر از باب این که اونجا امر اسهل است اونجا باب تقیه ضعیفتر است. این معلوم نیست که چون قنوت در فجر خیلی مهم بوده. نه. قنوت در فجر مثل بقیه قنوت ها مساوی هستند منتها حضرت فرمود لاتقنت... از جهت تقیه اونجا اوسع است.

سوال:؟؟؟

جواب: در صلاة الفجر از باب تقیه فرموده اشکالی ندارد. از بابی که معروف. چون جای تقیه نبوده. اقای خویی میگوید. اصلا اقای خویی نتیجه میگیرد بداهة ان القنوت فیها اهم. و من ثم ورد.... بابا این که ورد الامر از باب این که باب تقیه نبوده نه از بابی که ملاکش اهم بوده. اون باب تقیه نبوده حضرت فرموده اشکالی ندارد. ولی بقیه ها ملاکش اشد هستند، به وجوبش باقی است. همین. حرف این است. فجر را که استثنا کرده چون باب تقیه نبوده. گفته اشکالی ندارد. بقیه نمازها واجب است باب تقیه بوده نفرموده با اون هم میسازد.

سوال:؟؟

جواب: این ادعای اقای خویی را داریم صحبت میکنیم. یک وقت میگوییم ما یقین داریم فرقی نیست بین فجر و بقیه صلوات. ایشان با اولویت درست میکند.

سوال:؟؟؟

جواب: ممکن است بقیه واجب باشد اگر تقیه نبود.

سوال:؟؟

جواب: اون بحث دیگری است ما هم اون را قبول داریم. به اولویت نمیشود. حرف ما این است که ثانیا که اقای خویی به اولویت تمسک کرده درست نیست. من دوباره روایات را نگاه کردم که این که قنوت در فجر یا نمازهای جهریه افضل باشد معلوم نیست. البته بعید نیست که در کل نمازها جهریه قنوت افضل باشد نه خصوص صلاة فجر به دلیل استثنا. نه. این استثنا باب تقیه بوده. ربطی به افضلیت ندارد.

ولی بعید نیست چون در کثیری از روایات همین نمازهای جهریه را میاورد. در یک روایت دیگری هم هست که حضرت فرمود شک نکن اون هم به ذهن میزند که میخواهد اولویت را بیان کند. فرمود شک نکن چه روایتی بود. قال القنوت فی کل صلوات؟ قال محمد بن مسلم فذکرت ذلک لابی عبد الله فقال اما ما لایشک فیه فیما یجهر فیه بالقرائه. جای شک ندارد نه که اونها شک دارد ها! یعنی دیگه افضل است.

حاصل الکلام: این که ایشان خصوص صلات فجر را ادعا کرده که افضل است با این که افضل است باز گفته مخیر هستی پس بقیه هم به طریق اولی، نه، ما برای خصوص صلات فجر هیچ اولویتی نمیبینیم. صلات فجر مثل بقیه صلوات جهریه. این که در اون روایات گفته الا فی الفجر جهت تقیه است. خب این هم گذشتیم.

سوال:؟؟؟

جواب: ما میگوییم تساوی است اولویتی در کار نیست. اقای خویی میگوید اولویت.

مانع سوم در کلام مرحوم خویی و بررسی آن

مرحوم آقای خویی وجه سومی اورده. گفته اینها را ما این روایاتی را که به اصطلاح مانعه بود حمل بر تقیه باید بکنیم. گفته که بشهادة جملة من النصوص. خواندیم این روایت را که روایت اول قبلا خواندیم. منها موثقه محمد بن مسلم: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الْقُنُوتِ فِي الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ فَقَالَ اقْنُتْ فِيهِنَّ جَمِيعاً قَالَ وَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع بَعْدَ ذَلِكَ عَنِ الْقُنُوتِ فَقَالَ لِي أَمَّا مَا جَهَرْتَ فَلَا تَشُكَّ. شک ندارد یعنی ما در ذهنمان این است یعنی افضلیتش مسلم است. نه که میخواهد بگوید که مثلا بعضیها مشکوک است. درست است فلا تشک یا فلا شک فیه ظاهرش این است.

سوال:؟؟

جواب: یک نسخه هم فلاشک است.

به ذهن میزند که اگر هم اون باشد یعنی این قدر متیقن است که استحباب اکید دارد.

سوال:؟؟؟

جواب: فلا تشک یا فلاشک میگوید. خب چطور ما معنا کنیم روایت را؟ یعنی اینها تعبیرات عرفی است میگوید اون نمازهای جهری که واضح است خیلی ثواب دارد.

سوال:؟؟؟

جواب:اونها همه جا شک دارد دیگه.

سوال:؟؟؟

جواب: ما روایاتی را میخواندیم که مانع هستند در رتبه مانع هستند. یکی صحیحه بزنطی بود خواندیم. راست میگویید رفتیم جلوتر. نه عقب تر.

روایت دوم مانعه و بررسی آن

روایت دومی که، بحث در این بود که ما روایاتی داریم که به قرینه این روایات باید حمل کنیم روایاتی که ظهور در وجوب دارند بر استحباب. بحث در این بود در روایات مانعه بود اولیش صحیحه بزنطی بود که بحث کردیم دومیش روایت عبد الملک عمر. أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْقُنُوتِ قَبْلَ الرُّكُوعِ أَوْ بَعْدَهُ قَالَ لَا قَبْلَهُ وَ لَا بَعْدَهُ. یک روایت دیگری هم دارد وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قُنُوتُ الْجُمُعَةِ فِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى قَبْلَ الرُّكُوعِ وَ فِي الثَّانِيَةِ بَعْدَ الرُّكُوعِ فَقَالَ لِي لَا قَبْلُ وَ لَا بَعْدُ.

در ذهن ما این است که این دو روایت یک روایت هستند. یکیش را ناقص نقل کرده یک مرتبه. یک مرتبه هم او را کامل نقل کرده. دو تا روایت نیست. هر دو قلت لابی عبد الله. یکیش گفت عن القنوت. این قبل الرکوع او بعد الرکوع مناسبتش با همان نماز جمعه است. نمازهای دیگری که واضح است که قبل از رکوع است. لذا ما میگوییم این دو روایت نیست. یک روایت است صحیحش همین است وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قُنُوتُ الْجُمُعَةِ فِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى قَبْلَ الرُّكُوعِ وَ فِي الثَّانِيَةِ بَعْدَ الرُّكُوعِ فَقَالَ لِي لَا قَبْلُ وَ لَا بَعْدُ.

بعضی ها به این روایت استدلال کردند که این هم دلالت دارد بر عدم وجوب. چرا؟ چون گفته که لا قبل و لا بعد خب این دلیل است بر این که واجب نیست دیگه. لا قبل و لا بعد یعنی وجوب ندارد. قدر متیقنش این است. استدلال شده به این روایت که این هم مانع است از اون روایاتی که میگفت که واجب است.

مرحوم اقای خویی جواب داده هم اشکال سندی کرده هم اشکال دلالی. اشکال سندی گفته این اقای عبد الملک عمر توثیق ندارد. این روایت اولا ضعیف السند است. که من یادم هست سابق بحث کردیم عبد الملک عمر را میشود با کثرت روایت، روایت اجلاء وقوعش در طریق مشیخه فقیه به نظرم، ما قبلا این را گفتیم. این علی المبنا است. اقای خویی میگوید فقط باید بگویند ثقة یا صحیح. یک چیزهایی این جوری باید بگوید. ما گفتیم نه. همین کثرت روایت دارد. سی و چند روایت دارد. روایت اجلا دارد. در طریق مشیخه هست. همین ها کافی است که انسان وثوق پیدا کند. مذمت و قدحی هم ندارد. لذا ما از نظر سندی میگوییم روایت تمام است.

و اما از نظر دلالی مرحوم اقای خویی یک اشکال دلالی هم کرده. این اشکال دلالیش حالا منشا احتمال هست. گفته که این که سوال میکند قنوت الجمعه... میگوید سوال از وجوب نیست. نه از مشروعیت. از هیچ کدام سوال نکرده بلکه سوالش از محل قنوت است که آیا محل قنوت قبل از رکوع است یا بعد از رکوع است؟حالا قنوت واجب است یا مستحب کاری به این نداشته. از حکمش سوال نکرده. از جایگاهش سوال کرده. نسبت به حکمش مثلا ساکت است. این فقط مشروعیت فی الجمله را اثبات میکند. ربطی ندارد به. این که رواست میگوید: وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قُنُوتُ الْجُمُعَةِ فِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى قَبْلَ الرُّكُوعِ وَ فِي الثَّانِيَةِ بَعْدَ الرُّكُوعِ فَقَالَ لِي لَا قَبْلُ وَ لَا بَعْدُ. این دلالتی ندارد. نه بر وجوب. از جایش سوال کرده. حضرت فرموده که نه قبل از رکوع است و نه بعد از رکوع است. خب اگر شد نه قبل از رکوع نه بعد از رکوع، معارض دارد. ما میگوییم این دو روایت یک روایت است هر دو از نماز جمعه سوال کردند این خلاف اون روایاتی است که میگوید که نماز جمعه قنوت دارد در یک رکعت قبل از رکوع در یک رکعت بعد از رکوع. پس این که گفته فقال لا قبل و لا بعد این حمل بر تقیه میشود. این فرمایش اقای خویی.

ولی ما گفتیم نه، محتمل هم هست که قنوت الجمعه فی الاولی..... از قنوت سوال میکند. اونها مفروغ عنه است. قنوت الجمعه... یعنی آیا واجب است یا مستحب است؟مفروغ عنه بوده میدانسته قبل از رکوع. بعد هم که گفته لا قبل و لا بعد یعنی نه قبل و نه بعد واجب است. مستحب است. مرحوم آقای خویی میفرماید این روایت از محل قنوت سوال میکند. نه از حکم قنوت. ما میگوییم نه. صاف نیست. قنوت الجمعه ....یعنی آیا واجب است یا مستحب است؟ یا نه، اصلا میگوید لازم است؟ فقال لا قبل و لا بعد هیچ کدام لازم نیست.

سوال:؟؟

جواب: اصلا جایش را میدانسته. خیلی بعید است. از اصل وجوب سوال کرده.

سوال:؟؟؟

جواب: چون یکیش قبل از رکوع و یکی بعد از رکوع. قنوتی که یکیش قبل از رکوع و یکیش بعد از رکوع سوال کرده که واجب است یا نه. اما هم فرموده نه قبل و نه بعد.

سوال:؟؟؟

جواب: این جور بود قنوت الجمعه...أو ندارد.

سوال:؟؟؟؟

جواب: اون أون رهایش کنید. اجمال دارد صاف نیست. همین دومی صافتر است اون اولیش خیلی صاف نیست. این هم یک احتمال است ولی احتمال است.

سوال:؟؟

جواب: این که مرحوم اقای خویی مفروغ عنه گفته تقیه است میگوییم نه. معلوم نیست.

سوال:؟؟؟

جواب: اون که اقای خویی گفته ولی احتمال هم هست که از وجوب باشد.

سوال:؟؟؟؟

جواب:بله ما میگوییم مجمل است. ما ادعای ظهور اقای خویی را اشکال میکنیم. میگوییم صاف نیست. شاید است.

سوال:؟؟؟

جواب: یکیش أو است. گذشته از این که این دومی چون مفصل تر است به ذهن میزند که اصل روایت همین بوده. دو تا روایت نیست. این بازتر است.

سوال:؟؟؟

جواب:خب اگر اتحاد هم نباشد و دوتا باشند در یک روایتش این احتمال هست.

مقصود این است که ایشان حمل بر تقیه کرده، گیر ما این است حمل بر تقیه کرده خیلی صاف نیست. من المحتمل که سوال از لزوم است و ظاهر کلام هم این است که تقیه نیست دیگه درست است یک ظاهر موافق ایشان است ولی یک ظاهر هم موافق این طرف است که حمل بر تقیه نباشد علی ای حال ما میگوییم دلالت ندارد بر مدعای طرف بر استحباب دلالت ندارد. و لکن محتمل هست که وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قُنُوتُ الْجُمُعَةِ فِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى قَبْلَ الرُّكُوعِ وَ فِي الثَّانِيَةِ بَعْدَ الرُّكُوعِ فَقَالَ لِي لَا قَبْلُ وَ لَا بَعْدُ. محتمل هست که از لزومش سوال کرده باشد و لو ظهوری ندارد.

خب روایت سوم هم معتبره وهب بن عبد ربه عن ابی عبد الله علیه السلام که قبلا خواندیم من ترک القنوت رغبةَ عنه که گفتیم که اقای خویی که میگوید رغبه دلالت بر استحباب ندارد قبلا گذشت.

وجه متین برای مانعیت وجوب قنوت

وجه چهارم برای این که ما مانع درست بکنیم که این حرف متینی است. این سوالهای زیادی از اصحاب بزرگ ائمه شده است مثل محمد بن مسلم و امثال اینها آمدند سوال کردند از حکم قنوت به ذهن میزند این سوالهای زیاد کشف از این میکنند که اقای خویی فرموده که وجوب نداشته. در نماز یک چیزی واجب باشد بر این همه بزرگان مخفی نمیماند. این اسئله زیاد از بزرگان از اصحاب ناشی شده از اختلافی که خود حضرت بین اصحاب ایجاد کردند در این که کاشف از این است که قنوت از واجبات نماز نیست در ذهن ما این است که قرینه مهمی است. این که آمدند سوال کردند چون محل خلاف بوده بین شیعه و سنی، ائمه ما گاهی خلاف اون مستحب را بیان کردند اون منشا شده که بزرگانی از اصحاب ائمه بیایند از امام علیه السلام دوباره سوال بکنند.

یا این، ما فرمایشات مرحوم اقای خویی را بتمامه نمیگوییم. یک چیزهایی اضافه میکنیم و یا این که ائمه ما بعضا مختلف صحبت کردند فقط در نماز جهریه فرمودند. فقط در نماز مغرب و صبح و عشا فرمودند. این اختلاف بیانات ائمه سبب شده که بزرگانی از روات بیایند از امام علیه السلام سوال بکنند. منشا اختلاف در این روایات، منشا اسئله کثیره ای که در این باب شده، منشاش این بود که ائمه علیهم السلام تارةً به جهت تقیه، اصلا نفی کردند اصلا گفتند قنوت مستحب نیست یا الا فی الفجر. بعضا هم به خاطر اختلاف مراتب فضل مختلف صحبت کردند. در همه جهریه ها فرمودند. در بعضی از جهریه ها فرمودند. این اختلاف در گفتار به ضمیمه این که چیزی در نماز واجب میشد که، من هر چی فکر میکنم، در نماز ها! حالا کیفیت وضو اونها را کار نداریم، یک چیزی در نماز واجب شده باشد بعد این مخفی شده باشد و بعد روایات مختلفی در حقش صادر شده من هرچی فکر میکنم چیزی به ذهنم.

حرف ما این است این که ائمه علیهم السلام به اصحابشان مختلف صحبت کردند و از اون طرف خیلی بعید است یک چیزی واجب بوده در نماز بعدا برای مثل محمد بن مسلم گیر پیدا شده اینها امدند سوال کردند. این استبعاد این که یک چیزی در نماز واجب بوده بعد بین اصحاب ائمه مشکل پیدا کرده اینها سبب شده که ما بگوییم ائمه علیهم السلام اگر مختلف صحبت کردند نکته اش احد الامرین است. در بعضی جاها از جهت تقیه صاف صحبت نکردند و بعضی جاها هم مراتب فضل را بیان کردند. گفته اند در خصوص فلان نماز به خاطر اقوی فضیلةً است. ما روایات را به احد الحملین حمل میکنیم. ما میگوییم واضح است که قنوت واجب نبوده در نماز. همیشه واجب بوده اختفا پیدا کرده. واجبات نماز. حالا بسم الله ممکن است. قنوت مخفی شده در ذهن ما این است که بعید است. و میگوییم ائمه علیهم السلام که مختلف صحبت کردند یکی از این دو امر بوده. بعضا مراعات تقیه بوده. گفته مثلا قنوت استحباب ندارد الا در فجر. که شاهد هم اوردیم که فلانی و فلانی هم در فجر قنوت میکردند و یا برای بیان مراتب فضل بوده. افضلش را بیان میکردند به این اختلاف در بیان خودش یک شاهدی است. این را در سائر مستحبات هم میگویند.

مستحبات معمولا، شما نماز جعفر طیار را نگاه کنید میبینید روایاتش مختلف است. روایات صوم لقضاة الحاجه مسافر را نگاه کنید روایاتش مختلف است. معمولا در مستحبات روایاتش مختلف است نکته اش این است که مستحبات مراتب مختلفی دارند. اشد و شدید. ائمه به بعضی یک مرتبه،به بعضی همه را بیان کردند... این اختلاف روایات در باب قنوت به ذهن میزند که کاشف از استحباب این عمل است. مستحبات را ائمه ما مختلف نقل میکردند و این عدم وضوحش در زمان ائمه که منشا سوال شده برای اصحاب کبار ائمه خودش دلیل است بر این که اینها واجب نبودند. اینها را به هم ضمیمه کنید به این باور میرسید که قنوت نمیتواند در نماز واجب باشد. فرمایش شیخ صدوق را ما نتوانستیم بفهمیم. یک قرائن دیگری را اقای خویی ضمیمه کرده اونها را رها میکنیم. وارد بحث جدید میشویم.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo