1404/10/23
بسم الله الرحمن الرحیم
كتاب الصلاة/واجبات الصلاة /فصل 30:فی سائر أقسام السجود/سجده تلاوة/مسأله 16:شروط سجده تلاوة /اشرطیت وضع اعضاء هفتگانه/بررسی روایة حلبی/عدم شرطیت طهارت حدثیه وخبثیة در سجده تلاوة
موضوع: كتاب الصلاة/واجبات الصلاة /فصل 30:فی سائر أقسام السجود/سجده تلاوة/مسأله 16:شروط سجده تلاوة /اشرطیت وضع اعضاء هفتگانه/بررسی روایة حلبی/عدم شرطیت طهارت حدثیه وخبثیة در سجده تلاوة
ادامه بررسی سندی ودلالی روایة حلبی
ظاهر روایت حلبی[1] آن است که ولو در حال جلوس، رعایت شرایط سجده لازم نیست. در مورد سند این روایت، بعضی گفته اند توثیق جعفر بن محمد بن مسرور در رجال ثابت نیست. اما گفتیم ترضی مرحوم صدوق و وقوعش در طرق مشیخه و کثرت روایات، برای اثبات وثاقت او کافی است.
اشکالی مطرح شد که این راوی همان مرحوم ابنقولویه قمی است که در وثاقتش شکی نیست و در مورد اتحاد یا تعدد این دو نفر بحث شد. ادله قائلین به اتحاد بیان شد. اما بعضی مثل مرحوم خوئی و مرحوم صاحب مستدرک و مرحوم تستری قائل به تعدد شده اند.
آیت الله سید محمد رضا سیستانی در کتاب قبسات این بحث را تطویل کرده و توثیق را پذیرفته اما گفته رسیدن به نتیجه دشوار است.
اما به نظر میرسد این دو نفر، اتحاد دارند. چون جعفر بن محمد بن قولویه با جعفر بن محمد بن مسرور یک نفر هستند.
حاصل الکلام؛ برای اثبات اتحاد این دو نفر، یک راه از سوی مرحوم بروجردی ارائه شد که از مسیر علی بن محمد بن مسرور پیش آمد. راه دیگر اقامه شواهد بر اتحاد است. نخست آنکه مرحوم نجاشی در بیان شرح حال، یک بار جعفر بن محمد را شرح حال میکند و یک بار علی بن محمد که برادر جعفر است. قطعا جعفر و علی برادر هستند ولی بعید است که جعفر بن محمد غیر از جعفر بن محمد بن قولویه باشد. چون بعید است دو نفر در میان رواة یافت شوند که پدر و جد و جد اعلی همگی در اسم مشترک باشند و کنیه هر دو مشترک باشد. همچنین هر کدام یک برادر به نام علی داشته باشند. همچنین بعید است که دو جعفر باشد و اکثر مروی عنه و مشایخ آنها مشترک باشد. بعید است که رجالی فقط به ابنقولویه اشاره کرده و علی بن محمد را عنوان زده که برادر آن جعفر باشد که شرح حال نکرده با اینکه صاحب کتاب بوده. لذا به این اطمینان میرسیم که این دو، اتحاد دارند.
طهارت از خبث و حدث
و لا يعتبر فيه الطهارة من الحدث و لا من الخبث فتسجد الحائض وجوبا عند سببه و ندبا عند سبب الندب و كذا الجنب. [2]
مرحوم سید فرموده طهارت از حدث در سجده تلاوت لازم نیست. این نکته مطابق اصل عدم اشتراط است. اصل در شرطیت شیء لشیء، عدم است. ثانیا بعضی روایات این نکته را بیان فرمودند:
عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ: إِذَا قُرِئَ شَيْءٌ مِنَ الْعَزَائِمِ الْأَرْبَعِ فَسَمِعْتَهَا فَاسْجُدْ وَ إِنْ كُنْتَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ وَ إِنْ كُنْتَ جُنُباً وَ إِنْ كَانَتِ الْمَرْأَةُ لَا تُصَلِّي.[3]
البته در سند روایت، علی بن ابی حمزة بطائنی است که علی المبنا مقبول است و این روایات منقول از او، در زمانی اخذ شده که مستقیم العقیدة بوده.
مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِيسَ فِي آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ نَوَادِرِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام قَالَ: مَنْ قَرَأَ السَّجْدَةَ وَ عِنْدَهُ رَجُلٌ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ قَالَ يَسْجُدُ.[4]
سند روایت ابن ادریس علی المبنا است و مرحوم خوئی[5] اشکال کرده که سند ابن ادریس به این کتب اصول مشخص نیست.
ولی به نظر ما این کتب و اصول مشهوره و معروفه بودند و نیاز به سند نداشته.
وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام يَقْرَأُ الرَّجُلُ السَّجْدَةَ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ قَالَ يَسْجُدُ إِذَا كَانَتْ مِنَ الْعَزَائِمِ.[6]
عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ قَالَ:وَ سَأَلْتُهُ عَنْ إِمَامٍ يَقْرَأُ السَّجْدَةَ فَأَحْدَثَ قَبْلَ أَنْ يَسْجُدَ كَيْفَ يَصْنَعُ قَالَ يُقَدِّمُ غَيْرَهُ فَيَسْجُدُ وَ يَسْجُدُونَ وَ يَنْصَرِفُ فَقَدْ تَمَّتْ صَلَاتُهُمْ.[7]
این روایت دارای اختلاف نسخه است و در تهذیب[8] چنین نقل شده:
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ: مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیهالسلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ إِمَامٍ قَرَأَ السَّجْدَةَ فَأَحْدَثَ قَبْلَ أَنْ يَسْجُدَ كَيْفَ يَصْنَعُ قَالَ يُقَدِّمُ غَيْرَهُ فَيَتَشَهَّدُ وَ يَسْجُدُ وَ يَنْصَرِفُ هُوَ وَ قَدْ تَمَّتْ صَلَاتُهُمْ.[9]
طبق نقل دوم، امام علیهالسلام فرمودند امام جماعت که وضویش باطل شده، تشهد بخواند در حالی که میدانیم چنین حکمی وجود ندارد. اما این احتمال وجود دارد که ضمیر فیتشهد به غیر امام جماعت بازگشت دارد.
لذا مرحوم خوئی[10] این روایت را بر تقیه حمل کرده چون در نماز فریضه، امام جماعت نمیتواند در آیه سجده بخواند و این نشان میدهد که امام جماعت از عامه بوده.
اما به نظر میرسد اگر امام جماعت عن جهلٍ آیه تلاوت را خواند و نمازش باطل شد، امام جماعت جدید باید سجده کند و نماز را ادامه دهند. پس ضرورتی ندارد که بر تقیه حمل شود. همچنین در روایاتی که فرمود در هنگام نماز، برای سجده اشاره کند، مربوط به مکلف عالم است.
وَ عن جعفر بن محمّد علیهماالسلام، أنه قال:أَنَّهُ قَالَ: وَ مَنْ قَرَأَ السَّجْدَةَ أَوْ سَمِعَهَا سَجَدَ أَيَّ وَقْتٍ كَانَ ذَلِكَ مِمَّا تَجُوزُ الصَّلَاةُ فِيهِ أَوْ لَا تَجُوزُ وَ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ عِنْدَ غُرُوبِهَا وَ يَسْجُدُ وَ إِنْ كَانَ عَلَى غَيْرِ طَهَارَةٍ.[11]
این مرسله دعائم نیز دچار ضعف سند است.
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ علیهالسلام عَنِ الطَّامِثِ تَسْمَعُ السَّجْدَةَ فَقَالَ إِنْ كَانَتْ مِنَ الْعَزَائِمِ فَلْتَسْجُدْ إِذَا سَمِعَتْهَا.[12]
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام قَالَ فِي حَدِيثٍ وَ الْحَائِضُ تَسْجُدُ إِذَا سَمِعَتِ السَّجْدَةَ.[13]
به نظر مرحوم خوئی[14] تا اینجا تمام روایات برای مطلق طهارت من الحدث ضعیف السند هستند اما این دو روایت اخیر که در خصوص حائض است، گرچه صحیح السند است، اما دارای معارض است.
اما به نظر میرسد روایات همه ضعیف السند نیستند و مثل روایت علی بن ابی حمزه، مشکل سندی ندارد، و حتی اگر ضعیف باشد، بعید است که این چند روایت همه ضعیف السند باشد. با توجه به اینکه عمل مشهور نیز نقل شده و احتمال دروغ بودن آنها داده نمیشود، پس در مورد مطلق الطهارة، حجت تمام است که در سجده تلاوت شرط نیست.
اما در خصوص، دو روایت معتبره گزارش شده که طهارت از آن شرط نیست. پس اگر حائض که هم حدث دارد و هم خبث دارد، باید سجده کند و نیاز به تعویض و تطهیر خبثی نیست، قطعا جنب نیز باید سجده کند و فرقی بین آنها نیست.
روایات معارض در مورد حدیث حیض
با این حال، در خصوص حائض، دو روایت صحیح السند اما معارض وجود دارد. به دلیل این روایات بعضی از فقهاء مثل مرحوم مفید[15] و مرحوم طوسی[16] در خصوص حائض گفته اند سجده نکند.
روایت عبدالرحمن به نقل از تهذیب[17]
وَ عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحَائِضِ هَلْ تَقْرَأُ الْقُرْآنَ وَ تَسْجُدُ سَجْدَةً إِذَا سَمِعَتِ السَّجْدَةَ قَالَ تَقْرَأُ وَ لَا تَسْجُدُ.[18]
روایت عبدالرحمن به نقل از استبصار[19]
الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحَائِضِ هَلْ تَقْرَأُ الْقُرْآنَ وَ تَسْجُدُ سَجْدَةً إِذَا سَمِعَتِ السَّجْدَةَ قَالَ لَا تَقْرَأْ وَ لَا تَسْجُدْ.
تفاوت دو نسخه در لفظ «لاتقرأ» و «تقرأ» است که تاثیری در محل بحث ندارد چون هر دو در «لاتسجد» مشترک هستند.
مرحوم خوئی[20] فرموده نسخه تهذیب اصح است چون قرائت قرآن برای حائض مشکل ندارد و نهی لاتقرأ در مورد او مجال ندارد.
اما به نظر میرسد این فرمایش مقبول نیست. نسخه لاتقرأ و لاتسجد، در حال نهی از مطلق قرائت نیست بلکه نهی از قرائتی است که سجده دارد. همچنین لاتقرأ میتواند به معنای نهی کراهتی از خواندن تمام قرآن باشد که بیش از 7 آیه میشود.
موثقه غیاث بن کلوب
مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِيسَ فِي آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَزَّازِ عَنْ غِيَاثٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ علیهالسلام قَالَ: لَا تَقْضِي الْحَائِضُ الصَّلَاةَ وَ لَا تَسْجُدُ إِذَا سَمِعَتِ السَّجْدَةَ. [21]
وجوهی برای حل تعارض بیان شده.