1405/06/25
بسم الله الرحمن الرحیم
زهد/ صفات مؤمن/شرح چهل حدیث مرحوم امام خمینی
موضوع: شرح چهل حدیث مرحوم امام خمینی/ صفات مؤمن/زهد
مجاهدت در راه خدا و گشودهشدن راههای هدایت
خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید: ﴿وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا﴾[1] یعنی کسانی که در راه ما مجاهده کنند، حتماً راههای خود را به آنان نشان خواهیم داد.
مجاهده و جهاد، انواع مختلفی دارد؛ گاهی جهاد با مال است، گاهی جهاد با جان و نفس، گاهی جهاد فرهنگی و گاهی جهاد اجتماعی. هرکس متناسب با شرایط و وظیفه خود میتواند در مسیر جهاد قرار بگیرد.
کسی در جبهه مجاهده میکند، دیگری در عرصه اجتماعی و در میان مردم، دیگری با علم، مطالعه، مباحثه و تدریس. ما طلبهها نیز باید تلاش کنیم از مصادیق این آیه شریفه باشیم و «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا» درباره ما صدق کند.
مجاهده باید در راه خدا باشد
نکته مهم این است که مجاهده باید همراه با اخلاص باشد، نه نفاق و هوا و هوس.
ممکن است بعضی افراد در ظاهر در شمار مجاهدان باشند، اما در کنار این مجاهده، مرتکب دروغ، تهمت، افترا، غیبت یا دیگر خلافهای شرعی شوند. این، مجاهده در راه خدا نیست.
اگر مجاهد هستید، نباید دروغ بگویید. اگر مجاهد هستید، نباید تهمت بزنید. اگر مجاهد هستید، نباید غیبت کنید و نباید مرتکب خلاف شرع شوید.
﴿وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا﴾ یعنی مجاهدهای که حقیقتاً در راه خدا باشد؛ مجاهدهای که در کنار آن، گناه و خلاف شرع قرار نگیرد. اگر بتوانیم مصداق حقیقی این آیه شریفه شویم و قدمهای مجاهده را در راه خدا برداریم، خداوند متعال میفرماید: ﴿لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا﴾ راههای هدایت، معرفت و وصول به خداوند برای انسان گشوده میشود.
راه هدایت چگونه گشوده میشود؟
گاهی انسان در انجام کاری دچار تردید میشود و نمیداند چه تصمیمی بگیرد. وقتی ارتباط انسان با خداوند برقرار باشد، هدایت الهی او را راهنمایی میکند و راه درست را به او نشان میدهد.
انسان باید تلاش کند تمام زندگی خود را در مسیر خدا قرار دهد؛ مطالعهاش برای خدا باشد، درس خواندنش برای خدا باشد، مباحثه و تدریسش برای خدا باشد و حتی کارهای عادی زندگیاش را نیز با نیت الهی انجام دهد.
ذکر خدا، نماز اول وقت، انجام مستحبات، نماز شب، دعا و زیارت، همه میتوانند انسان را در این مسیر قرار دهند.
وقتی انسان با خدا ارتباط پیدا کرد، مسیر هدایت برای او گشوده میشود و گاهی حقایقی را درک میکند که پیش از آن برایش روشن نبوده است.
نمونههایی از هدایت الهی
مرحوم امام خمینی (رحمهاللهعلیه) از شخصیتهایی بود که به چنین مقام و مرتبهای رسیده بود. گاهی دستوراتی میدادند که با نظر برخی مشاوران ایشان هماهنگ نبود، اما ایشان بر تصمیم خود اصرار میکردند و بعدها روشن میشد که تصمیم ایشان درست بوده است.
یکی از نمونههای معروف، ماجرای حکومت نظامی در روزهای پیروزی انقلاب اسلامی است. پس از بازگشت امام خمینی به ایران و فرار شاه، حکومت نظامی اعلام شد و گفته شد هرکس از خانه خارج شود، با خطر کشتهشدن مواجه خواهد بود.
برخی از اطرافیان و مشاوران امام توصیه میکردند مردم در خانه بمانند، اما امام دستور دادند مردم به خیابانها بیایند. این تصمیم در شرایطی گرفته شد که نیروهای مسلح در خیابانها حضور داشتند.
این نمونهای از همان حقیقتی است که قرآن کریم میفرماید: ﴿وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا﴾ اگر انسان در راه خدا مجاهده کند، راه برای او گشوده میشود و هدایت الهی به او میرسد.
محاسبه دائمی اعمال
انسان باید در انجام وظایف شرعی خود بسیار مراقب و محاسبهگر باشد.
قبل از هر کاری از خود بپرسیم:
آیا این کار مورد رضای خداست؟
آیا امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف از این کار راضی است؟
این پولی که میخواهم بگیرم، حلال است یا حرام؟ آیا شبههای در آن وجود دارد؟
این سخنی که میخواهم بگویم، مورد رضای خداست یا نه؟
در گفتار، بیش از همه باید مراقب باشیم. قبل از سخنگفتن، باید لحظهای تأمل کنیم و ببینیم این سخن، شرعی، قانونی و مصلحتآمیز هست یا نه.
حتی در روابط خانوادگی و اجتماعی نیز باید همین محاسبه را داشته باشیم. اگر میخواهیم با همسر، فرزند یا همسایه خود بحث کنیم، ابتدا باید ببینیم آیا این رفتار وظیفه ماست یا اینکه گناهی در کنار آن قرار میگیرد.
اگر کاری وظیفه است، نباید از انجام آن بترسیم؛ اما اگر وظیفه نیست یا در کنار آن حرامی وجود دارد، باید از آن پرهیز کنیم.
زهد، انزوا نیست
گاهی تصور میشود زهد به معنای کنارهگیری از جامعه و بستن در خانه و پرداختن صرف به عبادت است؛ اما مرحوم امام خمینی (رحمهاللهعلیه) در کتاب «چهل حدیث» تأکید میکنند که زهد، اینگونه نیست.
زهد، مجاهده در راه خداست؛ حضور در میدان، حضور در جامعه و بودن در کنار مردم. انسان باید در میان مردم باشد، آنان را هدایت کند، به خانواده خود توجه داشته باشد و فرزندانش را تربیت کند.
چگونه به مقام مجاهده برسیم؟
ممکن است انسان در ابتدای راه، عبادت و رفتارهای دینی را با انگیزهای کاملاً خالصانه انجام ندهد. برای مثال، جوانی ممکن است نماز اول وقت بخواند یا در نماز جماعت شرکت کند و از اینکه دیگران او را تحسین میکنند، خوشحال شود. نباید به همین دلیل نماز جماعت را ترک کند و بگوید چون دیگران از من تعریف میکنند، پس این عمل برای خدا نیست.
به عبادت ادامه دهید. ممکن است روزهای اول، بخشی از انگیزه انسان تحت تأثیر نگاه دیگران باشد؛ اما با استمرار، این رفتارها به تدریج به ملکه و عادت انسان تبدیل میشوند.
بعد از مدتی، انسان نماز اول وقت میخواند، نماز شب میخواند، راست میگوید، غیبت نمیکند و حتی اگر دیگران غیبت کنند، جلوی آنان را میگیرد؛ بدون اینکه دیگر به تعریف و تمجید دیگران توجه داشته باشد.
انجام واجبات، ترک محرمات، نماز شب، نماز اول وقت، دعا و زیارت، به تدریج انسان را در مسیر رشد معنوی قرار میدهد.
نقش زیارت و عبادت در رشد معنوی
زیارت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام)، زیارت امام رضا (علیهالسلام)، زیارت حضرت معصومه (سلاماللهعلیها)، دعای کمیل، دعای عرفه، نماز شب و نماز اول وقت، همگی میتوانند در رشد معنوی انسان اثرگذار باشند.
البته مسئله فقط انجام ظاهری این اعمال نیست؛ باید با معرفت و توجه انجام شوند. نماز را با آرامش و توجه بخوانیم، معنای آن را بفهمیم و ارتباط خود را با خداوند تقویت کنیم. ممکن است در آغاز، برخی اعمال برای انسان سخت باشد، اما به مرور تبدیل به بخشی از زندگی او میشود. کسی که به نماز شب عادت کرده است، حتی اگر دیگران چیزی به او نگویند، خودش در نیمهشب بیدار میشود و نماز شب میخواند.
اگر بیدارشدن در نیمهشب برای کسی دشوار است، میتواند پیش از نیمهشب، در زمانی که امکانش وجود دارد، نماز شب را به جا آورد.
مهم این است که انسان در مسیر هدایت قرار بگیرد.
وقتی راهها گشوده میشوند:
خداوند میفرماید: ﴿لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا﴾ گاهی راههای مادی گشوده میشوند و امکانات بیشتری در اختیار انسان قرار میگیرد. انسان نیز باید این امکانات را در راه خدا و خدمت به مردم به کار بگیرد.
گاهی راههای اجتماعی گشوده میشود؛ مردم به انسان مراجعه میکنند، به او اعتماد میکنند و امکان خدمت بیشتری پیدا میکند.
گاهی نیز راههای معنوی گشوده میشود؛ انسان بدون آنکه حتی ساعت تنظیم کرده باشد، برای نماز شب بیدار میشود. اینها میتواند از آثار هدایت الهی باشد.
البته مقصود این نیست که فقط نماز بخوانیم تا پولدار شویم یا امکانات مادی به دست آوریم. مسئله اصلی این است که انسان در مسیری قرار بگیرد که برای خدا و برای خدمت به مردم زندگی کند.
اگر کسی امکاناتی به دست آورد و همه را برای خودش نگه داشت، باید در رفتار خود تأمل کند. اما اگر بخشی را برای زندگی خود و خانوادهاش قرار داد و بخشی را نیز در راه خدا و خدمت به مردم صرف کرد، این روحیه نشان میدهد که نگاه او به نعمتهای الهی چگونه است.
معامله با خدا
بهترین معامله، معامله با خداست. همانطور که وقتی با فردی معامله میکنید و متوجه میشوید انسان فریبکاری است، دیگر با او معامله نمیکنید، در ارتباط با خداوند نیز باید یقین داشته باشیم که بهترین و مطمئنترین معامله، معامله با خداست.
نباید تصور کنیم وقتی در راه خدا میبخشیم، از جیب ما کم میشود. انسان باید این مسیر را تجربه کند و آثار آن را در زندگی خود ببیند.
ثمره معرفت
یکی از نکات مهم این است که معرفت حقیقی، نگاه انسان را نسبت به دنیا تغییر میدهد. وقتی انسان معرفت پیدا میکند، دیگر دنیا معیار ارزش او نمیشود.
اگر قرار باشد برای رسیدن به یک مقام دنیوی دروغ بگوییم، تملق کنیم یا خلاف شرع انجام دهیم، باید بدانیم که این مقام در برابر ارزش انسانی و رضایت خداوند ارزشی ندارد.
ممکن است انسان برای مدتی به صورت ظاهری مجاهد یا فردی خوب باشد، اما در طول زمان حقیقت شخصیت او آشکار خواهد شد.
بهترین راه این است که انسان با خدا معامله کند.
برای خودتان ارزش قائل باشید
انسان باید برای شخصیت و ارزش انسانی خود اهمیت قائل باشد. شما عقل، ایمان و استعداد دارید. سالها تحصیل کردهاید، درس خواندهاید و برای رسیدن به جایگاه علمی و دینی تلاش کردهاید. بنابراین نباید شخصیت و ارزش انسانی خود را در برابر دنیا ارزان بفروشید.
اگر انسان برای شخصیت انسانی خود ارزش قائل باشد، دنیا در چشم او کوچک میشود. ممکن است میلیاردها تومان یا امکانات فراوانی به انسان پیشنهاد شود، اما اگر رسیدن به آن مستلزم یک خلاف شرعی باشد، باید بتواند از آن صرفنظر کند. شیطان میگوید این کار را انجام بده؛ در مقابل، خداوند میفرماید این کار را انجام نده.
انسان باید ارزش خود را بشناسد و در برابر دنیا تسلیم نشود.
سادهزیستی و تأثیر آن بر مردم
نکته مهم دیگر، سادهزیستی روحانیون و ارتباط آنان با مردم است. مردم بسیاری از آموزههای دینی مانند نماز جماعت، دعا، زیارت و دیگر اعمال دینی را از روحانیون آموختهاند. اگر مردم ببینند روحانی زندگی سادهای دارد، مانند خود آنان زندگی میکند، دروغ نمیگوید و آنچه میگوید در زندگی خودش نیز رعایت میشود، به او اعتماد میکنند.
بسیاری از مردم، دین را فقط از طریق استدلالهای عقلی نمیشناسند؛ بلکه رفتار و زندگی یک عالم دینی میتواند در گرایش آنان به دین بسیار اثرگذار باشد. اگر مردم اعتقاد خود را به یک روحانی از دست بدهند، ممکن است این بیاعتمادی به اصل دین نیز سرایت کند.
بنابراین باید سادهزیستی در زندگی ما سرلوحه قرار بگیرد. در کنار مردم باشیم و مانند آنان زندگی کنیم.
خانههای بسیار مجلل، خودروهای گرانقیمت، مراسمهای پرهزینه و تجملات فراوان، اگر باعث فاصلهگرفتن مردم از روحانیت و دین شود، باید درباره آن تأمل کرد. ممکن است بسیاری از این امکانات از نظر شرعی حلال باشد، اما مسئله فقط حلال و حرام شخصی نیست؛ رفتار ما آثار اجتماعی نیز دارد. مردم باید ببینند روحانی در کنار آنهاست و زندگی او با زندگی مردم فاصله زیادی ندارد. از شخصیتهایی مانند آیتالله کوهستانی (رحمةاللهعلیه) یاد میشود که با همین سادگی و ارتباط با مردم توانسته بودند در دل مردم جای بگیرند.
در میدان بمانید
بنابراین، تلاش کنیم مصداق حقیقی آیه شریفه باشیم: ﴿وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا﴾ در راه خدا مجاهده کنیم، اخلاص داشته باشیم، واجبات را انجام دهیم، از محرمات دوری کنیم، در گفتار و رفتار خود محاسبه داشته باشیم و برای شخصیت انسانی خود ارزش قائل باشیم.
سادهزیستی را در زندگی خود سرلوحه قرار دهیم و در کنار مردم بمانیم. میدان و خیابان را ترک نکنیم و ارتباط خود را با مردم حفظ کنیم.
انشاءالله خداوند متعال به همه شما بزرگواران، شخصیتهای انقلابی و مجاهد، توفیق دهد که مصداق این آیه شریفه باشید و راههای هدایت و معرفت الهی به روی شما گشوده شود.
انشاءالله تحت رهبری حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای عزیز، به اهداف رهبری شهید دست پیدا کنیم.