« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محسن فقیهی

1405/07/14

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی ادلّه اشتراط ذکوریّت/مرجعیّت زنان/مرجعیّت و قضاوت زنان

 

موضوع: مرجعیّت و قضاوت زنان/مرجعیّت زنان/بررسی ادلّه اشتراط ذکوریّت

خلاصه جلسه گذشته: در جلسه گذشته گفتیم که مخالفان با استناد به روایات «نَاقِصَاتُ الْعُقُولِ» و برخی تفاوت‌های فقهی، در منع مرجعیّت زنان استدلال کرده‌اند. در پاسخ، این تفاوت‌ها لزوماً به معنای نقص ذاتی عقل زن نیست؛ بلکه تفاوت در عواطف و برخی ویژگی‌های اجتماعی، با توانایی علمی و استدلالی زنان ملازمه ندارد.

بر اساس دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی، اگر عقل به معنای مدیریت اجتماعی باشد، ممکن است تفاوت‌هایی میان زن و مرد مطرح شود؛ اما در معنای عقل حقیقی، یعنی تقرب به خدا و عبودیت، میان زن و مرد تفاوتی نیست و حتی ممکن است زنان برتر باشند.

همچنین پشتکار و تلاش علمی می‌تواند بر تفاوت‌های استعداد غلبه کند. بنابراین، اگر زنی به مرتبه اجتهاد، عدالت و اعلمیّت برسد، دلیل روشنی برای منع تقلید از او وجود ندارد؛ زیرا ملاک مرجعیّت، علم و تقواست، نه جنسیّت.

 

بحث ما در «فقه معاصر» پیرامون مرجعیّت زنان است: اگر زن، اعلم باشد، آیا تقلید از او جایز است یا نه؟

دلیل اوّل: دوران امر بین تعیین و تخییر

1-۱. تقریر استدلال

«وَالشَّرْطُ السَّادِسُ: الرُّجُولِيَّةُ. وَيَدُلُّ عَلَى شَرْطِيَّةِ الذُّكُورِيَّةِ فِي الْمُجْتَهِدِ أُمُورٌ:

مِنْهَا: عُمُومُ حُرْمَةِ الْعَمَلِ بِغَيْرِ الْعِلْمِ، وَلَمْ يَخْرُجْ مِنْ تَحْتِ أَصَالَةِ الْحُرْمَةِ إِلَّا الذُّكُورُ، وَغَيْرُهُمْ مَشْكُوكُ الْخُرُوجِ، فَيَجِبُ التَّمَسُّكُ بِأَصَالَةِ الْحُرْمَةِ؛ لِأَنَّهُ شَكٌّ فِي تَخْصِيصٍ زَائِدٍ.

وَمِنْهَا: أَنَّهُ يَدُورُ الْأَمْرُ بَيْنَ التَّعْيِينِ وَالتَّخْيِيرِ.»[1]

یکی از استدلال‌هایی که در این بحث مطرح شد، «دَوَرَانُ الْأَمْرِ بَيْنَ التَّعْيِينِ وَالتَّخْيِيرِ» است. تقریر آن چنین است: یا ما مخیّریم که از مرد تقلید کنیم یا از زن (تخییر)، و یا معیَّناً باید از مردان تقلید کنیم (تعیین). در «دَوَرَانِ الْأَمْرِ بَيْنَ التَّعْيِينِ وَالتَّخْيِيرِ» گفته می‌شود احتیاط در اخذ به تعیین است؛ یعنی در اینجا تقلید از مرد مطابق احتیاط است، چه آنکه یا تقلید از زن و مرد هر دو جایز است و یا تقلید از مرد معیَّناً واجب است.

1-۲. بررسی استدلال

الف) فرض تساوی در علمیّت: این استدلال در صورتی که زن و مرد از نظر علمی مساوی باشند، استدلال خوبی نیست؛ زیرا وقتی هر دو از جهت علمی مساوی‌اند، یا مخیّریم میان این دو، یا معیَّناً باید از مرد تقلید کنیم؛ پس می‌گوییم: از مرد تقلید می‌کنیم.

ب) فرض اعلمیّت زن: اما اگر زن اعلم باشد، این استدلال تمام نیست؛ چون در این فرض «دَوَرَانُ الْأَمْرِ بَيْنَ التَّعْيِينِ وَالتَّخْيِيرِ» نیست، بلکه «دَوَرَانُ الْأَمْرِ بَيْنَ التَّعْيِينِ وَالتَّعْيِينِ» است؛ زیرا ممکن است قول آن زنِ اعلم حجّت باشد و قول آن مردِ غیراعلم حجّت نباشد. پس امر میان تعیین و تعیین دائر است.

توضیح:

در بحث تقلید گفته می‌شود: «تقليد أَعلم لازم است» و دلیلتان عقل و عقلاست؛ عقل و عقلا می‌گویند از اعلم باید تقلید کرد. حال اگر زنی اعلم و مردی غیراعلم باشد، «تَقْدِيمُ الْمَفْضُولِ عَلَى الْفَاضِلِ» است. باید به کسی رجوع کنیم که اعلم به علم کتاب و سنّت است، کتاب و سنّت را بهتر می‌فهمد و روایات را بهتر درک می‌کند. بنابراین این دلیل کافی نیست.

2. دلیل دوّم: «مَذَاقُ الشَّارِعِ» (استدلال مرحوم آیت‌الله خویی)

در تعریف مذاق شرع این گونه آورده اند:«اَلْمَقْصُودُ بِالْمَذَاقِ هُوَ الْمَنْهَجُ الْفِكْرِيُّ أَوِ السَّلِيقَةُ الَّتِي تُعْلَمُ مِنْ مَجْمُوعِ أَفْكَارِ الشَّخْصِ وَأَحْكَامِهِ الْعَمَلِيَّةِ وَمَوَاقِفِهِ تُجَاهَ الْوَقَائِعِ الْمُخْتَلِفَةِ، أَوْ مِنْ مَجْمُوعَةٍ مِنْهَا؛ بِحَيْثُ قَدْ نَتَمَكَّنُ أَنْ نُحَدِّدَ بِهِ مَوْقِفَ هَذَا الشَّخْصِ، وَلَوْ فِي بَعْضِ الْوَقَائِعِ، قَبْلَ أَنْ يُخْبِرَنَا بِهِ؛ فَالْمُرَادُ بِمَذَاقِ الشَّرْعِ أَوْ ذَوْقِ الشَّرْعِ: مَنْهَجُ الشَّارِعِ وَمَشْرَبُهُ وَطَرِيقَتُهُ الَّتِي تُسْتَكْشَفُ مِنْ مَجْمُوعِ أَحْكَامِهِ وَمَبَانِيهَا وَمَوَاقِفِهِ، أَوْ مَجْمُوعَةٍ مِنْهَا؛ بِحَيْثُ يُمْكِنُ لَنَا تَحْدِيدُ مَوْقِفِ الشَّارِعِ الْمُقَدَّسِ تُجَاهَ مَا لَمْ يُخْبِرْنَا بِمَوْقِفِهِ فِيهِ.»[2]

یعنی: مقصود از «مذاق»، همان منهج فکری یا سلیقه‌ای است که از مجموع اندیشه‌ها، احکام عملی و مواضع یک شخص نسبت به رویدادهای گوناگون، یا از مجموعه‌ای از آن‌ها شناخته می‌شود؛ به‌گونه‌ای که بتوانیم موضع این شخص را، ولو در برخی رویدادها، پیش از آنکه خودش به ما خبر دهد، تعیین کنیم. بنابراین مراد از «مذاق شرع» یا «ذوق شرع»، منهج شارع و مشرب و روش اوست که از مجموع احکام او و مبانی آن‌ها و مواضع او، یا از مجموعه‌ای از آن‌ها کشف می‌شود؛ به‌گونه‌ای که بتوانیم موضع شارع مقدس را در مواردی که خود او موضعش را به ما اعلام نکرده است، تعیین کنیم.

2-۱. تقریر دلیل

مرحوم آیت‌الله خویی (اَعْلَى اللهُ مَقَامَهُ الشَّرِيفَ) به «مَذَاقِ الشَّارِعِ» استدلال کرده‌اند. «مذاق شارع» چیست؟ یعنی از مجموع احکام شرعی در جاهای مختلف استفاده می‌کنیم که مذاق شارع مقدّس این است که زن مرجع تقلید نباشد. از آن روایاتی که دلالت دارد زنان باید مستور باشند و باید در خانه باشند و امثال این روایات، استفاده می‌شود که زن برای مرجعیّت تقلید مناسب نیست؛ مرد باید مرجع تقلید باشد، چون زن باید محفوظ و در خانه باشد و از خانه بیرون نیاید.

2-۲. حقیقت «مذاق شارع»

ایشان خودشان نیز «مذاق شارع» را توضیح می‌دهند. ما چهار دلیل داریم: کتاب، سنّت، اجماع و عقل. ایشان عنوان تازه‌ای را مطرح فرموده‌اند:«مذاق شارع». مراد از آن «هُوَ الْمَنْهَجُ الْفِكْرِيُّ أَوِ السَّلِيقَةُ الَّتِي تُعْلَمُ مِنْ مَجْمُوعِ أَفْكَارِ الشَّخْصِ وَأَحْكَامِهِ الْعَمَلِيَّةِ وَمَوَاقِفِهِ تُجَاهَ الْوَقَائِعِ الْمُخْتَلِفَةِ، أَوْ مِنْ مَجْمُوعَةٍ مِنْهَا.» است؛ یعنی منهج فکری شارع را از مجموع احکامی که دارد به دست می‌آوریم، و آن اینکه شارع مقدّس دوست دارد زن در خانه باشد و نمی‌خواهد زن بیرون از خانه باشد.

مثال برای توضیح: گاهی درباره شخصی، مثلاً مقام معظم رهبری، می‌گوییم از مجموع سخنانش برداشت می‌شود که با غرب میانه‌ای ندارد؛ با غرب و با آمریکا مخالف است. این برداشتِ از مجموع سخنان است و می‌گوییم «مذاق رهبر انقلاب، مخالفت با غرب است». سؤال این است که آیا در اینجا می‌توان همین نسبت را به شارع داد و گفت: از مجموع آیات و روایاتی که دیده‌ایم، برداشت ما این است که زن به درد مرجعیّت نمی‌خورد، زن باید در خانه باشد و زندگی‌اش مستور و محفوظ باشد؟

2-3. عبارت مرحوم آیت‌الله خویی

ایشان می‌فرماید:«وَالصَّحِيحُ أَنَّ الْمُقَلَّدَ يُعْتَبَرُ فِيهِ الرُّجُولِيَّةُ، وَلَا يَسُوغُ تَقْلِيدُ الْمَرْأَةِ بِوَجْهٍ، وَذَلِكَ لِأَنَّا قَدِ اسْتَفَدْنَا مِنْ مَذَاقِ الشَّارِعِ أَنَّ الْوَظِيفَةَ الْمَرْغُوبَةَ مِنَ النِّسَاءِ إِنَّمَا هِيَ التَّحَجُّبُ وَالتَسَتُّر، وَتَصَدِّي الْأُمُورِ الْبَيْتِيَّةِ، دُونَ التَّدَخُّلِ فِيمَا يُنَافِي تِلْكَ الْأُمُورَ، وَمِنَ الظَّاهِرِ أَنَّ التَّصَدِّيَ لِلْإِفْتَاءِ بِحَسَبِ الْعَادَةِ يَجْعَلُ النَّفْسَ فِي مَعْرَضِ الرُّجُوعِ وَالسُّؤَالِ لِأَنَّهُمَا مُقْتَضَى الرِّئَاسَةِ لِلْمُسْلِمِينَ، وَلَا يَرْضَى الشَّارِعُ بِجَعْلِ الْمَرْأَةِ نَفْسَهَا مَعْرِضًا لِذَلِكَ أَبَدًا، كَيْفَ وَلَمْ يَرْضَ بِإِمَامَتِهَا لِلرِّجَالِ فِي صَلَاةِ الْجَمَاعَةِ فَمَا ظَنُّكَ بِكَوْنِهَا قَائِمَةً بِأُمُورِهِمْ وَمُدِيرَةً لِشُؤُونِ الْمُجْتَمَعِ وَمُتَصَدِّيَةً لِلزَّعَامَةِ الْكُبْرَى لِلْمُسْلِمِينَ.

وَبِهَذَا الْأَمْرِ الْمُرْتَكَزِ الْقَطْعِيِّ فِي أَذْهَانِ الْمُتَشَرِّعَةِ يُقَيَّدُ الْإِطْلَاقُ، وَيُرْدَعُ عَنِ السِّيرَةِ الْعَقْلَائِيَّةِ الْجَارِيَةِ عَلَى رُجُوعِ الْجَاهِلِ إِلَى الْعَالِمِ مُطْلَقًا رَجُلًا كَانَ أَوِ امْرَأَةً.»[3]

مفاد فرمایش ایشان چنین است:

- صحیح این است که مجتهد و مرجع تقلید باید مرد باشد و تقلید از زن درست نیست.

- دلیل آن، آن است که ما از مذاق شارع استفاده کرده‌ایم که وظیفه مطلوب زنان، حجاب و پوشیدگی (محجوب و مستور بودن) است و اینکه متصدّی «أمور بیتیه» باشند؛ یعنی رئیس خانه باشند، امور خانه را درست انجام دهند، غذا درست کنند و کارهای داخل منزل را بکنند. (به تعبیر دیگر: «وزیر امور داخلی» شما همان خانم است که در خانه همه‌کار را انجام می‌دهد.) و وارد کارهایی که با آن امور منافات دارد نشوند؛ یعنی در کارهای مربوط به خارج منزل دخالت نکنند: داخل منزل با خانم، بیرون منزل با شوهر.

- از ظاهر امر برمی‌آید که تصدّی افتاء، به حسب عادت، در معرض رجوع مردم قرار می‌گیرد. وقتی ریاست مسلمین را یک خانم بر عهده بگیرد، در معرض سؤال قرار می‌گیرد؛ هر روز زنگ می‌زنند، کار دارند و رفت‌وآمد می‌کنند، و این با اینکه خانم بخواهد در خانه باشد منافات دارد. شارع راضی نیست که زن خود را در معرض سؤال و جواب و رجوع مردم و امثال آن قرار دهد.

- امامتِ جماعت زن برای مردان را شارع نپذیرفته است. این قضیه آن‌قدر قوی است که زن حق ندارد برای مردها امام جماعت شود. پس چگونه است که تمام امور مردان در اختیار یک زن باشد و او مدیر شئون جامعه و متصدّی زعامت عامه مسلمین باشد؟ این‌ها با مذاق شارع منافات دارد.

- با این «امر مرتکز قطعی در اذهان متشرعه» (که به نظر محقّق خویی قطعی هم هست) اطلاقِ حدیث «مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ ...» را تقیید می‌زنیم؛ یعنی این اطلاق که شامل زن و مرد می‌شود، مقیّد می‌گردد و شامل زنان نمی‌شود.

- همچنین سیره عقلا که می‌گوید جاهل به عالم رجوع کند، چه زن باشد چه مرد و بین زن و مرد فرقی نیست، به مذاق شارع رد می‌شود. محقّق خویی می‌فرماید مذاق شارع این است که زن در خانه باشد و عهده‌دار امور مردم نشود.

2-4. عبارت آیت‌الله فاضل لنکرانی

آیت‌الله فاضل لنکرانی(رضوان الله تعالی علیه) نیز می‌فرمایند:

«فَانْقَدَحَ مِنْ جَمِيعِ ذَلِكَ اعْتِبَارُ الرُّجُولِيَّةِ فِي الْمَرْجِعِيَّةِ، خُصُوصاً مَعَ وُضُوحِ مَذَاقِ الشَّارِعِ بِالْإِضَافَةِ إِلَى هَذِهِ الطَّائِفَةِ الَّتِي لَا تَكُونُ الْوَظِيفَةُ الْمَرْغُوبَةُ مِنْهُنَّ إِلَّا التَسَتُّر وَالْجِهَاتِ الرَّاجِعَةَ إِلَى الْأُمُورِ الْبَيْتِيَّةِ الدَّاخِلِيَّةِ، لَا الِاجْتِمَاعِيَّةَ الْمَطْلُوبَةَ مِنَ الرِّجَالِ.»[4]

مفاد فرمایش ایشان آن است که مطلوب شارع این است که زنان در خانه باشند، امور داخلی خانه را اداره کنند و در بیرون خانه کاری نداشته باشند.

این دو شخصیت بزرگوار (مرحوم محقّق خویی و مرحوم آیت‌الله فاضل) و عدّه زیادی از طرفداران این دو بزرگوار، چنین نظری دارند. حال در مقام اجتهاد می‌خواهیم ببینیم فرمایش این دو بزرگوار قابل قبول است یا جواب دارد؟

3. نقد دلیل «مذاق شارع»

3-۱. سؤال اوّل: آیا مرجعیّت با تَسَتُّر منافات دارد؟

سؤال نخست این است: آیا واقعاً مرجع تقلید بودن با تَسَتُّر و پوشیدگی منافات دارد یا ندارد؟ چون نخستین اشکالی که می‌کنند این است که زن باید محجوب و مستور باشد.

آیا واقعاً نشستن در خانه، نوشتن «عروه» و حاشیه زدن بر آن و بیرون دادن حاشیه عروه، و نوشتن رساله و چاپ کردن آن، با تَسَتُّر منافات دارد؟ آیا این کارها با تَسَتُّر او منافات دارد؟

3-۲. تفکیک بین «فتوا و کار علمی» و «اداره امور مردم»

در اینجا باید تفکیکی کنیم بین «فتوا دادن و رساله علمی دادن» با «اداره امور مردم». این نکته را در ذهن مبارکتان داشته باشید:

- یک بحث این است که این خانم تمام امور مردم را اداره کند، مثلاً رهبر جامعه شود.

- بحث دیگر این است که در خانه بنشیند و ملا و خوش‌استعداد و خوش‌فکر و خوش‌حافظه باشد و بهتر از همه مردان بفهمد، کتاب بنویسد و کتابش را در اختیار مردم بگذارد تا بخوانند و استفاده کنند؛ تفسیر قرآن بنویسد و مردم استفاده کنند.

شاهد تاریخی: خانم امین اصفهانی تفسیر قرآن نوشته و مردم از آن استفاده می‌کنند، و آیت‌الله العظمی نجفی مرعشی نزد خانم اصفهانی می‌رود و از ایشان اجازه اجتهاد می‌گیرد.

پس نشستن در خانه، انجام کارهای علمی، چاپ کتاب و در اختیار مردم قرار دادن آن تا مردم از آن استفاده کنند (چه تفسیر باشد، چه فتوا، چه حقایق اسلام، چه معارف، چه توحید، هر چه باشد) را چه کسی می‌تواند بگوید اشکال دارد؟ چه اشکالی دارد خانمی در خانه بنشیند، مانند خانم امین اصفهانی کتاب تفسیر بنویسد، کتاب معارف بنویسد، رساله عملیه بنویسد، و مردم هم از او حقایق اسلام را استفاده کنند؟

3-۳. نتیجه تفکیک

بنابراین فرمایشات محقّق خویی و آیت‌الله فاضل را دو قسم می‌کنیم:

- اگر مراد این است که رئیس جامعه شود، رهبر گردد و ارتباط زیادی با مردان داشته باشد، می‌گوییم: بله، منافات دارد.

- اما اگر مراد این است که بنشیند و رساله بنویسد، تفسیر قرآن بنویسد، معارف و توحید بنویسد، اشکالی ندارد.

شاهد(استاد): مادر بنده (رحمة‌الله‌علیها)، «شرح لمعه» نوشته (خیلی عالی)، «شرح رسائل» نوشته (خیلی عالی)، «شرح کفایه» نوشته؛ هیچ اشکالی ندارد که خانمی عالم باشد و تفسیر بنویسد. انسانی بتواند کارهای علمی انجام دهد، زن باشد یا مرد، چه فرقی می‌کند؟

3-۴. تأکید بر ملاک اعلمیّت

وقتی شما حکم خدا را بیان می‌کنید، هر که عالم‌تر است، حکم خدا را بهتر بیان می‌کند. اکنون شما در مراجع تقلید می‌گویید: از اعلم باید تقلید کرد و تقلید از غیراعلم جایز نیست. چرا می‌گویید؟ چون اعلم، حکم واقعی خدا را بهتر به دست می‌آورد.

اگر خانمی باشد که به اعتقاد همه، اعلم است، علمش از این مردان بیشتر، استنباطش قوی‌تر و فهمش بالاتر است، چه دلیلی دارید که حکمی را که این اعلم استنباط کرده کنار بگذاریم و غیراعلمی را بگیریم که حکمش بر خلاف حکم خداست؟

4. مناقشه‌ها و پاسخ‌ها

4-۱. اشکال: «دلیل تعبّدی»

اشکال: (گاه) تعبّد را شرط می‌کنند.

جواب: ما دلیل تعبدی نداریم. این بزرگواران استدلال کرده‌اند که تَسَتُّر و محجوب بودن اقتضا می‌کند و دلیل دیگری ندارند؛ خودشان هم می‌گویند دلیل دیگری نداریم. چون زنان باید محفوظ و محجوب باشند، می‌گویند اینان مرجع تقلید نباشند.

اشکال: مرجعیّت، تَسَتُّر را برمی‌دارد؟

جواب: ما می‌گوییم نه، منافاتی ندارد. انجام کار علمی و چاپ کتاب، یا گذاشتن آن در فضای مجازی، هیچ منافاتی با تَسَتُّر ندارد؛ آن هم خانمِ متدّین، عفیف و نجیب که چنین کاری انجام می‌دهد و هیچ ارتباطی هم با افراد ندارد و فرزندانش کارهایش را انجام می‌دهند.

4-۲. اشکال: «مسائل سیاسی و اجتماعی»

اشکال: (زن) در مسائل سیاسی - اجتماعی نمی‌تواند باشد.

جواب: عرض کردم، کارهای سیاسی بحث جداست. آن استدلال که امور جامعه را اداره کنند و رهبر شوند، بحث دیگری است. ما فعلاً در مسئله تقلید و فتوا دادن سخن می‌گوییم: دو نفر، یکی زن و یکی مرد، که غیراعلم به اتفاق نظر خودِ شما سوادش اصلاً با اعلم قابل قیاس نیست و او خیلی ملاتر از این است، فهمش بالاتر است و احکام خدا را بهتر می‌فهمد.

اشکال: فردا خبرگان رهبری می‌شود، (و زنان در آنجا) قرار می‌گیرند.

جواب: آن بحث جداست. بحث ما در افتاء است. از صدر اسلام تاکنون رهبر به این صورت نداشتیم؛ حدود ۴۷ - ۴۸ سال است که مسئله رهبریِ جامعه مطرح شده و الا قبلاً علما فقط فتوا می‌دادند. کتاب فتوایی شیخ مفید چه بود؟ کتاب فتوایی شیخ طوسی چه بود؟ کتاب فتوایی علمای گذشته ما چه بود؟ همین کتاب فتوایی بود، یا تفسیر، یا رساله، یا کتاب علمی، یا «مستمسک»؛ رهبر جامعه به آن صورت نبودند.

بحث ما فعلاً در رهبری نیست؛ بحث این است که یک خانم ملا و متدّین درجه یک، افضل از مردان، رساله عملیه‌ای می‌نویسد و احکام الله را بیان می‌کند؛ آیا می‌شود از او تقلید کرد، یا نه؟ در احکام، در عبادات، در نماز، در روزه، در شکیّات، در خمس، در زکات و امثال این‌ها به این خانم مراجعه کنیم؛ چون اعلم است، به ایشان مراجعه کنیم.

4-۳. نقض بر مخالفان: رجوع زنان به مردان

شما می‌فرمایید زنان باید مستور و محفوظ باشند؛ پس چگونه مردان می‌توانند مرجع زنان شوند؟ زنان به مردان رجوع کنند، اشکالی ندارد؛ ولی اگر مردان به زن مراجعه کنند، اشکال دارد؟ چه فرقی می‌بینید؟ اگر مرجع مرد باشد، زنان بیایند و سؤال کنند، بحث کنند، به آقا تلفن بزنند، این اشکال ندارد! نصف جامعه ما زن است؛ آنان هم تقلید می‌کنند و به مردان و امام جماعت مراجعه می‌کنند. نصف مریدان شما خانم‌ها هستند، وجوهات را از خانم‌ها می‌گیرید و مسائل خانم‌ها را جواب می‌دهید. رجوع زنان به مرد هیچ اشکالی ندارد، اما اگر مردان به زن مراجعه کنند اشکال دارد؟ کجای این مسأله درست است؟ چرا رجوع زنان به مرد اشکال ندارد؟ شما می‌گویید اشکال ندارد و همه از مرد تقلید کنند. پس بگویید زنان از زن تقلید کنند؛ مجتهد زن هست، خیلی هم باسواد و اعلم. خب زنان از زن تقلید کنند و به او مراجعه کنند. این که بهتر است! شما که این‌قدر دنبال تَسَتُّر هستید و می‌گویید زن باید محجوب و مستور باشد، پس بفرمایید زنان از مجتهد زن تقلید کنند؛ همانطور که امام شهید ما می‌فرمایند.

استدلال مرحوم محقّق خویی تَسَتُّر بود. سؤال این است: آیا این بهتر است که زنان همیشه به مرد مراجعه کنند، مدام به خانه‌ی مردان بروند و سؤال و جواب و استفتاء کنند، یا اینکه زنان به زن مراجعه کنند و مرجع تقلیدشان زن باشد؟ فرض کنید خانمی مجتهده، عالمه و اعلم است؛ زنان از خانمی که اعلم است تقلید کنند، آیا این با تَسَتُّر موافق‌تر نیست؟ مسلّماً موافق‌تر است؛ همان‌طور که رهبر انقلاب می‌فرمایند، این موافق‌تر و بهتر است. شما که استدلالتان تَسَتُّر بود، می‌گویید زنان باید در خانه باشند؛ پس زنان از زن تقلید کنند و مردان هم از مرد خود؛ هر دو مجتهد، هر دو عالم، هر دو عادل و هر دو ثقه.

پس استدلال محقّق خویی در تقلید زن از زنِ اعلم هیچ جایگاهی ندارد، و استدلال آیت‌الله فاضل نیز در اینجا جایگاهی ندارد؛ یعنی زنی بیاید از زنِ اعلم از مردان تقلید کند. حرف ما همین است: می‌گوییم خانم‌ها از خانمی که اعلم از مردان است تقلید کنند؛ این با تَسَتُّر و با محجوب بودن موافق‌تر است.

اشکال (حاضر): آیا مرجع می‌تواند «حجاب زهرایی» داشته باشد؟ (و آیا زنان) تمام احکام را از زنان یاد بگیرند؟

پاسخ: بله، تعلیم اشکالی ندارد؛ بحث مرجعیّت است. زن مجتهد شده و فتوا می‌دهد و فتوای او از مردان قوی‌تر است.

اشکال: شارع اجازه نمی‌دهد.

جواب: از کجا می‌گویید؟ بحث ما سر همین است که شارع اجازه می‌دهد یا نه؟ آیا آیه‌ای دارید یا روایتی که اگر زن عالم شد نمی‌تواند (مرجع باشد)؟ استدلال مرحوم محقّق خویی به تَسَتُّر بود؛ این تَسَتُّر در تقلید زنان از مردان هم می‌آید و در تقلید مردان از زن هم می‌آید؛ اما اگر زن از زن تقلید کند، این استدلال هیچ جایگاهی ندارد.

4-۴. وجوب یا استحباب خانه‌نشینی

نکته دیگر (اشکال بر محقّق خویی و آیت‌الله فاضل): آیا اینکه زنان در خانه بنشینند و «وزیر امور داخلی» باشند و این توصیفاتی که فرمودید، واجب است یا خوب و مستحب است؟

پس این خانم‌هایی که هر شب در خیابان پرچم به دست دارند و شعار می‌دهند، اینان چه می‌کنند؟ آیا خلاف شرع است؟ آیا خطبه خواندن حضرت زینب (سلام الله علیها) خلاف شرع بود؟ خطبه خواندن حضرت زهرا (سلام الله علیها) خلاف شرع بود؟ آیا بیرون آمدن زن از خانه خلاف شرع است؟ کدام مرجعی فتوا داده؟ بله، محفوظ باشد، چادر داشته باشد، لباس محجوبی داشته باشد و خود را حفظ کند؛ اما بیرون بیاید، کاری دارد، خریدی دارد، در تظاهراتی شرکت می‌کند. این همه از اوّل انقلاب تا الان خانم‌ها در تظاهرات شرکت کرده‌اند؛ آیا این خلاف شرع بود؟

بنابراین حکم تَسَتُّر، به این شدّتی که شما می‌گویید، خوب است اما امر واجب و لازمی نیست. گاهی امر اهمّی پیدا می‌شود و می‌گویید: «زنان شب‌ها بیایند در خیابان، در تظاهرات شرکت کنند.»

نقض به حج: در حج، صورت هم باید بیرون باشد. آقایانی که حج رفته‌اید دیده‌اید می‌گویند صورت باید بیرون باشد. چادر دارند و محفوظ‌اند، اما در وسط مردان، زن و مرد مخلوط، حج به جا می‌آورند، طواف می‌کنند و سعی می‌کنند. مکه رفته‌اید و دیده‌اید چه خبر است؛ آیا این حرام است یا حرام نیست؟

نتیجه: فرمایشات آیت‌الله فاضل و آیت‌الله خویی، حکم الزامی نیست. بله، خوب است که زنان بیشتر کار نداشته باشند و در خانه باشند؛ این خیلی خوب است. اما اینکه واجب باشد و حتماً همیشه در خانه باشند، نه، واجب نیست. (این لازم نیست و غیر از زنی است که تبرّج می‌کند، آرایش کرده و ... .)

4-۵. استشهاد به روایت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

«عَلِيُّ بْنُ عِيسَى فِي (كَشْفِ الْغُمَّةِ) نَقْلًا مِنْ كِتَابِ ( أَخْبَارِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا‌السَّلَامُ ) لِابْنِ بَابَوَيْهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ‌السَّلَامُ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَآلِهِ فَقَالَ: أَخْبِرُونِي أَىُّ شَيْءٍ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ؟ فَعَيِينَا بِذَلِكَ كُلُّنَا حَتَّى تَفَرَّقْنَا، فَرَجَعْتُ إِلَى فَاطِمَةَ عَلَيْهَا‌السَّلَامُ فَأَخْبَرْتُهَا بِالَّذِي قَالَ لَنَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَآلِهِ وَلَيْسَ أَحَدٌ مِنَّا عَلِمَهُ وَلَا عَرَفَهُ ، فَقَالَتْ: وَلَكِنِّي أَعْرِفُهُ: خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَلَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ، فَرَجَعْتُ إِلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَآلِهِ فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ سَأَلْتَنَا أَىُّ شَيْءٍ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ؟ خَيْرٌ لَهُنَّ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَلَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ ، فَقَالَ: مَنْ أَخْبَرَكَ، فَلَمْ تَعْلَمْهُ وَأَنْتَ عِنْدِي؟ فَقُلْتُ: فَاطِمَةُ، فَأَعْجَبَ ذَلِكَ رَسُولَ اللهِ صَلَّى‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَآلِهِ وَقَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي.»[5]

به حضرت زهرا (سلام الله علیها) نگاه کنید. از ایشان سؤال کردند: بهترین چیز برای زن چیست؟ فرمودند:«خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَلَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ»؛ این بهترین چیز است.

در این حدیث از کلمه «خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ» استفاده وجوب می‌شود یا نه؟ وجوب از آن استفاده نمی‌شود. خود حضرت زهرا (سلام الله علیها) به مسجد آمدند و خطبه خواندند؛ پس این امر الزامی نیست. خوب است، بله، خیلی خوب است که خانم‌ها بیشتر در خانه باشند. در مقام اجتهاد از تعبیر «خَيْرٌ» وجوب استفاده نمی‌کنید؛ مطلوبیت هست اما وجوب را استفاده نمی‌کنیم. همچنین روایات دیگری در این باب هست که از همه آن‌ها وجوب استفاده نمی‌شود؛ فقط مطلوب است که خانم‌ها بیشتر در خانه باشند. اما کار مهمی هم دارند و می‌توانند بیرون بیایند.

5. مؤیدات: تفکیک جنسیتی در مراکز درمانی و تخصصی

5-۱. مثال دکترهای زن

این همه ما دکتر زن داریم، طبابت می‌کنند. حال اگر مردان نیایند و خانم‌ها بیایند و به آن‌ها مراجعه کنند، اشکالی ندارد. در اینجا هم همین را می‌گوییم. یکی از پیشنهادهای ما به این دولت جمهوری اسلامی این است که بیمارستان زنان را از بیمارستان مردان جدا کنند. بیمارستان زنان، همه زن باشند؛ خانمی که می‌خواهد مراجعه کند به بیمارستان زنان برود. این همه ما دکتر زن و متخصص زن داریم؛ بیمارستان زنان جدا، هر زنی که مریض می‌شود به آن بیمارستان برود، متخصصین در آنجا باشند و به آنجا مراجعه کنند، و مردان هم به بیمارستان مردان مراجعه کنند. چقدر عالی است! چقدر خوب است!

مادامی که امکان دارد و متخصصین زن داریم و درجه یک هم هستند، بیمارستان زنان را جدا کنید و زنان به آن بیمارستان مراجعه کنند. این برای حجاب و تَسَتُّر خیلی بهتر است. نظر استاد: در اینجا هم همین را می‌گوییم: اگر مجتهد اعلمی در خانم‌ها هست (یعنی واقعاً اعلم باشد؛ اگر نباشد، نه)، خانم‌ها به او مراجعه کنند و احکامشان را از او بگیرند. اگر اعلم شد، خانم‌ها هم مقلِّد مرجع تقلید زن شوند، هیچ اشکالی ندارد و هیچ منافاتی هم با این مسئله ندارد؛ نه با تَسَتُّر منافات دارد و نه با حجاب.

5-۲. حضور اجتماعی زنان در سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام)

شما در فعالیت‌های اجتماعی می‌بینید زنان در روز عید غدیر با امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیعت می‌کردند؛ زنان به جامعه می‌آمدند و خدمت آقا امیرالمؤمنین در روز عید غدیر برای بیعت می‌رسیدند.

بیعت زنان چگونه بود؟ دست در ظرف آبی می‌گذاشتند (و حضرت هم دست در آب می‌گذاشتند) یا دست روی پارچه‌ای می‌گذاشتند (و حضرت هم دست روی پارچه می‌گذاشتند). تَسَتُّر محفوظ بود ولی در جامعه حضور داشتند و حضورشان در جامعه اشکالی نداشت. مثلا برای امر مهم بیعت، زنان از خانه بیرون آمدند و با آقا امیرالمؤمنین بیعت کردند، یا در صلح حدیبیه با پیامبر بیعت کردند که اسم آن «بیعت رضوان» است؛ خانم‌ها با پیامبر بیعت کردند؛ پارچه‌ای را می‌گذاشتند و دست روی آن پارچه می‌گذاشتند. در کل، خانم‌ها در اجتماع محفوظ باشند و بیایند و کاری را انجام دهند، هیچ عالمی نگفته این حرام است.

5-۳. نمونه‌های پزشکی تخصصی

فرض کنید دندان‌سازی که می‌گوید: «من فقط خانم‌ها را دندان‌سازی می‌کنم»؛ آیا اشکالی دارد؟ یا یک خانم متدیّن، متخصص قلب است و می‌گوید فقط خانم‌ها را می‌پذیریم؛ آیا اشکالی دارد؟ در مطب می‌نشیند و خانم‌ها را (ویزیت می‌کند)؛ شاید این کار لازم و واجب هم باشد. (در هر قسمتی متخصص زن باشد.) اگر متخصّص نباشد، باز مردان باید این کار را انجام دهند.

بنابراین استدلال علما به مسئله تَسَتُّر و حجاب داشتن برای زن، کفایت نمی‌کند. بله، اگر (اشتغال زن) ملازم شود با اینکه در کنار مردان باشد و حجابش را حفظ نکند، فرمایش شما درست است.

5-۴. نقد وضع موجود در مراکز درمانی

الان خانم جلوی مرد دندان‌ساز می‌خوابد تا دندانش را درست کند، و شما هم می‌گویید دکتر محرم‌ است و اشکال ندارد و حرام هم نیست. حال که دکتر دارید، این همه طبیب خانم در دانشگاه‌هایتان داریم، درش را باز کنید و بگویید خانم‌ها بیایند برای دکتری تا دکترهای خانم فراوان شود و نیازی به مرد نداشته باشیم. برای آمپول زدن هم گاهی خانم‌ها می‌گویند: «نه، مرد مرا آمپول بزند؛ زن نباشد، من از زن می‌ترسم.» چرا باید وضع ما به اینجا برسد؟ چرا راه را باز می‌گذارید که تزریقاتی مرد برای زن بیاید؟ چرا جلوی این‌ها را نمی‌گیرند؟ الان تزریقاتی‌هایی که در در شهر قم شهر دارید. زن پیش مرد آمپول می‌زند، مرد پیش زن آمپول می‌زند؛ آیا این اسلامی است؟ مطابق اسلام است؟ «بابا ممنوع کنید، جلویش را بگیرید! این چه بازی‌ای درآورده‌اید؟» دکترهای خانم را برای خانم بگذارید، آمپول‌زنِ خانم را برای خانم.

الان شما می‌روید می‌خواهید خونتان را بگیرند، یک مرتبه می‌بینید یک خانم می‌آید دستتان را می‌گیرد و می‌خواهد خون بگیرد. این همه مرد هست؛ چرا زن را برای این کار می‌گذارید؟ اگر این کار را شروع کنید و انجام دهید، هم برای عفاف وحجاب بهتر است، هم برای اسلام. امکانش هم هست؛ خیلی هم سخت نیست، خیلی هم راحت است: بیمارستان زنان برای زنان، بیمارستان مردان برای مردان؛ همان‌طور که برای کودکان هم بیمارستان کودکان داریم. همین کار را برای خانم‌ها انجام دهید. فسادها از همین جاها تولید می‌شود.

یکی از موارد دیگر آن است که «مَرْجِعِيَّةُ النِّسَاءِ لأعلم للنساء»: اگر خانمی اعلم شد، برای زنان مرجع باشد؛ که مرحوم امام شهید ما می‌فرمایند: حرف درستی است و هیچ اشکالی بر آن نیست.

حضور زنان در جبهه‌ها و در منبر

الان خانم‌ها برای خانم‌ها منبر می‌روند و سخنرانی می‌کنند؛ در مبارزات و در جاهای مختلف نیز این کارها را دارند. اگر این مسئله عمومیت پیدا کند، به نظر ما برای حجاب و عفاف خیلی ارزشمند است. در جنگ‌هایی که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) شرکت می‌کردند، عده‌ای از خانم‌ها را همراه می‌بردند؛ حتی پیامبر یکی از همسرانشان را هم با خود می‌بردند. اشکالی ندارد که خانمی در جبهه باشد، برای مردان کمک بکند، مثلاً غذا درست کند و مشکلات آنان را حل کند.

نتیجه‌گیری

در مجموع، با توضیحاتی که در این بحث داده شد، به نظر ما مرجعیّت زنان، مخصوصاً برای زنان، در صورت اعلمیّت هیچ اشکالی ندارد و هیچ دلیلی بر خلاف آن اقامه نشده است؛ همان‌طور که امام شهید ما بیان کرده‌اند، به نظر ما این فرمایش درستی است. برای مردان نیز، اگر رهبری سیاسی در آن نباشد و فقط فتوا باشد، اشکالی ندارد. بسیاری از مردم هم اکنون مرجع تقلید خود را اصلاً ندیده‌اند و لازم نیست حضور داشته باشد؛ فتوای و رساله‌ ایشان در دستشان باشد و به آن عمل ‌کنند؛ «حضرت آیت‌الله العظمی خانمِ فلان»، فتوا و رساله هم دارد؛ اگر اعلم باشد هم خانم‌ها و هم آقایان از او تقلید می‌کنند.

در هر صورت، به نظر ما این دلایلی که برای عدم جواز مرجعیّت زنان از بزرگانی مانند آیت‌الله خویی، آیت‌الله فاضل و امثال این‌ها ذکر شده، هیچ‌کدام دلیلیت ندارد برای آنکه زنان از زنان تقلید کنند و هیچ ممنوعیتی ایجاد نمی‌کند؛ چون استدلالشان به تَسَتُّر بود، و تَسَتُّر در تقلید زن از زن هیچ اشکالی ندارد، مخصوصاً اگر اعلم باشد.

 

خلاصه بحث:

۱. محل نزاع. بحث در این است که اگر زن در علم اعلم باشد، تقلید از او جایز است یا نه؟ این بحث را باید جدا از مسئله رهبری سیاسی و اداره امور جامعه دید؛ آن بحث دیگری است و فعلاً مطرح نیست.

۲. دلیل اوّل: «دَوَرَانُ الْأَمْرِ بَيْنَ التَّعْيِينِ وَالتَّخْيِيرِ». مدّعی می‌گوید یا ما بین تقلید از زن و مرد مخیّریم و یا تقلید از مرد معیَّناً واجب است، و احتیاط در اخذ به تعیین است. این استدلال فقط در فرض تساوی علمی زن و مرد تمام است. اما اگر زن اعلم باشد، امر «بَيْنَ التَّعْيِينِ وَالتَّعْيِينِ» است؛ زیرا ممکن است قول زنِ اعلم حجّت باشد و قول مردِ غیراعلم حجّت نباشد. ملاک لزوم تقلید اعلم، یعنی عقل و عقلا و قبحِ «تَقْدِيمِ الْمَفْضُولِ عَلَى الْفَاضِلِ»، در اینجا هم جاری است.

۳. دلیل دوّم: «مَذَاقُ الشَّارِعِ». مرحوم آیت‌الله خویی و آیت‌الله فاضل لنکرانی (رضوان الله علیهما) از مجموع احکام استفاده کرده‌اند که وظیفه مطلوب زن، حجاب و تَسَتُّر و تصدّی امور خانه است و مرجعیّت، که زن را در معرض رجوع مردم قرار می‌دهد، با آن منافات دارد. مؤیّد این دلیل، عدم رضایت شارع به امامت جماعت زن برای مردان است. به همین دلیل اطلاق «مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ ...» تقیید می‌خورد و سیره عقلا نیز مردود می‌شود.

۴. نقد دلیل دوّم.

    • تفکیک: بین «فتوا و کار علمی» (نوشتن رساله، حاشیه بر عروه، تفسیر، چاپ کتاب و انتشار آن، مانند خانم امین اصفهانی که آیت‌الله نجفی مرعشی از ایشان اجازه اجتهاد گرفت) و بین «رهبری و اداره امور جامعه» باید فرق گذاشت. اوّلی با تَسَتُّر منافات ندارد و دوّمی خارج از بحث است. در سیره علما نیز فتوا و کتاب علمی بود، نه رهبری جامعه.

    • قلب استدلال: اگر دغدغه تَسَتُّر است، رجوع زنان به مجتهده اعلم از رجوع دائمی آنان به مردان به تَسَتُّر نزدیک‌تر است. پس استدلال تَسَتُّر در تقلید زن از زنِ اعلم جایگاهی ندارد.

    • عدم الزام: تَسَتُّر و خانه‌نشینی مطلوب است نه واجب. شاهد آن‌ها این موارد است: خطبه حضرت زهرا و حضرت زینب (علیهما السلام)، حدیث «أَلَّا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَلَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ» که از «خَيْرٌ» در آن وجوب استفاده نمی‌شود، حضور زنان در تظاهرات، حج، بیعت زنان در غدیر و بیعت رضوان، و حضور آنان در جبهه‌ها.

    • مؤیّد: تفکیک بیمارستان‌ها و مراکز درمانی و جایگزینی متخصصان زن برای زنان، که به عفاف و حجاب نزدیک‌تر است. به همین ترتیب، مرجعیّت زن برای زنان نیز موافق‌تر با تَسَتُّر است.

۵. پاسخ به شبهات حاضران.

    • ادّعای «تعبّد» نادرست است، چون دلیل تعبدی‌ای در کار نیست و خودشان هم جز تَسَتُّر دلیلی ندارند.

    • دور لازم می‌آید اگر کسی بگوید شارع اجازه نمی‌دهد، چون محل نزاع همین است. آیه یا روایتی بر منع ارائه نشده است.

    • اگر اشتغال زن ملازم با ترک حجاب شود، حرف مخالفان درست است، ولی این در فرض بحث ما نیست.

۶. نتیجه. به نظر ما مرجعیّت زنان در فرض اعلمیّت، مخصوصاً برای زنان، هیچ اشکالی ندارد و دلیلی بر منع قائم نشده است. به نظر ما برای مردان نیز اگر رهبری سیاسی در میان نباشد و فقط فتوا و رساله باشد، اشکالی ندارد. به نظر ما ادلّه خویی و فاضل، چون بر تَسَتُّر مبتنی است، تقلید زن از زنِ اعلم را منع نمی‌کند.


[1] عراقی عبدالنبی. المعالم الزلفی في شرح العروة الوثقی. المطبعة العلمية، 1380، ص45.
[2] لجنة الفقه المعاصر، الفائق فی الأصول، ص230.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo