« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محسن فقیهی

1404/11/06

بسم الله الرحمن الرحیم

ادلّه اخذ اجرت بر تعلیم قرآن/التكسب بالواجبات /المكاسب المحرمة

 

موضوع: المكاسب المحرمة/التكسب بالواجبات /ادلّه اخذ اجرت بر تعلیم قرآن

 

خلاصه جلسه گذشته: بحث درباره تعلیم قرآن بود؛ به این معنا که آیا دریافت اجرت در قبال آموزش قرآن جایز است یا خیر؟ در این زمینه اقوال مختلفی مطرح شده است؛ برخی از فقها قائل به حرمت شده‌اند و دسته‌ای دیگر آن را مکروه دانسته‌اند. همچنین برخی میان حالتی که پرداخت پول شرط شود با زمانی که بدون شرط و به عنوان هدیه پرداخت گردد، تفصیل قائل شده‌اند.

ابن ادریس معتقد است که دریافت پول برای تعلیم قرآن در صورتی که شرط شده باشد، مکروه است؛ اما اگر بدون شرط پرداخت شود، اشکالی ندارد.

أمّا المكروه… الأجر على تعليم القرآن مع الشرط في ذلك و مع ارتفاعه فهو حلال طلق.[1]

ایشان به روایتی استناد می‌کنند که در آن رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از اجرت گرفتن قاری که تنها در قبال شرط مالی قرائت می‌کند، نهی فرموده‌اند.

«نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَنْ أُجْرَةِ الْقَارِئِ الَّذِي لَا يَقْرَأُ إِلَّا عَلَى أَجْرٍ مَشْرُوط».[2]

البته به دلیل ضعف سند این روایت، فقها نهی موجود در آن را بر کراهت حمل کرده‌اند. از سویی روایت درباره قرائت قرآن است نه تعلیم قرآن که محل بحث ماست.

 

بررسی قاعده تسامح در ادله سنن و کاربرد آن در مستحبات و مکروهات

یک بحث اصولی مهم در اینجا مطرح است که آیا می‌توان روایت مذکور را شامل معلم قرآن نیز دانست؟ در علم اصول، قاعده‌ای به نام «تسامح در ادله سنن» وجود دارد. در مسائل مربوط به واجبات و محرمات، بررسی دقیق سندی الزامی است و روایت باید صحیح یا موثق باشد؛ اما در مستحبات و مکروهات، برخی بر این باورند که سخت‌گیری سندی لازم نیست. طبق این قاعده، اگر روایتی در کتب معتبره ذکر شده باشد که بر انجام عملی ثواب وعده داده، خداوند آن ثواب را به فرد عنایت می‌کند، حتی اگر سند روایت ضعیف باشد. نکته مورد بحث این است که آیا این قاعده تنها ثواب را ثابت می‌کند یا می‌توان بر اساس آن فتوای به استحباب داد؟ همچنین، آیا این قاعده در باب مکروهات نیز جاری است؟ اگر بپذیریم که در مکروهات نیز تسامح جاری است، می‌توان نهی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از اجرت مشروط را دلیلی بر کراهت این عمل دانست.

 

تمایز میان تعلیم واجب و مستحب از دیدگاه علامه حلی

علامه حلی در این باره معتقدند که دریافت اجرت برای تعلیم قرآن جایز است، مگر در مواردی که آموزش آن بر فرد واجب باشد.

يجوز على تعليم القرآن، إلّا مع الوجوب فيقدّره بالعمل، فيعدّد السور، أو بالزمان على إشكال ينشأ: من تفاوت السور في سهولة الحفظ.و لو قال: عشر آيات و لم يعيّن السورة لم يصحّ و يكفي إطلاق الآيات منها وحدة الاستقلال بالتلاوة و لا يكفي تتبّعه نطقه.[3]

به عنوان مثال، اگر لازم باشد به کودکی که به سن تکلیف رسیده، حمد و سوره را برای صحت نمازش آموزش داد، این بخش از تعلیم واجب است و دریافت اجرت برای آن جایز نیست؛ اما برای فراتر از مقدار واجب، گرفتن مزد مانعی ندارد.

برخی دیگر در تفصیل این نظریه بیان کرده‌اند که آموزش مقادیر واجب (مانند حمد و سوره) باید رایگان باشد و دریافت مزد برای آن حرام است، اما در مقادیر زاید بر واجب، اگر شرط مالی گذاشته نشود، مکروه است و در صورت شرط کردن، کراهت آن شدیدتر خواهد بود.

 

بررسی روایات ناظر بر جواز و رد شبهه سُحت بودن کسب معلم

در مقابلِ دیدگاه‌های پیشین، روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که در آن شبهه «سُحت» (حرام) بودن درآمد معلم رد شده است.

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ[4] عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ[5] عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ[6] عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ[7] قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌ السلام): هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ إِنَّ كَسْبَ الْمُعَلِّمِ سُحْتٌ. فَقَالَ: كَذَبُوا أَعْدَاءُ اللَّهِ إِنَّمَا أَرَادُوا أَنْ لَا يُعَلِّمُوا الْقُرْآنَ وَ لَوْ أَنَّ الْمُعَلِّمَ أَعْطَاهُ رَجُلٌ دِيَةَ وَلَدِهِ لَكَانَ لِلْمُعَلِّمِ مُبَاحاً».[8]

هنگامی که به امام (علیه‌السلام) عرض شد عده‌ای می‌گویند درآمد معلم حرام است، ایشان فرمودند: «دشمنان خدا دروغ می‌گویند؛ آن‌ها با این حرف‌ها قصد دارند مانع از تعلیم قرآن شوند.» امام (علیه‌السلام) حتی تأکید فرمودند که اگر کسی دیه فرزندش را به معلم بدهد، برای او مباح است. از این روایت برای اثبات جواز اخذ اجرت استفاده شده است.

 

وجوب عینی و کفایی در تعلیم احکام و قرآن به فرزندان و نوکیشان

موضوع دیگر، بررسی وجوب عینی و کفایی است. طبق آیه شریفه‌ای که دستور به حفظ خود و خانواده از آتش دوزخ می‌دهد، والدین وظیفه دارند احکام و واجبات را به فرزندان خود بیاموزند.

﴿يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا﴾[9]

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نیز تعلیم قرآن را یکی از حقوق فرزند بر پدر دانسته‌اند. اگر در شرایطی آموزش احکام و قرآن واجب عینی باشد (مثلاً تنها یک نفر باشد که بتواند به یک تازه مسلمان نماز یاد دهد)، در این صورت دریافت اجرت حرام خواهد بود؛ اما اگر واجب کفایی باشد و دیگران نیز حضور داشته باشند، دریافت پول اشکالی ندارد. همچنین در باب اجتهاد، اگر آموزش قرآن مقدمه‌ای برای رسیدن به مقام اجتهاد باشد و این امر برای فرد واجب شده باشد، تعلیم قرآن نیز واجب عینی گشته و اخذ اجرت در آن جایز نخواهد بود.

المعلّم للقرآن إن كان معلّما لشي‌ء من الأقسام الواجبة عينيا فامّا مع تعيين التعليم عليه بأن لا يوجد غيره ممّن يقوم بذلك، فهذا لا يجوز له أخذ الأجرة على ذلك التعليم و إن لم يكن جاز لكن على كراهية.[10]

 

استناد به روایات صحیحه در باب مهریه قرار دادن تعلیم قرآن

یکی از قوی‌ترین دلایل بر جواز اخذ اجرت، روایتی صحیح از امام باقر (علیه‌السلام) است که در کتاب کافی ذکر شده است.

مُحَمَّدُ بْنُ‌ يَحْيَى[11] عَنْ‌ أَحْمَدَ بْنِ‌ مُحَمَّدٍ[12] عَنْ‌ عَلِيِّ‌ بْنِ‌ الْحَكَمِ‌[13] عَنِ‌ اَلْعَلاَءِ‌ بْنِ‌ رَزِينٍ[14] ‌ عَنْ‌ مُحَمَّدِ بْنِ‌ مُسْلِمٍ[15] ‌ عَنْ‌ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ‌: «جَاءَتِ‌ امْرَأَةٌ‌ إِلَى النَّبِيِّ‌ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَتْ‌ زَوِّجْنِي فَقَالَ‌ رَسُولُ‌ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)‌ مَنْ‌ لِهَذِهِ‌ فَقَامَ‌ رَجُلٌ‌ فَقَالَ‌ أَنَا يَا رَسُولَ‌ اللَّهِ‌ زَوِّجْنِيهَا فَقَالَ‌ مَا تُعْطِيهَا فَقَالَ‌ مَا لِي شَيْ‌ءٌ‌ فَقَالَ‌ لاَ قَالَ‌ فَأَعَادَتْ‌ فَأَعَادَ رَسُولُ‌ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)‌ الْكَلاَمَ‌ فَلَمْ‌ يَقُمْ‌ أَحَدٌ غَيْرُ الرَّجُلِ‌ ثُمَّ‌ أَعَادَتْ‌ فَقَالَ‌ رَسُولُ‌ اللَّهِ‌ (صلی الله علیه و آله) فِي الْمَرَّةِ‌ الثَّالِثَةِ‌ أَ تُحْسِنُ‌ مِنَ‌ اَلْقُرْآنِ‌ شَيْئاً قَالَ‌ نَعَمْ‌ فَقَالَ‌ قَدْ زَوَّجْتُكَهَا عَلَى مَا تُحْسِنُ‌ مِنَ‌ اَلْقُرْآنِ‌ فَعَلِّمْهَا إِيَّاهُ‌».[16]

زنی نزد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمد و درخواست ازدواج کرد. مردی از میان جمع اعلام آمادگی کرد، اما چیزی برای مهریه نداشت. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) پس از سه بار پرسش، وقتی متوجه شدند مرد هیچ مال دنیوی ندارد، پرسیدند: «آیا چیزی از قرآن بلدی؟» مرد پاسخ مثبت داد. آنگاه حضرت او را به عقد آن زن درآوردند، مشروط بر اینکه آنچه از قرآن می‌داند به همسرش بیاموزد.

این روایت نشان می‌دهد که تعلیم قرآن «مالیت» دارد و می‌تواند به عنوان مهریه (که باید ارزش مالی داشته باشد) قرار گیرد.

 

نتیجه‌گیری و تحلیل نهایی در مورد جواز اخذ اجرت

از روایت صحیحه مهریه چنین استنباط می‌شود که تعلیم قرآن عملی است که در قبال آن مال پرداخت می‌شود؛ بنابراین دریافت مزد برای آن، حتی در بخش‌های واجب، مانعی ندارد. این سیره در صدر اسلام نیز وجود داشته است. در نهایت، با استناد به این روایت و سیره معصومین، می‌توان گفت که اخذ اجرت بر تعلیم قرآن جایز است و اشکال شرعی ندارد.

 


[4] علي بن محمد ماجیلویه بن عبد الله بن عمران البرقی (امامی ثقه).
[5] أحمد بن محمّد بن خالد البرقي امامی ثقه.
[6] التفلیسي: امامی ضعیف.
[7] ظاهرا امامی است و ضعیف.
[11] العطّار: امامی ثقه.
[12] ابن عیسی الأشعري: امامی ثقه.
[13] الأنباري: امامی ثقه.
[14] القلاء: امامی ثقه.
[15] الثقفي: امامی ثقه و از اصحاب اجماع.
logo