هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
درس اصول استاد حمید درایتی
99/12/18
بسم الله الرحمن الرحیم
حجيت عام بعد فحص از مخصص – لزوم فحص/عام و خاص /المفاهيم
موضوع: المفاهيم/عام و خاص /حجیت عام بعد فحص از مخصص – لزوم فحص
٦- مرحوم آيت الله خوئى مى فرمايند عقل حكم مى كند كه مولى صرفا موظف به تشريع احكام و اظهار آن ها از طريق راه هاى متداول و عادى است و وظيفه ى إيصال فرامين خود به تك تك مكلفين ندارد همچنان كه عبد به حكم عقل موظف به تفحص از تكاليفى است كه مولى از طرق عادى بيان نموده است تا در مهلكه ى مخالفت مولى قرار نگيرد. به عبارت دیگر اگر عبد مجاز باشد تا نسبت به هريك از احكام الهى بدون فحص تمسك به برائت يا استصحاب عدم نمايد، بعث رسل و انزال كتب لغو خواهد شد و ملاكات مولى و مصالح عبد تفويت مى شود.
بنابر اين استدلال نه تنها تمسك به اصول عمليه بلكه اخذ به اصول لفظيه نيز در گرو فحص مى باشد زيرا با توجه به تدريجى بودن احكام، جريان اصول لفظيه قبل از فحص در تمام موارد نيز موجب مخالفت مكلف با غالب تشريعات خواهد شد.[1]
لازمه ى اين استدلال آن است كه وظائف مولى و عبد مرتبط با يكديگر بوده و تحديد وظيفه ى مولى موجب تبيين حدود وظائف عبد گردد يعنى هرچه كه وظيفه ى مولى ضيق شود، دايره ى وظائف مولى موّسع بشود.
اشكال
حكم عقل به عدم لزوم إيصال تكليف به آحاد عبيد در موالين عرفى بسيار روشن است زيرا اساسا مولاى عرفى قادر بر رساندن اوامر خود به همهى عبيد و با هر شرائطى نخواهد بود و قانون گذار نمى تواند در مقام تعليم قانون خود نسبت به همه ى مخاطبين آن برآيد بلكه صرفا مى تواند قانون خود را در دسترس همگان قرار دهد ؛ اما نسبت به شارع مقدس اين حكم عقل واضح نيست زيرا ساحت مقدس پروردگار قادر بر الهام فرامين خود به تمام بشر و انسان ها مى باشد و هيچ وجهى براى انحصار تبليغ ايشان به طرق عادى وجود ندارد اگرچه كه اصل هدايت و ارشاد و جعل را خود وظيفه تلقى نموده است ﴿إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى﴾[2] ، و ذاتا دليلى بر تفصيل بين انسان و بهائم و انحصار انسان به تكليف و ثواب و عقاب نسبت به خداوند متعال وجود ندارد. به نظر میرسد تنها دليل بر اين تفصيل و همچنين طريقه ى شارع در بيان احكام، اراده و مشيئت او باشد كه انسان را با قابليت هاى وجودى قرار داده و به سبب مصالحى بدين گونه به هدايت و ارشاد او پرداخته است و حكم عقل (نظرى) بر پروردگار، به مناط همان مفاهيمى و مدرَكاتى است كه خود بر عالم قرار داده است.
٧- بسيارى از اصوليين مانند مرحوم عراقى[3] و آيت الله خوئى[4] براى اثبات لزوم فحص، تمسك به سه طائفه از ادله ى نقليه نموده اند كه عبارتند از : [5]
طائفه اول - ادله اى كه دلالت بر لزوم تفقّه در دين و يادگيرى احكام شريعت دارند مانند :
1. ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ﴾ [6]
2. ﴿فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ…﴾[7]
اشكال
مرحوم صدر مى فرمايند اين استدلال صرفا در مورد لزوم فحص قبل از جريان اصول عمليه تمام است زيرا مجراى اصول عمليه جهل به احكام دين مى باشد اما در مورد لزوم فحص نسبت به عمومات، استدلال ناتمام است زيرا نفس تعلّم عمومات دين نيز خود مصداق يادگيرى شريعت است و اين دسته از ادله دلالت بر فراگيرى خصوص مخصصات ندارد تا مانع تمسك از عام قبل از فحص شود بلكه اعتماد به ظهورات كلام نيز مى تواند راهى براى رسيدن به احكام شرعى بشمار آيد. به عبارت دیگر لازمه ى اين استدلال آن است كه عدم حجيت عام قبل از فحص مسلم باشد تا براى وجوب تفحص تمسك به اين ادله شود پس استدلال به اين دسته از ادله براى لزوم فحص، دور (توقف دلالت ادله بر عدم حجيت عام قبل از فحص و توقف عدم حجيت عام قبل از فحص بر اين ادله) مى باشد.[8]
جواب
هرچند نمى توان ادعا كرد كه عمل به بخشى از مباحث دينى متوقف بر يادگيرى تمام مسائل دين است اما به نظر مى رسد اولا اين دسته از ادله دلالت بر وجوب فرا گرفتن تمام احكام و مسائل دينى براى عده اى محدود به صورت وجوب كفائى داشته باشد و ثانيا مراد از تفقه، فهم مراد شارع و رسيدن به مقصود متكلم باشد كه باتوجه به روش پروردگار، منوط به فحص از مخصّصات منفصل است فلذا اين استدلال دورى نخواهد بود.