هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
درس خارج فقه استاد حمید درایتی
1400/02/06
بسم الله الرحمن الرحیم
مسئله 42/مسائل /كتاب الضمان
موضوع: كتاب الضمان/مسائل /مسئله 42
اگرچه ظاهرا مراد مرحوم صاحب عروة از عمومات، ادله ى وجوب وفاء به وعده (اوفوا بالعقود) مى باشد اما به شموليت اين دليل، خدشه شده است زيرا قبولى از جانب مالك متاع صورت نگرفته است تا عقد شكل گيرد و مشمول وجوب وفاء به عقد شود. مرحوم آيت الله حكيم مى فرمايند اين اشكال وارد نيست زيرا در بعضى موارد قبول قولى و در اكثر موارد قبول عملى وجود داشته و محذورى براى شكل گرفتن عقد وجود نخواهد داشت اما أقوى آن است كه آن را إيقاع بدانيم كه باتوجه به ضمان عرفى بودن آن، نيازى به شموليت ادله ى صحت ضمان شرعى نمى باشد[1] . لكن بايد توجه داشت كه شرط صحت چنين ضمانتى آن است كه بايد حاوى غرض و فائده عقلائى باشد و الا فعل فاعل لغو يا حرام خواهد بود و فعل لغو يا حرام موضوع براى ضمانت و تدارك قرار نمى گيرد.[2]
مرحوم آيت الله خوئى نيز معتقدند اساسا تصحيح اين نوع ضمانت، احتياجى به اثبات عقد بودن آن و تمسك عمومات ندارد زيرا اگر فعلى به امر آمرى كه منتفع از فعل است، صورت گيرد و فاعل قصد تبرع نداشته باشد، سيرة قطعية عقلائية وجود دارد كه آن آمر ضامن است، چه تصريح به ضمانت خويش كرده باشد (كما نحن فيه) و چه نكرده باشد [3] . به عبارت دیگر اگر در اتلاف مال غرض عقلائى وجود داشته باشد ديگر حرام نخواهد بود و در چنين فرضى، استناد عمل مباح يا راجح به امر آمر موجب اشتغال ذمة آمر از منظر عقلاء مى گردد، البته بايد توجه داشت كه اگر آمر از اتلاف بهره مند نشود و صرفا فاعل از عمل خويش منتفع گردد، عقلاء ضمانتى براى آمر تصوير نمى كنند.[4]
لازم به ذکر است كه بنابر قطعى بودن اين سيرة عقلائية، نيازى به اثبات اتصال و امضاء شارع ندارد بلكه با توجه به وضوح آن، عدم ردع و منع شارع كاشف اعتبار آن خواهد بود.
نكته
به نظر مى رسد تمام فقهاء اين نوع از ضمانت را ضمان شرعى ندانند زيرا جداى از اشكال ضمان مالم يجب بودن يا تعليقى بودن آن، ضامن همان مضمون عنه مى باشد و به هيچ شكل با ضمانت شرعى و اصطلاحى قابل تطبيق نخواهد بود مگر اينكه امر آمر متوجه بر غير مالك باشد كه در اين صورت تنها اشكال مسأله، مالم يجب بودن ضمان يا تعليق مى باشد.
تتمة
مرحوم صاحب عروة در پايان مسائل كتاب الضمان مى فرمايند از بررسى همه ى اين مسائل و مباحث و اختلاف نظرات فقهاء در ذيل آن، بدست مى آيد كه منحصر دانستن ضمان شرعى در خصوص نقل دِين فعلى از ذمة مضمون عنه به ذمة ضامن، اشتباه مى باشد بلكه ضمانت اصطلاحى و شرعى اعم از ضمانت دِين و عين (ضمانت أعيان مضمونة) و اعم از وجود فعلى دِين يا بالقوة و به لحاظ وجود مقتضى و سبب آن (ضمان دَرَك و ضمان نفقة آتية) خواهد بود و اجماع عملى نسبت به تعريف فقهى ضمان در فقه وجود ندارد.[5]
اشكال
مرحوم آيت الله حكيم[6] و خوئى[7] مى فرمايند با توجه به اينكه ضمانت در غير دِين ثابت بر ذمة مضمون عنه، ضمان اصطلاحى و شرعى نبوده بلكه يك ضمانت لغوى و عرفى مى باشد، تعريف فقهى ضمان و شرائط صحت آن صحيح و نتيجه گيرى مرحوم صاحب عروة ناتمام خواهد بود.
جمع بندى مسائل اخير
نقطه مشترك چند مسألة اخير آن بود كه يكى از مصاديق ضمان مالم يجب بودند. نسبت به ضمان مالم يجب دو منظر وجود دارد :
• برخى از فقهاء با توجه به حقيقت ضمان شرعى (انتقال دِين از ذمة مضمون عنه به ذمة ضامن)، انعقاد آن را در مواردى كه اشتغال فعلى به دِينى وجود ندارد مستحيل مى دانند (كما ادعى الخوئى) بلكه حتما تحقق بعضى از ضمانت هاى عرفى (ضم الذمة) نيز عقلا متوقف بر ثبوت دِين فعلى مى باشد.
• برخى از فقهاء معتقدند احكام از امور اعتبارى هستند و محاذير عقلى در امور اعتبارى تطبيق نمى شوند فلذا اعتبار مشغول الذمة بودن ضامن در حالى كه دِين مستقبل است، محذورى نخواهد داشت همچنان كه در واجب مشروط تصوير شد.