هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
درس خارج فقه استاد حمید درایتی
1400/01/28
بسم الله الرحمن الرحیم
مسئله 38/مسائل /كتاب الضمان
موضوع: كتاب الضمان/مسائل /مسئله 38
همچنين اول بايد ديد كه مقصود از اين نوع ضمانت چيست تا روشن شود كه مشمول عمومات وفاء به عقد (أوفوا بالعقود) قرار مى گيرد يا خير.
ايشان معتقدند براى ضمانت أعيان مضمونة سه وجه قابل تصوير است :[1]
• ضامن از حين انعقاد ضمان، بدل مال مضمونة (مثل و قيمة) را به لحاظ تلف مستقبل برعهده بگيرد.
• ضامن از حين انعقاد ضمان، بدل مال مضمونة (مثل و قيمة) را مشروط به تلف مستقبل برعهده بگيرد.
• ضامن از حين انعقاد ضمان، مسئوليت مال مضمونة (ردّ عين در فرض بقاء و ردّ بدل در فرض تلف) را برعهده بگيرد.
واضح است كه اگر ضمانت أعيان مضمونة به صورت وجه اول باشد اگرچه با توجه به عدم قابليت اشتغال ذمة به عين، ذمة ضامن صرفا به بدل آن مشغول گردد و ضمانت به معناى اصطلاحى (نقل الذمة) خواهد بود لكن انعقاد چنين ضمانتى در هنگام وجود عين، از مصاديق ضمان مالم يجب مى باشد زيرا هنگام انعقاد ضمانت، بدل عين در ذمة كسى نبوده است تا به ذمة ديگرى منتقل شود. لازم به ذکر است كه بطلان ضمان مالم يجب نيز نيازى به نص يا اجماع ندارد تا مرحوم صاحب عروة آن را ناتمام بداند بلكه از بديهيات بوده كه با تأمل در ماهيت عقد ضمان (انتقال دِين از ذمة مضمون عنه به ذمة ضامن) تصديق مى شود و عقلا لازمه ى انتقال دِين ، وجود آن خواهد بود.
اما اگر ضمانت أعيان مضمونة به صورت وجه دوم باشد كه مصداق تعليق در عقد خواهد بود و بنابر إجماعى بودن شرطيت تنجيز براى صحت انشائيات، چنين ضمانتى باطل مى باشد.
اما اگر ضمانت أعيان مضمونة به صورت وجه سوم باشد كه ضمانت اصطلاحى (انتقال ذمة) نخواهد بود و از محل بحث خارج است، هرچند باتوجه به عقلائى بودن چنين عقدى و شموليت عموميت وفاء به عقد (أوفوا بالعقود) و سيرة عقلائية نسبت به آن، صحيح مى باشد. بايد توجه داشت كه چنين عقدى نه ضمانت شرعى است و نه ضمانت مدّ نظر أهل سنت (ضمّ الذمة)، بلكه حقيقت آن انضمام دو ضمانت و مسئوليت خواهد بود (همچنان كه در مسأله تعاقب أيدى نيز اين چنين ضمانتى وجود دارد) و فايده ى آن جواز رجوع مالك به هريك از مضمون عنه و ضامن (طولى يا عرضى) مى باشد.
جواب
به نظر مى رسد مرحوم صاحب عروة باتوجه به اين مبنا كه وجود مقتضى دِين را براى صحت ضمانت كافى مى دانستند، على القاعده محذورى براى ضمانت اصطلاحى شناسايى نمى كنند و ممنوعيت ضمان مالم يجب نيز مختص به مواردى خواهد بود كه حتى مقتضى دِين هم وجود نداشته باشد. البته ايشان در نهايت ضمن ناتمام دانستن اصل بطلان ضمان مالم يجب، صحت اين چنين ضمانتى به معناى انضمام دو ذمة را نيز كاملا واضح و بديهى تلقى مى نمايند.[2]