« فهرست دروس
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید:
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند:
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
درس خارج فقه استاد حمید درایتی

1405/01/23

بسم الله الرحمن الرحیم

ارواق منفعت/علمیات بانکی /بانکداری اسلامی

 

موضوع: بانکداری اسلامی/علمیات بانکی /ارواق منفعت

 

لازم به ذکر است که اگر قرار باشد بازار اولیه یا ثانویه اوراق منفعت و خدمت براساس عقد اجاره شکل بگیرد، با سه محذور فقهی جدید مواجه خواهیم بود. محذور فقهی اول مربوط به بازار اولیه این اوراق است، چرا که به مقتضای برخی از این اوراق، ترکیبی از منافع یا خدمات و تملیک‌هایی پیش‌خرید می‌شود (مانند پیش‌خرید خدمات حج و زیارت که شامل حمل و نقل، اسکان، فراهم‌ آوردن تغذیه، تملیک چمدان و و ملزوم سفر و... می‌شود)، نه منفعت یا خدمت محض تا بتوان آن را در قالب عقد اجاره گنجاند (از طریق عقد اجاره نمی‌توان طرف مقابل را متعهد به تملیک نمود).

همچنین تملیک منافع یا خدمات آتی در قالب عقد اجاره با این محذور در بازار ثانویه نیز مواجه است که اگر عقد اجاره به صورت صریح یا تبانی و یا ارتکازی و عرفی مشروط به بهره‌مند شدن شخص اجاره کننده به صورت مباشر از آن منافع و خدمات باشد، طبعا کسی آن منافع و خدمات را پیش‌خرید کرده حق انتقال آن در ازای دریافت مبلغی به غیر را نخواهد داشت. [1]

محذور دیگر بازار ثانویه این اوراق منفعت و خدمت نیز عبارت از آن است که اگرچه اجاره کننده به مقتضای اطلاق عقد اجاره می‌تواند منافع اعیان یا خدمات اشخاص اجاره شده را مجددا به دیگران اجاره دهد، اما مطابق با روایات[2] و فتاوی[3] او حق ندارد اجاره‌بهای اجاره دوم را افزون بر اجاره اول قرار دهد، مگر اینکه به ارزش اقتصادی آن عین یا فعل مستأجره با ایجاد تغییرات یا فراهم آوردن ملزومات و... افزوده باشد و الا مصداق «اکل مال به باطل» خواهد بود. بر این اساس صاحبان اوراق منفعت و خدمت نمی‌توانند آن منافع و خدمات را به مبلغ بیشتری در قالب عقد اجاره به متقاضیان تملیک نمایند و از این طریق سود بدست بیاورند، چرا که اوراق منفعت و خدمت قطعا قابل ایجاد تغییرات ارزشی هم نیستند.

مختار در مسأله

به نظر می‌رسد با صرف نظر از مباحث اقتصادی پیرامون اوراق منفعت و خدمت و انتشار آن، بهترین تخریج فقهی این اوراق بهادار در بازار اولیه و ثانویه همان عقد صلح باشد که به عنوان یک عقد لازم یکجانبه قابل فسخ نبوده و بدون تردید منافع و خدمات هم می‌تواند متعلق آن واقع شود. [4]

 

ابزار چهارم ← اوراق استصناع

اوراق بهادار دیگری که در نظام صنعت و مقوله تولید بسیار مهم و در راستای تأمین منابع مالی صنعتگران و تولیدکنندگان نقش بسزایی دارد، «اوراق استصناع» است.

اوراق استصناع اوراق بهاداری می‌باشد که بر اساس قرارداد استصناع (سفارش ساخت) طرّاحی شده است. در قرارداد استصناع فردی احداث طرح یا پروژه و یا ساخت شیء معیّنی را به یک تولید کننده یا پیمانکار یا صنعتگر و یا هنرمند در ازای پرداخت مبلغ معیّنی در پایان کار یا در دوره‌های زمانی مشخّص به تناسب پیشرفت کار سفارش می‌دهد تا شخص مذکور مورد سفارش را در زمان تعیین شده با مواد اولیه‌ای که در اختیار دارد یا تهیه می‌کند، آماده نماید و به سفارش دهنده تحویل دهد (برخلاف اجاره اشخاص که با مواد اولیه مؤجر اقدام به عمل می‌کنند). با انعقاد چنین قراردادی تولید کننده در قبال تعهدی که به ساخت دارد و سرمایه‌ای که دریافت نموده، اوراق بهاداری را در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌دهد و سرمایه‌گذار می‌تواند یا آن اوراق استصناع را تا پایان قرارداد و آماده شدن سفارش نزد خود نگه دارد و با دریافت سفارشات و ابطال آن اوراق، اقدام به فروش آن نماید، و یا در قبال دریافت مبلغ بیشتری که به لحاظ سررسید تحویل و ارزش سوقیه آن سفارش در بازار تقریبا قابل تخمین و پیش‌بینی است، آن را به دیگران واگذار کند تا از این طریق سودی عائد او گردد.

 


[1] اگر موجر هنگام اجاره شرط کند که مستأجر مال مورد اجاره را به دیگری اجاره ندهد یا شرط کند فقط خودش از آن استفاده نماید – چه شرط به صورت صریح ذکر شده و چه اینکه به علّت متعارف و معمول بودن آن یا مطرح شدن در پیش‌گفتگوی اجاره، اجاره بر اساس آن واقع شود – چنانچه مستأجر برخلاف شرط عمل کرده و آن را اجاره دهد گناه کرده، ولی اجارۀ دوّم نیز همانند اجارۀ اوّل صحیح است؛ البتّه موجر اوّل می‌تواند قرارداد اجارۀ خود با مستأجر اوّل را فسخ کند و در صورت فسخ، حکم آن در مسألۀ «۵۲۸» خواهد آمد.سیستانی، سید علی، رساله توضیح المسائل جامع، جلد ۳، مسأله ۵۰۳.
[3] اگر مستأجر مجاز باشد مال را به دیگری اجاره دهد، اجاره دادن آن به دیگری چند صورت دارد:۱- مستأجر بخواهد آن را به همان قیمتی که اجاره کرده یا کمتر اجاره دهد؛ در این صورت، اجاره دوّم صحیح می‌باشد.۲- مستأجر بخواهد آن را به قیمتی بیشتر از آنچه اجاره کرده، اجاره دهد – چه اینکه نوع اجاره ‌بها در هر دو اجاره مانند هم باشد یا متفاوت- مثلاً در یکی اجاره ‌بها «ریال» و در دیگری «دینار» یا «کالا» باشد. این صورت خود دارای دو فرض است:الف. مستأجر در رابطه با مال اجاره شده، تغییراتی مثل تعمیر، نقّاشی، سفیدکاری و… انجام داده یا نسبت به آن مال، خسارت یا غرامتی متحمّل شده، هرچند برای نظافت یا نگهداری از آن باشد؛ در این فرض، اجاره دادن آن صحیح است؛ البتّه، بنابر احتیاط واجب باید مقدار زیادی اجاره ‌بها، متناسب با آن تغییرات یا غرامت باشد.ب. تغییر یا غرامتی صورت نپذیرفته؛ در این فرض، اگر مال مورد اجاره، خانه یا مغازه یا کشتی باشد، اجاره دادن آن بنابر فتوی و اگر غیر از اینها – مثل زمین- باشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.سیستانی، سید علی، رساله توضیح المسائل جامع، جلد ۳، مسأله ۵۰۴.
[4] «صلح» (مصالحه)، قرارداد مستقلّی است که پایه و اساس آن بر نوعی سازش می‌باشد و بر دو نوع است، «صلح در مقابل عوض» و «صلح بدون عوض»؛ صلح در مقابل عوض آن است که انسان نسبت به واگذاری مال یا منفعت یا انتفاع مال خود به دیگری یا بخشیدن و اسقاط حق یا طلبی که دارد یا انجام عملی، در مقابل یکی از همین امور از طرف مقابل، با او سازش نماید. در صلح بدون عوض، انسان سازش می‌کند که امور مذکور را بدون عوض انجام دهد. به فرد صلح کننده، «مصالِح» و به فرد پذیرندۀ صلح، «متصالِح» گفته می‌شود.سیستانی، سید علی، رساله توضیح المسائل جامع، جلد ۳، مسأله ۸۴۸.
logo