« فهرست دروس
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید:
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند:
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
درس خارج فقه استاد حمید درایتی

1405/01/18

بسم الله الرحمن الرحیم

اوراق مرابحه/عملیات بانکی /بانکداری اسلامی

 

موضوع: بانکداری اسلامی/عملیات بانکی /اوراق مرابحه


     تملیک عین مستأجره شرط نتیجه در ضمن عقد اجاره باشد — صحت یا فساد این فرضیه بستگی دارد به آنکه:

         اگر إنشای اجارهٔ مشروط به تملیک در قالب شرط نتیجه را در حکم إنشاء ملکیت ندانیم — چنین شرط نتیجه‌ای منجر به مالک شدن اجاره کننده نسبت به عین مستأجره نخواهد شد.

         اگر إنشای اجارهٔ مشروط به تملیک در قالب شرط نتیجه را در حکم إنشاء ملکیت بدانیم:

             اگر إنشاء تملیک و به ملکیت دیگران در آوردن را منحصر در اسباب خاص بدانیم — شرط تملیک عین مستأجره در ضمن عقد اجاره به صورت شرط نتیجه باطل خواهد بود، لکن بطلان این شرط ضرری به صحت عقد اجاره نمی‌رساند.

             چنانچه إنشاء تملیک و به ملکیت دیگران در آوردن را منحصر در اسباب خاص ندانیم (کما ادعی السید الخوئی[1] ):

                 در صورتی که تملیک بعد از پرداخت آخرین قسط اجاره‌بها به اجاره کننده را مصداق انشای معلّق بدانیم (کما ادعی السید السیستانی[2] ) — از آنجا که مشهور فقهاء یکی از شروط صحت انشاء را منجّز بودن آن می‌دانند و متوقف کردن إنشاء بر امر غیر قطعی الوقوع قطعا مصداق إنشای معلّق است، طبعا چنین إنشای تملیکی که متوقف بر امر محتمل (پرداخت آخرین قسط اجاره‌بها) باطل خواهد بود، اما موجب فساد عقد اجاره نمی‌شود. [3]

                 در صورتی که تملیک بعد از پرداخت آخرین قسط اجاره‌بها به اجاره کننده را مصداق انشای مضیّق و محدود بدانیم — این چنین اجاره بشرط تملیکی صحیح هست و اجاره کننده با پرداخت آخرین قسط اجاره‌بها و ایفای تعهدات، خود به خود مالک عین مستأجره می‌گردد.

     اجاره مشروط به وکیل بودن اجاره کننده در فروش عین مستأجره از طرف اجاره دهنده باشد:

         اگر شرط ضمن عقد لازم بودن وکالت را موجب لازم شدن آن بدانیم (کما هو الصحیح) — در این صورت چنین اجاره بشرط تملیکی صحیح خواهد بود و اجاره دهنده نمی‌تواند پس از انعقاد اجاره وکالت خود را فسخ نماید.

         اگر شرط ضمن عقد لازم بودن وکالت را موجب لازم شدن آن ندانیم (کما ادعی السید الزنجانی[4] ) — در این صورت اگرچه چنین اجاره بشرط تملیکی صحیح است، اما با توجه به عقد جایز بودن وکالت و قابل فسخ یکجانبه بودن آن، این اجاره بشرط تملیک مشکل اجرایی خواهد داشت.

از مطالب قبل واضح شد که تمام انواع مختلف اوراق اجاره هیچ محذور فقهی ندارد و حتی اوراق اجاره بشرط تملیک هم قابل تصحیح است. بر همین اساس این اوراق بهادار طبعا در بازار ثانویه هم قابل واگذاری و انتقال به غیر خواهد بود و دیگران با پرداخت ارزش سوقیه مابازای آن اوراق، به جای سرمایه‌گذاران اولیه شریک مشاع مجموع وجوه نقدی و اعیان مستأجره و توابع آن می‌شوند.
ابزار سوم ← اوراق منفعت و خدمات
یکی دیگر از ابزارهای مالی، اوراق بهاداری است که در قبال خرید بخشی از منافع یا خدمات اموال و دارایی دیگران به آن‌ها اعطاء می‌شود که اصطلاحا به آن «اوراق منفعت و خدمات» گفته می‌شود.
گاه صاحبان دارایی‌های بادوام (مانند هتل‌ها و اماکن اقامتی، پالایشگاه‌های نفت و گاز، نیروگاه‌های برق، تصفیه‌خانه‌ها، هواپیمــا) نیاز به نقدینگی دارند و حاضرند برای تأمین آن بخش معینی از منافع حاصل از دارایی‌های بادوام خود را جلوتر و با قیمت پایین‌تر به دیگران واگذار کنند (مانند پیش‌فروش ۵۰٪ از ظرفیت یک هواپیما برای سال آینده) ؛ کما اینکه گاهی نهادها، شرکت‌ها و مؤسسات خدماتی (مانند صدا و سیما، خدمات گردشگری، خدمات آموزشی و تحقیقاتی، دانشگاه‌ها و پژوهشکده‌ها) برای تأمین هزینه‌های خویش یا گردش سرمایه خود و یا توسعۀ فعالیّت‌های اقتصادی به منابع مالی نیاز پیدا می‌کنند و حاضرند بخش معینی از خدمات آینده خود را جلوتر با تنزیل قیمت واگذار نمایند (مثل پیش‌فروش تبلیغات تلویزیونی برای سه ماه آینده).
در چنین مواردی بانک‌ها یا موسسه‌های مالی با جذب سرمایه، آن منافع یا خدمات را به وکالت از سرمایه‌گذاران می‌خرند و پس از کسر حق‌الوکاله یا اجرت خود، آن منافع و خدمات را در قالب یک سند رسمی و بهادار به نام «اوراق منافع و خدمات» در اختیار سرمایه‌گذاران قرار می‌دهند. بدیهی است که در این حالت چون آن منافع و خدمات با تنزیل قیمت خریداری شده، دارای سود قطعی به مقدار قابل پیش‌بینی است و لذا صاحبان اوراق منفعت و خدمات می‌توانند یا در ازای مبلغی آن را به دیگران واگذار کنند و یا در سررسید معین از آن منافع و خدمات بهره‌مند گردند (مثلا کسی که صد بلیت استخر با ۳۰٪ تخفیف را در زمستان خریداری کرده است، می‌تواند یا خودش در تابستان از آن‌ها استفاده کنید و یا آن‌ها را به قیمت بازار به دیگران بفروشد و ۳۰٪ سود نماید).

 


[2] اگر در ضمن معامله شرط شود شیء معیّنی از اموال طرف مقابل به‌طور مجّانی مال او باشد، مثل اینکه فرد کالایی را به مبلغ معیّنی بفروشد، مشروط بر اینکه فلان کتاب خریدار مال او باشد، چنین معامله و شرطی صحیح است و با انجام این معامله‌ و تحویل کتاب به فروشنده، ‌کتاب نیز به ملکیّت وی در ‌می‌آید ؛ البتّه، اگر تملیک عین بر اساس شرط مذکور منجّز نباشد و معلّق بر امری باشد که بعداً محقّق می-شود، صحیح نیست؛ مانند اینکه در مثال فوق شرط شود در صورتی که خریدار باقیماندۀ ثمن معامله را در سررسید آن پرداخت نماید، کتاب مال وی باشد. همین طور، اگر در ضمن معامله شرط شود طرف مقابل یکی از اموال خود را با انجام هبۀ مستقلّی به‌طور مجّانی به ملکیّت دیگری درآورد، مثل اینکه کالایی را به مبلغ معیّنی بفروشد، به شرط آنکه طرف مقابل یک میلیون تومان به وی اهدا کند، معامله و شرط صحیح است و کسی که علیه او شرط شده، بایــد مال مذکــور را به طرف مقابل هبه کند؛ ولی تا هبه انجام نشده، مال به ملکیّت فرد در نمی‌آید.سیستانی، سید علی، رساله توضیح المسائل جامع، جلد ۳، مسأله ۲۹۹.
[3] چنانچه اجاره به شرط تملیک است، در پایان مدّت اجاره، در صورتی که مستأجر تمام اجاره‌بها را پرداخت نموده و به تعهّدات ضمن عقد اجاره عمل کرده، شرکت واسط به مقتضای شرطی که در قرارداد اجاره ذکر شده، باید مال مذکور را به مستأجر هبه کند، یا مجّاناً صلح نماید، یا به مبلغ ناچیزی به مستأجر بفروشد یا به گونۀ دیگری به وی انتقال دهد. شایان ذکر است اگر شرط مذکور به صورت «شرط نتیجه» باشد، صحیح نیست و مقصود از شرط نتیجه آن است که بعد از پایان یافتن مدّت اجاره‌ در صورتی که مستأجر اقساط اجاره‌بها را به‌طور کامل پرداخته باشد، مال مورد اجاره خود به خود و بدون انجام عقد جدید ملک مستأجر باشد.سیستانی، سید علی، رساله توضیح المسائل جامع، جلد ۴، مسأله ۱۵۹۶.
[4] هر گاه زن با شوهر شرط کند که اگر شوهر مسافرت نماید، یا مثلاً شش ماه، به او خرجی ندهد اختیار طلاق با او باشد، این شرط باطل است، ولی چنانچه شرط کند که اگر مرد مسافرت کند یا مثلاً تا شش ماه خرجی ندهد، از طرف او برای طلاق خود وکیل باشد، چنانچه شوهر او را از وکالت برکنار نکرده باشد یا از وکالت برکنار کرده ولی خبر برکناری وی به زن نرسیده باشد، و زن خود را طلاق دهد، صحیح است. گفتنی است که اگر شرط به این شکل باشد که شوهر زن را وکیل در طلاق نموده و حقّ عزل وکالت را هم نداشته باشد (به گونه‌ای که اگر زن را عزل کند، و خبر عزل هم به او برسد، باز وکالت برقرار باشد) چنین شرطی صحیح نیست، هر چند اصل وکالت صحیح است. ولی اگر شرط به این شکل باشد که زن وکیل در طلاق باشد و مرد موظّف باشد که وکالت را عزل نکند، در این صورت شرط صحیح است و عزل کردن زن از‌ وکالت بر مرد حرام است، ولی اگر چنین امر حرامی را مرتکب شده عزل وی مؤثّر بوده و با آگاه شدن زن از عزل، دیگر وکیل در طلاق نخواهد بود. در این مسأله فرقی نیست که شرط در ضمن عقد نکاح باشد یا در ضمن عقد دیگر، یا به عنوان قراردادی مستقل بین زن و شوهر بسته شده باشد. شبیری زنجانی، سید موسی، رساله توضیح المسائل، مسأله ۲۵۴۸.
logo