هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
1404/11/01
بسم الله الرحمن الرحیم
دیه نفس/احکام پول /بانکداری اسلامی
موضوع: بانکداری اسلامی/احکام پول /دیه نفس
برای روشن شدن این بحث باید یادآور شد که دیه در فقه اسلامی قطعا یک نوع کفاره نبوده تا صرفا جنبهی جریمه و مجازات داشته باشد، کما اینکه بدون شک هدف شارع از تشریع آن اطعام و قربانی و خوراندن گوشت نیز نبوده و الا نباید درهم و دینار و حلّه هم خصال دیه قرار میگرفت. همچنین اگرچه برخی از دیه تعبیر به خون بهاء کردهاند، اما دیه از منظر شریعت اسلام بهای جان انسانها نیست تا اقتضاء داشته باشد ارزش هر انسانی صد شتر بوده و نصف بودن دیه زن نسبت به مرد هم حاکی از کمارزشتر بودن زن نسبت به مرد میباشد.
بنابراین دیه از نگاه اسلام مالی است که فقط جنبه مالیت و ارزش اقتصادی آن مهم بوده و قرار است که حداقل خلأ اقتصادی یک خانواده که با کشته شدن یک نفر پدید آمده را تا حدی جبران نماید و تا حدودی موجب تشفّی خاطر داغدیدگان شود (چون عموما مردان نیروی مولد اقتصادی در جامعه هستند، دیه آنها بیشتر از زنان است). بر این اساس خصال دیه علی القاعده باید اموالی باشند که از ارزش اقتصادی برابر برخوردار باشند، چرا که به حسب مرتکز عقلاء معنا ندارد گزینههای یک وظیفه واجب مالی ارزش اقتصادی یکسان و برابر نداشته باشند و یک گزینه از سایر گزینهها کم ارزشتر باشد (بدیهی است که همگان همان گزینه را انتخاب میکنند و تخییر لغو است).
مطابق با مطالب فوق برخی مدعیاند که اصل دیه در اسلام همان صد شتر است و سایر گزینههای دیه صرفا معادل ارزش صد شتر در عصر تشریع بوده است. قائلین به این دیدگاه برای اثبات رأی خود به چند روایت تمسک نمودهاند، مانند:
• وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ وَ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ اَلْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: اَلدِّيَةُ عَشَرَةُ آلاَفِ دِرْهَمٍ أَوْ أَلْفُ دِينَارٍ، قَالَ جَمِيلٌ، قَالَ أَبُو عَبْدِاَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: اَلدِّيَةُ مِائَةٌ مِنَ اَلْإِبِلِ. [1]
براساس این روایت اصل دیه همان صد شتر است.
• وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ وَ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ جَمِيعاً عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةَ وَ غَيْرِهِمَا عَنْ أَحَدِهِمَا عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ : فِي اَلدِّيَةِ، قَالَ: هِيَ مِائَةٌ مِنَ اَلْإِبِلِ وَ لَيْسَ فِيهَا دَنَانِيرُ وَ لاَ دَرَاهِمُ وَ لاَ غَيْرُ ذَلِكَ، اَلْحَدِيثَ. [2]
این روایت دلالت دارد که اساس دیه همان صد شتر است و درهم و دینار در باب دیه اصالت ندارد و صرفا بدیل میباشد.
• مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ اَلْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ اَلْحَجَّاجِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ قَطَعَ إِصْبَعاً مِنْ أَصَابِعِ اَلْمَرْأَةِ كَمْ فِيهَا، قَالَ: عَشَرَةٌ مِنَ اَلْإِبِلِ، قُلْتُ: قَطَعَ اِثْنَتَيْنِ، قَالَ: عِشْرُونَ، قُلْتُ: قَطَعَ ثَلاَثاً، قَالَ: ثَلاَثُونَ، قُلْتُ: قَطَعَ أَرْبَعاً، قَالَ: عِشْرُونَ، قُلْتُ: سُبْحَانَ اَللَّهِ يَقْطَعُ ثَلاَثاً فَيَكُونُ عَلَيْهِ ثَلاَثُونَ وَ يَقْطَعُ أَرْبَعاً فَيَكُونُ عَلَيْهِ عِشْرُونَ، إِنَّ هَذَا كَانَ يَبْلُغُنَا وَ نَحْنُ بِالْعِرَاقِ فَنَبْرَأُ مِمَّنْ قَالَهُ وَ نَقُولُ اَلَّذِي جَاءَ بِهِ شَيْطَانٌ، فَقَالَ: مَهْلاً يَا أَبَانُ هَذَا حُكْمُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، إِنَّ اَلْمَرْأَةَ تُعَاقِلُ اَلرَّجُلَ إِلَی ثُلُثِ اَلدِّيَةِ فَإِذَا بَلَغَتِ اَلثُّلُثَ رَجَعَتْ إِلَی اَلنِّصْفِ يَا أَبَانُ إِنَّكَ أَخَذْتَنِي بِالْقِيَاسِ وَ اَلسُّنَّةُ إِذَا قِيسَتْ مُحِقَ اَلدِّينُ. [3]
در این روایت امام صادق علیهالسلام تمام مقادیر دیه را براساس صد شتر پاسخ دادهاند.
• مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ زِيَادِ بْنِ سُوقَةَ عَنِ اَلْحَكَمِ بْنِ عُتَيْبَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَصْلَحَكَ اَللَّهُ إِنَّ بَعْضَ اَلنَّاسِ فِي فِيهِ اِثْنَتَانِ وَ ثَلاَثُونَ سِنّاً وَ بَعْضُهُمْ لَهُمْ ثَمَانِي وَ عِشْرُونَ سِنّاً فَعَلَی كَمْ تُقْسَمُ دِيَةُ اَلْأَسْنَانِ، فَقَالَ: اَلْخِلْقَةُ إِنَّمَا هِيَ ثَمَانِي وَ عِشْرُونَ سِنّاً اِثْنَتَا عَشْرَةَ فِي مَقَادِيمِ اَلْفَمِ وَ سِتَّ عَشْرَةَ سِنّاً فِي مَوَاخِيرِهِ فَعَلَی هَذَا قُسِمَتْ دِيَةُ اَلْأَسْنَانِ فَدِيَةُ كُلِّ سِنٍّ مِنَ اَلْمَقَادِيمِ إِذَا كُسِرَتْ حَتَّی يَذْهَبَ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ فَدِيَتُهَا كُلُّهَا سِتَّةُ آلاَفِ دِرْهَمٍ وَ فِي كُلِّ سِنٍّ مِنَ اَلْمَوَاخِيرِ إِذَا كُسِرَتْ حَتَّی يَذْهَبَ فَإِنَّ دِيَتَهَا مِائَتَانِ وَ خَمْسُونَ دِرْهَماً وَ هِيَ سِتَّ عَشْرَةَ سِنّاً فَدِيَتُهَا كُلُّهَا أَرْبَعَةُ آلاَفِ دِرْهَمٍ فَجَمِيعُ دِيَةِ اَلْمَقَادِيمِ وَ اَلْمَوَاخِيرِ مِنَ اَلْأَسْنَانِ عَشَرَةُ آلاَفِ دِرْهَمٍ وَ إِنَّمَا وُضِعَتِ اَلدِّيَةُ عَلَی هَذَا فَمَا زَادَ عَلَی ثَمَانِيَ وَ عِشْرِينَ سِنّاً فَلاَ دِيَةَ لَهُ وَ مَا نَقَصَ فَلاَ دِيَةَ لَهُ هَكَذَا وَجَدْنَاهُ فِي كِتَابِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ، قَالَ فَقَالَ اَلْحَكَمُ فَقُلْتُ: إِنَّ اَلدِّيَاتِ إِنَّمَا كَانَتْ تُؤْخَذُ قَبْلَ اَلْيَوْمِ مِنَ اَلْإِبِلِ وَ اَلْبَقَرِ وَ اَلْغَنَمِ، قَالَ فَقَالَ: إِنَّمَا كَانَ ذَلِكَ فِي اَلْبَوَادِي قَبْلَ اَلْإِسْلاَمِ فَلَمَّا ظَهَرَ اَلْإِسْلاَمُ وَ كَثُرَتِ اَلْوَرِقُ فِي اَلنَّاسِ قَسَمَهَا أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَلَی اَلْوَرِقِ، قَالَ اَلْحَكَمُ، فَقُلْتُ لَهُ: أَ رَأَيْتَ مَنْ كَانَ اَلْيَوْمَ مِنْ أَهْلِ اَلْبَوَادِي مَا اَلَّذِي يُؤْخَذُ مِنْهُمْ فِي اَلدِّيَةِ اَلْيَوْمَ إِبِلٌ أَوْ وَرِقٌ، قَالَ فَقَالَ: اَلْإِبِلُ اَلْيَوْمَ مِثْلُ اَلْوَرِقِ بَلْ هِيَ أَفْضَلُ مِنَ اَلْوَرِقِ فِي اَلدِّيَةِ إِنَّهُمْ كَانُوا يَأْخُذُونَ مِنْهُمْ فِي اَلدِّيَةِ اَلْخَطَإِ مِائَةً مِنَ اَلْإِبِلِ يُحْسَبُ بِكُلِّ بَعِيرٍ مِائَةُ دِرْهَمٍ فَذَلِكَ عَشَرَةُ آلاَفِ دِرْهَمٍ، قُلْتُ لَهُ: فَمَا أَسْنَانُ اَلْمِائَةِ بَعِيرٍ، قَالَ فَقَالَ: مَا حَالَ عَلَيْهِ اَلْحَوْلُ ذُكْرَانٌ كُلُّهَا. [4]
مطابق با این روایت تعیین دیه از اموالی همچون گاو و گوسفند موضوعیت نداشته و صرفا از این باب بوده که بیشترین دارایی مردم بدوی بوده است. بر همین اساس وقتی در عصر امیرالمؤمنین علیهالسلام درهم در میان مردم فراوان گردید و در اختیار همگان قرار گرفت، حضرت دیه را با درهم تعیین نمودند و مقدار آن را معادل ارزش صد شتر قرار دادند، لکن چون اصل دیه همان صد شتر میباشد بالطبع پرداخت آن بهتر از معادل درهمی آن بوده است.
بنابراین اگرچه معصومین علیهمالسلام به جهت تسهیل در پرداخت دیه، میزان آن را برای دامداران با گاو و گوسفندان و برای تجار با درهم و دینار تعیین نمودهاند، اما تعداد تعیین شده از این اموال به حسب تناسب ارزشی آنها با صد شتر بوده است و لذا چنانچه در عصرهای بعد نسبت بین صد شتر و گاو و گوسفند تغییر یابد، تعداد گاو و گوسفند هم افزایش خواهد یافت (جعل حکم ثابت برای امور ناپایدار و تغییرپذیر خلاف حکمت است)، هرچند در فرض گرانتر شدن گاو و گوسفند اعطای کمتر از دویست گاو یا هزار گوسفند خلاف اصالة الاشتغال بوده و مبرئ ذمه نخواهد بود.