هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
1404/10/09
بسم الله الرحمن الرحیم
ضمان کاهش ارزش/احکام پول /بانکداری اسلامی
موضوع: بانکداری اسلامی/احکام پول /ضمان کاهش ارزش
استدلال ششم
بعضی از فقهاء بر این باورند که ضمان کاهش ارزش پول از روایات نیز قابل اثبات است و عموما به دو روایت ذیل تمسک نمودهاند:
• مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی عَنْ يُونُسَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَی اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّ لِي عَلَی رَجُلٍ ثَلاَثَةَ آلاَفِ دِرْهَمٍ وَ كَانَتْ تِلْكَ اَلدَّرَاهِمُ تُنْفَقُ بَيْنَ اَلنَّاسِ تِلْكَ اَلْأَيَّامَ وَ لَيْسَتْ تُنْفَقُ اَلْيَوْمَ فَلِي عَلَيْهِ تِلْكَ اَلدَّرَاهِمُ بِأَعْيَانِهَا أَوْ مَا يُنْفَقُ اَلْيَوْمَ بَيْنَ اَلنَّاسِ، قَالَ: فَكَتَبَ إِلَيَّ لَكَ أَنْ تَأْخُذَ مِنْهُ مَا يُنْفَقُ بَيْنَ اَلنَّاسِ كَمَا أَعْطَيْتَهُ مَا يُنْفَقُ بَيْنَ اَلنَّاسِ. [1]
مطابق با این روایت چنانچه پولی که برذمه بدهکار آمده هنگام تأدیه دین از رواج افتاده باشد و دیگر در مبادلات از آن استفاده نشود، طلبکار این حق را خواهد داشت که پول رایج را مطالبه کند (کما اینکه طلبکار پول رایج به بدهکار داده است) و از قبول عین پولهایی که بر ذمه بدهکار آمده استنکاف نماید، چرا که مماثلت پول در وصف رایج بودن و قابلیت مبادله داشتن در طلب و بدهی باید رعایت شود.
• وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي إِبْرَاهِيمَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلرَّجُلُ يَكُونُ لَهُ عَلَی اَلرَّجُلِ اَلدَّنَانِيرُ فَيَأْخُذُ مِنْهُ دَرَاهِمَ ثُمَّ يَتَغَيَّرُ اَلسِّعْرُ، قَالَ: فَهِيَ لَهُ عَلَی اَلسِّعْرِ اَلَّذِي أَخَذَهَا يَوْمَئِذٍ وَ إِنْ أَخَذَ دَنَانِيرَ وَ لَيْسَ لَهُ دَرَاهِمُ عِنْدَهُ فَدَنَانِيرُهُ عَلَيْهِ يَأْخُذُهَا بِرُءُوسِهَا مَتَی شَاءَ. [2]
براساس این روایت چنانچه کسی به دیگری دینار بدهکار باشد اما به مقتضای شرط ضمن عقد یا توافق مؤخر قرار باشد بدهی خود را به درهم تأدیه نماید و سپس تناسب درهم و دینار تغییر پیدا کند (تغییر سعر پس از ادای دین قطعا مورد سؤال راوی نیست)، باید به نرخ صرف دینار و درهم روزی که مشغول الذمه گردیده بدهی خود را پرداخت کند و در فرض پایین آمدن ارزش دینار نمیتواند با پرداخت درهم کمتری خود را برئ الذمه نماید (نسبت به اینکه ضمیر تغییر سعر به دینار میخورد یا درهم، اختلاف نظر وجود دارد). بنابراین طلبکار نباید به موجب نوسانات ارزی و بالارفتن نرخ تورم متضرر شود و به رأس المال خود نرسد.
اشکال
روایاتی که مورد تمسک قرار گرفته است مبتلا به معارض هست و روایات معارض آن به شرح ذیل است:
• وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی عَنْ يُونُسَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَی أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ، أَنَّهُ كَانَ لِي عَلَی رَجُلٍ دَرَاهِمُ وَ أَنَّ اَلسُّلْطَانَ أَسْقَطَ تِلْكَ اَلدَّرَاهِمَ وَ جَاءَتْ دَرَاهِمُ أَعْلَی مِنَ اَلدَّرَاهِمِ اَلْأُولَی وَ لَهَا اَلْيَوْمَ وَضِيعَةٌ فَأَيُّ شَيْءٍ لِي عَلَيْهِ اَلْأُولَی اَلَّتِي أَسْقَطَهَا اَلسُّلْطَانُ أَوِ اَلدَّرَاهِمُ اَلَّتِي أَجَازَهَا اَلسُّلْطَانُ، فَكَتَبَ لَكَ اَلدَّرَاهِمُ اَلْأُولَی. [3]
مطابق با این روایت چنانچه سلطان پولی را از اعتبار ساقط کند و سکههای نویی با وزن کاملتر و یا خلوص بالاتری را رواج دهد و همین اقدام سبب شود که پولهای قدیمی ارزش مبادلهای خود را از دست بدهد (ظهور اسقط در بیاعتباری است) و صرفا به میزان ارزش ذاتی طلا و نقرهای که دارد قابل مبادله باشد، این کاهش ارزش پول سبب نخواهد شد کسی که پولهای قدیمی از دیگری طلبکار هست (منشأ طلب و بدهی مهم نیست)، بدهکار را مجبور نماید تا دین خود را با پولهای جدید تأدیه نماید. بنابراین بدهکار در فرض کاسته شدن ارزش مبادلهای پول، ضامن کاهش ارزش آن نخواهد بود.
• وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَلْجَبَّارِ عَنِ اَلْعَبَّاسِ عَنْ صَفْوَانَ قَالَ: سَأَلَهُ مُعَاوِيَةُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ رَجُلٍ اِسْتَقْرَضَ دَرَاهِمَ مِنْ رَجُلٍ وَ سَقَطَتْ تِلْكَ اَلدَّرَاهِمُ أَوْ تَغَيَّرَتْ وَ لاَ يُبَاعُ بِهَا شَيْءٌ أَ لِصَاحِبِ اَلدَّرَاهِمِ اَلدَّرَاهِمُ اَلْأُولَی أَوِ اَلْجَائِزَةُ اَلَّتِي تَجُوزُ بَيْنَ اَلنَّاسِ، فَقَالَ: لِصَاحِبِ اَلدَّرَاهِمِ اَلدَّرَاهِمُ اَلْأُولَی. [4]
بنابر این روایت اگر کسی دراهمی را از دیگری قرض بگیرد و سپس آن دراهم از اعتبار ساقط شود و ارزش اعتباری و مبادلهای خود را از دست بدهد، او ملزم به پرداخت قرض با درهمهای ضرب جدید نیست، بلکه قرض دهنده جز عین درهمهایی که قرض داده حق دیگری ندارد. گفتنی است که از مثل این روایات بدست میآید که اگرچه درهم و دینار به حسب جنس طلا و نقره ارزش ذاتی داشته، اما در عین حال علاوه بر این ارزش ذاتی از ارزش اعتباری هم برخوردار بوده است و لذا به جهت این ارزش اعتباری موضوع تورم و نوسان هم واقع میشده است.
به نظر میرسد این روایات به جهت تعارض و فقدان وجه جمع و مرجحات باب تعارض اساسا قابل استناد نباشند، هرچند که یونس بین دو مکاتبهای که با حضرت رضا علیهالسلام داشته و پاسخهای متفاوتی که از ایشان گرفته تعارض ندیده است.