« فهرست دروس
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید:
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند:
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
درس خارج فقه استاد حمید درایتی

1404/09/26

بسم الله الرحمن الرحیم

تعریف پول/ماهیت پول /بانکداری اسلامی

 

موضوع: بانکداری اسلامی/ماهیت پول /تعریف پول

 

بدیهی است که برای اظهار نظر در حقیقت پول ابتدا باید به تعریف مال پرداخت تا پس از آن ببینیم آیا تعریف مال منطبق بر پول می‌باشد و یا پول صرفا یک سند مال است. مال اصولا یک پدیده‌ای است که زاییده اجتماع بشریت و متأخّر از وجود آن می‌باشد و الا اگر انسان فرید و وحید می‌بود، طبعا بر هیچ چیزی مال اطلاق نمی‌شد، کما اینکه مفهوم مالکیت نیز متأخر از اجتماع انسانیست.

باید در نظر داشت که اگرچه مال موضوع احکام فراوانی در اسلام واقع شده (مانند: النَّاسُ مُسَلَّطُونَ عَلَی أَمْوَالِهِمْ)، اما قطعا حقیقت شرعیه یا متشرعه نیست و یک مفهوم کاملا عرفی می‌باشد. با مراجعه به عرف روشن می‌شود که آن‌ها قوام مال را به چند عنصر می‌دانند[1] :

    1. فایده عقلائی (ذاتی یا اعتباری – مستقیم یا غیرمستقیم) داشته باشد؛

    2. مورد رغبت عقلاء باشد (عقلاء برای اکتساب آن تلاش کنند و حاضر به پرداخت بهاء باشند)؛

    3. نادر الوجود و کمیاب باشد؛

    4. سلطه‌پذیر و قابل استفاده برای همگان باشند.

بنابراین چنانچه شئ‌ای فایده واقعی یا حتی موهوم داشته باشد و عقلاء به جهت معرفت داشتن به آن فایده، علاقه‌مند به اکتساب و تحصیل آن باشند و آن شئ آن‌قدر شایع و فراوان نباشد تا در دسترس عموم بوده و عقلاء برای آن هیچ ارزشی قائل نبوده و حاضر به تلاش کردن برای بدست آوردنش نباشند، و آن شئ تحت سلطه دربیاید و قابل انتقاع و استفاده عموم باشد، آن شئ عرفا مال خواهد بود (طبعا شارع می‌تواند با نامشروع کردن مطلق انتفاعات یک شئ آن را از مالیت بیاندازد).

بر این اساس بسیاری از متأخرین فقهاء معتقد هستند که پول مال است، چرا که هم فایده غیر مستقیم و کارکرد مبادله‌ای دارد و وسیله رسیدن به کالا و خدمات پر فایده قرار می‌گیرد، و هم مورد رغبت عقلاء می‌باشد (برخلاف سندها که رغبت عقلائی صرفا نسبت به متعلَّق و معرَّف آن وجود دارد و هیچکس برای بدست آوردن نفس سند تلاش نمی‌کند)، و هم امر شایع و فراوانی نیست تا به میزان رغبت مردم وجود داشته باشد، و هم تحت استیلاء درمی‌آید و برای همگان قابل استفاده است (برخلاف مدارک شناسایی و هویتی که برای دیگران قابل استفاده نیست).

گفتنی است فقیهانی که پول را مال می‌دانند نسبت به اینکه اعتبار دولت‌ها حیث تقییدی برای آن دارد یا حیث تعلیلی، اختلاف نظر دارند. بدیهی است که اگر اعتبار دولت حیثیت تقییدی داشته باشد، پول مال اعتباری خواهد بود اما اگر حیثیت تعلیلی داشته باشد ( کما ادعی السید الیزدی و الاستاذ الشهیدی)، پول مال حقیقی می‌باشد (برخلاف رمزارز که تشخّص عینی ندارد و مال اعتباری است)، هرچند این مال ذاتی منشأ اعتباری دارد و پس از اعتبار دولت به وجود آمده است.

مختار در مسأله

اگرچه پول در ابتدا مالی نظیر طلا و نقره بود و به تدریج معرِّف یک دارایی ذخیره شده نزد بانک‌ها بوده است، اما با خلق پول بدون پشتوانه قطعا این حقیقت خود را از دست داد، وانگهی ظاهرا چون عموم فقهاء این پول خلق شده را متبلور در اسکناس دیده‌اند، بر سر سند یا مال بودن آن اختلاف نظر پیدا کرده‌اند، درحالی که امروزه پول‌های خلق شده کمتر تجسم عینی دارند و مشارالیه واقع می‌شوند، بلکه عمده‌ی پول‌ها به صورت اعتبار محض و شئ غیر ملموس است (مانند پول‌هایی که از طریق کارت به کارت جابجا می‌شود و یا در حساب بانکی وجود دارد). بنابراین وقتی پول دیگر تجسم عینی ندارد، سخن گفتن از اینکه سند است یا مال بیهوده به نظر می‌رسد.

بنابر نظر صحیح پول چیزی جز مالیت و ارزش اعتبار شده توسط دولت‌ها نیست که این ارزش و توان خرید در یک دوره‌ای به صورت تعیینی یا تعیّنی توسط دولت‌ها بدیل کالا و خدمات برای مبادله و ارزش‌گذاری و ذخیره ارزش‌ها خلق شده است و این ارزش گاهی در ضمن فلز (سکه) و گاهی در ضمن یک ورقه (اسکناس) و گاهی در ضمن یک رمز (رمزارز) جابجا می‌شود.

 


logo