« فهرست دروس

درس خارج فقه استاد حمید درایتی

1400/10/26

بسم الله الرحمن الرحیم

ملحقات مباحث شروط/شركت تعاوني /كتاب الشركة

 

موضوع: کتاب الشركة/شرکت تعاونی /ملحقات مباحث شروط

 

مسأله ششم - مرحوم آيت الله خوئى بر اساس معناى لغوى و اصطلاحى شرط، معتقد بودند كه شرط بر آن التزامى اطلاق خواهد شد كه موجب اناطة و تعليق عقد گردد و مرتبط با آن باشد فلذا فرمودند اولا حقيقت شرط، تعليق التزام و جعل خيار شرط است و ثانيا اطلاق شرط بر تعهد ابتدائى و يا التزام غير مرتبطى كه در ضمن التزام برآمده از عقد قرار مى گيرد، صحيح نيست و اين دو نوع التزام مشمول ادله ى وجوب وفاء به شرط (المؤمنون عند شروطهم) نخواهند بود، در حالى كه از كلام بعضى از فقهاء و فروع فقهى بدست مى آيد كه التزام در ضمن التزام هم نوعى شرط است اگرچه كه التزام فقط ظرف براى التزام ديگر مى باشد و اناطة و تعليقى وجود ندارد.

براى روشن شدن اين بحث، بايد در دو مقام اين مسأله بررسى و واكاوى قرار گيرد :

 

مقام ثبوت - به نظر مى رسد با صرف نظر از معناى لغوى شرط و دليل اثباتى وجوب وفاء، ظرف قرار گرفتن يك التزام براى التزامى ديگر، ثبوتا ممكن باشد و عقلاء اين التزام را مستتبع وفاء و پايبندى مى دانند. به عبارت دیگر از منظر عرف التزام به سه صورت قابل تصوير است :

     التزام دو جانبه — يعنى در برابر يك التزام، التزام ديگرى وجود دارد كه هريك از اين دو، در گرو ديگرى و منوط به آن است. به اين نوع التزام، شرط گفته مى شود.

     التزام يك جانبه — يعنى در برابر يك التزام، التزام ديگرى وجود ندارد بلكه صرفا يك نفر ملتزم به امرى مى شود. به اين نوع التزام، وعده گفته مى شود.

     التزام در التزام — يعنى در ضمن يك التزام، تعهد و التزام ديگرى هم ضميمه شود در حالى كه هيچ يك بر ديگرى منوط و معلق نيست. به اين نوع التزام، تعهد گفته مى شود و خود به دو صورت مى باشد :

         التزام دوم در حوزه ى التزام اول و پيرامون مورد عقد باشد (مانند بيع مشروط به پرداخت ماليات و عوارض) — اين نوع از التزام در التزام، مورد قبول عرف و عقلاء است.

         التزام دوم خارج از حوزه ى التزام اول و غير مرتبط به مورد عقد باشد (مانند بيع مشروط به عدم ازدواج مجدد) — مقبوليت اين نوع از التزام در التزام، از جانب عرف و عقلاء محل ترديد است.

 

با توجه به تفصيل فوق، روشن مى شود كه عرف در مواردى صرفا التزامى را در ضمن يك التزام قرار مى دهند و تخلف آن را موجب زوال يا خيار التزام ديگر نمى دانند مانند تعهداتى كه در ضمن قرارداد بيع به صورت بندهاى مستقل قرار مى دهند و آن را مستتبع وفاء دانسته‌ و تخلف و استنكاف طرف مقابل را سبب تزلزل بيع بشمار نمى آورند. شايد بتوان گفت كه معاهدات بين المللى (مانند تعيين مرز هاى خشكى و دريايى) نيز از همين قبيل است زيرا اگرچه دو تعهد و التزام در برابر هم وجود دارد اما تعليق و اناطة اى بين آن دو نيست و تخلف يك جانب موجب زوال تعهد جانب ديگر و رفع يد از اصل توافق و التزام نمى شود بلكه نهايتا به عنوان ابزار دفاعى، تخلف او (محدود به مقدار تعدى و نقض طرف مقابل) را اجازه مى دهند.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo