1405/06/24
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی قصد قربت و خلوص در نیت حجّ/واجبات الإحرام /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/واجبات الإحرام /بررسی قصد قربت و خلوص در نیت حجّ
متن
يُعْتَبَرُ فِيهَا الْقُرْبَةُ والخُلُوصُ كَمَا فِي سَائِرِ الْعِبَادَاتِ فَمَعَ فَقْدِهِمَا أَوْ أَحَدِهِمَا يَبْطُلُ إِحْرَامُهُ.
ترجمه:
(در نیت قصد قربت و اخلاص معتبر است همانگونه که در سایر عبادات چنین است و در صورتی که هر دو یا یکی از آنها مفقود باشد، احرام شخص باطل خواهد بود).
قصد قربت در عبادت این است که داعی اصلی و انگیزه انجام فعل بایستی اطاعت امر و تقرب به خداوند باشد، اما اینکه آیا صحیح است که اطاعت و تقرب هم به داعی و انگیزه دیگری انجام شود که در طول داعی اصلی قرار گیرد و به عبارت دیگر داعی بر داعی واقع شود یا موجب بطلان عمل است.
امیرالمومنین امام علی(ع) در نهج البلاغه چنین بیانی دارند:
«إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ[1] »،
ترجمه:
(گروهی خدا را به رغبت و علاقه نسبت به نعمت های الهی عبادت می کنند و این عبادت تجار و بازرگانان است و گروهی خداوند را از ترس عذاب و عقوبت الهی عبادت می کنند و این عبادت بردگان و غلامان است و گروهی خدا را برای شکر و سپاس او عبادت می کنند و این عبادت آزادگان است).
از این کلام امام علی(ع) معلوم است که هرچند داعی عمل عبادی بایستی، اطاعت امر و تقرب خدا باشد، اما همین اطاعت امر و تقرّب به خدا را هم می توان به دواعی مختلف الهی انجام داد:
وجه اول: اینکه داعی و انگیزه عبادت، نعمت ها اعم از اخروی و دنیوی باشد که از آن تعبیر به عبادت تجّار و بازرگانان شده است، کما اینکه در آیات کریمه قرآنی، بشارت هایی جهت ترغیب و تشویق ذکر شده است که در حقیقت بیان نعمت هایی است که مترتّب بر اعمال عبادی می باشد.
از جمله:
﴿وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ[2] ﴾
ترجمه:
(و کسی که عمل صالح به جا آورد از مرد و زن در حالیکه ایمان داشته باشد ایشان داخل بهشت گردند، روزی داده می شوند بدون حساب).
و:
﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ[3] .﴾
ترجمه:
(و چنانچه اهل شهرها ایمان و تقوا داشتند باز می گشودیم بر آنها برکات را از آسمان و زمین).
و در سوره هود آیه 52:
﴿وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا[4] ﴾
ترجمه:
(ای قوم من طلب مغفرت کنید از پروردگارتان سپس بازگردید به سوی او تا در نتیجه از آسمان بر شما باران فراوان نازل نماید).
در روایات علل الشرایع هم علاوه بر نعمت های اخروی مترتب بر عبادات از منافع دنیوی که از جمله آثار بعضی اعمال عبادی است یاد شده است، از جمله حدیث نبوی(ص): «صُومُوا تَصُحُّوا»، (روزه بگیرید تا سالم بمانید) و اشتغال به ادعیه بین الطلوعین که موجب وسعت رزق است، تا آنجایی که نذر عمل عبادی برای بعضی حوائج و خواسته های دنیوی صحّه گذارده شده است.
وجه دوم: اینکه اطاعت امر و تقرب به خدا را که داعی اصلی است می توان به داعی و انگیزه ترس از دوزخ و عذاب و عقوبت اخروی و محفوظ ماندن از ابتلائات دنیوی لحاظ نمود که از آن تعبیر به عبادت بردگان و غلامان شده است، مانند انجام عبادات واجبه از ترس عواقب سوزان در آخرت یا صدقات به لحاظ دفع بلاهای دنیوی.
و وجه سوم: اینکه اطاعت امر و تقرب به خدا را که داعی و انگیزه اصلی عمل عبادی است به داعی شکر و سپاس و اینکه ذات احدیت شایسته پرستش می باشد، انجام گردد که از آن به عنوان عبادت آزادگان تعبیر شده است.
مرحوم علامه مجلسی(ره) از امام علی(ع) نقل نموده است:
«مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لَا طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ لكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُكَ[5] ».
ترجمه:
(خداوندا من تو را نه از ترس آتش دوزخ پرستش کردم و نه به طمع بهشت تو و لکن تو را شایسته عبادت یافتم پس عبادت نمودم).
فتحصّل:
اگر عمل عبادی را به داعیه اطاعت امر و تقرب به خداوند بجا آورد و داعی بر آن را نعمت ها و فواید اخروی یا دنیوی و همین طور دفع عذاب و بلاهای اخروی یا دنیوی قرار دهد به اخلاص و صحت عمل لطمه ای نمی زند، البته چنانچه به وجه سوم عمل نماید مرتبه بالاتری است، ضمن اینکه آثاری همچون جلب نعمت و دفع نقمت بر عمل مترتّب و ثابت خواهد بود.
و اما خلوص در عمل: منظور آن است که شخص عمل را خالص برای خدا بجا آورد و چنانچه غیر خدا به نیت ضمیمه گردد، ریاء نامیده شده است و در این صورت ثوابی بر عمل نخواهد بود بلکه موجب بطلان آن می باشد.
مرحوم صاحب جواهر(ره):
وَ أَمَّا إِذَا كَانَتِ الضَّمِيمَةُ رِيَاءً فَلَا ثَوَابَ عَلَيْهَا إِجْمَاعاً وَ غَيْرِ مُجْزِيَةٍ عَلَى الْمَشْهُورِ بَلْ لَا أَعْلَمُ فِيهِ خِلَافاً سِوَى مَا عَساهُ يَظْهَرُ مِنَ الْمُرْتَضَى رَحِمَهُاللهُ فِي الِانْتِصَارِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْإجْزاءِ وَ إِنْ كَانَ لَا ثَوَابَ عَلَيْهَا وَ رُبَّمَا مَالِ اِلَيْهِ بَعْضُ مُتَأَخِّرِي الْمُتَأَخِّرِينَ وَ فِي جَامِعِ الْمَقَاصِدَ إنَّهَ لَوْ ضَمَّ الرِّيَاءُ بَطَلَ قَوْلًا وَاحِداً وَ يُحْكَى عَنِ الْمُرْتَضَى رَحِمَهُاللهُ خِلَافُ ذَلِكَ وَ لَيْسَ بِشَيءٍ[6] .
ترجمه:
(و امّا هرگاه ریاء ضمیمه شود به نیت پس ثوابی بر آن نیست به اجماع و باطل است بنا بر مشهور، بلکه خلافی در آن نمیدانم به جز آنچه که ظاهر است از مرتضی(رحمه الله) در انتصار از قول به إجزاء و صحت عمل، هرچند ثوابی بر آن نمیباشد و بسا بعضی متأخر متأخرین که تمایل به آن پیدا کردهاند و در جامع المقاصد است که اگر ریاء ضمیمه شود، عمل باطل است به قول واحد و نقل نموده از مرتضی(رحمه الله) خلاف آن را و آن چیزی نیست).
اما ادله بطلان عمل ریائی:
1- قرآن کریم:
﴿فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ(4) الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ(5) الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ(6) وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ(7)[7] ﴾
()
ترجمه:
(پس وای بر نمازگزاران، همان کسانی که نسبت به نمازشان بی اعتنا هستند، کسانی که ریا می کنند و از انفاق در راه خدا منع می نمایند).
توضیح:
«فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ» بر بطلان عمل دلالت دارد، نه صحت بدون ثواب.
بعض روایاتی که بر بطلان عمل ریائی دلالت دارند:
روایه علی بن جعفر(ع):
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَابَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي كِتَابِ عِقَابِ الْأَعْمَالِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَي عَنِ الْعَمْرَكِيِّ الْخُرَاسَانِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَي بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ص قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُؤْمَرُ بِرِجَالٍ إِلَي النَّارِ إِلَي أَنْ قَالَ فَيَقُولُ لَهُمْ خَازِنُ النَّارِ يَا أَشْقِيَاءُ مَا (كَانَ)حَالُكُمْ قَالُوا كُنَّا نَعْمَلُ لِغَيْرِ اللَّهِ فَقِيلَ لَنَا خُذُوا ثَوَابَكُمْ مِمَّنْ عَمِلْتُمْ لَهُ[8]
ترجمه:
(علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر(ع) از پدرش به نقل از پدرانش فرمود: که رسول الله(ص) فرمود: مردانی امر میشوند به سوی آتش تا آنجا که فرمود، خازن جهنم به آنها میگوید: ای افراد شقی، حال شما چگونه بود؟ گویند: ما عمل میکردیم برای غیر خدا، پس گفته شد به ما که ثواب خود را از کسی که برای او عمل کردید بگیرید).
روایت سکونی:
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ النَّبِيُّ ص إِنَّ الْمَلَكَ لَيَصْعَدُ بِعَمَلِ الْعَبْدِ مُبْتَهِجاً بِهِ فَإِذَا صَعِدَ بِحَسَنَاتِهِ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ اجْعَلُوهَا فِي سِجِّينٍ إِنَّهُ لَيْسَ إِيَّايَ أَرَادَ بِهِ[9]
ترجمه:
(سکونی از امام صادق(ع) نقل کرده است که پیامبر(ص) فرمودند: مَلَک، عمل عبد را با خوشحالی بالا میبرد، پس هرگاه حسنات وی را بالا برد، خدای«عزوجل» میفرماید: آن حسنات را در آتش قرار دهید، به درستی که با انجام آن مرا اراده نکرده است).
روایت هشام بن سالم:
اَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنَا خَيْرُ شَرِيكٍ فَمَنْ عَمِلَ لِي وَ لِغَيْرِي فَهُوَ لِمَنْ عَمِلَهُ غَيْرِي[10]
ترجمه:
(هشام بن سالم از امام صادق(ع) نقل کرده است که فرمود: خداوند«عزوجل» میفرماید: من شریک خوبی هستم، پس کسی که عملی را برای من و غیر من انجام دهد، پس عملی را که انجام داده برای همان غیر، خواهد بود).
اما اینکه بعضی ریاء در اعمال مستحبّه مانند قنوت در نماز را مبطل نمی دانند یا اینکه بعضی گفته اند چنانچه جزئی از عملِ واجب، ریائی انجام شود اما تکرار آن بر وجه خلوص واقع گردد، عمل صحیح است و باطل نمی باشد، برخلاف اطلاقات ادلّه می باشد که دلالت بر بطلان عمل، در جمیع صور اعمال ریائی دارند.