1404/11/20
بسم الله الرحمن الرحیم
احکام مواقیت/أحكام المواقيت /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /احکام مواقیت
متن:
فَصْلَ: فِي أَحْكَامِ اَلْمَوَاقِيتِ
مَسْأَلَةً: لاَ يَجُوزُ الإِحرامُ قَبلَ المَواقيتِ وَلا يَنْعَقِدُ وَلا يَكْفِي المُرُورَ عَلَيْهَا مُحرماً بَلْ لاَ بُدَّ مِنْ إِنْشَائِهِ جَدِيداً فَفِي خَبَرِ مَيْسِرَة دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْه السَّلامُ وأنَا مُتَغَيِّرُ اللَّوْنِ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِن أَيْنَ أَحْرَمْتَ بِالْحَجِّ فَقُلْتُ م ِنْ مَوْضِعِ كَذَا وكَذا فقال عَلَيْهِ السَّلاَمُ رُبَّ طَالِبِ خَيْرٍ يَزِلُّ قَدَمُهُ ثُمَّ قَالَ أَيَسُرُكَ إِنْ صَلَّيْتَ الظُّهْرَ فِي السَّفَرِ أَرْبَعاً قُلْتُ لاَ قَالَ فَهُوَ وَاللَّهِ ذَاكَ.
ترجمه:
(مسأله: جایز نیست مُحرم شدن قبل از رسیدن به مواقیت و منعقد نمیشود و کافی نیست که در حال احرام عبور از آنها نماید، بلکه ناگزیر است که مجدداً در میقات مُحرم گردد، پس در خبر مَیْسِره است که داخل شدم بر اباعبدالله در حالی که با مُحرم شدن، رنگم تغییر کرده بود، پس امام(ع) فرمود: از کجا برای حج مُحرم شدی؟ پس گفتم: از فلان جا و فلان جا، پس فرمود: چه بسا کسی که طالب خیر است و قدم وی متزلزل میشود، پس فرمود: آیا خوشحال میکند تو را که در سفر، نماز ظهر را چهار رکعت بخوانی؟! گفتم: نه، فرمود: به خدا قسم این هم مانند آن است).
شرح:
خلافی نیست که احرام بستن قبل یا بعد از میقات جایز نمیباشد و روایات بسیاری بر آن دلالت دارد که مرحوم مصنف یکی از آنها را در متن عروه به نقل از مَیْسِرَه نقل نموده، که در وسائل مُیَسِّرْ ذکر شده است و روایت مزبور صحیحه میباشد.
صحیحه مُیَسِّر:
رَواهُ کُلِیْنِی عَنْ عِدَةٍ مِنْ اَصْحابِنا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمان عَنْ عَلیِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُيَسِّرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَي أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا مُتَغَيِّرُ اللَّوْنِ فَقَالَ لِي مِنْ أَيْنَ أَحْرَمْتَ قُلْتُ مِنْ مَوْضِعِ كَذَا وَ كَذَا فَقَالَ رُبَّ طَالِبِ خَيْرٍ تَزِلُّ قَدَمُهُ ثُمَّ قَالَ يَسُرُّكَ أَنْ صَلَّيْتَ الظُّهْرَ أَرْبَعاً فِي السَّفَرِ قُلْتُ لَا قَالَ فَهُوَ وَ اللَّهِ ذَاكَ[1]
توضیح:
مُیَسِّرْ یا مَیْسِرَه (ابن عبدالعزیز نخعی المدائنی) اهل کوفه بوده و مرحوم شیخ، وی را در جایی از اصحاب امام باقر(ع) و در جای دیگر از اصحاب امام صادق(ع) شمرده است.
در کتب رجال وی را ثقه دانسته اند و مرحوم کشی در کتاب رجال نقل کرده است:
قَالَ لَهُ ابوجَعْفَر(ع) يا مُيسّرُ قَد حَضَرَ أجَلُكَ غَيرَ مَرَّةٍ و لا مَرَّتَينِ كُلُّ ذلكَ يُؤَخِّرُ اللّه ُ أجَلَكَ لِصِلَتِكَ قَرابَتَكَ.
ترجمه:
(امام باقر(ع) به وی فرمود: ای مُیِسِّر، آگاه باش که به تحقیق بیش از یک مرتبه یا دو مرتبه اجل تو رسید، تمامی آنها را خدای متعال تأخیر انداخت، به جهت صلهای که نسبت به خویشاوندان خود داشتهای).
خبر دیگر از مُیَسِّر:
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُيَسِّرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ أَحْرَمَ مِنَ الْعَقِيقِ وَ آخَرُ مِنَ الْكُوفَةِ أَيُّهُمَا أَفْضَلُ فَقَالَ يَا مُيَسِّرُ أَ تُصَلِّي الْعَصْرَ أَرْبَعاً أَفْضَلُ أَمْ تُصَلِّيهَا سِتّاً فَقُلْتُ أُصَلِّيهَا أَرْبَعاً أَفْضَلُ قَالَ فَكَذَلِكَ سُنَّةُ رَسُولِ اللَّهِ ص أَفْضَلُ مِنْ غَيْرِهَا[2]
ترجمه:
(مُیَسِّر نقل کرده است که به امام صادق (ع) گفتم، شخصی در عقیق مُحرم شده و دیگری از کوفه، کدام یک از ان دو افضل است؟ پس فرمود: ای مُیَسِّر آیا نماز عصر را چهار رکعت بخوانی افضل است یا شش رکعت بخوانی؟ گفتم: آن را چهار رکعت بخوانم افضل است، فرمود: پس همچنین است که سنت رسول الله(ص) افضل از غیر آن میباشد).
خبر زراره:
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُثَنًّي عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ أَنْ يُحْرِمَ دُونَ الْوَقْتِ الَّذِي وَقَّتَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَإِنَّمَا مَثَلُ ذَلِكَ مَثَلُ مَنْ صَلَّي فِي السَّفَرِ أَرْبَعاً وَ تَرَكَ الثِّنْتَيْنِ[3]
ترجمه:
(زراره از امام باقر (ع) در حدیثی نقل کرده است که فرمود: هیچکس نباید مُحرم شود قبل از رسیدن به میقاتی که رسول الله(ص) تعیین فرموده است، پس مَثَلِ چنان کسی، همانند کسی است که در سفر نماز را چهار رکعت بخواند و دو رکعت خواندن را ترک نماید.)
خبر حنّان بن سَدیر:
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَي بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ قَالَ كُنْتُ أَنَا وَ أَبِي وَ أَبُو حَمْزَةَ الثُّمَالِيُّ وَ عَبْدُ الرَّحِيمِ الْقَصِيرُ وَ زِيَادٌ الْأَحْلَامُ فَدَخَلْنَا عَلَي أَبِي جَعْفَرٍ ع فَرَأَي زِيَاداً قَدْ تَسَلَّخَ جَسَدُهُ فَقَالَ لَهُ مِنْ أَيْنَ أَحْرَمْتَ قَالَ مِنَ الْكُوفَةِ قَالَ وَ لِمَ أَحْرَمْتَ مِنَ الْكُوفَةِ فَقَالَ بَلَغَنِي عَنْ بَعْضِكُمْ أَنَّهُ قَالَ مَا بَعُدَ مِنَ الْإِحْرَامِ فَهُوَ أَعْظَمُ لِلْأَجْرِ فَقَالَ مَا بَلَّغَكَ هَذَا إِلَّا كَذَّابٌ ثُمَّ قَالَ لِأَبِي حَمْزَةَ مِنْ أَيْنَ أَحْرَمْتَ قَالَ مِنَ الرَّبَذَةِ قَالَ لَهُ وَ لِمَ لِأَنَّكَ سَمِعْتَ أَنَّ قَبْرَ أَبِي ذَرٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ بِهَا فَأَحْبَبْتَ أَنْ لَا تَجُوزَهُ ثُمَّ قَالَ لِأَبِي وَ لِعَبْدِ الرَّحِيمِ مِنْ أَيْنَ أَحْرَمْتُمَا فَقَالَا مِنَ الْعَقِيقِ فَقَالَ أَصَبْتُمَا الرُّخْصَةَ وَ اتَّبَعْتُمَا السُّنَّةَ وَ لَا يَعْرِضُ لِي بَابَانِ كِلَاهُمَا حَلَالٌ إِلَّا أَخَذْتُ بِالْيَسِيرِ وَ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ يَسِيرٌ يُحِبُّ الْيَسِيرَ وَ يُعْطِي عَلَي الْيَسِيرِ مَا لَا يُعْطِي عَلَي الْعُنْفِ[4]
ترجمه:
(حنان بن سدیر نقل کرده است که خودم و پدرم و ابوحمزه ثمالی و عبدالرحیم قصیر و زیاد الاحلام بر امام باقر(ع) وارد شدیم پس امام(ع) ملاحظه فرمود که بدن زیاد بن احلام، پوست پوسته شده است، پس وی فرمود: از کجا مُحرم شدهای؟ گفت از کوفه، فرمود: برای چه از کوفه مُحرم شدی؟ پس گفت: از بعض شما به من رسید که هرچه احرام بستن از دورتر باشد، اَجر آن بیشتر است، پس فرمود: این مطلب را به تو ابلاغ نکرده، مگر شخصی بسیار دروغگو، پس به ابوحمزه فرمود: از کجا مُحرم شدهای؟ گفت از ربذه، فرمود؟ برای چه؟ از آن جهت که شنیدی قبر ابوذر(رضی الله عنه) در آنجا هست؟ پس دوست داشتی که از آنجا تجاوز نکنی سپس به پدرم و عبدالرحیم فرمود: از کجا احرام بستهاید؟ پس گفتند: از عقیق، فرمود: شما رخصت داشتهاید و پیروی از سنت نمودهاید و در پیش روی من دو باب واقع نشده که هر دو حلال باشد، مگر اینکه آسانتر را اختیار کردهام، از آن جهت که خداوند یسیر است و فعل آسان را دوست دارد و بر انجام آن عطاء میفرماید چیزی را که بر انجام امورِ سخت و دشوار عطاء نمیکند).
أقول:
کلام امام معصوم(ع) در این حدیث، حقیقتی است که کریمه قرآنی به وجه دیگری بیانگر آن میباشد: ﴿يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ﴾[5] (خداوند برای شما اراده سهولت و آسانی دارد و اراده سختی و دشواری ننموده است).
تکالیفی که به نظر میرسد سخت و دشوار باشد، دو قسم هستند:
۱_ مواردی که اصل تکلیف سهل و آسان است و در اثر ضعف ایمان، انجام آن برای شخص، مشکل و غیر قابل تحمّل خواهد بود، همانطور که آیه شریفه در خصوص روزه و نماز چنین میفرماید: ﴿وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ﴾[6] (از صبر و نماز کمک بخواهید و بی تردید این کار جز بر کسانی که در برابر حق، قلبی فروتن دارند، دشوار و گران است).
بنابر این کسانی که خشوع ندارند، هر اندازه تکلیف، سهل و آسان هم باشد، بر آنها دشوار خواهد بود.
2_ مواردی که تکلیف، اساساً سخت و دشوار است، اما در اثر ایمانِ قوی، یقین و باور نسبت به اجر عظیم و پاداش الهی، آسان گردیده و شخص مؤمن نسبت به انجام آن اشتیاق داشته باشد، همانطور که در دعا میطلبد:
﴿قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي﴾[7] (خداوندا به من شرح صدر عطا کن و کار من را آسان فرما).
و اینکه در روایت از پیامبر(ص) است: اَفْضَلُ الاَعْمالِ اَحْمَزُها [8] (برترین اعمال، مشکلترین آنها میباشد)، مربوط به این قبیل موارد است، همانند جهاد فی سبیل الله که بسیاری از اهل ایمان، آرزوی توفیق آن را داشته، بلکه مشتاق شهادت بودند، امّا در روایتی نقل شده است که امام علی(ع) هرگاه بین دو امر قرار میگرفتند که یکی از آنها مشکلتر بود، همان را انتخاب میفرمود.
ممکن است توهم شود که بین این روایت و حدیث حنّان بن سدیر منقول از امام باقر(ع) که مورد بحث است تعارض میباشد، در حالی که هیچ تعارضی بین دو روایت نیست، بلکه قابل جمع هستند. زیرا آنچه راجع به امام علی(ع) نقل شده است، حمل میشود بر مواردی که فعلِ دشوارتر فی نفسه و بدون لحاظ سختتر بودنِ آن، دارای رجحان بوده است و معمولاً از افراد عادی کمتر کسی، علاقه مند به انجام آن میباشد، برعکسِ موردی که فعلِ آسانتر، فی نفسه و بدون لحاظ سهلتر بودن آن، مرجوح بوده و معمولاً برای انجام آن افراد بیشتری راغب هستند.
طبیعتاً حدیث ابن سدیر منقول از امام باقر(ع) حمل میشود در موردی که شخص بین دو فعل حلال قرار گرفته، که هیچ کدام فی نفسه و بدون لحاظ نمودن سختی یا آسانی، نسبت به دیگری رجحانی نداشته باشد و با چنین فرضی انتخاب آنکه آسانتر است به عنوان سیره و روش امام(ع) معرفی شده است.
مثال: فرض کنید شخصی برای رسیدن به مقصد دو راه پیش روی دارد، که یکی از آن دو به لحاظ مسیر، کوتاهتر، امنتر و راحتتر باشد، مطمئناً شخص عاقل و متشرّع، همان را اختیار مینماید.