1404/09/26
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی میقات ذوالحلیفه/أحكام المواقيت /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /بررسی میقات ذوالحلیفه
متن:
أحَدُهَا ذُو الحُلَيْفَةِ وَهِيَ مِيقَاتُ أهْلِ المَدينَةِ وَمَن يَمُرُّ عَلَى طَرِيقِهِمْ.
ترجمه:
(یکی از میقاتها، ذوالحلیفه است که میقات اهل مدینه و کسی که بر طریق آنها مرور میکند میباشد).
شرح:
قبلاً گفته شد که تا دَه میقات شمردهاند، همانطور که مصنف هم متذکر شده اند، پنج مورد از آنها اختصاص دارند به کسانی که دور از مکّه قرار گرفتهاند، و این مواقیت از مسلّمات است و خلافی در آنها نمیباشد.
یکی از آنها ذوالحلیفه که همان مسجد شجره است و میقات اهل مدینه و کسانی است که بر طریق آنها مرور میکند.
نصوصی که بر میقات بودن ذوالحلیفه دلالت دارند:
صحیحه حلبیّ:
وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع الْإِحْرَامُ مِنْ مَوَاقِيتَ خَمْسَةٍ وَقَّتَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص لَا يَنْبَغِي لِحَاجٍّ وَ لَا لِمُعْتَمِرٍ أَنْ يُحْرِمَ قَبْلَهَا وَ لَا بَعْدَهَا وَقَّتَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا الْحُلَيْفَةِ وَ هُوَ مَسْجِدُ الشَّجَرَةِ[1] …
ترجمه:
(حلبیّ نقل کرده است که امام صادق(ع) فرمود: احرام از میقاتهای پنجگانهای که رسول الله(ص) آنها را میقات قرار داده انجام میشود، سزاوار نیست برای حج کننده و انجام دهنده عمره که قبل از آنها و بعد از آنها مُحرم گردند، رسول الله(ص) برای اهل مدینه، ذوالحلیفه را میقات قرار داده و آن مسجد شجره میباشد).
صحیحه معاویة بن عمّار:
وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَي جَمِيعاً عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مِنْ تَمَامِ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ أَنْ تُحْرِمَ مِنَ الْمَوَاقِيتِ الَّتِي وَقَّتَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تُجَاوِزْهَا إِلَّا وَ أَنْتَ مُحرم… وَ وَقَّتَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا الْحُلَيْفَةِ[2] …
ترجمه:
(معاویة بن عمّار از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود: از تمامیّت حج و عمره این است که مُحرم شوی از مواقیتی که رسول الله(ص) آنها را میقات قرار داده است، از آنها عبور نکن مگر اینکه مُحرم شده باشی… و رسول الله(ص) ذوالحلیفه را برای اهل مدینه میقات قرار داده است).
صحیحه ابو ایّوب الخرّاز:
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ دَاوُدَ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَرَّازِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع حَدِّثْنِي عَنِ الْعَقِيقِ أَ وَقْتٌ وَقَّتَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص أَوْ شَيْءٌ صَنَعَهُ النَّاسُ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص وَقَّتَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا الْحُلَيْفَةِ[3] .
ترجمه:
(ابو ایّوب خرّاز نقل کرده است که به امام صادق(ع) گفتم: برای من از عقیق بگویید، آیا میقاتی هست که رسول الله(ص) آن را میقات قرار داده یا چیزی است که مردم ساختهاند؟ پس فرمود: به تحقیق که رسول الله(ص) ذوالحلیفه را برای اهل مدینه، میقات قرار داده است).
صحیحه عمر بن یزید:
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَي بْنِ الْقَاسِمِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ وَقَّتَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)… وَ وَقَّتَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا الْحُلَيْفَةِ[4] .
ترجمه:
(عمر بن یزید از امام صادق(ع) نقل کرده است که رسول الله(ص) میقات قرار دادند… و برای اهل مدینه، ذوالحلیفه را میقات قرار داده است).
صحیحه علی بن رئاب:
عَبْدُ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْأَوْقَاتِ الَّتِي وَقَّتَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص لِلنَّاسِ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص وَقَّتَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا الْحُلَيْفَةِ وَ هِيَ الشَّجَرَةُ[5] .
ترجمه:
(علی بن رئاب نقل کرده است که از امام صادق(ع) سوال کردم راجع به مواقیتی که رسول الله(ص) آنها را برای مردم میقات قرار داده است؟ پس فرمود: به تحقیق که رسول الله(ص) ذوالحلیفه را برای اهل مدینه، میقات قرار داده است).
متن:
وَ هَلْ هُوَ مَكانٌ فيهِ مَسْجِدُ الشَّجَرَةِ أَوْ نَفْسُ الْمَسْجِدِ قَوْلانِ وَ فِي جُمْلَةٍ مِنَ الْأخْبَارِ أنَّهُ هُوَ الشَّجَرَةُ وفِيَ بَعْضِهَا أَنَّهُ مَسْجِدُ الشَّجَرَةِ و عَلَى أَيِّ حَالٍ فَالْأَحْوَطُ اَلاِقْتِصَارُ عَلَى الْمَسْجِدِ إِذْ مَعَ كَوْنِهِ هُوَ المَسْجِدُ فَوَاضِحٌ وَمَعَ كَوْنِهِ مَكَاناً فِيهِ الْمَسْجِدُ فَاللاَّزِمُ حَمْلُ الْمُطْلَقِ عَلَى الْمُقَيَّدِ.
ترجمه:
(و آیا آن میقات«ذوالحلیفه» مکانی است که در آن مسجد شجره قرار دارد یا خود مسجد است؟ دو قول میباشد؛ و در بعض اخبار آن مکان، همان شجره است و در بعض از اخبار، همان مسجد شجره است و به هر حال احوط آن است که اکتفاء به مسجد گردد، زیرا بنابر اینکه مراد از آن، همان مسجد باشد که واضح است و چنانچه مراد از آن، مکانی باشد که مسجد، درون آن است پس لازم میشود که حملِ مطلق بر مقیّد گردد).
شرح:
در خصوص میقات ذوالحلیفه، محل کلام در این است که آیا آنجا مکانی است که درونش مسجد شجره واقع شده یا آن مکان، خود مسجد میباشد؟ در اینجا دو قول است و منشاء اختلاف چنین است که در بعض اخبار، از میقات مزبور به عنوان ذوالحلیفه یاد شده و در بعض دیگر ذوالحلیفه به عنوانِ مسجد شجره معرفی شده است و مرحوم مصنّف(ره) نتیجهگیری کردهاند که جانب احتیاط آن است که اکتفاء به مسجد گردد، زیرا اگر مراد از ذوالحلیفه همان مسجد باشد، که مطلب واضح است و احرام از درون مسجد یعنی میقات بسته شده است و چنانچه مسجد داخلِ ذوالحلیفه قرار گرفته است، حکم مطلق و مقیّد را پیدا میکند و بر حسب قاعده، ذوالحلیفه که مطلق است، حمل بر مسجد، که مقیّد میباشد میگردد، کما اینکه در مثال معروف«اَعْتِقْ رَقَبَهً»و «اَعْتِقْ رَقَبَهً مُؤْمِنَةً»، رقبة که مطلق است، حمل بر رقبة مومنة که مقیّد است میشود.
مرحوم محقّق حکیم(ره) و مرحوم محقّق خویی(ره) نسبت به مطلق و مقیّد بودن ذوالحلیفه و مسجد اشکال کردهاند:
مرحوم محقّق حکیم(ره):
فِيهِ تَأَمُّلٌ لِأَنَّ نِسْبَةَ الْمَسْجِدِ اِلَى ذِي الْحُلَيْفةِ بِناءً عَلَى أَنَّهُ الْمَكَانُ الَّذِي فِيْهِ الْمَسْجِدُ نِسْبَةُ الْجُزْءِ اِلَی الْكُّلِّ لاَ الْفَرْدُ اِلَى الْكُلِيِّ الَّتِي هِيَ نِسْبَةُ الْمُقَيَّدِ اِلَى الْمُطْلَقِ[6] .
ترجمه:
(در آن تأمّل است، زیرا نسبت مسجد به ذوالحلیفه بنابر اینکه آن«ذوالحلیفه» مکانی باشد که درون آن مسجد قرار گرفته، نسبت جزء به کل است، نه نسبت فرد به کلی که نسبت مقیّد به مطلق میباشد).
توضیح:
مطلق، عبارت از کلّی است که افرادی دارد، و مقیّد آن است که فردی از افراد کلّی باشد.
در ما نحن فیه بحث کل و جزء است، زیرا مسجد، جزئی از ذوالحلیفه است و نسبت مطلق و مقیّد منتفی میباشد.
بعضی به اشکال مرحوم محقق حکیم(ره) این چنین پاسخ دادهاند:
بر حسب بعض روایات، جائز است اِحرام از هر کجای ذوالحلیفه، از این جهت ذوالحلیفه دارای اَفراد می باشد و در نتیجه اطلاق دارد، امّا بعض روایات فقط یک فرد را که مسجد است، جائز شمرده که طبعاً مقیّد است.
مرحوم محقّق خوئی(ره)، هم به این بخش از کلام مرحوم صاحب عروه(ره) اِشکال کردهاند:
هَذا وَ لكِنَّ الْأمْرَ لَيْسَ كَذلِكَ فَإِنَّ الْمَذْكُورَ فِي الْأَخْبَارِ ذُوالْحُلَيْفَةِ وَ فِي بَعْضِها الشَّجَرَةُ وَ لا يَبعُدُ أن تَكونَ الشَّجَرَةُ اِسْماً لِذِي الْحُلَيْفَةِ فَيَكُون لِهَذَا الْمَكَانِ اِسْمانِ أحَدُهُمَا ذُوالْحُلَيْفَةِ وَالآخَرُ الشَّجَرَةُ وَلَم يُرَد فِي شَيْءٍ مِنَ الرواياتِ اَلْأَمْرُ بِالْإِحْرَامِ مِنْ مَسْجِدِ الشَّجَرَةِ أو أَنَّهُ الْمِيقَاتُ لِيَكُونَ مُقَيَّداً فَيُحْمَلُ المُطْلَقُ عَلَيْهِ كَمَا يَدَّعِيْهِ الْمُصَنِّفُ بَلِ الْوَارِدُ فِيهَا أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ(ص) وَقَّتَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَاالْحُلَيفَةِ وَهِيَ الشَّجَرَةُ كَما أَنَّهُ وَرَدَ فِيهَا أَنَّ ذَااَلْحُلَيْفَةِ هُوَ مَسجِدُ الشَّجَرَةِ فَلا مَوضوعَ لِحَمْلِ المُطْلَقِ عَلَى المُقَيَّدِ.
نَعَمْ وَرَدَ فِي رِوَايَةٍ واحِدَةٍ ضَعِيفَةٍ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ(ص) أحْرَمَ مِنْ مَسْجِدِ الشَّجَرَةِ وَ لكِنَّها غَيْرُ دَالَّةٍ عَلَى أَنَّهُ(ص) عَيَّنَهُ مِيقَاتاً وَإِنَّمَا تَحْكِي فِعْلَ رَسُولِ اَللَّهِ(ص) وأنَّهُ أَحْرَمَ مِنْ نَفْسِ الْمَسْجِدِ ولارَيْبَ فِي جَوازِ ذلِكَ فَلاَ تَدُلُّ هَذِهِ اَلرِّوَايَةُ عَلَى قَصْرِ اَلْمِيقَاتِ بِالْمَسْجِدِ خَاصَّةً فَالرِّواياتُ الدَّالَّةُ عَلَى أَنَّ الْمِيقَاتَ ذُواَلْحُلَيْفَةِ بَاقِيَةٌ عَلَى إِطْلاَقِهَا وَسَالِمَةٌ مِنَ التَّقْيِيدِ[7] .
ترجمه:
(لکن واقع امر چنین نمیباشد زیرا مکان مزبور در بعض اخبار، ذوالحلیفه و در بعض اخبار، شجره ذکر شده است و بعید نیست که شجره، اسم برای ذوالحلیفه بوده، فلذا برای این مکان دو اسم باشد، یکی ذوالحلیفه و دیگری شجره و در روایات امر به احرام از مسجد شجره یا اینکه مسجد شجره میقات است، وارد نشده تا در نتیجه، حکمِ مقیّد را داشته باشد و مطلق یعنی ذوالحلیفه، حمل بر مقیّد یعنی مسجد شجره گردد، آنچنان که مرحوم مصنّف(ره) ادّعا نمودهاند، بلکه آنچه در روایات وارد شده این است که رسول الله(ص) ذوالحلیفه را که همان شجره است برای اهل مدینه به عنوان میقات تعیین فرموده است، همانطور که در روایات وارد شده که ذوالحلیفه، همان مسجد شجره است، پس موضوعی برای حمل مطلق بر مقیّد نمیماند.
بلی یک روایت ضعیفه وارد شده که رسول الله(ص) مُحرم شدند از مسجد شجره و لکن آن روایت دلالت ندارد بر اینکه رسول الله(ص)، مسجد شجره را به عنوان میقات تعیین فرموده است، بلکه حکایت از فعل رسول الله(ص) دارد که از داخل مسجد مُحرم شدند و شکّی در جواز آن نمیباشد؛ بنابراین این روایت هم دلالتی بر اینکه میقات، خصوص مسجد است ندارد و در نتیجه روایات، دلالت دارند بر اینکه میقات ذوالحلیفه بر اطلاق خودش باقی است و سالم از تقیید میباشد).
أقول:
در ما نحن فیه هر چند نسبت مطلق و مقیّد بین ذوالحلیفه و مسجد شجره ثابت نیست، لذا میتوان گفت در هر نقطه از ذوالحلیفه، احرام بستن، جائز است ولکن احوط، اقتصار به مُحرم شدن از داخل مسجد میباشد.