« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/09/23

بسم الله الرحمن الرحیم

 بررسی دیدگاه شهید اول درباره اعتبار خبر واحد/حجية ظواهر الألفاظ /الأمارات

 

موضوع: الأمارات/حجية ظواهر الألفاظ / بررسی دیدگاه شهید اول درباره اعتبار خبر واحد

 

بررسی دیدگاه شهید اول درباره اعتبار خبر واحد

و اما [در خصوص] بحث اصولمان، چند جمله‌ای را ذکر می‌کنم تا ادامه‌ی آن بحث قبلی ما محقق شود. این امر، امر مهمی است. ان‌شاءالله که عزیزان بعد از مطالعه، اگر مطلبی را در این جهت مقایسه نمودید، [بیان فرمایید تا] من بتوانم از آن در خدمت عزیزان استفاده کنم. ما در بحثی که داشتیم، راجع به مسئله‌ی مهم خبر واحد بود که از [مرحوم] شهید نقل کردیم [که ایشان قائل‌اند خبر واحد] حکم اماره دارد.
این اماره نشان‌دهنده‌ی واقع است. مرحوم شهید [می‌فرمایند] - بله - علامت به واقع است. این بیانی که ایشان فرمودند، بیان بسیار مهمی از شهید اول است. می‌گویند اصل خبر واحد حکم اماره‌ی به واقع را دارد. بنده عرضم در اینجا - خیلی در خلال بحثی که ان‌شاءالله می‌خواهیم به نتیجه برسیم و نتیجه هم خواهیم یافت - این است که مقصود مرحوم شهید اول را در اینجا بتوانیم خوب دریافت کنیم که آیا منظور ایشان این اماره‌ی شرعی است؟ چون توضیح نداده‌اند؛ فقط فرموده‌اند که این [خبر واحد] حکم اماره دارد. آیا می‌گوییم شرعاً حکم اماره‌ی به واقع دارد؟ خب، این یک مطلبی است. اگر بگوییم خیر، ذات خبر این‌گونه است؛ حقیقت خبر این‌گونه است که عنوان اماره‌ی به واقع را دارد؛ یعنی هر خبری را به عنوان خبر که شما انتزاع می‌کنید و می‌پذیرید، این یک نوع اماره‌ی به واقع است.
بنده از ظاهر بیان مرحوم شهید این را استفاده کردم. ایشان اصلاً می‌خواهد بگوید کل خبر چنین حالتی دارد. حال به کلمات ایشان خوب دقت بفرمایید، بعد ببینید آیا این برداشت من درست بوده است یا خیر. ایشان خبر را به عنوان یک اماره‌ی به واقع می‌گوید. خصوصیت جنبه‌ی شرعی بودن و ملاک شرعی بودن و از این جهت مرتبط کردن، ظاهراً [در کلام ایشان] نیست؛ مقصود ایشان این نیست. پس اگر ما این را [بپذیریم]، بیان ایشان باید یک عرفیتی داشته باشد. ما باید بگوییم این [مطلب] یک عرفیتی دارد؛ مثلاً فرض بگیرید یک نظر عقلا بر این است که به لحاظ عقلا و به لحاظ عرفیت، این است که این‌ها [اخبار را] اماره‌ی به واقع حساب می‌کنند. یعنی هر جای خبری را دیدند، اماره‌ی به واقع حساب می‌کنند. اگر این‌طور باشد، خب ما در اینجا واقعاً به یک مطلب خوبی رسیده‌ایم. می‌توانیم بگوییم تمام اخبار - [از جمله] این خبر واحد - خودش یک اماره‌ی به واقع است؛ برای اینکه کل خبر این‌گونه است. هر خبری خودش یک اماره‌ی به واقع است. و در اینجا همان بیان مرحوم شهید را بپذیریم و دیگر خب عنوان [بحث]، دیگر عنوان برای خبر واحد حل می‌شود دیگر؛ برای ما مسئله حل می‌شود.
ولی اگر منظور ایشان این است که از ادله‌ی شرعی [استفاده شود] - که خیلی دور هم به ذهن می‌رسد - ولی اگر این مقصود باشد، این هنوز "اول الکلام" است. که آیا از ادله‌ی شرعی "جعل الاماره" هست که خبر واحد جعل شده باشد برای چه؟ برای اماره‌ی به واقع. که به حسب جعل شرعی مقصود ایشان باشد؛ که عرض کردم خیلی هم بعید به نظر می‌رسد که این منظور ایشان باشد. ولی حالا اگر کسی یک‌چنین مطلبی را از بیان ایشان فهمید، در اینجا "اول الکلام" است. ما باید از ادله ببینیم؛ یعنی ملاک حرف ایشان [چیست]؛ ایشان حرفی و فرمایشی زده‌اند، ولی حالا ما می‌خواهیم به این حرف ایشان اعتماد کنیم. اعتماد کردن به این حرف ایشان کار آسانی نیست. این را بایست ما با ادله‌ی دیگر بسنجیم؛ ببینیم واقعاً سنجش آن با ادله‌ی دیگر جور در می‌آید یا در نمی‌آید.
علی‌الاجمال، حالا تا اندازه‌ای که الان بحثمان پیشرفت کرده است، تصور من این است که از ادله‌ی شرعی، اماره بودنِ این [خبر واحد] را خیلی مشکل است به دست بیاوریم؛ یعنی قطعیت پیدا کنیم. اینکه می‌توانی اگر یک خبری دیدی به آن عمل کنی - که روایات خاصه‌ای داریم در سهل بودن [پذیرش خبر] - آن هم فقط در مسائل مستحبات است. در چیزهای مستحبی این دلیل را داریم، دلیل خاص داریم، دلیلش هم کفایت دارد، قوی هم هست از مجموعه‌ی آن ادله؛ که هر کس به او رسید - به یک مطلبی از طریق خبری به او رسید - و او رفت عمل کرد، خداوند از او قبول می‌کند. در اینجا "سمحه و سهله" [یا قاعده‌ی تسامح] هست.
پس ما به‌طور کلی نداریم؛ ولی اماره بودن آن در عبادیات و در بعضی از اموری که "من بلغ" - روایات "من بلغ" - این را شامل می‌شود، می‌توانیم بگوییم این یک نوعی اماره هست؛ که از این ادله حکم اماره به آن بدهیم. ولی ظاهراً این نسبت به واجبات تعلق نمی‌گیرد. برای امور مستحبی که نماز، عبادت خاصی هست، خصوصیات خاصه‌ای است که این‌ها می‌رسد و اخبار "من بلغ" این را تأیید می‌کند، به این صورت [است]. و طرف به عنوان رجاء - که علما دارند این‌جور "رجاءً للثواب" - این کار را انجام می‌دهد، از او پذیرفته می‌شود و کفایت هم هست و حتی عمل هم صحیح است.
که اگر فرمایش مرحوم شهید به خاطر این روایاتِ این‌چنینی بوده است، [و] ایشان از آن یک برداشتی کرده باشند به عنوان اینکه اماره‌ی به واقع است؛ خب این اختصاص دارد - حالا چه بکنیم دیگر - اختصاص دارد به مستحبات و چیزهایی که مربوط به اعمال مستحبی‌اند. در غیر مسائل مستحب - آن هم با رجاء؛ رجاء اینکه "این روایت رسیده، من دارم عمل می‌کنم" - در موارد دیگرش مشکل است که ما این را عمومیت به آن بدهیم. حال آنکه بیان مرحوم شهید اول تقریباً عام است؛ به خصوصیت [موارد مستحبی] توجه نکرده‌اند که بگوییم ما را توجه داده باشند به یک خصوصیت [خاص]، بلکه به‌طور کلی فرمودند خبر واحد عنوان اماره دارد.
این تحلیلی بود که در ادامه‌ی بحث دیروز و روزهای گذشته ما در باب خبر واحد عرض داشتیم.

 

logo