« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/09/15

بسم الله الرحمن الرحیم

مفهوم مصلحت/حجية ظواهر الألفاظ /الأمارات

 

موضوع: الأمارات/حجية ظواهر الألفاظ /مفهوم مصلحت

 

مصلحت

بحث پیرامون "مصلحت" است؛ حقیقتاً زمانی که در موردی دو حکم در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند و یکی باید بر دیگری ترجیح یابد، بحث "مرجّح" پیش می‌آید. همان‌طور که در مباحث پیشین عرض کردیم، در این جهت بسیار جدی بودیم که این مسئله به لحاظ شرعی به نتیجه‌ای کامل برسد. عزیزان همراهی بفرمایند تا ان‌شاءالله بتوانیم به آن چیزی که نظر خداوند متعال بر آن است، نائل شویم.
بنده به چند جهت اشاره می‌کنم؛ مرحوم محقق نیز این موضوع را پیگیری کرده‌اند و شایسته است مباحثی را که مرحوم محقق حلی بیان فرموده‌اند، به نتیجه برسانیم. ایشان گاه در کلامشان مباحث اصولی را مطرح کرده‌اند.

البته پیش از بیان فرمایش مرحوم محقق، باید گفت که اصولیان اهل سنت نیز در این قضیه سرمایه‌گذاری بسیاری کرده و سخنانی گفته‌اند که بررسی آن‌ها نیز مناسب است؛ زیرا هنگامی که در مواردی از جهت رجحان دو طرف قضیه با بن‌بست مواجه شدند و نتوانستند مطلب را تمام کنند، باب مصلحت را پیش کشیدند.
مشاهده کردیم که در جمهوری اسلامی نیز این مسئله تقریباً در درجه نخست اهمیت قرار گرفت؛ تا جایی که تشکیلاتی به عنوان "تشخیص مصلحت نظام" تأسیس شد. (البته نام آن را "مجمع تشخیص مصلحت نظام" گذاشتند، اما همان تشخیص مصلحت است که اخیراً کلمه نظامِ آن کمتر گفته می‌شود و می‌گویند تشخیص مصلحت). بنابراین، قضیه مصلحت امر بسیار مهمی است. پیش از این نیز اهل سنت از زمان‌های گذشته آن را دنبال می‌کردند. حتی سابقاً در سفری که با اخوی به عتبات داشتیم، تحقیقات مستقلی راجع به این موضوع برای خودمان تعیین کرده بودیم و من بسیار مُصر بودم که در آن زمان - که اخوی نیز برای این کار خیلی جدی بودند - به نتیجه محکمی برسیم؛ که یادداشت‌هایی نیز موجود است. به هر حال مسئله قابل ملاحظه و بسیار جدی است.
در زمان مرحوم شیخ مفید و شیخ طوسی و همچنین سید مرتضی، خیلی جدی به این موضوع پرداخته شده و در اثنای کلماتشان نکات ظریفی بیان شده که بسیار مناسب است وقت صرف شود تا این مطالب استخراج گردد. باید ببینیم هم پیشینیان اهل سنت و هم بزرگان ما مانند مفید، شیخ طوسی و سید مرتضی در رابطه با قضیه مصلحت چه کرده‌اند. شاید اولین کسی که می‌توان گفت به عنوان یک اصولی با جد و جهد ایستاد و سخنان محکمی دارد، مرحوم محقق حلی است. ایشان بیشترین سعی را بر این دارد که مصلحت را در جایگاه صحیح خود - هم از نظر روایی و هم از نظر مسائل اصولی و روش عقلایی - بیان کند. اولین تعریفی که ایشان از مصلحت ارائه می‌دهد بسیار ظریف است. ایشان می‌فرمایند: مصلحت چیزی است که مقاصد دنیوی و اخروی (یا هر دو) در آن لحاظ شده باشد. در واقع ایشان مصلحت را به مقاصدی برمی‌گرداند که جنبه دنیوی، اخروی یا هر دو را داشته باشد.
منتها این مصالح باید طرفِ یک مقایسه باشد. مصلحت برای چه کسی؟ طرف مقابلش کیست؟ ایشان ذکر کرده‌اند که مصلحت باید موافق با انسان باشد و طرف آن را انسان قرار داده‌اند. برای موجودات دیگر اصلاً مصلحت یا مفسده به این معنا پیدا نمی‌شود؛ آن‌ها نظام خلقتی دارند و طبق برنامه آفرینش خود عمل می‌کنند. این انسان است که هرچه تخریب می‌کند، اوضاع را بر هم می‌زند؛ وگرنه طبیعت ضوابطی در خلقت دارد و به قول امروزی‌ها اکوسیستمی دارد که بر میزان خود می‌چرخد و مصلحتش "قیاساتُها مَعَها" (قیاسش با خود اوست) است و نباید مورد بحث ما قرار گیرد. پس در اینجا مصلحت یک‌طرفه است و آن مصلحت انسان است. بنابراین مقاصد دنیوی و اخروی که می‌گوییم، به لحاظ انسان و در مقایسه با او ارزش مصلحت و مفسده پیدا می‌کند و باید روی آن حساب کنیم. پس در تعریف باید بگوییم: مقاصد دنیوی یا اخروی یا هر دو، به شرط موافقت با انسان. به عبارت دیگر، حاصل این مصلحت باید دفع ضرر یا جلب منفعت برای انسان باشد. پس عنوان مصلحت را نهایتاً باید به این بازگردانیم که عمده‌اش دفع ضرر - که خیلی مهم است - و جلب منفعت است. این حکایت بزرگی در جنگ‌ها، مسائل اجتماعی، مسائل مستحدثه و غیره دارد. در جایی که ادله با هم تعارض دارند، همه این مصالح دنیوی و اخروی مورد کشمکش و بحث قرار می‌گیرند که باید در تعریف و مباحثش دقت کنیم.
[سؤال حضار]: این مصلحت برای طبیعت، کجای آن بهره می‌برد؟
آن هم به فعل انسان بازمی‌گردد. فرمایش شما درست است، اما آن هم نهایتاً به فعل انسان برمی‌گردد. فعل انسان لزوماً ممکن است منافع اولیه‌اش نباشد؛ مثلاً درختان. بله، منافع اولیه‌اش نیست، ولی نهایتاً مصلحت انسان را برای خودش می‌خواهد. مانند برخی از پیوندهایی که به درختان می‌زنند برای محصول جدیدی که در نظامِ وجود این‌گونه نبوده، ولی اکنون به جهت مصالحی برای انسان (جنبه دارویی، تغذیه‌ای یا جهت دیگر) انجام می‌شود. این هم بالاخره منفعتی است که انسان می‌خواهد به دست خودش برساند یا دفع ضرری بکند برای امراض و جهات دیگری که دارد و در این نظام خلقتی و طبیعی تصرف می‌کند. بالاخره این هم به فعل انسان بازمی‌گردد و در مقایسه با خود اوست.
اگر جایی می‌گوییم [کاری] جایز نیست، برای این است که می‌بینیم مصلحت انسانی رعایت نشده و دارد طبیعت را هم تخریب می‌کند. مثل همین قضیه هوا و تعطیلاتی که چند روز پیش داشتند؛ این کاری است که خود انسان برای خودش به وجود آورده است، وگرنه هوا که این‌گونه نبوده و بر میزان خود بوده است. اما با فعل این انسان و استفاده از سوخت‌های فسیلی یا جهات دیگر [آلوده شد]. حالا تازه متوجه شده‌اند که این اشتباه بوده است. اگر از ابتدا با برق این کار را انجام می‌دادند، این‌همه فضا را خراب نمی‌کردند. اگر این مصلحت را می‌سنجیدند و درست رعایت می‌کردند [بهتر بود]. با این‌همه بیابان‌هایی که فایده‌ای برایشان متصور نبود، اما اکنون بهترین فایده را در نظام تولید برق دارند و دولت اخیراً دارد سرمایه‌گذاری می‌کند؛ باید این کار را از اول می‌کردند. این‌قدر گازکشی در این روستاها و همه جا را تخریب کردن، و اینکه فضای کشور - حتی روستاها - را به سوخت‌های فسیلی وابسته کنید، کل هوا را خراب می‌کند و فرقی نمی‌کند؛ از همان روستا بالاخره به شهرها کشیده می‌شود و ضایعاتش به همه می‌رسد. این خلاف مصلحت است.
فرمایش شما سؤال مهمی است، ولی آخرش برمی‌گردد به تفکر انسان و فعل‌هایی که انسان در مورد طبیعت انجام می‌دهد که صحیح نبوده، خلاف مصلحت یا مضر بوده است. در هر صورت به فعل انسان برمی‌گردد. اینکه انسان خود را محور قرار می‌دهد... چه کسی گفته؟ قضیه حضرت سلیمان و جناب خضر تقریباً در قرآن متذکر می‌شود که چه کسی گفته همه چیز باید برای شما باشد؟
[سؤال حضار]: بله البته اصل... موجودی هستیم ما...
اصل این حرف که حقوق حیوانات، طبیعت و اشجار باید رعایت شود، صحیح است؛ هم قرآن فرموده و هم روایات زیادی در این باب داریم. این هم مصلحتی است که الان تقریباً نظام کل بشری دارد به آن توجه می‌کند و باید هم توجه بشود. فرمایش شما درست و جایش محفوظ است؛ اما بحث محوریت در اینجا این نیست که ما [همه چیز را] به لحاظ محوریت [وجودی] برگردانیم. بحث این است که انسان مصلحت را باید برای افعال خودش محاسبه کند. البته تا این مقدار که ضرر بی‌خود و بی‌جهت، بدون اینکه برای او منفعت و ضرری باشد، نزند و بی‌دلیل حیوانات را اذیت و آزار نکند. کبوتران، پرندگان و چرندگانی هستند که در وادی خود برنامه دارند و بر اساس خلقتشان زندگی می‌کنند.
تصور من این است که آن چیزی که الان گرفتار آن هستیم و با آن ارتباط داریم و دنبال می‌کنیم، این محوریت انسان از آن جهت است که باید مصلحت خودش را در حرام و حلال نسبت به اعمال خودش بسنجد. این ضرورت دارد. وگرنه آن فرمایش شما سر جایش محفوظ است. آن مصلحت را هم باز به فعل انسان برمی‌گردانیم که یک جاهایی حتی نباید به حیوانات و امور طبیعی ضرر بزند؛ نه از باب محوریت انسان، بلکه از باب محوریت خلقت و نظام خلقت که نباید بی‌جهت و بی‌محابا سراغ آن رفت و خرابکاری کرد. این قدر مسلم است و فرمایش شما را قبول داریم؛ واقعیتی است که باید رعایت شود. اما نسبت به افعال انسان و محاسباتی که در رابطه با حرام و حلال و مکروه و مباح و غیره نسبت به انسان برمی‌گردد، اینجا مصلحت جایگاهی دارد که باید بحث شود.
پس نظر مرحوم محقق این شد که مقاصد دنیوی و اخروی (یا هر دو) که این انسان دارد، باید موافق با انسان دربیاید تا نتیجه‌اش این شود که یا دفع مضرات کرده یا جلب منفعت بوده است. ایشان مصلحت را این‌گونه تعریف می‌کند و تعریف کاملی هم هست. بعد محقق کار دیگری انجام داده که به نظر می‌رسد این هم از آن موازینی است که باید رعایت شود.
محقق در یک بیانی این‌گونه ذکر کرده است: «وَ لَمّا کانَتِ الشَّرعیّاتُ مَبنِیّاتٍ عَلَی المَصالِحِ» (و چون امور شرعی مبتنی بر مصالح هستند)، از اول این را ذکر می‌کند که وقتی نام "شرعی" بر چیزی می‌نهید و به عنوان شرعی به حساب می‌آید، «وَجَبَ النَّظَرُ فی رِعایَتِها» (نظر در رعایت آن‌ها واجب است). حرف بسیار درستی است؛ می‌خواهد بفرماید در هر چیزی که عنوان شرعیات بر آن می‌آورید، باید مصالح آن در نظر گرفته شود و شناختن مصالح از واجبات است. فلذا تعبیر ایشان این است که "وَجَبَ النَّظَرُ فی رِعایَتِها". اگر می‌گوییم این مشروع است، یعنی باید مصلحتش را هم ببینیم و طبق آن مصلحت بگوییم مشروع است؛ اگر نه، نمی‌توانیم عنوان مشروع بر آن بیاوریم.
فرمایش مهمی است و با توجه به این جهت، عزیزان همراهی بفرمایند و دنبال کنند تا بتوانیم انواع مصالح و احکامی که برای این انواع مصالح وجود دارد را ذکر کنیم. مرحوم محقق استقرایی کرده‌اند که حالا اگر کسی بتواند اشکالی بکند یا جهاتی داشته باشد، بگذریم؛ اما در عین حال بسیار راهگشا است. مرحوم محقق مصالح را بر سه قسم بزرگ تقسیم کرده‌اند که ان‌شاءالله در جلسه فردا توضیح خواهم داد و این سه قسم را با ملحقاتی که به آن می‌دهیم، بحث خواهیم کرد.»

 

logo