1404/06/24
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی عمیق مفهوم تکلیف و حجیت/حجية ظواهر الألفاظ /الأمارات
موضوع: الأمارات/حجية ظواهر الألفاظ /بررسی عمیق مفهوم تکلیف و حجیت
در فقه، مباحث بسیار ریشهدار و ارزشمندی وجود دارد که امید است با بررسی و دقت نظر، به کشفیات مهمی نائل آییم. یکی از این مسائل که موضوع بسیار مهمی است، بحث «نیت» است که شاید چند روزی را به تبیین آن، تا حد لازم، اختصاص دهیم. اینجانب توفیق آن را داشتهام که مباحث مرتبط با نیت در آیات قرآن را دنبال کنم و به نوعی، بحث «آیات الاحکام» را در باب نیت پیگیری نمایم. به نظر میرسد این کار، اقدامی بسیار مهم است که عزیزان باید برای آن ارزش قائل شوند. اینکه در برخی موارد نیت را «رکن» و در برخی دیگر «شرط» میدانیم، یا اینکه فقها به طور کلی آن را شرط یا رکن دانستهاند، همگی مبتنی بر جایگاه و نسبت نیت با هر عمل است. در ادامه، تا حدی که برای روشن شدن فرمایشات مرحوم محقق و صاحب جواهر لازم است، به این موضوع خواهیم پرداخت.
«حصول نیت» از منظر عرفی، همان حالتی است که در ذهن عموم مردم وجود دارد و در رسالههای عملیه نیز به آن اشاره میشود؛ یعنی اگر از شخصی بپرسند «چه میکنی؟»، بتواند پاسخ دهد که «نماز میخوانم». این مقدار از توجه که فرد بداند چه عملی را اراده کرده است، برای حصول نیت و کفایت از جهت فقهی، کافی است و عامه مردم نیز اینگونه عمل میکنند.
اما در حقیقت، نیت امری بسیار مهم است و حقیقت آن بر حسب افراد تفاوت مییابد.
آیتالله بهاءالدینی (رحمة الله علیه)، که در بیانات خود بسیار دقیق بودند، در پاسخ به سؤالی فرمودند که استجابت دعا به «انشاء نیت» بازمیگردد؛ یعنی تا زمانی که نیت به نحو انشائی و ایجادی محقق نشود، آثار آن نیز ظاهر نخواهد شد.
بر این اساس، میتوان گفت تمام ادعیه و زیارات، خود نوعی «انشاء نیت» هستند و هر یک، جایگاه خاص خود را محقق میسازند. هرچه این انشاء، واقعیتر و صحیحتر باشد، آثار مترتب بر آن نیز متناسب با آن تغییر میکند و موضوع و حکم آن دگرگون میشود. اینجانب در تجربهی زیارتها دریافتهام که حقیقت زیارت، بسته به نیت و «انشاء نیتِ» زیارتکننده متفاوت است. کسی که اراده میکند به محضر امام معصوم (علیه السلام) برسد و ایشان را زیارت کند، حضور قلب، توجه و نیت او، همگی ملاکهایی برای آن «انشاء» هستند. او با دعایی که میخواند یا زیارتی که تلاوت میکند، آن حقیقت انشائی را در وجود خود به ظهور میرساند و همان، منشأ اثر خواهد بود.
بنابراین، ملاحظه میشود که نیت چگونه در تمام امور جاری و ساری است و آثار خود را نمایان میسازد. در قرائت قرآن نیز، هرچند در ظاهر دو شخص ممکن است الفاظ را به یک شکل، حتی با رعایت تجوید و خصوصیات آن، تلاوت کنند، اما با دقت درمییابیم که تفاوت قرائت یکی با دیگری از منظر نیت و «انشاء نیت»، بسیار عمیق است و آن دو با یکدیگر قابل مقایسه نیستند. حضور قلب، توجه، نیت و رشد معنوی که یک شخص در قرائت خود دارد، در دیگری یافت نمیشود.
پس موضوع نیت، امری بسیار بزرگ و باعظمت است. اگر ما نیت را «رکن» بدانیم، میتوان میان «صحت» و «قبول» عمل تفکیک قائل شد. نیت به عنوان شرط صحت، همان مرتبهی ظاهری است؛ اما به عنوان رکن عمل و شرط قبولی، امری فراتر است. یک عمل ممکن است از نظر صوری صحیح باشد، اما مقبول درگاه الهی واقع نشود. این مرتبهی قبولی، به همان حقیقت نیت و اخلاص بازمیگردد. رکنیتی که فقها از آن سخن گفتهاند، ناظر به همین حقیقت است.
در بحث کنونی ما (مانحنفیه) که مربوط به نیت روزه است، بیش از شرط صحت بودن نمیتوان بر آن تأکید کرد.
چنانکه مرحوم محقق به زیبایی فرمودند: «إما رکنٌ فیه و إما شرطٌ فی صحته... و هی بشرطٍ أشبه». ایشان برای مواردی چون قضا و کفاره، شرط دانستن نیت را کافی میدانند و میفرمایند: «و یکفی فی رمضان أن ینوی أنه یصوم متقرباً الی الله». یعنی همین اندازه که نیت کند روزهای برای تقرب به خداوند دارد، کفایت میکند.
نکتهای که میخواهم بر آن تأکید کنم آن است که قید «تقرباً الی الله»، ماهیت نیت شرعی را از سایر نیتها متمایز میکند. یک نیت آن است که فرد عملی را صرفاً برای اسقاط تکلیف واجب انجام دهد؛ نیتی دیگر آن است که چون شارع دستور داده، آن را امتثال کند. اما نیتی که با قید «تقرباً الی الله» همراه باشد، ماهیت و حقیقتی دیگر دارد.
مرحوم صاحب جواهر نیز به روشنی بیان میکنند که نیت روزه باید به قصد تقرب باشد. ایشان میفرمایند: «و کیف کان فهی [النیة] فی الصوم کما تقدم فی الصلاة إما رکن فیه و إما شرط فی صحته. و قد تقدم هنالک أنها هی بشرط أشبه».
با این حال، میان نماز و روزه تفاوت است. در نماز، کیفیت عمل با ارکانی چون سجود، دارای تعین خارجی است، اما در روزه اینگونه نیست. لذا نیت «تقرباً الی الله» در اینجا ویژگی خاصی به عمل میبخشد.
در ادامه، ایشان دلیلی قوی بر لزوم تعیین نوع روزه (وجه آن) اقامه کرده و میفرمایند: «لعدم تعقل الفرق»؛
یعنی از نظر عقلی تفاوتی میان نیت «وجه»، «قضا»، «اداء» و سایر موارد متصور نیست. باید مشخص باشد که این روزه به عنوان قضا گرفته میشود یا اداء. البته در ماه رمضان، چون زمانْ «مُعَیَّن» است، نیازی به این تعیین نیست. به تعبیری، به صورت خودکار، ماهیت روزهی ماه رمضان را به خود میگیرد، زیرا تکلیف دیگری در آن زمان متصور نیست و روزهی مستحبی یا نیابتی جایگزین آن نمیشود. اما در سایر موارد، باید حتماً تعیین شود که روزه برای نذر است، یا قضا، یا کفاره، یا به صورت اجارهای به نیابت از دیگری. البته در تمام این موارد، قصد قربت شرط است؛ یعنی حتی اگر کسی برای انجام عملی اجیر شده باشد، چون عمل عبادی است، باید آن را به نیت تقرب انجام دهد.
استدلال ایشان مبنی بر «عدم تعقل فرق» بسیار قوی است و میتوانیم «تعقل» را در اینجا به «تصور» نیز تعبیر کنیم؛ یعنی تصور اینکه بتوان میان این موارد تفاوتی قائل شد، دشوار است. تعیین نوع عمل، جزء ذات نیت است.
مبحث دیگری که فقهای بسیاری به آن پرداختهاند، «قصد وجه» است؛ یعنی آیا نیت کردنِ وجهِ وجوب (اینکه عمل واجب است یا مستحب) لازم است یا خیر؟ بسیاری معتقدند در ماه رمضان، قصد وجه لزومی ندارد. توضیحی که در این باره میتوان ارائه داد آن است که همانگونه که ماه رمضان به خودی خود «مُعَیَّن» است و نیازی به تعیین ندارد، وجه آن نیز معین است، زیرا تکلیف دیگری بر عهدهی مکلف نیست. این استدلال را میتوان در باب قصد وجه نیز به کار برد. آنجا که وجه عمل (وجوب، استحباب و...) دارای تعین شرعی است و احتمال دیگری وجود ندارد، نیازی به قصد تفصیلی آن نیست. اما در مواردی که عمل میتواند وجوه مختلفی داشته باشد (مانند روزهای که ممکن است به سبب نذر، اجاره یا نیابت واجب شده باشد)، وجه آن نیز باید تعیین گردد.
اکنون به بحث اصلی بازگردیم. در باب نیت، گاهی عمل به خودی خود «تَعَیُّن» دارد (مانند روزهی ماه رمضان یا عملی که فرد برای آن اجیر شده) و گاهی فاقد تعین است و نیازمند «تَعْیین» از سوی مکلف است. صاحب جواهر میان این دو تفاوت قائل است. در جایی که تعین خارجی وجود ندارد، مکلف باید در نیت خود آن را تعیین کند. همینجاست که بحث «رکنیت» پیش میآید. هرچند ممکن است از باب مسامحه آن را شرط بنامیم، اما در حقیقت، جایگاه آن فراتر از شرط است. زیرا اگر شرط از حقیقتِ مشروط جدا باشد، فقدان آن صرفاً عمل را از حالت مشروط خارج میکند، اما به اصل آن لطمه نمیزند. در حالی که اگر رکن نباشد، کل عمل از اساس باطل میگردد.
به نظر میرسد در مواردی باید نیت را به منزلهی رکن و در موارد دیگر به منزلهی شرط پذیرفت. اتخاذ یک رویهی واحد برای تمام مصادیق، و رکن یا شرط دانستنِ مطلقِ نیت، ظاهراً با اشکال مواجه است.