1405/07/05
بسم الله الرحمن الرحیم
حکومت نهی قرآنی بر ادله روابط بینالملل/روابط بینالملل در سوره ممتحنه /روابط بین الملل
موضوع: روابط بین الملل/روابط بینالملل در سوره ممتحنه /حکومت نهی قرآنی بر ادله روابط بینالملل
«این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.»
مقدمه و طرح بحث
مباحثه و بررسی موضوع سنگینی را بر عهده گرفتهایم و این امر کاری بسیار دشوار است و امید دارم که به نتیجه مطلوبی نیز نائل آییم.
بررسی مفهوم اولیاء بر اساس سیاق معانی
﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ﴾ [1] ؛ ما دامنه بسیار گستردهای برای این اولیاء در نظر گرفتیم؛ زیرا با توجه به همان تناسبی که میان معانی برقرار بود و به تعبیری دیگر این واژه رواج یافته و اذهان و لسانها با این لفظ مأنوس گشته است، ما نیز همان لفظ را پذیرفتیم، اما آن را به ساحت معنا سوق دادیم؛ چراکه تناسب دو واژه در هنگامی که در کنار هم قرار میگیرند، در واقع حاکی از تناسب معانی است و حجیت آن نیز به معانی بازمیگردد. در اینجا نیز مفهوم ولی را که به کار میبریم، باید متناسب با معنای پیشین و پسین و ویژگیهای مندرج در آیات بسنجیم و چنانچه پس از سنجش و ارزیابی به نتیجهای رسیدیم، آن نتیجه میتواند حجیت یابد.
تطبیق صدر سوره با آیه هشتم
در اینجا هنگامی که آیه هشتم این سوره را ملاحظه میفرمایید، در مقایسه با صدر سوره که معنا و توضیح داده شد، ﴿إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَىٰ إِخْرَاجِكُمْ﴾[2] ، سپس در ادامه میفرماید ﴿أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾ [3] . تعبیری که همگان به کار میبریم سیاق عبارت است، در حالی که بیان داشتیم این امر به سیاق معنا بازمیگردد. با دقت در این معنا درمییابید که سیاق در مقایسه با آغاز سوره، این معنا را با چه دقتی بیان میکند؛ میفرماید نهی ما از کسانی است که با شما مقاتله میکنند؛ یعنی دشمنی آنان با شما در مرتبهای بسیار شدید است که در پی کشتن شما هستند و اصولاً قتل شما را امری عادی میشمارند و شأن انسانی برای ما قائل نیستند؛ همانند رفتاری که در وضعیت فعلی، آمریکا و صهیونیسم نه تنها با ما ایرانیان، بلکه با دیگر جاها نیز روا میدارند و اصولاً حسابی برای انسان باز نمیکنند. برای یک گربه حق بیشتری قائلاند که اگر گرسنه باشد یا نیازی داشته باشد، حالِ آن را رعایت میکنند، اما برای چنین انسانهایی هیچ حقی قائل نیستند.
تقدم نهی شرعی بر سایر ادله عقلایی
مطلبی که در چند جلسه پیشین در آن متوقف ماندیم و نتوانستیم آن را به فرجام برسانیم — که البته جناب آقای برادری امروز حضور ندارند و ایشان بسیار سریع به این نکته منتقل شدند — عرض بنده این است که این امر بسیار شایان توجه است؛ زیرا چنانچه تعقل به نقطهای رسد که طبق همان حجج مذکور، حجت تمام شود و جمیع آن حجج مقتضی همراهی و سازش با این دشمنان باشد، اما قرآن کریم از آن نهی کرده باشد، ما ناگزیر باید این نهی را بر تمام آن حجج مقدم بداریم. اصل سخن ما در همین نکته است؛ در این روابط بینالملل، جهتی را که قرآن با صراحت برای ما تبیین میفرماید به مثابه قانون و اصل حاکم است.
عزیزان من، به این مسئله کمال توجه را مبذول فرمایید که موضوعی بسیار ظریف است؛ به این معنا که اگر جمیع حجج برقراری ارتباط با این افراد و این دشمنان را اقتضا کند، اما قرآن با صراحت حکم فرماید که آن را وانهید و چنین رابطهای بر شما جایز نیست، این نهی شارع است. بنده از تطبیق آیات پیشین با این آیات، به طور متقن به این نتیجه رسیدم که آیه هشتم به طور کلی و بنیادین تمام حجج دیگر را منتفی میسازد؛ بدین بیان که اگر آن حجج در جای خود مستقر باشند و جنبههای عرفی، اخلاقی، انضباطی، فواید مادی و امثال آن را در بر داشته باشند، با وجود تمام آن حجج، نهی الهی بر همگی آنها غالب و حاکم است و ما این حقیقت را از مفاد آیه فهمیدهایم.
ملاکهای نهی از برقراری رابطه با دشمنان
﴿إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ﴾؛ آنان شما را به این علت به قتل میرسانند که مسلمانید، شیعه هستید و چنین باورهای ویژهای دارید. این مسئله بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا نهی واردشده ناظر به همین جهت است و از همین رو، جمیع آن موارد و حجج ذیل این قاعده و ضابطه قرار میگیرند و نسبت به همگی آنها نهی مستقیم شرعی وارد شده است. در ادامه میفرماید إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ﴾؛ یعنی شما را از محلات و دیارتان بیرون میرانند؛ با این منطق که میکشیم و سرکوب میکنیم تا بگریزید و در اینجا نمانید؛ همانگونه که میگویند اینجا غزه است و ما باید آن را تصرف کنیم و شما باید خارج شوید؛ ﴿وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ﴾.
بنابراین با مباحثهای دقیق ملاحظه میفرمایید که در طلیعه سوره آنگاه که عبارت ﴿عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ لَا تَتَّخِذُوا﴾ را معنا کردیم که اینان را ولیّ خود قرار ندهید، ﴿تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ﴾، تمامی این ریشهها را به مودت بازگردانده و نهی را متوجه دشمنی نموده است که اگر مودتی نیز پدید آید، باید آن را کنار نهاد؛ این مودت نباید حاصل شود و اگر هم حاصل شد نباید بر آن ترتیب اثر داد. خداوند این نهی را چنین مؤکد قرار داده و حتی میفرماید ﴿وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ﴾؛ یعنی خواه این محبت در قلبتان پدیدار شود یا نشود، و خواه بدان اثر بخشید یا نبخشید، من به آن داناترم و همه را میدانم، پس چنین مکنید؛ ﴿وَمَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ﴾ ؛ که هر کس مرتکب آن شود بیتردید به بیراهه رفته است. پس این نهی برای مصون ماندن از افتادن در آن راه باطل است؛ یعنی همان ﴿ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ﴾ که آیه بدان تصریح دارد.
استنباط قاعده عام در روابط بینالملل
اجتهاد در این مسئله که درصددیم آن را مبنایی عام در تمامی مسائل بینالملل قرار دهیم، به همین امر بازمیگردد؛ آنان که ﴿قَاتَلُوكُمْ﴾ هستند، یعنی دشمنانی که اهل قتال با شمایند، ﴿قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ﴾، یعنی شما را به سبب دینتان میکشند، و ﴿قَاتَلُوكُمْ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ﴾؛ یعنی شما را از موطن و دیارتان اخراج میکنند؛ و دیار در ﴿دِيَارِكُمْ﴾ نه به معنای خانه منفرد، بلکه ظاهراً به معنای مجموعه خانهها، زیستبوم و منطقهای است که در پی زندگی در آن هستید و دشمن در صدد بیرون راندن شما از آنجاست؛ درست همان اقدامی که دشمن اکنون انجام میدهد. پس عزیزان همانگونه که با دقت ملاحظه فرمودید، استنباطی که ما از این آیات شریفه به دست میآوریم با دقت در صدر و ذیل آیه حاصل میشود؛ یعنی همان تناسب معنوی یا سیاق معنا — که به تعبیر متداول بر زبانها سیاق معانی خوانده میشود — در حقیقت این سیاق معانی است که این نتیجه را در اختیار ما قرار میدهد.
حاصل کلام بنده تا به این مرحله، تمهید این مقدمه بود که ثمره این بحث را در جلسه آینده بیشتر تبیین خواهم کرد؛ از این حیث که آیات شریفه درصدد است بیان فرماید که در صورت وجود هرگونه حجج دیگر، این سوره به طور کلی روابط انسانها با مسلمانان را در عرصه بینالمللی دقیقاً و به عنوان وظیفه تبیین مینماید؛ بدان سان که هرگاه سخن از قتال و اخراج از دیار در میان باشد، هیچ ملاحظه و منفعتی نمیتواند مجوزی برای آن اقدام باشد و باید از آن دست کشید؛ و این امر دلالت صریح این آیات است.