« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/07/16

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی مفهوم نیت روزه و ضرورت استمرار آن در طول روز/شرائط وجوب الصوم /كتاب الصوم

 

موضوع: كتاب الصوم/شرائط وجوب الصوم /بررسی مفهوم نیت روزه و ضرورت استمرار آن در طول روز

 

در مبحث صوم که در جلسه قبل بدان پرداختیم، به این نقطه رسیدیم که تمامی اجزای روز را باید با نیت روزه مستمراً سپری کرد. به تعبیری که فرمودند، یک نیت استمراری که حضور نیت در تمامی ساعات این روز را ایجاب می‌کند. ما قیدی بر این مطلب افزودیم مبنی بر اینکه در برخی موارد، این کلیت را نباید لحاظ کنیم. بله، فردی که به طور طبیعی قصد روزه گرفتن دارد، باید همین‌گونه باشد و نیت او مستمر. اول صبح، هنگامی که وقت نماز صبح فرا می‌رسد، این فرد باید بداند که امروز روزه است و با خواندن نماز صبح، روزه او نیز از همان لحظات آغاز می‌شود تا زمان مغرب. بله، این نیت باید اتصال داشته باشد و مستمراً حضور داشته باشد. این به صورت طبیعی، قضیه را همین‌گونه نشان می‌دهد. اما اینکه انحصار بدهیم و بگوییم که بدون این حالت، دیگر هیچ‌گاه روزه صحیح نخواهد بود، به نظر ما نباید چنین سخنی گفته شود. لطفاً بفرمایید چرا ما می‌گوییم نمی‌شود؟ برای اینکه در موارد زیادی تصریح و بیان کامل داریم که روزه کامل و صحیح است، اما این روزه صحیح، استمرار نداشته و قصد و نیت بدین‌گونه نبوده است.
مثال‌های آن را در جلسه قبل بیان کردیم که مثال‌های بسیار واضحی بودند. یکی از موارد آن همین بود که گفتیم اگر غفلت داشته باشد و اصلاً نیت را فراموش کرده باشد، اینکه این شرط اصلی باشد، در چنین مواردی، فرض کنید ساعت ۱۰ یا ۱۱ متوجه شود که امروز اول ماه مبارک رمضان است. خب، قصد مخصوص روزه ماه رمضان می‌کند و هیچ تردیدی نیز در این جهت نیست که روزه او کامل و تمام است. پس، اگر این قید را تغییر دهیم، استمرار برای افرادی که به طور طبیعی و عادی شروع به روزه می‌کنند و توجه دارند، لازم است؛ اما در موارد دیگری نیز هست که این شرط، شرط صحت محسوب نمی‌شود. ما تعبیر را این‌گونه کردیم: شرط بقای صوم.
حال، این نیت از چه زمانی بایستی شرط بقای صوم را حاصل کند؟ یکی همین‌طور شخصی است که متوجه است و از ابتدای روز روزه می‌گیرد. بله، این فرد بقای صوم خود را نیت می‌کند. اما کسی که یا غفلت دارد یا عذر شرعی دارد، مانند کسی که مثلاً در مسافرت بوده و حالا بعد از مسافرت به وطن خود بازگشته است، و چیزی نیز به عنوان مبطل انجام نداده است، امساکش به طور طبیعی حاصل شده، اما نیتش را اکنون انجام می‌دهد. این استمراری که می‌گوییم، شامل این مورد نمی‌شود که بگوییم همه اجزا، ضرورت ذاتی برای روزه دارند. خیر، اصل ماجرای مسافرت او طوری بوده که او وظیفه نداشته است که نیت روزه کند. هیچ وظیفه‌ای نداشته، بلکه در مسافرت اصلاً نمی‌توانسته روزه بگیرد. حالا به وطن خود آمده و از اینجا شروع به صوم می‌کند و نیت روزه می‌کند. حال، از اول صبح تا به حال هیچ نیتی نداشته است؛ چرا؟ برای اینکه در مسافرت بوده است. حالا نیت را انجام می‌دهد. پس، این شرط صحت صوم است، اما شرط استمرار به این معنا نیست. استمرار پس از شروع نیت است. بله، حالا که نیت صوم کرد، دیگر تا مغرب باید نیت صوم را مستمراً داشته باشد. اما اینکه از ابتدا که می‌خواهد شروع شود، بگوییم این استمرار را ابتدا نداشته، خیر. همان‌طور که ادله خاصه در این مورد وجود دارد.
لذا، ما با توجه به این ادله، به طور کلی می‌توانیم بگوییم که اصلاً موازین شرعی اجازه می‌دهند که اصل نیت صوم وجود داشته باشد. بیشتر از این خیر. بعد از آن نیز، با از دست دادن نیت، روزه را خراب نکند. مثلاً فرض بگیرید صبح نیت کند و دوباره نزدیک ساعت ۱۲، هنوز ظهر نشده، بگویند خیلی خب، ما که روزه نبودیم و دوباره ذهنش را تغییر دهد و نیتش را عوض کند. این مسلم است که باید استمرار داشته باشد تا مغرب. پس، استمراری که اینجا ذکر می‌شود، از نظر بقای صوم است، نه اینکه شرط ذاتی صحت صوم باشد. شرط ذاتی به این معنا نیست. لذا، گاهی اوقات ممکن است که این نیت نباشد، ولی در عین حال صوم او صحیح باشد.
مثال دیگرش که برای همه عزیزان روشن و واضح است، مانند کسی که بیهوش شده، به خواب رفته و به طور کلی اصلاً نیت نداشته و هیچ نیت صومی نداشته، یا اصلاً غفلت داشته که اینجا ماه رمضان است و امروز روز اول ماه رمضان است و نیت نکرده است. حالا نزدیک‌های ظهر که می‌رسد، شروع می‌کند به نیت صوم کردن. خب، یقیناً صوم او صحیح است و این نیت حاصل شده است. نیت برای این شخص، این صومش کفایت می‌کند و استمرار پس از نیت است. لذا، اگر بگوییم که از زمانی که شرط وجود نیت هست، از آن به بعد باید استمرار داشته باشد، این شاید حرف درستی باشد که ضرری نزند. از آن زمانی که نیت صوم کرد و صحت صومش با نیت حاصل شد، از آن به بعدش استمرار باید داشته باشد، نه اینکه از اول وقت بگوییم از اول وقت باید استمرار و ابتدا نیت صوم باشد، با اینکه موارد متعددی داریم که این ضرورت نیست و چنین نیتی لازم نیست. خب، این مطلب، مطلب روشنی شد.
یکی از مسائلی که اینجا مرحوم صاحب جواهر بیان کرده‌اند، این است: «کما انه یکفی فی وجوده فی اللیل مستمرا علی حکمه فی صدق استناد الصوم الی النیه عرفا.»این عبارت ایشان است. ما این عبارت را بسیار صریح و روشن می‌بینیم. «و حینئذ فلا حاجت فی جواز تقدیم النیه لیلا الی الدلیل خاص.» در واقع، فعل - خوب دقت بفرمایید - فعلی که به عنوان عبادت است، نیت می‌خواهد. بدون نیت نمی‌شود، باید نیت داشته باشد. اما این نیت چه اندازه و چه میزانی است؟ میزانش چیست؟ باید میزانش را عرف تعیین کند. در اکثر موارد، چاره‌ای نداریم جز اینکه برگردانیم به آنچه که مصداق است و مصداق را چه کسی تعیین می‌کند؟ عرف. عرف که می‌گوید این نیت روزه را داشته که معین شود این نیت روزه را دارد، این کفایت می‌کند. اما اینکه شرط‌های دیگری به آن اضافه کنیم، ظاهراً خیر.
به عبارت دیگر، نیت، داعی برای عمل است. در حد داعی برای عمل، این نیت لازم است و بیشتر از آن نیست. حقیقتاً باید بگوییم کسانی که نیت روزه می‌کنند، در واقع این حالت داعی برای روزه را دارند. به قول معروف، آقایان در رابطه با نماز، اگر از او بپرسند چه کار می‌کنی، بگوید من دارم نماز می‌خوانم، بفهمد که من در حال نماز هستم. عرفیتش به همین میزان کفایت می‌کند. در قضیه روزه هم، نیت به همین میزان است. میزانش عرفیت این است که بفهمد چه کار می‌کند. داعی بر این جهت که او اکنون امساک می‌کند و دنبال می‌کند، این داعی بر این جهت، چنین حالت نیت صوم است که اگر از او سؤال کنند، می‌گوید بله، من این امساک من برای صوم است. داعی صوم دارم. چرا غذا نمی‌خوری؟ چرا فلان مبطل را انجام نمی‌دهی؟ داعی من این است که صوم دارم. عرف هم به همین میزان کفایت می‌کند.
خب، سقف و کف دارد دیگر. اینجا، آن فرمایش شما که روی مباحثی که سابقاً ذکر کردیم، می‌فرمایید، آن عالی‌ترین مواردش است، ولی در حد شروع، ما داریم کفش را حساب می‌کنیم. سقف و کفی در هر برنامه وجود دارد. پس، آن انشا که یک جنبه با شرف و با عظمت است، هر آن قوی‌تر شود، خب معلوم است که ثواب روزه و عظمت روزه هم بالا می‌رود و آن مقام معنوی انسان است که آن مسئله‌اش بسیار با عظمت است. اما در حد صحت، شرط صحت، و لذا ما همیشه تقسیم می‌کنیم بر دو قسم: یکی صحت را و یکی قبول شدن و درجات عالی را طی کردن. آنی که قبول می‌شود و درجات عالی را طی می‌کند، ممکن است شرایطش خیلی بالاتر و عظمت بیشتری پیدا کند. خب الحمدلله تا اینجا مطلبی که ذکر کردیم، کفایت کرده است.
حالا سؤال: آقا، این‌گونه من جواب می‌دهم: بگویم همین اندازه که خطور در ذهنش دارد. بنده این را می‌خواهم ذکر کنم. بیشتر از این، اصلاً در کف این قضیه، در حد ورود به نیت، بیشتر از این خطور در ذهنش می‌شود که من روزه ماه رمضان دارم می‌گیرم. همین صدق نیت دارد. حالا این‌ها دیگر اینجایش را باید برگردانیم به هر انسانی با همان خصوصیاتش در خطور ذهنش و ظهور ذهن. همین اندازه خطور به ذهنش کرد که من امروز را دارم روزه می‌گیرم، همین کفایت می‌کند و این می‌شود نیت. دیگر بالاترش اگر خواستیم، آن برای مقامات بالاترش است و جهات بالاتر و عظمت بالاتر نیت. و خصوص این خطور، به نظر بنده، فکر می‌کنم که همین مقدار بگوییم خطور در ذهنش دارد که بله، من امساکی که می‌کنم، جهت روزه است.
اما اینکه حتی جزء اول، اجازه دهید اینجا به این صورت که من ذکر می‌کنم، می‌گذارم به اختیار شما، ببینید حرف درست است یا نه. اینکه حالا می‌گویند برای جزء اول، من این‌طور در ذهنم آمده است: می‌گوید من همان را که شرع می‌گوید روزه است، همان را من اراده کرده‌ام. یک جا از اول است، از ابتدا باید همین‌طور نیت را داشته باشد. یک جا نه، مثل آدم مسافری که بعداً به وطن خود آمده است. همان را که شرع در مورد او می‌گوید، آنچه که شرع می‌گوید که روزه محسوب می‌شود، من همان‌ها را دارم می‌گیرم. حالا چه جزء اول آن جزء باشد، چه مواردی که شرعاً جزء اولش، جزء نیست که نیت ضرورتی ندارد. تصور ما این است که این‌گونه تعریف کنیم نیت روزه را: بگوید آنچه مشروع است و شرع دستور داده است، همان‌ها را من در نظر دارم و نوع مردم هم همین‌گونه نیت می‌کنند. نوع عامه مردم هم همین را می‌گویند: آن چیزی که شرع گفته، طبق شرع من دارم این را عمل می‌کنم و همین کفایت می‌کند. در همه مباحث عبادی باید ما به همین میزان، یعنی هر کسی میزانش را، لزوم ندارد حتماً خطور در ذهن بیاورد، بلکه کلیتش می‌گوید که آن چیزی که شرع می‌گوید مشروع است، من همان را نیت کرده‌ام. همان را، توجه دارم به این، که آنچه شرع دارد، همان‌ها را دارم انجام می‌دهم. یا به تعبیر بنده، خطور ذهنش همین خاطر شده در ذهنش: آنی که شرع می‌گوید، من همان را تصریحاً دارم عمل می‌کنم. دیگر استمرار از اول جزء و چنین و چنان و این‌ها، لزومی ندارد بیاوریم. او هم در ذهنش و در خطورش لزومی ندارد این‌ها را بیاورد. آنی که مشروع است، حالا مشروعش آن یک جا هست که از جزء اول شروع می‌کند نیت. یک جا هست که بعد از، فرض کنید ساعت ۱۰ و ۱۱ به وطن خود آمده است، حالا شروع می‌کند، یا از خواب بیدار شده، حالا دارد این مشروع است، این روزه‌اش، حالا دارد نیت می‌کند و نیتش کفایت می‌کند.
خب، از این مسئله دیگر با این ذکر خصوصیاتی که ذکر کردیم، ولو اینکه در بیانات فقهای قدیم و جدید بیانیاتی آمده که هر کدامش جایگاه بحث بسیار زیبایی دارد و تقریباً یک تا دو صفحه اینجا مرحوم، طبق این کتاب من، مرحوم صاحب جواهر از آقایان نقل می‌کنند و اطلاق این‌گونه موارد. یک قسمتی فقط بعد از اینکه ما اینجا ذکر کرده باشیم، می‌گویند: «بل اطلاق محکی عن ابن الجنید یقتضی جواز تجدید النیه بعد الزوال.» یعنی نیت اجمالی دارد مبنی بر اینکه من تابع هستم و امساک هم کرده‌ام. ایشان تا این اندازه محکم شده که اگر بعد از زوال هم نیت روزه بکند، تا حالا یا خواب بوده یا غفلت داشته یا نمی‌توانسته، ایشان می‌گوید بعد از زوال هم اگر تجدید نیت بکنند، کفایت می‌کند. نیت اولش چه بوده؟ اینکه من تخلف از شارع نداشته باشم. در همین حد که من اسمش را گذاشتم چی؟ خطور. چرا؟ برای اینکه خطور اولیه در ذهنش این است که ماه رمضان را بالاخره من توجه به آن داشته باشم و روزه بگیرم، در حد خطور. ولی نیت به صورت نیت صوم، این کار را نکرده است. حالا می‌آید تجدید نیت می‌کند. با این تجدید نیت بعد از زوال، مانعی ندارد. ایشان می‌فرمایند: «و لعله للاصل و اطلاق بعض النصوص السابقه.» تصور شود که اصلاً ما اینجا ضرورتی نداریم که ما به یک دلیلی برگردانیم. همین‌طور که به ذهن ایشان هم رسید، آن حالت تسلیمی که دارد در برابر حکم شرع و من اسمش را گذاشتم خطور، این کفایت داشته باشد، منتها حالا برای اینکه دلنشین شود برایش، یک نیت روزه هم می‌کند. ما اینی که مرحوم ابن جنید گفته و دیگران شبیه به این حرف یا فرمایش ایشان اطلاق استفاده کرده‌اند، اطلاق بعض النصوص سابقه، بنده می‌خواهم بگویم اصلاً مصداق واقعی است و عنوان یک مصداق حقیقی و واقعی را این‌ها قبول می‌کنیم. خطور اولیه برای این است که من تسلیم احکام شرع هستم. این خطور اولیه همه موازین را صحیح می‌کند. تجدید نیت برای این است که می‌خواهد ثواب بیشتری ببرد و به قول ایشان، همان توجه که داشته، اصلاً این روزه‌اش صحیح است. نیازی هم به تجدید نیت نیست. ولی برای ثواب بیشتر و آن فوایدی که برای نیت حاصل است، او می‌خواهد آن فواید را به دست آورد که از جمله فوایدش، ارتقاء قیمت این روزه است.
به هر حال، ما می‌خواهیم بگوییم آن خطور اولیه که بوده و در ذهن یک مسلمان مؤمن هست، آن برای صحت کفایت می‌کند. این‌ها دیگر می‌شود ارتقاء آن درجات ثواب و ارزش روزه و ارزش صوم را ارتقاء می‌دهد با حضور نیت به این صورت. مطلب را تمامش کنیم. عبارت مرحوم صاحب شرایع این است: «و لو نسیها لیلاً جددها نهاراً ما بینه و بین الزوال.» می‌گویند ایشان می‌خواهند بفرمایند که نیت روزه را نکرد، از سر شب نیت برای روزه فردا نداشت، نکرد، از باب نسیان توجه نداشت. آن‌قدر دنبال کار و مشغله بود که اصلاً توجهی به روزه، به فکر روزه نیفتاد. حالا فردا روز شد، حالا متوجه شد. «جددها نهاراً ما بینه و بین الزوال.» از ظاهر ادله ایشان این را استفاده کرده‌اند که درست هم می‌فرمایند که از ظاهر ادله این به دست می‌آید که باید تجدید نیت کند تا قبل از زوال به عنوان روزه.
اینجا حاشیه ما می‌خورد زیر این که اگر خطور اولیه داشته که بالاخره من می‌خواهم ماه رمضان را روزه بگیرم. حتی بعضی‌ها دیدید چیزهایی را مقدماتی را برای بچه‌هایشان، برای خودشان که می‌خواهند روزه بگیرند، این‌ها را فراهم می‌کنند. امروز هم که یخچال هست و این‌ها، چیزهایی می‌گیرند آماده می‌کنند که خانواده‌شان مهیا شود برای کار ماه رمضان. این معلوم است از اول خطور چنین نیتی هست در ذهن او. حالا به قول آقا که می‌فرمایند دیگر تجدید نیت هم لزومی ندارد، برای اینکه یا تحصیل حاصل از باب صحت باشد، ولی تجدید رتبه می‌شود. ولی ایشان فرمودند که «جددها نهاراً»، آن نیت را «نهاراً ما بینه و بین الزوال» تجدید کند. ظاهراً اینجا ما کلیه ادله را وقتی یک جمع‌بندی بکنیم و برگردانیم به مسئله استصحاب نیت که بگوییم یک نیت قبلی بوده، آن نیت قبلی آثار استصابی خود را تا الان دارد. حالا این یک وجوبی جداگانه‌ای باشد که نیت حضور جدی در ذهنش بیاید و نیتی ما بینه و بین زوال انجام دهد، خب یک اولویتی دارد. ولی اگر این را هم یادش رفت، طبق نظری که ما الان دادیم که همان خطور کفایت می‌کند، روزه‌اش تمام است، ولو نماز ظهر و عصر و مثلاً این‌هایش را می‌خواند و اصلاً توجه به روزه ندارد. نمی‌توانیم بگوییم این روزه‌اش باطل است. خیر، این خب، این نیت، این همان خطور اولیه کفایت می‌کند. بلکه اگر تا مغرب هم اصلاً این نیت خاص را نتوانست به جا بیاورد، توفیق برایش حاصل نشد و بالاخره موقع افطار آمد، با بقیه بنشیند، «ای امروز عجب روزه بود.» می‌گوید: «ای ما اصلاً غفلت داشتیم تا حالا، امروز روز روزه‌ای بود، عجب ما همچین چیزی!» و حالا که می‌بیند سفره پهن کرده‌اند، می‌نشیند با بقیه سر سفره عرض کنم افطار می‌نشیند و غفلت کامل داشته تا و امساک هم شده، همه چیز هم بوده، اما این خطور به ذهن اولیه او، ما می‌گوییم کفایت می‌کند برای صحت این روزه. هیچ قضا هم ندارد، کفاره‌ای هم ندارد، روزه هست.
پس اگر تا ما بینه و بین زوال و این‌ها آمد و این‌ها، بگوییم خیلی خب، بله، تجدید نیت کند، فبه المراد. ولی اگر هم اتفاق نیفتاد، ما آن خطور اولیه را، ولو نیت هم نداشته، نمی‌توانیم بگوییم این روزه‌اش باطل است. این امساکی که انجام گرفته، با همان خطور اولیه‌ای که در ذهنش بوده که من بالاخره فرمان خدا را می‌خواهم عمل کنم، دور نشود فرمان الهی و عمل شود به فرمان، همان خطور در ذهنش کفایت می‌کند.
حالا نکته‌ای که «جدد نهاراً» که تعبیر صاحب شرایع است و بیان ایشان، این در واقع باید بگوییم این «جدد نهاراً ما بینه» یعنی ما بین آن لیل و نهار تا زوال باشد. این اشکالی که اینجا می‌شود این است که تجدید، ذکر تجدید نیت نیست، ولو ما حالا به اسمش می‌گوییم اسم نیت، تجدید نیت می‌گوییم، ولی به نظر بنده این است، این تجدید ذکرش را دارد می‌کند. چون از اول یک خطوری حاصل بوده و همان هم باعث بر این شده که او امساک را انجام دهد. لذا می‌گویم: این حضور ذهن است. یعنی همان را که من، نه اینکه نیت را از نو دوباره تجدید بکند، نیت تجددی نیست. اینی که بنده به ذهنم رسیده، این تجدد ذکرش است در واقع و تجدد ذکر اشکالی ندارد.
این تجدد ذکری برای، یعنی یک ذکر در سویدای قلبش بوده و آن خطور حاصل شده است. حالا تجدد نیت نیست، تجدد ذکرالنیه تذکر. یعنی حضور قلبش را اضافه می‌کند حرف درست است که وقتی مراتب دارد، دارد مرتبه‌اش را اضافه می‌کند. یا اینجایی که قصد، این دارد که بروند افطار بکنند ولی نکرد، قصد این هم من می‌خواهم بگویم این قصد ذکری هست. این قصد را می‌کند ولی عمل نکرده به این. اما آن چیزی که در وجودش بوده چی بوده؟ ذکر روزه بوده. حالا دو مرتبه تجدیدی نیست، دارد همان ذکر را تقویت می‌کند.
این تجدید ذکر که به نظر من اگر این را جدی بگیریم، در همه موازین، همین‌طور که صاحب جواهر هم تا حدی به این مسئله نزدیک شده‌اند، این یک امر واضحی است. این امر واضحی است. یعنی دیگر عرفیتش هم همین است. می‌گویند این آقا روزه گرفت، دیگر روزه‌اش را رساند.
ان‌شاءالله که این بحثی را که تا اینجا کردیم، صحیح آمده باشیم جلو و به نظر می‌رسد که ما نیت‌های در سویدای قلب، این اثر طبیعی خود را در همه اعمال، حالا اینجا ما در باب صوم گفتیم، در باب حج، در اعمال حج همین کفایت می‌شود، در نماز هم همین‌طور، در کل عبادات و نیت در همین مقدار که او خطور به ذهن کرده، این کفایت می‌کند، منتها تجدید ذکر می‌کند یا مراتب را می‌برد بالاتر و نیت محکم‌تری می‌برد برای ارتقاء درجه و مقام آن عبادت و این فرقی هم بین صوم و غیره در مباحث عبادی نداریم.

logo