« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/06/17

بسم الله الرحمن الرحیم

فضیلت و عظمت روزه/شرائط وجوب الصوم /كتاب الصوم

 

موضوع: كتاب الصوم/شرائط وجوب الصوم /فضیلت و عظمت روزه

 

دوستان عزیز، مباحث سال گذشته نیز بدین منوال بود و ناگزیر به ادامه آن‌ها بودیم؛ اما مشاهده نمودم که اکثریت دوستان و اساتید محترم، تمایل به طرح یک مبحث فقهی دارند که به تعبیر امروزی‌ها، چالشی بوده و زمینه را برای اجتهاد و خصوصیات آن فراهم آورد.

باری، ما با آرای علمای متأخر همچون «عروة الوثقی» و دیگر کتب فقهی و حواشی آن‌ها آشنایی داریم، اما اصل متن را کتاب شریف «جواهر الکلام» قرار می‌دهیم. حقا که مرحوم صاحب جواهر، مبحث صوم را به صورتی گسترده، دقیق و زیبا، با استناد به روایات مورد بحث و بررسی قرار داده است. از همان ابتدای ورود ایشان به بحث، تسلط قوی ایشان بر تمامی روایات مرتبط به چشم می‌خورد. ایشان گاهی با عبارات صریح و گاهی با کنایه یا بیانی بدیع، که خود کاری زیبا در طرح بحث است، مطالب را عرضه می‌دارند.

ایشان ابتدا فرموده‌اند: «کتاب الصوم الذی هو من اشرف الطاعات و افضل القربات»[1] . این تعبیری زیباست که صوم را شریف‌ترین طاعات خداوند متعال و برترین اعمال برای تقرب به پروردگار می‌داند. ظاهراً این دستور روزه در تمامی ادیان وجود داشته، هرچند خصوصیات و مبطلات آن ممکن است متفاوت باشد؛ اما اصل روزه و پرهیز از برخی امور، امری مشترک است.

بنده مایلم نکته‌ای را که خود به آن توجه یافته‌ام، با شما عزیزان در میان بگذارم و اگر نظر دیگری دارید، بفرمایید. تصور بنده این است که هدف از این پرهیزهای متعدد و تعیین وظایف روزه‌دار، ارتقاء نفس بهیمه انسان به مقامات عالی انسانی است. تمامی این سخنان از همین نقطه آغاز می‌شود؛ یعنی وسیله‌ای که انسان را به نفس روحانی و ملکوتی برساند. مرحوم صاحب جواهر نیز در اینجا بر این فرمایش تکیه دارند که روزه و پرهیزهای آن، با هدف رساندن نفس بهیمه انسان به سوی نفس انسانی، کمالات انسانی و شرف انسانی تعیین شده است.

ایشان می‌فرمایند: کتاب الصوم الذی هو من أشرف الطاعات و أفضل القربات، و لو لم یکن فیه إلا الارتقاء من حطیط النفس البهیمیة إلی ذروة الشبه بالملائکة الروحانیة لکفی به منقبة و فضلا، علی انه قد ورد فیه من الاخبار ما ظهر بها علو مرتبته ظهور الشمس فی رابعة النهار، ضرورة اشتمالها علی انه احد الخمسة التی بنی الإسلام علیها...[2] اگر جز این نباشد، همین مقدار برای منقبت و فضیلت روزه کفایت می‌کند که انسان را از مسائل عادی حیوانی به مرتبه شباهت با ملائکه و روحانی شدن، بلکه بالاتر به عظمتی برتر برساند.

علی انه قد ورد فیه من الاخبار ما ظهر بها علو مرتبته ظهور الشمس فی رابعة النهار[3] این «رابعة النهار» که در برخی کتب چاپ شده، اشتباه است. صحیح آن «رَیعة النهار» است، به معنای اوج و کمال نور خورشید. مرحوم صاحب جواهر می‌خواهند بفرمایند که از تمامی این اخبار فهمیده می‌شود که مرتبه انسانی و مقام انسانی به واسطه روزه باید به این درجه برسد، آن گونه که عظمت آن مانند خورشید در اوج درخشش خود آشکار است.

اینکه در تعابیر آمده است «جنة من النار» یا «یدخل العبد الجنة»، همه به خاطر آن است که انسان به وسیله روزه به این مقام عالی می‌رسد. حتی در روایاتی آمده است که «نوم الصائم عبادته، و نفسه تسبیحه». نفس روزه تا بدان حد عظمت می‌یابد که حتی نفس کشیدن و سکوت روزه‌دار نیز تسبیح به حساب می‌آید. دعایش مستجاب است و روایات بسیاری در این زمینه وجود دارد.

حتی در روایات خاصه آمده است که فرشتگان برای روزه‌دار دعا و طلب رحمت می‌کنند، از ابتدای روز تا زمان افطار. این خصوصیت را نیز روایت مشهور «الصائم فرحتان» [4] بیان می‌کند: یک فرحت هنگام افطار و دیگری که «هو العمدة»، هنگام ملاقات با خداوند، که در آن زمان از قرب و منزلت و عظمتی که یافته، شادمان است. این نیز خوشحالی بزرگی است که در روایات خاصه بر آن تأکید شده است، مشروط بر آنکه «ما لم یغتب»، یعنی غیبت مسلمانی را نکند.

بحثی بزرگ که هنوز هم به صورت قطعی، نه صاحب جواهر و نه دیگر بزرگان، در آن اظهار نظر نهایی نکرده‌اند، مسئله «کذب مطلق» است. عمده اختلاف نظر در این است که در روایات، تشتت آرا در این باره زیاد است که ان‌شاءالله بعداً به آن خواهیم پرداخت. آیا «کذب مطلق» موجب افطار صائم می‌شود؟ روایات خاصه‌ای نیز آمده است که خیر، تنها دروغ بستن به انبیا و خداوند متعال که منجر به تحریف حکمی از احکام الهی شود، موجب افطار است.

این واقعاً بحثی دامنه دار و شیرین در میان قدما و متأخرین است و اجماعاتی نیز در این رابطه وجود دارد. اینکه کذب به طور مطلق موجب افطار شود، که برخی بدان قائل‌اند، نشان می‌دهد که روزه‌دار آن تهذیب و مراقبت لازم را به واسطه کذب مطلق از دست داده است. نظر سایر علماء: برخی نیز گفته‌اند که هر حرامی، چه عملی و چه غیر عملی، از جوارح باشد، روزه را باطل می‌کند.

چالش‌ها: اینکه آیا افطار روزه ملازم با کفاره نیز هست یا خیر، بحث دیگری است که ممکن است در برخی موارد آن را بپذیریم. البته برخی از آقایان این ملازمه را نیز در بیان خود آورده‌اند که اگر افطار شد، کفاره نیز واجب است و این بار واقعاً سنگین می‌شود. این بحث را باید در جایگاه خود مورد بررسی قرار دهیم.

نتیجه‌گیری: اما فعلاً به طور اجمال، در آغاز این بحث روزه، این مقدار عظمت دارد که روزه باید انسان را به جنبه ملکوتی و روحانی خود برساند و مقام لقاءالله برای او حاصل شود. حتی این روزه سبب می‌شود که در روز قیامت، که همه تشنه‌اند، روزه‌دار تشنه نباشد. تشنگی و گرسنگی که او برای روزه تحمل کرده، نتیجه‌اش این است که در روز قیامت دیگر تشنگی و گرسنگی برای او نیست. اینها مباحث عظمت رشد و تکامل روح انسانی است. امروز به همین مقدار کفایت می‌کنیم تا بعداً به ادامه بحث بپردازیم.

 


logo