1405/06/15
بسم الله الرحمن الرحیم
تنبیه دوم برائت: حسن احتیاط /أصالة البراءة /الأصول العملية
موضوع: الأصول العملية/أصالة البراءة /تنبیه دوم برائت: حسن احتیاط
تنبیه دوم برائت: حُسن احتیاط
سال گذشته، بحث درباره برائت بود و در برائت نیز به تنبیهات برائت رسیدیم. اولین تنبیه برائت در میانه کار رها گردید و دیگر ادامه نیافت؛ تنبیه اول برائت چنین بود که برائت در جایی جاری میشود -یا اصلاً نهفقط برائت، بلکه مطلق اصول عملیه-؛ اصل عملی در جایی جاری میشود که یک اصل موضوعی حاکم بر آن وجود نداشته باشد.
مثلاً برائت در جایی جاری میشود که استصحاب عدم قرشیت یا استصحاب عدم تذکیه و مانند آن، جاری نشود. بحث پیرامون این مطلب بود که در میانه بحث تعطیل گردید. اکنون ازآنجاکه این، تنبیهی بسیار مفصل بود و واقعاً تنبیهی عمیق و دارای جای بحث فراوانی بود، ولی چون نیمی از آن بیان شده بود و نیمی دیگر میسر نگردید، از این تنبیه میگذرم و از تنبیه دوم شروع میکنم.
ساختارشناسی بحث احتیاط در اندیشه شیخ انصاری و آخوند خراسانی
تنبیه دوم از تنبیهات برائت، بحث «حُسن احتیاط» است؛ که آیا احتیاط نیکو است یا خیر؟ ابتدا مرحوم شیخ انصاری در «رسائل» بهخاطر اینکه بحث برائت را بدینگونه مطرح نموده است، میفرماید: شبهه گاهی شبهه وجوبیه و گاهی شبهه تحریمیه است. هر یک از این دو قسم وجوبیه و تحریمیه، گاهی علت شبهه در آن فقدان نص، گاهی اجمال نص، گاهی تعارض نصین و گاهی شبهه مصداقیه است؛ که مجموعاً چهار مورد میشود: فقدان نص، اجمال نص، تعارض نص و شبهه مصداقیه. این چهار مورد در وجوبیه و چهار مورد در تحریمیه، هشت قسم میشود. سپس مرحوم شیخ این هشت بحث را که جدا میکند، در پایان هرکدام پس از بحث از برائت، چند تنبیه ذکر مینماید که یکی از آنها همین است.
آخوند خراسانی (رضواناللهعلیه) این چند مورد بحث مختلف شیخ را یکجا جمع کرده است. بدینمعنا که شبهه وجوبیه و تحریمیه و علت شبهه هرچه باشد، در این تنبیهات متعدد، همه را در یک بحث تجمیع نموده است. آن بحث نیز این است که آیا احتیاط حَسَن است یا خیر؟ بدینمعنا که وقتی اصل برائت جاری میشود، آیا حتماً باید به برائت عمل کرد یا اینکه نیکو است به برائت عمل نشود و سراغ احتیاط رفت؟
تفکیک میان حسن عقلی و نقلی و تمایز میان حسن و استحباب
در «کفایه» ابتدا میفرماید: «لا شُبهَةَ» در اینکه احتیاط حَسَن است. هنگامیکه مثلاً نمیدانیم شُرب توتون (استعمال سیگار) حلال است یا حرام، برائت میگوید حلال است، ولی احتیاط در آن است که انسان استعمال نکند. حُسن احتیاط گاهی عقلی و گاهی نقلی است؛ یعنی زمانی گفته میشود که عقل حکم میکند احتیاط نیکو است و زمانی گفته میشود که شرع میفرماید احتیاط کنید و این دو با یکدیگر تفاوت بسیار دارند. سپس باید بررسی شود که آیا شرع میگوید احتیاط نیکو است یا اینکه احتیاط مستحب است؟ و میان «خوب بودن» و «مستحب بودن» تفاوت گذاشته شود.
همانگونه که در رساله توضیحالمسائل گاهی گفته میشود فلان عمل واجب است و گاهی گفته میشود «باید» فلان کار را انجام داد. آنجا که گفته میشود واجب است، بدینمعناست که حکم خدا این است؛ اما آنجا که گفته میشود باید، مقصود لزوماً بیان حکم خدا نیست، بلکه گفته میشود این کار را انجام دهید، بیآنکه تصریح شود خدا چنین گفته است. هنگامیکه گفته میشود احتیاط مستحب است، یعنی حکم خدا است؛ اما وقتی گفته میشود احتیاط نیکو است و تعبیر مستحب به کار نمیرود، بدینمعناست که انجام آن کار خوب است، هرچند مستحب نباشد.
مثلاً نماز ظهر روز جمعه مستحب است که به جهر (بلند) خوانده شود، اما بهتر آن است که به اخفات (آهسته) خوانده شود. در نماز ظهر روز جمعه، استحباب بر جهر و احتیاط بر اخفات است. یا برای مثال در «بسم الله الرحمن الرحیم» نمازهای اخفاتی مانند نماز ظهر و عصر، آیا باید بلند خواند یا آهسته؟ اکنون معمولاً برخی آن را بلند میخوانند.
بلند خواندن «بسم الله» دلیل دارد و میتوان گفت مستحب است، ولی احتیاط آن است که انسان آن را بلند نگوید؛ بااینکه روایت وجود دارد که این نشانه شیعه بودن است، زیرا احتمال میرود این روایات در مقابله با عامه (اهل سنت) باشد. در آن مقام است که سفارش میشود «بسم الله الرحمن الرحیم» قرائت حمد و سوره بلند خوانده شود و اکنونکه در اینجا مواجههای با اهل سنت نیست، وجهی ندارد. چنانچه فرد «بسم الله الرحمن الرحیم» نماز ظهر و عصر را آهسته بخواند، یقیناً برائت ذمه حاصل میشود؛ یقیناً برائت ذمه حاصل میگردد اما ثواب آن کمتر است. اگر «بسم الله الرحمن الرحیم» بلند گفته شود، مسلماً ثوابش بیشتر است، اما احتمال دارد که اصلاً باطل باشد. بحثی که اکنون مطرح میشود برای چنین مواردی است. مقصود این است که آیا باید گفته شود احتیاط مستحب است یا باید گفت احتیاط نیکو است؟
بررسی احتیاط در تعبدیات و توصلیات
ابتدا باید میان «تعبدیات» و «توصلیات» تفکیک قائل شد. فعلاً آراء «کفایه» و بزرگان بیان میشود. باید میان تعبدیات و توصلیات تفاوت گذاشت. در تعبدیات، برائت ذمه نیازمند آن است که عمل با قصد قربت انجام شده باشد. در توصلیات قصد قربت لازم نیست و چنانچه ریاکارانه نیز انجام شود، اشکالی ندارد. در توصلیات معمولاً گفته میشود که احتیاط هیچ اشکالی ندارد و نیکو نیز هست. برای مثال فردی که میخواهد دست خود را آب بکشد، یکبار یا دو بار یا سه بار آب بریزد؛ اگر احتیاط کند و دو بار آب بکشد بهتر است که همان تطهیر از نجاست است. این مورد را احتیاط در توصلیات مینامند.
یا بهعنوانمثال برای قرائت صیغه عقد نکاح، میان شیوههای مختلف قرائت آن، انسان احتیاط نموده و دو بار قرائت کند. این نیز احتیاط در توصلیات محسوب میشود. معمولاً بزرگان میفرمایند که در توصلیات بحثی نیست و مسلماً احتیاط نیکو است؛ مقصود استحباب نیست، بلکه نیکو بودن است.
زیرا شارع مقدس در توصلیات غرضی دارد که اگر انسان احتیاط کند، یقین مییابد که آن غرض شارع را به انجام رسانده است؛ و به تعبیر برخی، احتیاط در توصلیات از منظر عقل نوعی انقیاد و اطاعت از مولا است و انقیاد نیز همواره نیکو است. فرض کنید کسی میخواهد نان تهیه کند؛ دو فروشنده حضور دارند، یکی کودکی که نان میفروشد و دیگری فردی بالغ. حتی اگر گفته شود معامله با صبی (کودک) جایز است، اما احتیاط در آن است که انسان از فرد بالغ خرید کند. این را احتیاط در توصلیات میگوییم. پس یا باید گفت غرض شارع را قطعاً و یقیناً تأمین میکند، یا اینکه گفته شود انقیاد مولا است و لذا احتیاط نیکو است.
چالشهای مبنایی در حسن احتیاط در توصلیات
این درباره توصلیات بود؛ اما در توصلیات این بحث وجود دارد که آیا اساساً توصلیات حکایت از مصلحت و مفسدهای که غرض شارع باشد دارند یا خیر؟ در توصلیات مثلاً هنگامیکه گفته میشود چیزی نجس است، آیا واقعاً نجس و قَذِر (پلید) است؟ بدینمعنا که اگر انسان احتیاط کند نیکو است، چون گفته میشود آن عمل پلید را انجام ندهد. یا اینکه همین توصلیات هیچ مصلحت و مفسدهای ندارند. نجس با پاک تفاوتی ندارد؛ نه اینکه این پلید است و آن پلید نیست، بلکه هر دو یکسان هستند و فقط شارع فرموده است از این پرهیز کن و از آن پرهیز مکن.
اگر کسی بدینگونه بگوید -که سخن صحیحی نیز هست، هرچند برخلاف فرموده مرحوم شیخ در «رسائل» است؛ اگر کسی بگوید توصلیات مثلاً مانند طهارت و نجاست، حکایت از هیچ مصلحت و مفسدهای نمیکند و فقط شارع فرموده است از این پرهیز شود و از آن پرهیز نشود. همانگونه که برای مثال در بحث مطهرات گفته میشد «غیبت مسلمان» یکی از مطهرات است. معنای غیبت این بود که مثلاً لباسی نجس را به فردی دادند و آن مسلمان پس از مدتی آن را بازگرداند. بدینمعنا که هیچ تغییری نکرده است، ولی در آن زمان شارع میفرمود نجس است و اکنون میگوید پاک است. هیچ امر واقعی در کار نیست.
یا در آب انگور (عصیر عِنَبی) کسانی که قائل به نجاست بودند -هرچند برخی میگویند نجس نیست- معتقد بودند هنگامیکه جوش میآید نجس میشود. مثلاً ملاقهای که با آن به هم میزنند؛ اکنونکه جوش آمده است، میگویند این ملاقه نیز نجس شده است. اگر این ملاقه را بیرون بگذارد و عصیر بجوشد تا دوسوم آن از بین برود، عصیر پاک شده و ملاقه نیز پاک میشود. آن ملاقه را تا پیشازاین زمان شارع میفرمود نجس است و ازاینپس میفرماید پاک است؛ درحالیکه هیچ تغییری نکرده است. اگر کسی بدینگونه بگوید که توصلیات حکایت از مصالح و مفاسد ندارند، آنگاه در اصل اینکه احتیاط در توصلیات نیکو باشد، دیگر دلیلی بر نیکو بودن وجود ندارد.
دیدگاه انتقادی مرحوم حائری درباره احتیاط در باب طهارت و نجاست
روایتی هست که میفرماید اگر در نماز دچار رُعاف (خوندماغ) شدید -این خونی که جاری است اگر به لباس بریزد و از مقدار درهم فراتر رود نماز باطل میشود- ولی امام علیهالسلام میفرماید: «نگاه مکن و نمازت را بخوان»، آیتالله حاجآقا مرتضی حائری (رضواناللهعلیه) میفرمود: این روایت بدینمعناست که شارع اصلاً طهارت واقعی را اراده نکرده است؛ و اینکه میفرماید «هنگامیکه نماز پایان یافت نیز فوراً نگاه مکن، بلکه دقایقی چشمانت را ببند تا نبینی به لباست ریخته است یا خیر و پسازآن چشمانت را بازکن که اگر هم ریخته بود، گویی بعد از نماز ریخته است.»
مرحوم حائری (رضواناللهعلیه) با استناد به این روایت که صحیح نیز هست، میفرمود که از این روایات درمییابیم شارع اصلاً احتیاط نمیخواهد؛ یعنی یا باید بدینصورت که عرض شد قائل شویم اصلاً مصلحت و مفسدهای در کار نیست، یا بهگونهای که مرحوم حائری میفرمودند بگوییم؛ که در این صورت اصل حُسن احتیاط در توصلیات مشخص نیست. موردی نیز سراغ نداریم که مثلاً پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) در طهارت و نجاست احتیاط نموده باشند؛ بهویژه آن زمان که این مسائل چندان رعایت نمیشد.
بههرحال درباره احتیاط، روشن است که احتیاط در جایی جای بحث دارد که شبهه وجود داشته باشد. چنانچه شبهه نباشد، احتیاط نیز معنا ندارد. در مواردی که شبهه وجود دارد، خود بر چند صورت است؛ گاه شبهه وجوبیه، گاه تحریمیه، گاه اجمال نص و گاه فقدان نص است که انشاءالله فردا عرض میشود.