1405/07/12
بسم الله الرحمن الرحیم
مطلب چهارم؛ کیفیت وضع در حروف؛ بررسی نقد محقق نائینی و محقق اصفهانی بر دیدگاه محقق خراسانی- بیان دیدگاه سوم؛ بیان نظریه مرحوم نائینی/الوضع /المقدمة
موضوع: المقدمة/الوضع /مطلب چهارم؛ کیفیت وضع در حروف؛ بررسی نقد محقق نائینی و محقق اصفهانی بر دیدگاه محقق خراسانی- بیان دیدگاه سوم؛ بیان نظریه مرحوم نائینی
بررسی و ارزیابی نقد محقق اصفهانی به آخوند خراسانی (در دیدگاه دوم)
عرض میکنیم بعد از اینکه نقد محقق اصفهانی (ره) در نهایة الدرایة[1] و نقد محقق نائینی (ره) علیما فی فوائد الاصول[2] و اجود التقریرات[3] را در خصوص دیدگاه دوم — که دیدگاه محقق خراسانی (ره) [4] مبنی بر موازی بودن اسماء و حروف در موضوعله بود — مطرح کردیم، به نظر میرسد نقد محقق اصفهانی (ره) نقدی وارد است؛ زیرا افادهی فردِ آلی و فردِ استقلالی فرعِ این است که اساساً معنای حرفی، معنایی باشد که «قدر جامِع» میان آلیّت و استقلالیّت است، تا بگوییم حرف و اسم هر دو برای آن جامع در عالم وضع اعتبار شدهاند؛ لکن در مقام استعمال، اگر هدف تفهیمِ فردِ آلی از آن جامع باشد با «حرف»، و اگر مراد و هدف تفهیمِ فردِ استقلالی باشد با «اسم» تفهیم میشوند.
اما تصور چنین معنا و قدر جامعی ممکن نیست؛ زیرا به «ارتفاع نقیضین» برمیگردد. اینکه معنای مشترک (معنایی که اسم و حرف برای آن وضع شدهاند) معنایی باشد که نه آلیّت داشته باشد و نه استقلالیّت، اما در مقام استعمال، فردی به نام آلی و فردی به نام استقلالی داشته باشد، قابل تصور نیست. لذا اصل ایراد محقق اصفهانی (ره) به نظر ایراد درستی است.
ارزیابی و نقد اشکال محقق نائینی به آخوند خراسانی
اما در خصوص نقد محقق نائینی (ره) — مبنی بر عدم صحّت استعمال حرف به جای اسم و بالعکس (اشکال ترادف) — عرض میکنیم: اگر مشکلی که محقق اصفهانی (ره) مطرح کردند وجود نداشت و ما میتوانستیم قدر جامعی میان آلی و استقلالی تصور کنیم، چه اشکالی داشت که واضع در عین حال که حرف و اسم را برای یک معنای واحد وضع میکند، به حسب مقام استعمال شرط کند که حرف برای تفهیم فردِ آلی و اسم برای تفهیم فردِ استقلالی به کار گرفته شود؟ بهطوری که اگر هر کدام به جای دیگری استعمال شوند، این استعمال غیرمفهم و از اغلاط محسوب شود.
حاصل سخن: اشکال محقق نائینی (ره) این بود که اگر موضوعله یکی است، باید بتوان «الابتداء» را به جای «من» و «من» را به جای «الابتداء» استعمال کرد. پاسخ ما این است که اشکال اصلیِ ما همان بحثِ تصویر قدر جامع میان آلی و استقلالی است؛ وگرنه اگر آن مشکل نبود و جامعی تصور میشد، چه اشکالی داشت که واضع در عالم وضع هر دو را برای همان موضوعلهِ جامع وضع کند، اما در مقام استعمال شرط کند که شرطِ افهامِ فردِ آلی استفاده از «من» است و شرطِ افهامِ فردِ استقلالی استفاده از «الابتداء»؟ بنابراین، لزوم ترادف در مقام استعمال، اشکالِ لاینحلی به نظریه مرحوم آخوند نبود.
ورود به دیدگاه سوم: مباینت معنای اسمی و حرفی
دیدگاه سوم، مباینت معنای اسمی و حرفی است. طبق این دیدگاه، هر یک از حرف و اسم برای معنایی متباین به حسب ذات و خواص وضع شدهاند. این دیدگاه را اکثر اصولیونِ متأخر از آخوند خراسانی (ره) در نقد ایشان مطرح کردهاند.
نهایتاً در «وجه تباین» و مقصود از مباینتِ معنای موضوعله در حروف و اسماء، میان اعلام اختلافنظر است که در این خصوص چند نظریه مطرح میشود:
نظریه اول: نظریه محقق نائینی (ره) (تفکیک به معنای اخطاری و ایجادی)
ایشان در فوائد الاصول و اجود التقریرات میفرمایند: وجه مباینت این است که معنای اسمی یک معنای «اخطاری» است و معنای حرفی یک معنای «ایجادی» است.
توضیح معنای اخطاری و ایجادی :
1. معنای اسمی (اخطاری): مفهومی است که در عالم مفهوم به طور مستقل وجود دارد و بدون هیچ ضمیمهای در ذهن خطور کرده و تصور میشود؛ فرقی نمیکند اسمِ جوهر باشد یا عرض، اعتباری باشد یا انتزاعی. اسامی، مفاهیمی برخوردار از استقلال وجودی در کلام هستند و هنگام تکلم، به مجرد تلفظ، ذهن مخاطب را متوجه آن معنا میسازند؛ لذا میگوییم «اخطاری» هستند، یعنی منشأ خطورِ معنای استقلالیِ خود به ذهن مخاطب میشوند و چیزی در کلام ایجاد نمیکنند؛ فقط با لفظشان معنا به ذهن مخاطب خطور میکند.[5]
2. معنای حرفی (ایجادی): معنایی است که به طور مستقل در ذهن وجود پیدا نمیکند و به تنهایی قابل درک نیست؛ اگر بخواهد به ذهن بیاید لا محاله در ضمنِ متعلقاتی به ذهن میآید. معانی حرفی در عالم مفهوم، مانند مقولاتِ عرضیه در عالم خارج هستند و کار این معانی این است که میان دو مفهوم مستقل و دو کلمه دارای معنای مستقل، ارتباط ایجاد کنند.[6]
لذا معانی حرفیه «موجدِ ارتباط» بین دو معنای مستقل هستند، اما معانی اسمیه موجد ارتباط نیستند و فقط معنای مستقلی را به ذهن مخاطب اخطار میکنند.
جمعبندی نظریه اول: تفاوت عمده بین موضوعلهِ اسم و موضوعلهِ حرف در این است که موضوعله اسم «اخطاری» و موضوعله حرف «ایجادی» است. البته این تفسیری ابتدایی است و باید تحلیل شود که واقعاً مقصود محقق نائینی (ره) از ایجادی و اخطاری چیست (که سه احتمال در آن مطرح است).
نظر محقق خویی (ره) درباره این نظریه
محقق خویی (ره) — با اینکه از شاگردان برجسته محقق نائینی (ره) و از طرفداران تباین معنای حرفی و اسمی هستند — این وجه تباین (اخطاری و ایجادی بودن) را قبول ندارند و وجه دیگری برای تباین مطرح میکنند.
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.