« فهرست دروس

نكته سوّم اقوال در مسأله ؛ نكته چهارم بررسي ادلّه اقوال/مطلب يازدهم گستره تعميم خطابات شفاهي /مقصد رابع مبحث دوّم احوال عامّ و خاصّ

 

موضوع: مقصد رابع - مبحث دوّم: احوال عامّ و خاصّ/مطلب یازدهم: گستره تعمیم خطابات شفاهی /نکته سوّم: اقوال در مسأله ؛ نکته چهارم: بررسی ادلّه اقوال

 

ادامه مطلب یازدهم: گستره تعمیم خطابات شفاهی

بیان شد در این مطلب، بحث از آن است که پس از پذیرش دلالت عمومات و اطلاقاتی که در مقام مخاطبه به اشخاص، القاء شده است بر اصل عموم و اطلاق، گستره استیعابی و شمولی این عمومات و اطلاقات چقدر بوده و آیا محدود به حاضرین در مجلس تخاطب است یا آنکه شامل غائبین و بلکه معدومین نیز می گردد؟

بیان شد که بحث در خصوص این مطلب ذیل چند نکته پی گیری می شود. بحث از نکته اوّل یعنی پیشینه تاریخی بحث و نکته دوّم یعنی یعنی تحریر محلّ نزاع بیان گردید. در ادامه به بیان نکته سوّم یعنی اقوال در مسأله و نکته چهارم یعنی بررسی ادلّه اقوال خواهیم پرداخت.

نکته سوّم: اقوال در مسأله

در این زمینه اقوال مختلفی مطرح شده است:

نظریّه اوّل، اختصاص خطابات شفاهیّه به موجودین است به این معنا که عمومات موجود در جملات خطابیّه، اختصاص به خصوص موجودین در عصر پیامبر (ص) یا معصومین (ع) داشته و تعدّی و تسرّی حکم این عمومات به معدومین، به واسطه ادلّه دیگر می باشد؛

از علمای عامّه، ابو المعالی جوینی در تلخیص[1] ، مروزی در قواطع الادلّة[2] و غزالی در مستصفی[3] ، تصریح به این نظریّه داشته و محقّق آمدی نیز که از قائلین به این نظریّه است می گوید[4] : «ذهب اکثر اصحابنا و اصحاب ابی حنیفة و المعتزلة الی اختصاصه بالموجودین فی زمان رسول الله (ص) و لا یثبت حکمه فی حقّ من بعدهم الّا بدلیلٍ آخر». محقّق قمّی «رحمة الله علیه» از علمای شیعه نیز در قوانین[5] ، همین نظریّه را اختیار نموده اند.

نظریّه دوّم، تعمیم خطابات شفاهیّه نسبت به غیر موجودین است به این معنا که این خطابات، به دلالت لفظی دلالت بر تعمیم داشته و ادوات خطاب نیز قرینه بر اختصاص آنها به خصوص موجودین نمی گردد؛

محقّق آمدی در الاحکام[6] ، این نظریّه را به حنابله و گروهی از گذشتگان و فقهاء نسبت می دهد، مشهور میان اندیشمندان امامیّه نیز همین نظریّه است، محقّق خراسانی[7] ، محقّق بروجردی[8] ، محقّق خویی[9] و حضرت امام[10] «رحمة الله علیهم اجمعین» نیز همین نظریّه را اختیار نموده اند و مختار ما نیز همین نظریّه می باشد.

نظریّه سوّم، تفصیل بین قضایای حقیقیّه و قضایای خارجیّه است به این معنا که اگر خطاب مشتمل بر عموم یا اطلاق، قضیّه حقیقیّه باشد که موضوع در آنها مقدّر می باشد، شامل غائبین و معدومین نیز می شود ولی اگر قضیّه خارجیّه باشد، فقط شامل حاضرین و مشافهین در مجلس خطاب می گردد؛

این نظریّه را محقّق نائینی «رحمة الله علیه» علی ما فی تقریراته یعنی اجود التقریرات[11] و فوائد الاصول[12] ، مطرح نموده اند.

نکته چهارم: بررسی ادلّه اقوال

شایسته است هر کدام از این اقوال به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گیرد.

بررسی قول اوّل: قول به تخصیص

برای اثبات این نظریّه به دو دلیل استناد شده است که توسّط محقّق آمدی در الاحکام تحت عنوان ادلّه نافین تعمیم، مطرح گردیده است:

استدلال اوّل اینکه خطاب، مقتضی وجود مخاطب و اهلیّت او برای خطاب می باشد در حالی که معدومین عند الخطاب، وجود ندارند و لذا اهلیّت خطاب نیز نداشته و خطاب شامل آنها نخواهد گردید[13] ؛

محقّق قمّی «رحمة الله علیه» در قوانین نیز به این دلیل استناد نموده و می فرمایند[14] : «خطاب معدومین به لحاظ عقلی و شرعی قبیح می باشد».

 

استدلال دوّم آن است که وقتی خطاب صبیّ و مجنون که اهل تمییز نیستند، ممتنع بوده و عقلاء آن را مستهجن می دانند، خطاب معدومین به طریقی اولی ممتنع و مستهجن خواهد بود، زیرا صبیّ و مجنون به لحاظ قابلیّت تخاطب، برتر از معدومین بوده و حدّ اقل، وجود داشته و در حدّی قدرت درک دارند، به خلاف معدومین که اساساً وجود نداشته و به هیچ وجه قدرت درک خطاب را ندارند[15] .

به نظر می رسد هیچ کدام از این دو استدلال صحیح نباشد:

امّا استدلال اوّل صحیح نیست، زیرا خطاب شفاهی تنها در صورتی مقتضی وجود مخاطب می باشد که خطابی حقیقی بوده و نفس خطاب و تخاطب، موضوعیّت داشته و هدف متکلّم قرار گرفته باشد، نه اینکه خطاب، صرفاً ابزاری در دست قانون گذار برای اعلام حکم و قانون خود به کسانی باشد که معنون به عنوان مذکور در جمله خطابیّه هستند و در خطابات قانونیّه صادر در مقام اعلام قوانین شرعیّه، خطاب از نوع دوّم بوده و لذا اختصاصی به حاضرین نخواهد داشت؛

و امّا استدلال دوّم صحیح نیست، زیرا از آنچه ذیل نقد استدلال اوّل مطرح شد روشن می شود خطاب صبیّ و مجنون تنها در صورتی ممتنع و مستهجن می باشد که خطاب حقیقی بوده و نفس خطاب و تخاطب فعلی، موضوعیّت داشته و هدف متکلّم قرار گرفته باشد، امّا اگر خطاب، صرفاً ابزاری در دست قانون گذار باشد برای اینکه صبیّ و مجنون به عنوان فردی از افراد موضوعی که در پی خطاب آمده است بوده و نهایتاً صباوت و جنون، مانع از فعلیّت تکلیف نسبت به آنها گردد، خطاب صبیّ و مجنون ممتنع و مستهجن نخواهد بود، مضاف بر آنکه علی التحقیق، در صبیّ و مجنون، صباوت و جنون مانع از فعلیّت تکلیف نیز نبوده و نهایتاً باعث می شود که مخالفت آنها با تکلیف، عصیان نباشد، نه اینکه مکلّف نباشند.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo