هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
درس خارج اصول استاد عباسعلی زارعیسبزواری
91/11/14
بسم الله الرحمن الرحیم
یعنی تعریف تعبّدی و توصّلی/ ادامه امر دوّم/اوامر
موضوع: اوامر/ ادامه امر دوّم/ یعنی تعریف تعبّدی و توصّلی
ادامه امر دوّم: یعنی تعریف تعبّدی و توصّلی
تعریف ششم: تعریف امام خمینی «رضوان الله تعالی علیه»
ایشان در مقام تعریف تعبّدی و توصّلی - چه در واجبات و چه در مستحبّات - رویکرد جدیدی را اتّخاذ نموده و می فرمایند[1] : واجبات و مستحبّات در شریعت اسلام، چند قسم می باشند:
قسم اوّل: اموری که غرض از امر به آنها به هر نحوی که انجام بگیرند، حاصل می گردد، یعنی اصل وجود آنها به هر نحو ممکن، مطلوب می باشد مثل انقاذ غریق، نظافت، ستر عورت و امثال اینها.
قسم دوّم: اموری که غرض از امر به آنها، تنها در صورتی حاصل می گردد که عناوین آنها قصد شود، ولی نیازی به قصد تقرّب و تعبّد ندارد مثل ردّ سلام و یا مثل نکاح واجب و یا مستحبّ.
قسم سوّم: اموری که مجرّد قصد عناوین آنها در تحصیل غرض از امر به آنها، کفایت نمی کند، بلکه باید متقرّباً الی الله اتیان شوند تا اینکه غرض حاصل شده و امر آنها ساقط گردد. این قسم نیز اقسامی دارد: یکی واجبات و مستحبّاتی که عنوان عبودیّت و پرستش بر آنها انطباق دارد مثل صلاة، حج و اعتکاف که از آنها تحت عنوان امور تعبّدیّه یاد می شود؛ و قسم دیگر واجبات و مستحبّاتی که اگر چه قصد تقرّب در آنها معتبر است، ولی عنوان عبودیّت و پرستش را ندارند. مثل زکات، خمس و ... که از آنها تحت عنوان امور تقرّبیّه یاد می شود.
سپس با توجّه به مقدّمه فوق می فرمایند[2] : واجب تعبّدی عبارت است از واجب تقرّبی به معنای اعمّ آن، یعنی هر واجبی که به نحوی مرتبط به خداوند متعال باشد، چه در آن قصد امتثال و عبودیّت شود و چه فقط قصد تقرّب. در مقابل آن، واجب توصّلی قرار دارد و آن واجبی است که چنین نباشد، بلکه یا نفس وجود خارجی آن محصّل غرض از امر باشد و یا اینکه وجود خارجی آن به همراه قصد عنوان، محصّل غرض از امر باشد.
و سپس در پایان در مقام ایراد بر محقّق نائینی «رحمة الله علیه» می فرمایند[3] : از همین جا روشن می گردد که اختصاص واجب تعبّدی به آنچه که برای عبودیّت و پرستش جعل شده، چنانکه در کلام محقّق نائینی گذشت[4] ، صحیح نبوده و بلکه واجب تعبّدی اعمّ از آن است.
تعریف هفتم: تعریف محقّق خویی و شهید صدر «رحمة الله علیهما»
از مجموع نظریّات گذشته استفاده می شود که اصولیّون به جز محقّق قمّی «رحمة الله علیه»، در صدد آنند که برای تعبّدی و توصّلی یک اصطلاح اصولی که بر محور دخالت و یا عدم دخالت قصد قربت دور می زند با تعبیرات مختلف و گاه به عنوان وصف وجوب، و گاهی هم به عنوان وصف واجب، مطرح نموده و تلاش می کنند که نزاع در بحث تعبّدی و توصّلی بودن امر را، به همین یک معنا اختصاص داده و بحث را تعقیب کنند. و لکن محقّق خویی[5] «رحمة الله علیه» در این راستا ابتکار عملی انجام داده و تلمیذ محقّق ایشان، مرحوم شهید صدر آن را تکمیل نموده است.
توضیح آن علی ما فی تقریرات مرحوم شهید صدر[6] :
لزومی ندارد که در مقام تعریف تعبّدیّت و توصّلیّت در باب اوامر، به دنبال یک معنا و اصطلاح خاص باشیم و بحث از آنها را منحصر به همین یک معنا بدانیم. بلکه به نظر ما، تعبّدیّت و توصّلیّت می توانند چند اطلاق و چند معنا داشته باشند و به تمام آن معانی، درمبحث اوامر و تبیین مدلول اوامر مورد بحث و بررسی قرار گیرند. در همین راستا به نظر می رسد که برای تعبّدی و توصّلی چهار معنای مختلف وجود دارد:
1. تعبّدی یعنی آنچه که از عهده مکلّف ساقط نمی شود مگر در صورتی که خود مکلّف مباشرتاً آن را انجام دهد و توصّلی یعنی آنچه که با انجام دیگران برای مکلّف نیز از عهده او ساقط می گردد.
2. تعبّدی یعنی آنچه که فقط با انجام اختیاری از عهده مکلّف ساقط می شود و در مقابل توصّلی یعنی آنچه که به مجرّد انجامش در خارج و لو از روی قهر و اضطرار باشد، از عهده مکلّف ساقط می گردد.
3. تعبّدی یعنی واجبی که جز در ضمن فرد جایز اتیان نمی شود و امّا توصّلی عبارت است از آنچه که با تحقّق آن در خارج و لو در ضمن فرد محرّم، ساقط می گردد، چه در ضمن فرد جایز باشد و چه در ضمن فرد حرام.
4. تعبّدی یعنی واجبی که امتثال آن و خروج از عهده آن، متوقّف بر انجام آن به قصد قربت می باشد و در مقابل توصّلی آن است که امتثال و سقوط آن متوقّف بر قصد قربت نمی باشد.
نظریّه استاد معظّم:
به نظر می رسد که فرمایش محقّق خویی «رحمة الله علیه» که توسّط تلمیذ محقّق ایشان به صورت تفصیلی تکمیل گردیده، کلام متینی می باشد. چون ما هیچ دلیلی بر محصور کردن بحث تعبّدیّت و توصّلیّت، در معنای چهارم یعنی قصد قربت و عدم آن نداریم. علاوه بر اینکه ما می توانیم در بحث از اقتضای دلالی اوامر نسبت به تعبّدیّت و توصّلیّت به هر یک از این چهار معنی، مستقلّاً بحث نماییم.