هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
درس خارج اصول استاد عباسعلی زارعیسبزواری
91/07/08
بسم الله الرحمن الرحیم
أوامر
موضوع: أوامر
قول هفتم در باره معنای لفظ امر: قول محقق نائینی و محقق اصفهانی «رحمة الله علیهما»
نظریاتی که تا به الان در مورد معنای لفظ امر مطرح شد دائر بود بین دو قول. یکی وضع لفظ امر برای یک معنای واحد و مجاز بودن آن در سایر معانی مستعمله مثل نظر شیخ مفید، شیخ طوسی[1] ، علامه «رحمة الله علیهم» و حاجبی[2] ؛ و دیگری وضع آن برای دو یا چند معنا به صورت اشتراک لفظی مثل نظر سید مرتضی[3] ، محقق حلّی[4] ، صاحب فصول[5] و صاحب کفایه[6] «رحمة الله علیهم».
اما عده ای دیگر از علمای اصولی مانند محقق نائینی و محقق اصفهانی «رحمة الله علیهما» پس از عدم پذیرش تعاریف گذشته، معتقد به اشتراک معنوی لفظ امر میان طلب و معانی دیگر شده اند. ایشان قائل به وجود قدر جامع برای تمام معانی لفظ امر شده اند و همان قدر جامع را موضوع له لفظ امر می دانند، هر چند در تعیین قدر جامع اختلاف نظر دارند.
بیان محقق نائینی «رضوان الله تعالی علیه»:
ایشان علی ما فی بعض تقریرات بحثه[7] مدّعی شده، یک جامع وحدانی میان تمام معانی مذکور برای لفظ امر وجود دارد که موضوع له لفظ امر می باشد و معانی دیگر از مصادیق آن معنای جامع به حساب می آیند. ولی اینکه آن قدر جامع چه معنایی می باشد، می فرمایند: «التعبیر عن ذلک المعنی العام بما یسلم عن الاشکال مشکل الا انّ الالتزام بالاشتراک اللفظی اشکل». این مطلب در فوائد الاصول می باشد. لکن در اجود التقریرات[8] می فرمایند: تمام معانی که برای لفظ امر ذکر کرده اند، به یک معنای واحد باز می گردد و آن عبارت است از «واقعةُ مهمّةُ»[9] و این معنا هم بر «حادثه»، هم بر «غرض»، هم بر «طلب» و هم بر سایر معانی لفظ امر انطباق می یابد و همین معنا یعنی «واقعه مهمّه» معنای واحدی است که موضوع له لفظ امر می باشد.
نقد بیان محقق نائینی «رضوان الله تعالی علیه»[10] :
اولا همانطور که در گذشته بیان شد، بحث در معنای لغوی و عرفی لفظ امر است. یعنی لفظی که در مقام محاوره و استعمال و به صورت کاربردی مورد توجّه مستعملین و اهل محاوره می باشد. لذا یقینا معنای لغوی و عرفی لفظ امر را معنایی تشکیل می دهد که یا در لغت ذکر شده باشد و یا اینکه عرف بدون هیچ تامّل و مئونه ای آن معنا را از لفظ دریابد و در مقام تفهیم و تفهّم از آن استفاده نماید. در حالی که وقتی به کتب لغت رجوع می کنیم، از تفسیر آن به «واقعه مهمّه» هیچ عین و اثری وجود ندارد. همچنین زمانی که به اهل محاوره رجوع می کنیم، می بینیم آنها از لفظ امر در غالب موارد و استعمالات «طلب» را می فهمند و گاه نیز بعضی معانی دیگر مثل «فعل»، «حادثه» و «شیء» را. ولی نسبت به معنای «واقعه مهمّه» کاملا بی توجه و بی اطّلاع هستند. لذا به نظر می رسد این فرمایش چیزی جز تحمیل یک معنای ناخواسته به اهل لغت و عرف نمی باشد.
ثانیا شکی نیست که «طلب» یک معنای حدثی و قابل تصریف و اشتقاق است و «شیء» یک معنای جامدی و غیر قابل اشتقاق می باشد. لذا ذکر قدر جامع برای این دو معنای متفاوت و متباین متصوّر نیست[11] . علاوه بر اینکه قدر جامع مذکور خود یک معنای جامد می باشد. پس چگونه می تواند قدر جامع برای معنای مشتقی مثل طلب قرار بگیرد!