« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1405/06/23

بسم الله الرحمن الرحیم

 مطلب سیزدهم: اقوال در اعتبار سنجی سیره/طریق پنجم: سیره /طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع

 

موضوع: طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره / مطلب سیزدهم: اقوال در اعتبار سنجی سیره

 

ادامه طریق پنجم: سیره

بیان شد پنجمین طریق از طرق ایصالی به افعال، اقوال و تقاریر شارع که در مقام تشریع صادر شده است، طریق سیره می باشد و بحث در این خصوص، ذیل چند مطلب مورد بررسی قرار می گیرد. مطلب اوّل یعنی پیشینه تاریخی بحث، مطلب دوّم یعنی بیان اهمّیّت بحث، مطلب سوّم یعنی تحریر محلّ نزاع و بررسی اصولی بودن بحث، مطلب چهارم یعنی تعریف سیره، مطلب پنجم یعنی تقسیمات سیره، مطلب ششم یعنی تفاوت ماهوی سیره عقلاء و سیره متشرّعه، مطلب هفتم یعنی نوع طریقیّت سیره، مطلب هشتم یعنی نسبت سیره با ارتکاز، مطلب نهم یعنی نسبت سیره با عرف، مطلب دهم یعنی محدوده دلالتی سیره، مطلب یازدهم یعنی تحلیل لبّی بودن سیره و حدود دلالت آن و مطلب دوازدهم یعنی اعتبار سنجی طریقیّت سیره مطرح گردید. در ادامه به بیان مطلب سیزدهم یعنی اقوال در اعتبار سنجی سیره خواهیم پرداخت.

مطلب سیزدهم: اقوال در اعتبار سنجی سیره

در رابطه با اعتبار سنجی طریقیّت سیره عقلائیّه یا متشرّعه، دیدگاه های مختلفی مطرح شده است که باید به صورت جداگانه مطرح گردیده و مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

نظریّه اوّل: ذاتی بودن اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه

این نظریّه در خصوص اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه مطرح شده و حاصل آن این است که اعتبار و حجّیّت سیره عقلائیّه، ذاتی بوده و نیازی به جعل شارع به واسطه امضاء و یا حتّی عدم ردع ندارد و به عبارت دیگر، اعتبار و حجّیّت سیره عقلائیّه، امری بدیهی بوده و اثباتاً یا نفیاً، غیر قابل جعل می باشد.

همانطور که در گذشته نیز مطرح گردید، این نظریّه در فرمایشات علّامه طباطبائی و امام خمینی «رحمة الله علیهما» مطرح شده است هر چند کلام این دو بزرگوار، در ظاهر متهافت بوده و در مواضعی از کلام خود، اعتبار و حجّیّت سیره عقلائیّه را امری جعلی و نیازمند امضاء شارع دانسته اند.

علّامه طباطبایی «رحمة الله علیه» در موضعی از حاشیه کفایة الاصول، صراحتاً قائل به ذاتی بودن حجّیّت بناء عقلاء شده و می فرمایند[1] : «انّ اعتبار الوضع و الدلالة اللفظیّة، ما یقضی به الفطرة الانسانیّة و نظام الاجتماع، فهو ما بنی علیه العقلاء و لا معنی للردع عنه ... و من هنا یظهر اوّلاً انّ بناء العقلاء حجّةٌ بالذات»؛

با این وجود، ایشان در موضعی دیگر از این حاشیه، بر خلاف این فرمایش خود عمل نموده و فرمایشی دارند که مشعر به جعلی بودن اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه می باشد. ایشان در مقام استدلال به سیره عقلائیّه برای اثبات اعتبار طریقیّت خبر واحد می فرمایند[2] : «و بالجملة، فبناءهم علی ذلک مستقرٌّ استقراراً متّصلاً قبل ظهور الشرع و بعده و لم یرد منه ردعٌ بالنسبة الیه و لو کان لبان، فیکشف عن رضاء الشارع به و امضائه» و این کلام حکایت از آن دارد که از نگاه علّامه طباطبایی «رحمة الله علیه»، بناء عقلاء قابل ردع می باشد، ولی از آنجا که در خصوص بناء عقلاء بر عمل به خبر واحد، ردع و منعی از جانب شارع مقدّس به ما نرسیده است، این عدم ردع کاشف از رضایت شارع به بناء عقلاء و امضای آن است؛ در نتیجه این فرمایش ایشان کاملاً دلالت بر آن دارد که اعتبار طریقیّت بناء عقلاء، ذاتی نبوده و نیازمند امضاء شارع و لو به عدم ردع می باشد.

امام خمینی «رحمة الله علیه» نیز در موضعی از کتاب انوار الهدایة که تعلیقه بر کفایه می باشد صراحتاً قائل به ذاتی بودن اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه شده و می فرمایند[3] : «فاعلم انّ الامارات المتداولة علی السنة اصحابنا المحقّقین، کلّها من الامارات العقلائیّة التی یعمل بها العقلاء فی معاملاتهم و سیاساتهم و جمیع امورهم بحیث لو ردع الشارع عن العمل بها، لاختلّ نظام المجتمع و وقفت رحی الحیاة الاجتماعیّة و ما هذا حاله لا معنی لجعل الحجّیّة له و جعله کاشفاً محرزاً للواقع بعد کونه کذلک عند کافّة العقلاء»؛

با این وجود، ایشان در موضع دیگری از این تعلیقه، بر خلاف این فرمایش خود عمل نموده و فرمایشی دارند که مشعر به جعلی بودن اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه می باشد. ایشان در مقام ردّ حجّیّت قول لغوی می فرمایند[4] : «فعلی فرض کونه من اهل الخبرة، فمجرّد بناء العقلاء علی العمل بقولهم لا ینتج الّا ان ینضمّ الیه عدم ردع الشارع الکاشف عن رضاه و لیس ههنا کلامٌ صادرٌ من الشارع یدلّ علی جواز رجوع الجاهل الی العالم حتّی نتمسّک باطلاقه أو عمومه فی موارد الشکّ و انّما یجوز التشبّث ببناء العقلاء و عدم الردع فیما اذا احرز کون بناء العقلاء فی المورد المشکوک، متّصلاً بزمان الشارع و لم یردع عنه» و این کلام، صراحت در آن دارد که بناء عقلاء، حجّیّت ذاتی نداشته و تنها زمانی اعتبار خواهد داشت که شارع مقدّس یا صراحتاً آن را امضاء نموده باشد و یا حدّ اقلّ ردعی از آن نکرده باشد.

بنا بر این، کلام مرحوم علّامه طباطبائی و مرحوم امام خمینی در نظر بدوی، مشوّش می باشد؛ اگرچه سابقاً در مطلب دوازدهم یعنی اعتبار سنجی سیره، توجیهی برای جمع میان این دو بخش از کلام این دو بزرگوار بیان گردید که نیازی به تکرار آن وجود ندارد.

نقد نظریّه اوّل

به نظر می رسد ادّعای ذاتی بودن اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه صحیح نباشد، زیرا ذاتی یا جعلی بودن اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه، تابع مبنای ما در خصوص آن چیزی است که سیره عقلائیّه طریق و کاشف از آن می باشد و در گذشته بیان گردید که نظریّات متعدّدی در این زمینه وجود دارد: برخی شارع را از جمله عقلاء و بلکه رئیس العقلاء دانسته و لذا سیره عقلائیّه را کاشف از دخول شارع در عقلاء و به عبارتی کاشف از عمل و فعل شارع می دانند و واضح است که بنا بر این مبنا، اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه ذاتی خواهد بود، چون شارع نمی تواند از عمل خود ردع نماید؛ ولی برخی دیگر، شارع را از جمله عقلاء ندانسته و در نتیجه سیره عقلائیّه را کاشف از عمل و فعل شارع نمی دانند، بلکه کاشف از تقریر شارع نسبت به عمل عقلاء می دانند و واضح است که بنا بر این نظریّه کما هو المختار، اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه ذاتی نبوده و قابل ردع می باشد و این شارع است که با عدم ردع یا امضای صریح، سیره عقلائیّه را معتبر قرار می دهد.

لذا بر اساس مبنای مختار یعنی کاشفیّت سیره عقلائیّه از تقریر شارع نسبت به عمل عقلاء، ادّعای ذاتی بودن اعتبار طریقیّت سیره عقلائیّه قابل قبول نخواهد بود.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo