1404/11/13
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل و شهادت/طریق پنجم: سیره /طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع
موضوع: طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /نقل و شهادت
ادامه طرق احراز معاصرت سیره با زمان حضور معصوم (ع)
بیان شد بحث از طرق احراز معاصرت سیره با زمان حضور معصوم (ع)، بحثی نوظهور می باشد و شهید صدر «رحمة الله علیه»، طرق مختلفی را در این زمینه بیان نموده و مورد نقد و بررسی قرار داده اند که لازم است به صورت جداگانه مطرح گردیده و مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
طریق اوّل یعنی ملازمه جریان سیره در عصر حاضر با جریان سیره در زمان معصوم (ع) بیان گردیده و مورد نقد قرار گرفت. در ادامه به بیان طریق دوّم یعنی طریق نقل و شهادت خواهیم پرداخت.
طریق دوّم: نقل و شهادت
شهید صدر «رحمة الله علیه» در دروس در مقام بیان طریق دوّم احراز معاصرت سیره عقلائیّه و سیره متشرّعه با زمان حضور معصوم (ع) می فرمایند[1] : «الطریق الثانی: النقل التاریخی، إمّا فی نطاق التاریخ العامّ، أو فی نطاق الروایات و الأحادیث الفقهیة. و یتوقّف اعتبار هذا النقل إمّا على كونه موجبا للوثوق و العلم، أو على تجمع شرائط الحجّیة التعبدیة فیه، و فی هذا المجال یمكن الاستفادة من الروایات نفسها، لأنّها تعكس ضمنا جوانب من حیاة الرواة و الناس وقتئذ، كما یمكن الاستفادة أیضا من فتاوى الجمهور فی نطاق المعاملات مثلا باعتبارها منتزعة أحیانا عن الوضع العامّ المرتكز عقلائیا إلى جانب دلالات التاریخ العامّ».
حاصل فرمایش ایشان آن است که از طریق نقل تاریخی می توان اتّصال سیره رائج در میان عقلاء عصر حاضر به زمان معصوم (ع) را احراز نمود و نقل تاریخی از سه راه حاصل می شود:
راه اوّل، نقل تاریخی به نحو عامّ می باشد به این معنا که گاه با مطالعه کتب تاریخی مربوط به زندگی بشر به خصوص زندگی مسلمانان همچون تاریخ طبری یا تاریخ ابن خلدون و امثال آنها روشن می شود فلان سیره ای که در عصر حاضر در میان عقلاء یا متشرّعه رایج می باشد، در زمان معصوم (ع) نیز رایج بوده است؛
راه دوّم، نقل تاریخی در روایات فقهی می باشد به این معنا که گاه با مراجعه به روایاتی که در فقه پیرامون زندگی اشخاص به صورت پرسش و پاسخ یا غیر از آن وارد شده است، برخی عملکرد های رائج در جوامع بشری یا جوامع اسلامی معاصر با معصوم (ع) کشف شده و معلوم می شود فلان سیره ای که در عصر حاضر در میان عقلاء یا متشرّعه رایج می باشد، در زمان معصوم (ع) و در مرأی و مسمع ایشان نیز رائج بوده است؛
و راه سوّم، فتاوای فقهاء در برخی احکام معاملات می باشد به این معنا که گاه فقهاء اسلام، فتوی به اعتبار و صحّت معامله ای خاصّ می دهند بدون اینکه در رابطه با صحّت آن هیچ دلیل معتبری وجود داشته باشد که معلوم می شود این فتوای ایشان در واقع متّخذ از سیره عقلائیّه رائج در میان عقلاء بوده است و اینگونه فتاوی، به نوعی شهادت بر وجود سیره به حساب می آیند.
در اینجا یک اشکال اساسی مطرح است و آن اینکه این راهکار های سه گانه، نهایتاً کاشف ظنّی از وجود سیره عقلائیّه یا متشرّعه در زمان معصوم خواهند بود و از آنجا که دلیلی بر اعتبار این ظنون خاصّه وجود ندارد، استناد به این راهکار ها برای اثبات اتّصال سیره عقلاء عصر حاضر به زمان معصوم (ع) صحیح نخواهد بود.
شهید صدر «رحمة الله علیه» متوجّه این اشکال شده و در مقام دفع آن می فرمایند: راهکار های سه گانه ای که برای نقل تاریخی وجود سیره در زمان معصومین (ع) مورد اشاره قرار گرفت به لحاظ کثرت و تکرار، دو حالت دارد: گاه از مجموعه نقل های تاریخی، روایی و فتوائی، یک نقل متواتر حاصل می شود که موجب قطع به وجود این سیره در زمان معصوم (ع) بوده و حجّیّت قطع، ذاتی می باشد؛ و گاه مجموعه نقل های تاریخی، روایی و فتوائی موجود نسبت به سیره، به حدّ تواتر نمی رسد، ولی حدّ اقل در حدّ خبر واحد ثقه خواهد بود، زیرا بسیاری از این مورّخین، ناقلین روایات و یا فقهاء، ثقه هستند و اگر به غیر از خود سیره عقلائیّه، دلیلی بر حجّیّت خبر ثقه وجود داشته باشد، این خبر نیز حجّت بوده و معاصرت سیره با زمان معصوم (ع) را اثبات خواهد نمود؛ بله، اگر تنها دلیل حجّیّت خبر ثقه، سیره عقلائیّه باشد، واضح است که استناد به خبر ثقه برای اثبات معاصرت سیره عقلائیّه با عصر معصوم (ع)، مستلزم دور و باطل خواهد بود.
بیان استاد معظّم
بر این اساس گفته می شود طبق مبنای مختار ما که تنها دلیل حجّیّت خبر ثقه را سیره عقلائیّه می دانیم، نقل تاریخی از این راهکار های سه گانه نمی تواند معاصرت سیره با زمان معصوم (ع) را اثبات نماید مگر اینکه نقل متواتر و مفید اطمینان باشد.