« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/08/18

بسم الله الرحمن الرحیم

بیان کلام محقق قزوینی "رحمة الله علیه" در خصوص اجماع/طریق پنجم: سیره /طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع

 

موضوع: طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /بیان کلام محقق قزوینی "رحمة الله علیه" در خصوص اجماع

 

ادامه نکته دوّم: تعریف دلیل لبّی

بیان شد کلمات متأخّر المتأخّرین و معاصرین از اصولیّون در رابطه با تعریف دلیل لبّی متفاوت بوده و چند معنا برای دلیل لبّی از این کلمات استفاده می شود. معنای اوّل، معنایی بود که محقّق قزوینی بیان فرمودند مبنی بر اینکه دلیل لبّی دلیلی است که مستقیماً از لفظ استفاده نمی شود، بلکه از معنای لفظ استفاده می شود مثل دلالات مفهومی که از معنای منطوقی لفظ استفاده می گردد و مثل اجماع محصّل بنا بر برخی از مبانی حجّیّت اجماع. در ادامه به ذکر کلام سیّد قزوینی «رحمة الله علیه» در خصوص دلیل لفظی بودن یا دلیل لبّی بودن اجماع خواهیم پرداخت.

بیان کلام محقّق قزوینی «رحمة الله علیه» در خصوص اجماع

ایشان در خصوص اجماع می فرمایند[1] : «اجماع منقول چنانچه قائل به حجّیّت آن شویم، چه حجّیّت آن را از این باب بدانیم که اجماع منقول، حاکی از نفس سنّت است، چه از این باب که حاکی از ملزوم سنّت است و چه از این باب که مفید ظنّ اطمینانی می باشد، به اعتبار اینکه دالّ در اجماع منقول، لفظی است که مجمعین نقل نموده اند، دلیلی لفظی بوده و تمامی احکام ادلّه لفظیّه همچون عموم و خصوص، اطلاق و تقیید، بیان و اجمال، انصراف و عدم آن برای اجماع منقول نیز ثابت می باشد.

و امّا دلیل لفظی بودن یا دلیل لبّی بودن اجماع محصّل در صورتی که حجّیّت آن پذیرفته شود روشن نبوده و قابل بحث می باشد».

ایشان در ادامه می فرمایند[2] : «ثمره دلیل لفظی یا دلیل لبّی بودن اجماع محصّل، اجرا و عدم اجرای احکام ادلّه لفظیّه است که سابقاً مورد اشاره قرار گرفت و تحقیق آن است که بر اساس تمامی مبانی موجود در وجه حجّیّت اجماع محصّل، اجماع محصَّل به اعتبار معقد خود می تواند دلیل لفظی بوده و می تواند دلیل لبّی باشد.

امّا بر اساس مبنای قدماء در اجماع محصَّل اگر متّفقٌ علیه، قضیّه ای لفظیّه و عبارتی مخصوص باشد مثل اینکه متّفقٌ علیه در فتوای فقهاء، عبارت «کل کلبٍ نجسٌ» باشد، در این صورت اجماع محصَّل به اعتبار اینکه معقد آن لفظ واحد است، از باب وصف شیء به حال متعلّق موصوف خود، یک دلیل لفظی شناخته می شود، چون این اجماع کاشف از آن خواهد بود که این عبارت مورد فتوی، از امام (ع) صادر شده است، در نتیجه همچون صورتی که نفس این عبارت مشافهةً از امام (ع) شنیده شود و یا به تواتر یا خبر واحد، صدور این عبارت از امام (ع) برای ما ثابت گردد، دلیلی لفظی بوده و اطلاق داشته و از احکام ادلّه لفظیّه از جمله قابلیّت تخصیص و قابلیّت انصراف اطلاق، برخوردار خواهد بود، لذا قابل تخصیص به کلب برّی می باشد کما اینکه اطلاق آن قابلیّت انصراف به خصوص کلب برّی را خواهد داشت.

و امّا اگر معقد اجماع، لفظ واحدی نبوده و مجمعین با الفاظ مختلف، مضمون واحدی را بیان نمایند مثل اینکه مورد افتاء، در برخی فتاوی «الکلب نجسٌ» و در برخی فتاوی «ینجس الکلب» باشد، اجماع دلیلی لبّی خواهد بود و اینکه در کلمات گفته می شود: «الاجماع غیر قابلٍ للتخصیص، لکونه دلیلاً لبّیّاً»، مراد خصوص اجماعی است که معقد آن، لفظ واحدی ندارد».

ایشان در ادامه می فرمایند[3] : «و امّا بر اساس مبنای شیخ انصاری «رحمة الله علیه»، از آنجا که اجماع، کاشف از تقریر معصوم (ع) است، در مواردی که مجمعین، اجماع بر اعتقاد یا فعل ندارند، بلکه اجماع بر لفظ دارند، در صورتی که اجماع بر لفظ واحد داشته باشند، تقریری که اجماع کاشف از آن می باشد، دلیل لفظی بوده و در صورتی که اجماع بر معنای واحدی داشته باشند که با الفاظ مختلف بیان شده است، تقریری که اجماع کاشف از آن می باشد دلیل لبّی خواهد بود».

ایشان در پایان می فرمایند[4] : «و امّا بر اساس دیدگاه متأخّرین گفته می شود برخی اجماع را بر اساس دیدگاه متأخّرین صرفاً دلیل لبّی می دانند، زیرا بر اساس دیدگاه متأخّرین، اجماع به جهت آنکه تواطؤ مجمعین بر خطا عادتاً ممتنع و محال است، دلالت بر مطابقت مورد اجماع با واقع خواهد داشت، در نتیجه دلالت اجماع بر مطابقت مُجمَعٌ علیه با واقع، دلالت لفظی نبوده و دلالت لبّی خواهد بود؛ ولی این نظریّه صحیح نیست، زیرا عادت مُجمِعین بر آن است که مُجمَعٌ علیه را از معصوم (ع) اخذ نمایند و آنچه از معصوم (ع) اخذ می شود یا قضیّه لفظیّه است و یا اصل حکم، اگر قضیّه لفظیّه باشد، اجماع، دلیل لفظی بوده و اگر اصل حکم باشد، اجماع دلیل لبّی خواهد بود و از این لحاظ، مبنای متأخّرین با سایر مبانی هیچ تفاوتی نخواهد داشت».


logo