« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/07/28

بسم الله الرحمن الرحیم

طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /نسبت سیره با عرف/موارد استناد به عرف در کلام فقهاء

 

موضوع: طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /نسبت سیره با عرف/موارد استناد به عرف در کلام فقهاء

 

ادامه مطلب نهم: نسبت سیره با عرف

بیان شد بحث در رابطه با نسبت سیره با عرف از آن است که آیا سیره ای که به عنوان طریق ایصالی مطرح شده است، همان «عرف» و «عادة الناس» است چنانچه در برخی عبارات از سیره به عرف عامّ تعبیر شده است یا آنکه این دو، متفاوت از یکدیگر می باشند و در فرض تفاوت، آیا متباین با یکدیگر هستند یا آنکه «عرف» و «عادة الناس»، اعمّ مطلق از سیره می باشد؟

بیان شد تحقیق این مطلب نیازمند توجّه به سه نکته می باشد. نکته اوّل یعنی تعریف سیره و تعریف عرف و نکته دوّم یعنی تاریخچه استناد به سیره و عرف در کتب فقهی و اصولی امامیّه و عامّه مطرح گردید. بجث در نکته سوّم یعنی موارد استناد به عرف و عادت در کلام فقهاء بود که در این زمینه کلمات فقهاء بیان گردید. در ادامه به بیان معنای عرف و عادت با توجّه به این فرمایشات و استنادات فقهاء خواهیم پرداخت.

ادامه نکته سوّم: موارد استناد به عرف در کلام فقهاء

در نکته سوّم از نکاتی که در مطلب نهم راجع به نسبت سیره با عرف مطرح گردید، موارد استعمال عرف و عادت در فرمایشات بزرگان و موارد استناد بزرگان به عرف و عادت در کتب فقهی مورد اشاره قرار گرفت. با دقّت در این موارد روشن می شود مراد از عرف و عادت در کلمات این بزرگان، مُتَعارف میان تمام مردم یا غالب آنها است، نهایتاً متعلَّق این تعارف کلّی یا غالبی تارةً برداشت و فهم معنای لفظی است که در کلام، موضوع و یا حکم قرار گرفته است مثل مُتَعارَف و برداشت عرف از معنای لفظ «اقرباء»، «کلب معلّم»، «نفقه» و امثال آنها و اکثر موارد استناد به عرف و عادت در کلمات فقهاء، از همین قبیل می باشد؛ و تارةً اخری متعلّق این تعارف کلّی یا غالبی، یک عملکرد می باشد به این معنا که عملکردی خاصّ، ممشای عملی رایج میان مردم قرار گرفته است.

در قسم دوّم از عرف و عادت یعنی عملکرد رائج و متعارَف در میان مردم، سه منشأ برای رواج و تعارف یک عملکرد در میان مردم وجود دارد: یا منشأ شیوع یک عملکرد در میان مردم، عقل عملی و به عبارتی عقل جمعی آنان است که در این صورت، از عملکرد مُتَعارَف میان مردم به بناء و سیره عقلاء تعبیر می شود، یا یک گرایش شرعی و دینی خاصّ است که در این صورت، از عملکرد مُتَعارَف میان مردم به سیره متشرّعه تعبیر می شود و یا امری اقلیمی، اجتماعی و مخصوص به اقلیم یا جامعه ای خاصّ می باشد مثل اینکه عملکردی خاصّ در مقام احترام به یکدیگر در یک جامعه توسّط فرد یا گروهی خاصّ، پایه گذاری شود و بر اثر استمرار، تبدیل به یک عملکرد رایج در مقام احترام به یکدیگر در آن جامعه گردد مثل اینکه عملکردی خاصّ همچون دست دادن یا تعظیم کردن در جهت اظهار احترام به همدیگر در یک جامعه توسّط فرد و یا گروهی تأسیس می شود و بر اثر استمرار، تبدیل به یک عملکرد اجتماعی رایج شود به گونه ای که ترک آن عملکرد مورد مذمّت قرار گرفته و بی احترامی تلقّی شود که در این صورت، به عملکرد مُتَعارَف میان مردم، عنوان عرف و مُتَعارَف به صورت مطلق اطلاق می گردد.

نتیجه آنکه عرف، اصطلاحی عامّ به معنای امر متعارَف و رایج میان مردم جامعه می باشد که اگر متعلَّق آن، برداشت های مردم جامعه نسبت به الفاظ یا خصوص عملکرد هایی از مردم جامعه باشد که ریشه در عقل عملی یا شریعتی خاصّ، نداشته باشد از آن به عرف و عادت تعبیر می شود و اگر متعلَّق آن، عملکرد هایی از مردم جامعه باشد که ریشه در عقل عملی دارد، از آن به سیره عقلائیّه و بناء عقلاء تعبیر می شود و اگر عملکرد هایی از مردم جامعه باشد که ریشه در دین و شریعتی خاصّ دارد، از آن به سیره متشرّعه تعبیر می شود.

بنا بر این، نسبت عرف به معنای امر رایج و مُتَعارَف میان مردم جامعه با سیره عقلاء و سیره متشرّعه، نسبت عامّ به خاصّ بوده و عرف، مقسَم برای سیره عقلاء و سیره متشرّعه می باشد، ولی نسبت عرف و عادت که مورد استناد فقهاء قرار گرفته است با سیره عقلاء و سیره متشرّعه، تباین بوده و قسیم یکدیگر می باشند.

logo