« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/07/13

بسم الله الرحمن الرحیم

تقسیمات سیره/طریق پنجم: سیره /طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع

 

موضوع: طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /تقسیمات سیره

 

ادامه مطلب پنجم: تقسیمات سیره

بیان شد سیره به لحاظ ریشه وجود و منشأ استقرار، به طور کلّی به دو قسم سیره عقلائیّه و سیره متشرّعه تقسیم می شود و سیره عقلائیّه تارةً به لحاظ کارکرد و تارةً اخری به لحاظ گستره شکل گیری و محیط انعقاد و امثال آن، تقسیم می گردد، لذا شایسته است بحث از تقسیمات سیره به صورت جداگانه مطرح شود. تقسیم اوّل یعنی تقسیم سیره به لحاظ منشأ وجود به سیره عقلائیّه و سیره متشرّعه بیان گردید. بحث در تقسیم دوّم یعنی تقسیم خصوص سیره عقلائیّه به لحاظ کارکرد بود که در این زمینه، تقسیم شهید صدر به سه قسم یعنی سیره عقلائیّه مبیِّن مفهوم موضوع، سیره عقلائیّه مبیِّن صدق موضوع بر مصادیق خارجی و سیره عقلائیّه مبیِّن ظهور دلیل دالّ بر حکم. در ادامه به نقد و بررسی این تقسیم خواهیم پرداخت.

بیان استاد معظّم

تقسیم مرحوم شهید صدر ناقص بوده و مشتمل بر تمام اقسام سیره عقلائیّه به لحاظ کارکرد نیست؛ لذا در تکمیل فرمایش ایشان گفته می شود سیره عقلائیّه به لحاظ کاربرد، چند قسم دارد:

قسم اوّل سیره عقلائیّه ای است که دلیل بر اثبات حکمی شرعی یا اصولی می باشد. مثلاً در علم فقه، برای اثبات ملکیّت ذی الید، به سیره عقلائیّه استناد می شود یا در علم اصول، برای اثبات حجّیّت ظواهر، به سیره عقلائیّه استدلال می گردد.

قسم دوّم سیره عقلائیّه ای است که دلیل بر اثبات حکم شرعی یا اصولی نیست. این قسم از سیره، خود به سه شکل تصویر می گردد:

شکل اوّل سیره عقلائیّه ای است که موضوع حکم شرعی بوده و از سکوت شارع، تقریر آن سیره توسّط شارع و از مذمّت و نهی شارع حرمت عمل به آن سیره و از تحسین و امر شارع، وجوب عمل به آن سیره استنباط می شود. مثل فرمایش امیر المؤمنین که می فرمایند: « ولا تنقض سنة صالحة عمل بها صدور هذه الأمة » .[1]

شکل دوّم سیره عقلائیّه ای است که خودش موضوع حکم شرعی نیست، بلکه منقِّح و مبیِّن موضوع حکم شرعی می باشد و این قسم، به دو نحو محقّق می شود:

نحو اوّل سیره عقلائیّه ای است که مبیِّن مفهوم موضوع حکم شرعی ثبوتاً می باشد و این نیز به دو صورت تصویر می گردد:

صورت اوّل سیره عقلائیّه است که مبیِّن موضوع حکم شرعی به نحو تامّ می باشد مثل سیره عقلائیّه بر اینکه تمام الموضوع در حرمت قمار، برد و باخث است و آلات قمار، هیچ موضوعیّتی ندارند.

 

و صورت دوّم سیره عقلائیّه ای است که مبیِّن جزء و قیدی از اجزاء و قیودات موضوع می باشد. مثلاً نفقه به همسر، موضوع وجوب است و سیره عقلائیّه در تثبیت نفس نفقه به عنوان موضوع حکم شرعی، هیچ نقشی ندارد، ولی در جهت مقدار نفقه و قیودات آن که به لحاظ اختلاف ظرفیّت های اقتصادی، اجتماعی و طبقاتی متفاوت می شود، نقش دارد.

و امّا نحو دوّم از سیره عقلائیّه مبیِّن موضوع حکم شرعی، سیره عقلائیّه ای است که مبیِّن موضوع حکم شرعی اثباتاً می باشد و به عبارتی سیره عقلائیّه، مبیِّن صدق موضوع حکم شرعی بر مصادیق خارجی می باشد مثل سیره عقلائیّه بر وجود شرط ضمنی عدم الغبن در معاملات که مبیِّن موضوع «المؤمنون عند شروطهم»، یعنی مبیّن صدق «شرط» بر شرط ضمنی عدم الغبن می باشد.

و امّا شکل سوّم از سیره عقلائیّه ای که خود، موضوع حکم نیست، سیره عقلائیّه مبیِّن ظهور دلیل حکم شرعی می باشد.

بنا بر این سیره عقلائیّه در واقع به شش قسم تقسیم می شود:

    1. سیره عقلائیّه دخیل در اثبات حکم شرعی.

    2. سیره عقلائیّه موضوع حکم شرعی.

    3. سیره عقلائیّه منقِّح تمام الموضوع به نحو ثبوتی.

    4. سیره عقلائیّه منقِّح جزء الموضوع به نحو ثبوتی.

    5. سیره عقلائیّه منقِّح موضوع به نحو اثباتی.

    6. سیره عقلائیّه ظهور ساز برای دلیل دالّ بر حکم شرعی.


logo