« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/07/12

بسم الله الرحمن الرحیم

تقسیمات سیره/طریق پنجم: سیره /طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع

 

موضوع: طرق موصله به امور صادره از شارع در مقام تشریع/طریق پنجم: سیره /تقسیمات سیره

 

ادامه مطلب پنجم: تقسیمات سیره

بیان شد سیره به لحاظ ریشه وجود و منشأ استقرار، به طور کلّی به دو قسم سیره عقلائیّه و سیره متشرّعه تقسیم می شود و سیره عقلائیّه تارةً به لحاظ کارکرد و تارةً اخری به لحاظ گستره شکل گیری و محیط انعقاد و امثال آن، تقسیم می گردد، لذا شایسته است بحث از تقسیمات سیره به صورت جداگانه مطرح شود. تقسیم اوّل یعنی تقسیم سیره به لحاظ منشأ وجود به سیره عقلائیّه و سیره متشرّعه بیان گردید. بحث در تقسیم دوّم یعنی تقسیم خصوص سیره عقلائیّه به لحاظ کارکرد بود که قسم اوّل سیره عقلائیّه به لحاظ کارکرد یعنی سیره عقلائیّه مبیِّن موضوع بیان گردیده و به دو قسم سیره عقلائیّه مبیِّن مفهوم موضوع و سیره عقلائیّه مبیِّن صدق موضوع بر مصادیق خارجی تقسیم گردید. در ادامه به پی گیری تقسیم دوّم یعنی تقسیم سیره عقلائیّه به لحاظ کارکرد خواهیم پرداخت.

ادامه تقسیم دوّم: تقسیم سیره عقلائیّه به لحاظ کارکرد

مرحوم شهید صدر در ادامه تقسیم سیره عقلائیّه به لحاظ کارکرد، پس از ذکر قسم اوّل یعنی سیره عقلائیّه مبیِّن موضوع و تقسیم این قسم به دو صورت یعنی سیره عقلائیّه مبیِّن گستره مفهوم موضوع و سیره عقلائیّه مبیِّن صدق موضوع بر مصادیق خارجی می فرمایند[1] : «فرق بین این دو صورت آن است که در صورت دوّم، سیره عقلائیّه، تنها کاشف از صدق موضوع است، بدون اینکه موضوع ساز باشد، در حالی که در صورت اوّل، سیره عقلائیّه موضوع ساز می باشد، در نتیجه در صورت اوّل، مخالفت یک شخص با سیره عقلائیّه به اینکه بگوید من از موضوع مذکور در دلیل، چیزی غیر از آنچه عقلاء فهمیده اند می فهمم، مخالفت او مورد توجّه قرار نگرفته و نمی تواند برای او بهانه بر خروج مفهومی که عقلاء از سیره فهمیده اند از تحت حکم قرار داده شود، بلکه حکم مذکور در دلیل شرعی مطابق با فهم سیره عقلائیّه، برای او نیز همچون سایرین حجّت خواهد بود، زیرا حکم همواره تابع موضوع خود می باشد و موضوع را سیره عقلائیّه می سازد؛ امّا در صورت دوّم، با مخالفت یک شخص با سیره عقلائیّه به اینکه بگوید کشف سیره عقلائیّه از صدق موضوع بر فلان فرد خارجی را ناقص و ناتمام می بینم و معتقدم موضوع، بر این مصداق خارجی صدق نمی نماید، حکم متوجّه او نبوده و مورد مؤاخذه قرار نخواهد گرفت، زیرا در صورت دوّم، سیره عقلائیّه موضوع ساز نیست و مفهوم موضوع واضح است، بلکه کارکرد سیره عقلائیّه در این صورت دوّم، صرفاً تشخیص مصداق است که نظر هر شخص در این زمینه، برای خود او حجّت خواهد بود».

ایشان در ادامه در مقام بیان قسم دوّم سیره عقلائیّه می فرمایند[2] : «قسم دوّم، سیره عقلائیّه ای است که نه موضوع ساز است و نه کشف از صدق موضوع در خارج می نماید، بلکه نسبت به دلیل دالّ بر ثبوت حکم بر موضوع، ظهور ساز می باشد؛ به عبارت دیگر، سیره عقلائیّه، نه ثبوتاً و نه اثباتاً منقِّح و مبیِّن موضوع حکم نیست، بلکه منقِّح و مبیِّن ظهور دلیل دالّ بر حکم می باشد.

 

سیره عقلائیّه، برای تنقیح ظهور دلیل، بر اساس مناسبات عرفیّه و مراودات عقلائیّه عمل می نماید و در مبحث ظواهر هم توضیح داده خواهد شد که ظهور در بسیاری از موارد، برگرفته از مرتکزات عرفیّه و بنائات عقلائیّه می باشد، به گونه ای که این مرتکزات عرفیّه و بنائات عقلائیّه، به منزله قرینه لبّیّه متّصله برای ادلّه خواهند بود.

برای اثبات حجّیّت به کار گیری ارتکازات عرفیّه و بنائات عقلائیّه در کشف ظهور الفاظ، همین مقدار که حجّیّت اصل ظهور ثابت گردد، کافی می باشد، زیرا همان دلیلی که دلالت بر حجّیّت ظهور دارد، دلالت بر حجّیّت ظهور سازی سیره عقلائیّه نیز خواهد داشت.

تفاوت قسم دوّم سیره عقلائیّه با قسم اوّل در آن است که در قسم دوّم، معاصرت و هم زمانی سیره با عصر صدور دلیل از شارع مقدّس باید احراز گردد، و الّا نمی تواند قرینه متّصله بر فهم ظهور کلام شارع قرار داده شود».


logo