« فهرست دروس

درس خارج اصول استاد عباسعلی زارعی سبزواری

1400/11/02

بسم الله الرحمن الرحیم

وضع/امور مربوط به ادله احكام و الفاظ شارع /بيان امور مقدماتي

 

موضوع: بیان امور مقدماتی/امور مربوط به ادله احکام و الفاظ شارع /وضع

 

تعریف سوم: تعریف محقق عراقی «رحمة الله علیه»

محقق عراقی «رحمة الله علیه» در مقام تعریف وضع می‌فرمایند: «انّه عبارةٌ عن نحو اضافةٍ و اختصاصٍ خاصٍّ توجب غالبیّة اللفظ للمعنی و فنائه فیه، فناء المرآت فی المرئی بحیث یصیر اللفظ مغفولاً عنه بإلقائه، کان المعنی هو الملغی بلا توسیط امرٍ فی البین و من المعلوم انّه لا یکون الوجه فی ذلک الّا جهة شدّة العلاقة و الارتباط بینهما الّتی اوجبت غالبیّة اللفظ للمعنی و فنائه فیه و من جهة هذا الفناء ایضاً تری بأنّه قد یسری الی اللفظ ما للمعنی من الحسن و القبح، فیری اللفظ قبیحاً و حسناً مع انّ اللفظ لا یکون فیه حسنٌ و لا قبح و انّما الحسن و القبح للمعنی و لیست تلک العلاقة و الارتباط الخاصّ، من سنخ الاضافات الخارجیّة و لا من سنخ الاعتباریّات التی لا یکون صقعها الّا الذهن کما فی النسب بین الاجزاء التحلیلیّة فی المرکّبات العقلیّة فی مثل الانسان و الحیوان الناطق، بل و انّما هی متوسّطةٌ بین هاتین، فکانت سنخها من قبیل الاعتباریّات التی کان الخارج موطن منشأ اعتبارها کما نظیره فی الملکیّة و الزوجیّة و نحوهما من الاعتباریّات ممّا لا یکون الخارج موطن نفسها، بل موطن مُصِحّ اعتبارها من الانشاء القولی او الفعلی و لکن مع ذلک لها واقعیّةٌ بمعنی انّ صقعها قبل وجود اللفظ فی الخارج و ان لا یکن الّا الذهن، الّا انّها بنحوٍ ینال العقل خارجیّتها عند وجود طرفیها تبعاً لها بنحو القضیّة الحقیقیّة بأنّه لو وجد اللفظ، وجد العلاقة و الارتباط بینه و بین المعنی نظیر الملازمات کالملازمة بین النار و الحرارة، فکما انّ صقع هذه الملازمة طبعاً لوجود طرفیها خارجیّةٌ، کذلک تلک العلاقة و الارتباط الخاصّ بین اللفظ و المعنی، فإنّ العلقة الحاصلة بینهما بالجعل لمّا کانت بین الطبیعتین یعنی طبیعة اللفظ و طبیعة المعنی، فقبل وجود طرفیها خارجاً لا یکون صقعها الّا الذهن، و لکن بعد وجود طرفیها تبعاً لهما، تصیر الملازمة بینهما ایضاً خارجیّة، فکلّما وجد اللفظ فی الخارج، یتحقّق العلقة و الارتباط بینها و بین المعنی و یکفی فی خارجیّتها کون الخارج ظرفاً لمنشأ انتزاعها».[1]

 

با تأمل در کلام ایشان راجع به تعریف وضع در نهایة الافکار، منهاج الاصول و برخی تقریرات دیگر، چند نکته روشن می‌شود:

نکته اول اینکه ایشان در صدد بیان تعریفی متفاوت از تعریف محقق خراسانی «رحمة الله علیه» برای وضع نیست، چون در عبارت نهایة الافکار فرموده‌اند: «حقیقة الوضع و انّه عبارةٌ عن نحو اضافةٍ و اختصاصٍ خاصّ»[2] و این عین عبارت محقق خراسانی «رحمة الله علیه» در تعریف است که محقق عراقی «رحمة الله علیه» در مقام توضیح و رفع ابهام از تعبیر «نحوٍ خاصٍّ» در آن می‌فرمایند: «توجب غالبیّة اللفظ للمعنی».[3]

این نکته در منهاج الاصول بسیار روشن‌تر می‌باشد؛ محقق عراقی «رحمة الله علیه» در منهاج الاصول ابتدا می‌فرمایند: «الوضع نحو اختصاص اللفظ بالمعنی و ارتباطٍ خاصٍّ بینهما ناشٍ من تخصیصه به تارةً و من کثرة الاستعمال اخری و تعریفه بهذا اصوب من تعریف بعضٍ بتخصیص اللفظ بالمعنی»، اذ هو یختصّ بالتعیین»[4] که همان تعریف محقق خراسانی «رحمة الله علیه» می‌باشد و سپس در مقام رفع ابهام از تعبیر «نحو اختصاص» در این تعریف می‌فرمایند: «فاعلم انّ الاختصاص الواقع بین شیئین امّا خارجیّةٌ او ذهنیّة ...».[5]

نکتۀ دوم آنکه از نگاه محقق عراقی «رحمة الله علیه»، اختصاص، ارتباط و علقه میان لفظ و معنی، امر اعتباری محض نیست، بلکه امر واقعی خارجی می‌باشد؛ زیرا اختصاص، ارتباط و علقه میان لفظ و معنی، امری انتزاعی است که منشأ انتزاع آن در خارج وجود دارد و برای واقعی و خارجی بودن یک حقیقت همین‌قدر کافی است که منشأ انتزاع آن، امر واقعی خارجی باشد و منشأ انتزاع این علقه و ارتباط علی ما فی نهایة الافکار، لفظ و معنی است.

نکته سوم اینکه ایشان علقه و ارتباط میان لفظ و معنی را ناشی از جعل دانسته و می‌فرمایند: «فإنّ العلقة الحاصلة بینهما بالجعل»[6] و معتقد هستند قبل از جعل، چنین علقه و ارتباطی میان لفظ و معنی وجود نداشته است.

نکتۀ چهارم آنکه وجود لفظ و معنی در خارج را ملازم با تحقق علقه و ارتباط میان لفظ و معنی دانسته و می‌فرمایند: «فإنّ العلقة الحاصلة بینهما بالجعل لمّا کانت بین الطبیعتین یعنی طبیعة اللفظ و طبیعة المعنی، فقبل وجود طرفیها خارجاً لا یکون صقعها الّا الذهن و لکن بعد وجود طرفیها تبعاً لهما، تصیر الملازمة بینهما ایضاً خارجیّةً».[7]

 

نکتۀ پنجم اینکه اگرچه ایشان در نکتۀ چهارم، صراحتاً وجود علقه میان لفظ و معنی را لازمۀ وجود خارجی لفظ و معنی می‌دانند، ولی در مقام نتیجه‌گیری آن را لازمۀ وجود خارجی خصوص لفظ دانسته و می‌فرمایند: «فکلّما وجد اللفظ فی الخارج، یتحقّق العلقة و الارتباط بینه و بین المعنی».[8]

نکتۀ ششم آنکه در کتاب منهاج الاصول بر خلاف کتاب نهایة الافکار، منشأ انتزاع علقه و ارتباط میان لفظ و معنی را جعل یا کثرت استعمال دانسته و می‌فرمایند: «الذی له حظٌ من الوجود خارجاً هو الفرد الخارجی الذی هو منشأٌ لانتزاع هذه النسبة التی موطنها الذهن... والاختصاص ایضاً لیس الخارج ظرفاً له، بل لمنشأها و هو الجعل»[9] ، اما در نهایة الافکار همان‌طور که در نکتۀ چهارم و پنجم گذشت، منشأ انتزاع علقه و ارتباط لفظ و معنی را وجود خارجی لفظ و معنی و یا خصوص وجود خارجی لفظ دانسته و جعل را سبب ایجاد و حدوث این علقه و ارتباط معرفی می‌نمایند.

 


[4] منهاج الاصول، ج1، ص23.
[5] . منهاج الاصول، ج1، ص24.
[9] . منهاج الاصول، جلد 1، صفحه 24.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo