« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1405/07/12

بسم الله الرحمن الرحیم

امر سوم؛ ادله وجوب فوریت شرعیه عمره مفرده /أقسام العمرة /كتاب الحج

 

موضوع: كتاب الحج/أقسام العمرة /امر سوم؛ ادله وجوب فوریت شرعیه عمره مفرده

مقدمه

مورد بحث و بررسی، مستندات «فوریت شرعیه» در وجوب عمره مفرده بود. در این خصوص عرض می‌کنیم که برای اثبات فوری بودن وجوب عمره مفرده پس از تحقق شرایط و استطاعت، در میان اعلام به چند دلیل استناد شده است:

دلیل اول: ظهور اوامر دالّ بر وجوب عمره

دلیل اول، ظهور همان ادله‌ای است که دلالت بر اصل وجوب عمره دارد؛ یعنی ادله‌ای که بر اصل وجوب دلالت می‌کنند، علاوه بر اصل وجوب، بر فوریت این عمره نیز دلالت دارند.

فاضل هندی (ره) در کشف اللثام می‌فرماید: «و لا دليل إلّا على القول بظهور الأمر فيه»[1] ؛ یعنی دلیلی برای اثبات فوریت عمره نداریم مگر اینکه معتقد باشیم همان ادله‌ای که مشتمل بر امر به عمره است (چه با استفاده از هیئت افعل و چه با استفاده از نص واجبة)، دلالت بر فوریت عمره نیز دارد.

تقریب استدلال: شکی نیست که یک‌سری ادله داریم که اوامری دالّ بر وجوب عمره هستند:

    1. اوامر به عنوان هیئت افعال: مثل ﴿وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾[2] البته بنا بر اینکه مقصود از اتمام، إتیان به عمره و حج به‌طور کامل باشد که توضیحش گذشت.

    2. نصوص روایی: که نص در وجوب عمره می‌باشند؛ مثل روایت «العمرة واجبة على الخلق بمنزلة الحجّ»[3] که در برخی روایات داشتیم.

خودِ همین اوامر یا نصوص دلالت بر فوریت این عمره نیز دارند؛ البته نه بالوضع و نه بالاطلاق، بلکه به خاطر وجود قرائن خارجی که دلالت دارد بر اینکه هر امری که از شارع مقدس صادر شد، فوریت مطلوبِ آن را دلالت می‌کند الا ما ثبت خلافه. آن قرائن خارجی عبارت‌اند از آیاتی نظیر ﴿وَ سَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ﴾[4] و ﴿فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ﴾[5] و امثالهم.

چون همان‌طور که ان‌شاءالله در اصول خواهد آمد، ما اگرچه دلالتِ خودِ اوامر بالوضع یا بالاطلاق بر بیش از اصلِ طبیعت را قبول نداریم و دلالتشان بر فوریت را نمی‌پذیریم، ولی به کمک این قرائن، دلالتِ کلِ مأمورٌبه ها بر فوریت الا اذا ثبت خلافه را قبول داریم. این دلیل اول است؛ یعنی نفس اوامر و نصوصی که دلالت بر وجوب عمره دارد، طبق فرمایش فاضل هندی می‌تواند دلیلی برای فوریت عمره باشد.

ارزیابی مبنایی: البته این دلیل مبنایی شد؛ حواستان جمع باشد! یعنی آن اوامر مثل ﴿وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾[6] بنا بر این بود که «أتمّوا» به معنای وجوبِ إتیان باشد که ما قبول نکردیم و رد کردیم.

دلیل دوم: تمسک به آیه حج به ضمیمه روایات و بررسی نهی از تسویف

وجه دوم و دلیل دوم برای اثبات فوریت عمره این است که روایات معتبره متعددی وجود دارد که دلالت دارند بر اینکه مراد از «حجَّ الْبَيْتِ» در آیه شریفه ﴿وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾[7] عمومِ حج و عمره است (که قبلاً هم عرض کردیم). وقتی به این روایات مثلی صحیحه معاویة بن عمار را ضمیمه کنیم، خودبه‌خود فوریت عمره ثابت می‌شود.

چرا؟ چون در صحیحه معاویة بن عمار (که روایتی معتبر و مسند از امام صادق علیه‌السلام است و سند آن قبلاً اشاره شد) ذیل قول الهی ﴿وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾[8] آمده است:

«قال هذا لمن كان عنده مال وصحة فإن سوفه للتجارة فلا يسعه ذلك»[9]

امام (ع) استطاعت را معنا می‌کنند که مربوط به کسی است که مال و صحت دارد. جمله «وَ إِنْ كَانَ سَوَّفَهُ لِلتِّجَارَةِ فَلَا يَسَعُهُ» دلالت دارد بر اینکه تأخیر در اداءِ حج و عمره برای تجارت و غیر آن جایز نیست؛ زیرا تجارت موضوعیتی ندارد و ذکر آن از جهت این است که مهم‌ترین مشغله و عامل بازدارنده در آن زمان از رفتن به حج بوده است. حق ندارد آن را به تأخیر بیندازد و در نتیجه فوریت وجوب عمره مفرده ثابت می‌شود.

بررسی معنای لغوی «تسویف» و دفع شبهه

حالا کلمه «تسویف» چیست؟ این را دقت کنید، چون یک شبهه‌ای وجود دارد که با این بیانی که مطرح می‌کنیم مرتفع می‌شود: دلیل بر اینکه تسویف به چه معناست چیست؟

با مراجعه به کتب لغت ثابت می‌شود که مقصود از تسویف، مطلقِ تأخیر است:

    • کتاب العین (فراهیدی): می‌گوید «التّسويفُ: التّأخيرُ»[10] . چرا سوَّف و تسویف گفتند؟ می‌فرماید از این گفتار که «سوف أَفْعَلُ كذا»[11] ؛ وقتش که می‌رسد انجام نمی‌دهد و می‌گوید ان‌شاءالله بعداً انجام می‌دهم، زود انجام می‌دهم یا بعداً انجام می‌دهم. به همین جهت گفتند این عمل، تسویف است.

    • النهایة (ابن‌اثیر): می‌گوید «التَّسْوِيفُ: الْمَطْلُ وَ التَّأْخِيرُ»[12] ؛ باز هم مطلق آورده است.

    • لسان العرب (ابن‌منظور): می‌گوید «والتَّسْويف: التأْخير مِنْ قَوْلِكَ سَوْفَ أَفعل»[13] ؛ باز هم مطلق آورده از قولِ «سَوْفَ أَفْعَلُ». علت اینکه گفتند تسویف از «سوف» گرفته شده همین «سوف أفعل» است.

    • مجمع البحرین (طریحی): همین عبارت را دارد: «التسويف في الامر: المطل وتأخيره والقول بأني سوف أعمل»[14]

    • تاج العروس (زبیدی): می‌گوید «والتَّسْوِيفُ: التَّاْخِيرُ»[15]

پس قریب به اتفاق کتب لغت، تسویف را به معنای تأخیر ذکر کرده‌اند. البته در برخی عبارات (که خیلی کم هستند) گفته‌اند تسویف به این گفته می‌شود که «مرّةً بعد مرّة» بگویی انجام خواهم داد. برخی تصور کرده‌اند بر اساس این معنا، تسویف به معنای تأخیر مطلق نیست، بلکه به معنای این است که مکرر به تأخیر بیندازیم؛ در حالی که آنچه در برخی کتب (که عرض کردم بسیار قلیل است) به صورت «مرّة بعد مرّة» مطرح شده، اشاره به این دارد که فوراً فوراً اگر به تأخیر بیندازی، در مرتبه بعد هم به تأخیر بیندازی، همان گناه ادامه پیدا می‌کند و مصداق اولیه «سوف أفعل» این است که وقتش برسد و انجام ندهد.

لذا اگر ما آن روایاتی را که دلالت داشتند بر اینکه مقصود از «حج البيت» اعم از عمره و حج است ضمیمه کنیم به مثل این صحیحه معاویة بن عمار که ذیل آیه شریفه نهی از تسویف پرداخته است، کاملاً این روایات دلالت دارد بر اینکه تأخیر عمره از وقتش جایز نیست.

و الحمد لله رب العالمین.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود یا روی لینک کلیک نمایید به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo