1405/07/11
بسم الله الرحمن الرحیم
امر سوم: وجوب عمره «مرةً في العمر» /أقسام العمرة /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أقسام العمرة /امر سوم: وجوب عمره «مرةً في العمر»
در ادامه بحث ذیل مسئله اول، چهارمین امر از اموری که باید مورد بررسی قرار گیرد، آن است که حضرت امام (ره) در ادامه مسئله تصریح فرمودند: «وَ هِيَ وَاجِبَةٌ فوراً». سخن در این است که آیا بعد از اثبات اینکه عمره مفرده همانند حج عند الاستطاعة در طول عمر یکبار واجب است، آیا وجوب این عمره مفرده فوری است — همانطوری که وجوب حج فوری میباشد — یا اینکه وجوب آن فوری نیست و امکان تأخیر آن از سال استطاعت وجود دارد؟
این مسئله بسیار مهم است. همانطوری که اصلِ وجوبِ عمره مفرده نزد توده جامعه مغفولٌعنه است و گمان میبرند عملی صرفاً مستحب است، وجوب فوری آن نیز مغفولٌعنه میباشد. فتوا و نظر مرحوم امام (ره) و مشهور فقها — بلکه مجمع علیه طبق کلام صاحب جواهر (ره) و دیگران — این است که وجوب آن فوری میباشد، اگرچه یکی دو نفر از اعاظم نظر به استحبابِ فوریت دارند.
مقدمه: تفکیک میان فوریت عقلیه و فوریت شرعیه
مقدمتاً در خصوص فوریت عرض میکنیم که مقصود از فوریتِ وجوبِ عمره، فوریت شرعیه است. در تبیین مقصود از فوریت، دو وجه متصور است:
۱. فوریت عقلیه
فوریت عقلیه به معنای لزومِ احرازِ امتثالِ تکلیف از نظر عقل است. از آنجا که احراز امتثال تکلیف در صورت تأخیر — به دلیل امکان بروز بیماری در آینده یا طروّ موت — ممکن نیست، عقل حکم میکند به لزوم مبادرت به انجام عمل در اول وقتِ ممکن، تا خروج از عهده تکلیف احراز شود.
مقتضای فوریت عقلیه این است که اگر شخصی انجام عمره را از اول وقتِ ممکن تأخیر بیندازد (در حالی که امسال مستطیع شده و شرایط فراهم است) و احراز نکرده باشد که در سال آینده متمکن از انجام آن خواهد بود:
• حالت اول (انجام در سال آینده): اگر سال آینده برسد و شرایط فراهم شود و عمره را به جا آورد، این شخص با تأخیرِ عمل در فرضِ عدم احراز، نهایتاً مرتکب «تجری» شده است. اگر در باب تجری قائل به استحقاق عقاب باشیم، مستحق عقاب است و اگر قائل به عدم استحقاق عقاب باشیم (کما هو المشهور)، استحقاق عقاب ندارد؛ زیرا در نهایت امتثال محقق شده است.
• حالت دوم (عدم تمکن در سال آینده): اگر در سال آینده موفق به انجام نشود، کشف میشود که مرتکب عصیان و ترکِ واجب شده است.
۲. فوریت شرعیه
فوریت شرعیه به این معناست که مکلف شرعاً مکلف است به مجردِ حصولِ شرایط، عمل را فوراً انجام دهد؛ حتی اگر احراز کند که در صورت تأخیر، در سال آینده نیز متمکن از انجام آن خواهد بود.
در فوریت شرعیه، تمامالملاک «حصول شرایط استطاعت در زمان حاضر» است. مقتضای فوریت شرعیه این است که چنانچه شخص انجام عمل را به تأخیر بیندازد، هرچند سال آینده موفق به انجام آن بشود، در خودِ این «تأخیر» مرتکب معصیت شده است.
مقصود از فوریت در مانحنفیه، همین فوریت شرعیه است.
اقوال فقها در فوریت وجوب عمره مفرده
قول محقق سبزواری (ره) در ذخیره
محقق سبزواری (ره) در کتاب ذخیرة المعاد میفرمایند:
«قطع الأصحاب بان العمرة المفردة واجبة فورا ولا اعرف عليه دليلا واضحا ويمكن ان يستند فيه إلى بعض الأخبار السابقة الدال على انها واجبة بمنزلة له الحج وان أمكن المنازعة في الدلالة»[1]
ظاهر کلام محقق سبزواری (ره) این است که دلیل واضحی بر وجوب فوری عمره مفرده وجود ندارد و در دلالت روایاتی هم که عمره را به منزله حج دانستهاند، امکان مناقشه هست.
قول مشهور و ادعای اجماع (صاحب جواهر و علامه حلی)
در مقابل، معروف و مشهور بین اصحاب امامیه (قدیماً و حدیثاً) آن است که وجوب عمره مفرده، فوریت شرعیه دارد.
صاحب جواهر (ره) در کتاب جواهر الکلام میفرمایند:
«ولا خلاف أيضا أجده في أنها على الفور كما صرح به الشيخ والحلبي والفاضلان وغيرهم، بل عن السرائر نفي الخلاف فيه ، بل عن التذكرة الإجماع عليه»[2]
مراد از «حلی» در صورتی که مطلق بیاید ابنادریس حلی (ره)، و مراد از «فاضلان» محقق حلی و علامه حلی (رهما) میباشند.
بلکه علامه حلی (ره) در کتاب تذکرة الفقهاء بر فوری بودنِ وجوبِ عمره ادعای اجماع نمودهاند.
ادله فوریت وجوب شرعی عمره مفرده
برای فوریتِ شرعیه در وجوب عمره مفرده به چند دلیل استناد شده است که در کلمات اعلام و محققین دیده میشود (حدود ۴ یا ۵ دلیل):
• دلیل اول: ظهور اوامر دالّ بر وجوب عمره تقریب این دلیل آن است که ادعا شود خودِ اوامری که دلالت بر وجوب عمره دارند، علاوه بر اصل وجوب، بر «فوریت وجوب» نیز دلالت دارند.
چگونگی دلالت این اوامر و بررسی صحّت و سقم آن، انشاءالله در جلسه آینده اطاله کلام خواهد شد.
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ