« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1405/07/07

بسم الله الرحمن الرحیم

ادله وجوب عمره؛ تمسک به روایات و ادعای اجماع- امر سوم: وجوب عمره «مرةً في العمر» /أقسام العمرة /كتاب الحج

 

موضوع: كتاب الحج/أقسام العمرة /ادله وجوب عمره؛ تمسک به روایات و ادعای اجماع- امر سوم: وجوب عمره «مرةً في العمر»

 

خلاصه مباحث گذشته و جمع‌بندی مستندات قرآنی

بعد از ذکر مستندات قرآنی برای اثبات وجوب عمره (همانند حج، «مرةً في العمر عند الاستطاعة») و اینکه نتیجه گرفتیم استدلال به آیه اول از دو آیه شریفه که نقل شد تام است ولی استدلال به آیه دوم برای اثبات این مطلب ناتمام می‌باشد، اکنون وارد بررسی سایر ادله می‌شویم.

دلیل دوم وجوب عمره: اخبار و روایات

دومین مستند برای اثبات وجوب عمره مفردة عند الاستطاعة، اخبار و روایات است. اَخباری که در این خصوص قابل استناد هستند کثیرند که به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

    1. صحیحه زراره (که در جلسات قبل هم ذکر شد) عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي حَدِيثٍ قَالَ: «الْعُمْرَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى الْخَلْقِ بِمَنْزِلَةِ الْحَجِّ»

    2. روایت فضل بن صالح عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)» که از امام نقل می‌کند فرمودند: «الْعُمْرَةُ مَفْرُوضَةٌ مِثْلُ الْحَجِّ»

    3. صحیحه ابن‌ابی‌عمیر عن ابن‌اذینه (که قبلاً هم اشاره شد) ذیل آیه شریفه ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾، ابن‌اذینه از امام (ع) سؤال می‌کند: «أَیَعْنِی بِهِ الْحَجَّ دُونَ الْعُمْرَةِ؟» (آیا مقصود همان حج مصطلح است نه عمره؟)، قال (علیه السلام): «لَا، وَلَكِنَّهُ يَعْنِي الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ جَمِيعاً»؛ مقصود از آیه شریفه هم عمره و هم حج است «لِأَنَّهُمَا مَفْرُوضَانِ»؛ چون هر دوی این‌ها واجبند و فرقی در این جهت با هم ندارند.

    4. صحیحه معاویة بن عمار عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) که فرمودند: «الْعُمْرَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى الْخَلْقِ بِمَنْزِلَةِ الْحَجِّ عَلَى مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا»؛ عمره بر خلق واجب است همانند حج بر کسی که مستطیع شود.

    5. صحیحه ابان عن الفضل بن ابی‌العباس عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)» که ذیل آیه﴿وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾ می‌فرماید: «هُمَا مَفْرُوضَانِ»؛ هم حج و هم عمره هر دو واجبند.

اعتبار سندی و دلالت روایات

شکی نیست در اینکه استدلال به این روایات تام است؛ زیرا هم از نظر سند، روایات بسیار معتبری هستند و هم از حیث دلالت، شکی در دلالت آن‌ها بر وجوب عمره به منزله حج نیست. لذا جای بحث و نظر خاصی ندارد.

دلیل سوم وجوب عمره: ادعای اجماع و بررسی اعتبار آن

علاوه بر آیات و روایات، برخی از فقها برای اثبات وجوب مستقل عمره عند الاستطاعة به «اجماع» نیز استناد کرده‌اند؛ به عنوان مثال، صاحب جواهر (ره) ادعای اجماع بر وجوب عمره مستقلاً کرده است و کاشف‌الغطاء (ره) نیز کذلک حکایت اجماع می‌کند.

نقد اجماع مدرکی و تبیین «مؤیّدیت» آن

لکن واقعیت این است که این نوع اجماعات نمی‌تواند به عنوان یک «دلیل مستقل» مطرح شود؛ زیرا تمام ملاک در اعتبار یک اجماع به عنوان یک سند و طریق مستقل، آن است که کاشف از نظر و قول شارع و معصوم (ع) باشد. اگر اجماع و اتفاقی وجود داشت که مستند آن قبلاً محرز شده است (یعنی قول شارع به صورت کلی اعم از آیه یا خبر در دسترس باشد)، این اجماع دیگر کاشفیت تعبدی از قول شارع ندارد.

به همین دلیل، به این نوع از اجماعات «اجماع مدرکی» می‌گوییم. اجماع مدرکی اگرچه نمی‌تواند به عنوان دلیل مستقل مورد استناد قرار گیرد، ولی «مؤید» برای حکمی می‌شود که به وسیله اخبار یا آیات استفاده شده است.

پرسش و پاسخ درباره حقیقت «مؤید بودن» اجماع: معنای اینکه می‌گویند «اجماع مؤید است» چیست؟ مکرر در بیانات فقها می‌بینید که می‌فرمایند:«وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ دَلِيلًا مُسْتَقِلًّا لَكِنَّهُ يَكُونُ مُؤَيِّداً» یا مکرّر در فرمایشات شیخ انصاری (ره) می‌آید:«وَ يُؤَيِّدُهُ الْإِجْمَاعُ»؛ بعد از آنکه فقیه مطلب را مطرح کرده، مستند را بیان کرده، روایت آورده و روایت هم معتبر است می‌گوید: «وبعده یکون الاجماع مؤیدا»؛ این مؤیدیت یعنی چه؟ چه چیز را تایید می‌کند؟ خبر معتبر که خود حجیت دارد و نیاز به تأیید ندارد، پس اجماع چه چیزی را تأیید می‌کند؟

پاسخ: اجماع، «استظهار و برداشت فقیه» از آن خبر یا آیه را تأیید می‌کند. منظور از مؤید بودن اجماع، تأییدِ فهم و برداشت فقیه از خبری است که مستند این اجماع قرار گرفته است؛ یعنی این اجماع معلوم می‌کند که تنها ما چنین برداشتی نکرده‌ایم، بلکه همه فقها چنین برداشتی از آیه یا روایت داشته‌اند.

جمع‌بندی دو امر نخست از مسئله اول

تا به این‌جا ذیل مسئله اول، دو امر را مطرح کردیم:

    1. امر اول: تقسیماتی که برای عمره مطرح شده بود (به‌خصوص نظر حضرت امام، نظر آقای خویی رضوان الله تعالی علیهما، و جمع‌بندی خود ما از ساختار صحیح تقسیم).

    2. امر دوم: درباره عبارت «فَتَجِبُ بِأَصْلِ الشَّرْعِ عَلَى كُلِّ مُكَلَّفٍ بِالشَّرَائِطِ الْمُعْتَبَرَةِ فِي الْحَجِّ» [1] بود که می‌خواستیم مدرک وجوب بالاصاله عمره را در کنار حج بیان کنیم. حاصل مطلب این شد که مستند قرآنی آن آیه ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ﴾ است و مستند روایی آن هم روایات معتبره متعدد می‌باشد، و این‌ها به تأیید اجماعی که صاحب جواهر و امثالهم نقل کرده‌اند تقویت می‌شوند.

ورود به امر سوم: وجوب عمره «مرةً في العمر»

امر سوم این است که «تَجِبُ الْعُمْرَةُ كَالْحَجِّ مَرَّةً فِي الْعُمْرِ» بحث درباره این قید است که عمره تنها «یک‌بار در طول عمر» واجب است و اگر شخص دوباره مستطیع شد، انجام عمره مجدد بر او واجب نیست (کما اینکه در حج نیز اگر شخص یک‌بار حجةالاسلام را انجام داد، هرچند دوباره مستطیع شود بار دیگر بر او واجب نمی‌شود).

بررسی مستند قید «مرةً في العمر»

مستند این قید چیست؟ در آیه شریفه که فرمود: ﴿لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾، تصریحی به «مرةً» نشده است. برای اثبات این قید به دو دلیل استناد شده است:

دلیل اول: مقتضای تعلق امر به طبیعت (اصالة الاطلاق در اوامر)

مقتضای تعلق اوامر به عمره (مثل تعلق اوامر به حج در کتاب و سنت) آن است که مکلف با انجام یک‌بارِ عمره یا حج، «طبیعت ماموربه» را محقق کرده است. بعد از تحقق طبیعت ماموربه، لزوم اتیان به فرد دیگر نیاز به دلیل جدید دارد.

تقریب اصولی: آنچه که مطلوب امر به صورت مطلق می‌باشد، «ایجاد طبیعت متعلق» است. ایجاد طبیعت هم با اولین وجود صدق پیدا می‌کند و با تحقق اولین فرد، امر مربوط به طبیعت ساقط می‌شود «إذا وجدت الطبيعة سقط الأمر»؛ اگر بخواهیم وجودات اضافه بر فرد اول را هم مطلوب بدانیم، نیاز به دلیل دیگری داریم؛ کمااینکه آیه «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ» فی حد نفسه دلالت بر وجوب صلاة «مرةً» دارد؛ زیرا با یک نماز، طبیعت صلاة ایجاد می‌شود. اگر ادله خاصه‌ای که دلالت بر تکرار نماز در اوقات مختلف دارند نبود، ما از «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ» هم بیش از یک‌بار را استفاده نمی‌کردیم. کذلک در حج و عمره، امر اقتضای ایجاد طبیعت را دارد که با فرد اول محقق شده و امر ساقط می‌گردد.

دلیل دوم: تمسک به اجماع

برخی در این‌جا نیز به اجماع استناد کرده‌اند؛ لکن این اجماع هم مثل اجماع گذشته، مستند به همان «ظهور اوامر» است و چون مدرکی است، به عنوان دلیل مستقل قابلیت طرح ندارد؛ اما تأیید خیلی جدی و مؤکدی نسبت به فهم و استظهار ما از امر ایجاد می‌کند.

جمع‌بندی:

پس تا کنون:

    1. مدرک «تَجِبُ الْعُمْرَةُ بِأَصْلِ الشَّرْعِ عَلَى كُلِّ مُكَلَّفٍ عِنْدَ الِاسْتِطَاعَةِ» روشن شد.

    2. روشن شد که این وجوب «مَرَّةً فِي الْعُمْرِ» است.

امر چهارم این است که: آیا وجوب عمره همانند وجوب حج «فوری» است یا خیر؟ حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) به تبع عروه و دیگران ادعا می‌کنند که وجوب عمره فوری است. باید ببینیم دلیل بر فوریت وجوب در عمره چیست که این بحث می‌ماند برای جلسه آینده.

و الحمد لله رب العالمين.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo