1405/07/06
بسم الله الرحمن الرحیم
ادله وجوب عمره؛ دلیل دوم؛ تمسک به آیه 196 سوره بقره با کمک روایات تفسیری و مناقشه در آن/أقسام العمرة /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أقسام العمرة /ادله وجوب عمره؛ دلیل دوم؛ تمسک به آیه 196 سوره بقره با کمک روایات تفسیری و مناقشه در آن
بحث پیرامون بررسی استدلال به آیهٔ شریفهٔ ﴿وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾ بود جهت اثبات وجوب عمره برای یکبار در عمر عندالاستطاعة.
عرض کردیم که اگر ما باشیم و نفسِ آیهٔ شریفه — نظر به معنایی که کلمهٔ «اتمام» در لغت و عرف دارد — این آیهٔ شریفه اجنبی از موردِ ادعاست و نمیتواند به عنوان دلیلی برای اثباتِ وجوبِ عمره عندالاستطاعة مرّةً فی العمر باشد؛ چون کلمهٔ «اتمام» در لغت، بلکه عندالعرف، بر آنجایی صادق است که شخص شروع در عملی کرده باشد و نهایتاً در مقامِ به پایان رساندنِ مأمور به، «اتمام» بشود.
لیکن به حسب قرائن خارجی (یعنی روایاتی که در خصوص تفسیر این آیهٔ شریفه وارد شده است)، ما طایفهای از روایات را داریم که با توجه به این طایفه میتوانیم استناد به آیهٔ شریفه را در جهت اثبات وجوب عمره کالحَج استنادی تام بدانیم؛ به این دلیل که در این روایات، ذیلِ تفسیر آیهٔ شریفه، «أَتِمُّوا» به معنای «لزومُ الإتیانِ بِالعمَل تماما» گرفته شده است. از جملهٔ این روایات، صحیحهٔ معاویة بن عمار و صحیحهٔ زراره بود که در جلسهٔ قبل مطرح کردیم.
عرض کردیم ظاهر این دو صحیحه این است که مقصود از اتمام در آیهٔ شریفه، «إیجادُ العمرة و إیجادُ الحَجّ تماماً» بود؛ چون اگر غیر از این مقصود باشد، وجهی ندارد امام (علیه السلام) برای اثبات وجوب عمره و حج به این آیهٔ شریفه استناد بکند.
بررسی طایفهٔ دوم روایات (تفسیر اتمام به اتقاء از محرمات)
لیکن در مقابل، تعدادی از روایات وجود دارد که دلالت دارند بر اینکه مراد از اتمام در آیهٔ شریفهٔ ﴿وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾، «إتیان به عمل تماماً» نیست؛ بلکه مراد از اتمام عبارت است از پرهیز از محرمات احرام در حالِ ادا و احرامِ حج و یا عمره. و در واقع اینکه خداوند متعال میفرماید ﴿وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾، به معنای این است که اگر شما محرم شدید، به مجردِ احرام و انعقادِ احرام اموری بر شما حرام میشوند؛ در طول انجام این عمل بعد از اینکه شروع شد، باید از محرمات احرام پرهیز بکنید. و به تعبیری «أَتِمُّوا» یعنی باید مناسک حج را بعد از اینکه ورود کردید، تماماً محقق کنید. یعنی چه تماماً محقق کنید؟ یعنی با پرهیز از محرماتی که بر شما حرام شده است.
از جملهٔ این روایاتی که دلالت بر این مطلب دارد، صحیحهٔ عبدالله بن سنان است که در خصوص آیهٔ شریفهٔ ﴿وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾، امام میفرماید:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ اَلنَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ: فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ أَتِمُّوا اَلْحَجَّ وَ اَلْعُمْرَةَ لِلّٰهِ» قَالَ إِتْمَامُهَا أَنْ ﴿لاَ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِي اَلْحَجِّ﴾[1]
در واقع امام (علیه السلام) اتمام در آیهٔ شریفه را به پرهیز از بارزترین محرمات احرام — که در کتابالله نصّ بر آنها وارد شده است — تفسیر میکند. یعنی در حقیقت آیهٔ شریفه را به برخی از مصادیق محرمات و پرهیز از آنها که در قرآن کریم وارد شده است تفسیر میکند.
بر اساس این صحیحه، پس معنای «أَتِمُّوا» این نیست که «یَجِبُ الإتیانُ بالعُمرةِ و الحَجِّ تماماً» تا بتوانیم آن را سندی برای وجوب عمره و حج معرفی کنیم؛ بلکه معنای آیهٔ شریفه این است که: «یَجِبُ عَلَیکُمُ الاتِّقاءُ مِنَ المُحَرَّمات بَعدَ أنْ تَأتُوا بهِ عملَ الحَجِّ أوِ العُمرة»؛ و در این صورت است که آیهٔ شریفه اجنبی از بحث خواهد شد.
روایات دیگری هم در همین مسیرِ طایفهٔ دوم قابل ذکر هست؛ مثل صحیحهٔ معاویة بن عمار عن أبیعبدالله (علیه السلام) که همین مطلب را تایید میکند:
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ اَلْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ جَمِيعاً عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: «إِذَا أَحْرَمْتَ فَعَلَيْكَ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ ذِكْرِ اَللَّهِ كَثِيراً وَ قِلَّةِ اَلْكَلاَمِ إِلاَّ بِخَيْرٍ فَإِنَّ مِنْ تَمَامِ اَلْحَجِّ وَ اَلْعُمْرَةِ أَنْ يَحْفَظَ اَلْمَرْءُ لِسَانَهُ إِلاَّ مِنْ خَيْرٍ»[2] باز تمامِ حج را میآید به پرهیز از این امور تفسیر میکند.
بنابراین یک طایفه در بیانِ امام، «أَتِمُّوا» را به وجوبِ إتیان تفسیر میکند. یک طایفهٔ دیگر اصلاً هیچ نظارتی به وجوبِ إتیان ندارد؛ میگوید: «أَتِمُّوا» یعنی اگر وارد شدید و محرم شدید، باید از اینها پرهیز کنید. امام در طایفه اول میآید میفرماید: این، تفسیرِ آیه است. بعد در طایفه دوم میآید میفرماید: این، تفسیرِ این آیه است! هر کدام، تفسیرِ دیگری را نفی میکند.
نتیجهگیری و بررسی تعارض دو طایفه
پس دو طایفه روایت داشتیم:
بر این اساس، مقتضای طایفهٔ دوم از روایات این است که مراد از اتمام در آیهٔ شریفه، لزومِ تجنّب از محرماتِ احرام است.
در مقابل، مقتضای صحیحهٔ زراره و معاویة بن عمار این است که مراد از اتمام، ایجادِ عملِ عمره و حج تماماً لِجمیعِ اجزائه (یعنی مناسکش) است. در نتیجه، این دو طایفه در مقابل هم همدیگر را نفی میکنند. اگرچه هر دو طایفه با هم دلالت دارند بر اینکه مقصود از اتمام، اتمام به معنای لغوی و عرفیِ آن نیست، لیکن به اعتبارِ آنچه این دو طایفه دلالت دارند، هر دو طایفه تعارض میکنند. و وقتی که تعارض کردند، با وجود اینکه مرجّحی برای هیچکدام از این دو طایفه وجود ندارد، تساقط میکنند. لذا نمیتوانند یک ظهورسازیِ ثانوی به قرینهٔ خارجی برای آیه درست کنند.
اشکال: «لازمه لغوی اتمام، اتقاء از محرمات است»
پاسخ استاد: «لازمه اتمام، تمامیت اجزاء است نه اتقاء از محرمات؛ چون اتقاء از محرمات جزء اجزاء نیست و حتی از شروط هم نیست؛ اتمام در لغت به معنای این است که یک عمل یکسری اجزا دارد، این اجزایش را باید تا آخر بیاورید؛ مثل اینکه وارد صلاة شدید، تا آخرش باید انجام بدهید، رکوعش را انجام بدهید، سجدهاش را انجام بدهید. اتقاء از محرمات نه جزء اجزاء حج و عمره است و نه شرط آن دو؛ لذا اگر کسی از محرمات اجتناب نکند اگر کفاره داشته باشد کفارهاش را میدهد و ارتکاب محرمات ضرری به صحت عملش اصلاً نمیساند و مبطل نیست. شرط حج و عمره، طهارت برای طواف است، این شرط است؛ اما اتقاء از محرمات که شرط نیست.
فَعَلى هذا، اینها بعد از تعارض، تساقط خواهند کرد. و بعد از اینکه تساقط کنند، ظهورسازیِ ثانوی برای آیهٔ شریفه ندارند. و وقتی که ظهورسازیِ ثانوی نداشتند، باید به خودِ آیهٔ شریفه مراجعه کنیم که ظهور دارد در اینکه بعد از آنکه شما شروع در عملِ حج و عمره کردید، حقِ قطعِ آن را ندارید و تا پایان، آن را باید انجام بدهید.
و بر همین اساس، سید محقق حکیم میفرماید: «وَ الظّاهِرُ مِنْهُ وُجُوبُ الاتْمامِ لا وُجُوبُ العُمْرَةِ»؛ ظاهرِ آیهٔ شریفه وجوبِ اتمام است، نه وجوبِ عمره.
«و الحمد لله رب العالمین.»