1405/07/05
بسم الله الرحمن الرحیم
ادله وجوب عمره؛ دلیل اول؛ تمسک به آیه 196 سوره بقره/أقسام العمرة /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أقسام العمرة /ادله وجوب عمره؛ دلیل اول؛ تمسک به آیه 196 سوره بقره
دومین آیه از آیات شریفهای که جهت اثبات «وجوب عمره عند الاستطاعه» مورد استناد قرار گرفته است، آیهٔ شریفهٔ ﴿وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾ است. این آیهٔ شریفه توسط أعاظمی از فقها — از جمله علامه در تذکره، صاحب مدارک، صاحب ذخیرة المعاد، صاحب ریاض، صاحب جواهر و سید یزدی در عروه — مورد استناد قرار گرفته است.
علامه در کتاب تذکرة الفقهاء اینطور مینویسد که:
«والعمرة واجبة - كالحج في وجوبه وهيئة وجوبه - على من يجب عليه الحج عند علمائنا أجمع ...لقوله تعالى: ﴿وأتموا الحج والعمرة لله﴾ والأمر للوجوب، والعطف بالواو يقتضي التشريك في الحكم»[1]
تقریب استدلال به آیه: استدلال به این آیهٔ شریفه مبتنی بر آن است که کلمه امرِ «أَتِمُّوا» به معنای «وجوب الإتیان بالعمرة و الحج تماماً» باشد؛ یعنی متعلقِ امر عبارت باشد از «إتیانِ حج به نحو تام» و «إتیانِ عمره به نحو تام»، تا دلالت کند بر اینکه همانطوری که اصلِ إتیانِ حج عند الاستطاعه به نحو تام واجب است، اصلِ إتیانِ عمره نیز عند الاستطاعه به نحو تام واجب میباشد.
و اما اگر معنای «أَتِمُّوا» عبارت باشد از «اتمامِ یک عملی که شروع به انجام آن شده است»، معنای آیهٔ شریفه این میشود که: چنانچه شروع در حج کردید — قطعنظر از اینکه اصلش واجب است یا واجب نیست — باید این عمل را تمام کنید؛ کما اینکه چنانچه شروع در نمازِ مستحبی نمودید [یا در مباحث متعلق به آن]، حقِ قطع این عمل را ندارید و باید آن را تمام بکنید.
اگر معنای ﴿وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾ وجوبِ اتمامِ عمل بعد از شروع باشد، این آیهٔ شریفه نه دلالت دارد بر وجوب حج عند الاستطاعه و نه دلالت دارد بر وجوب عمره عند الاستطاعه.
تحقیق مطلب در خصوص استدلال به آیه:
اما تحقیقِ مطلب در خصوص استدلال به این آیهٔ شریفه این است که تارةً این آیه را بر اساس آنچه در لغت برای معنای «أتمّوا» وارد شده است یا آنچه در عرف از امثال «أتمّوا» میفهمند مورد ملاحظه قرار میدهیم؛ و تارةً میخواهیم به کمک قرینهٔ خارجی، تفسیر صحیح «أتمّوا» را پیدا کنیم.
۱. بررسی آیه قطعنظر از قرائن خارجی (حسب لغت و عرف):
عرض میکنیم شکی نیست در اینکه آیهٔ شریفه به نفسها (قطعنظر از روایات و قرائن خارجی) ظهور در «وجوبِ إتیانِ بالحج أو العمرة» ندارد؛ چون در این آیهٔ شریفه میفرماید «أَتِمُّوا»؛ متعلقِ امر، «إتیان به شیء» نیست، بلکه متعلقِ امر «اتمامِ شیء» است.
اتمام در لغت و نیز عرف معنایش این است که مابقیِ از شیئی را که شروع به انجامش کردهای، به آن ضمیمه و اضافه کن.
لذا اگر ما باشیم و نفسِ این آیهٔ شریفه، به حسب لغت و به حسب فهمِ عرفی معنایش این میشود که «مَنْ شَرَعَ فِي الْحَجِّ أَوِ الْعُمْرَةِ يَلْزَمُهُ الْإِتْيَانُ بِهِ إِلَى آخِرِ أَجْزَائِهِ وَ لَا يَجُوزُ لَهُ قَطْعُهُ فِي الْأَثْنَاءِ»؛ چه خودِ شروع در آن کار واجب بوده باشد (و وجوبش از جای دیگری استفاده شده باشد) و چه واجب نبوده باشد.
چرا اتمام لازم است؟ چرا وقتی شروع به عمره یا شروع به حج نمودید باید تا پایانش بروید؟ «لِأَنَّهُ بِالْإِتْمَامِ يَخْرُجُ مِنَ الْإِحْرَامِ»؛ به دلیل اینکه تنها راه خروج از احرام بعد از انعقاد آن، این است که این اعمال و مناسک را تمام بکنیم.
پس اگر ما باشیم و نفسِ این آیهٔ شریفه، به حسب مقتضای لغت و فهمِ عرف، این آیه دلالت بر وجوبِ إتیان به حج یا عمره عند الاستطاعه ندارد؛ بلکه دلالت دارد بر وجوبِ اتمامِ هرکدام از اینها بعد از شروع در آن، قطعنظر از اینکه واجب باشد یا واجب نباشد. لیکن این به حسب نفسِ این آیهٔ شریفه، قطعنظر از قرائن خارجی و روایات است.
بررسی آیه به حسب قرائن خارجی (روایات تفسیری):
و اما به حسب قرائن خارجی (یعنی روایاتی که در تفسیر این آیهٔ شریفه وارد شده است)، عرض میکنیم برخی از روایات وجود دارند که برخلافِ ظاهرِ این آیهٔ شریفه، دلالت میکنند بر اینکه منظور از اتمام در این آیه، «إتیان به أحدهما تامّاً» است؛ به طوری که متعلقِ وجوب، نفسِ الإتیان است، نهایتاً با قیدِ تام.
لذا برخی از جمله مرحوم آقا شیخ محمدتقی آملی در کتاب مصباح الهدى في شرح العروة الوثقى میفرماید: «بِضَمِيمَةِ مَا وَرَدَ مِنَ التَّفْسِيرِ فِي السُّنَّةِ لَا بَأْسَ بِالِاسْتِدْلَالِ بِهِ»[2] ؛ یعنی اگر ما باشیم و نفسِ آیهٔ شریفه، دلیلی برای وجوب عمره و حج عند الاستطاعه نیست، اما اگر روایاتی را که در تفسیر این آیهٔ شریفه آمده است ضمیمه و ملاحظه کنیم، آنوقت میتوانیم آیهٔ شریفه را مستندی برای ادعای خودمان قرار بدهیم.
مقصود ایشان از روایات:
۱. صحیحهٔ معاویة بن عمار عن أبی عبدالله علیهالسلام:
قَالَ: «الْعُمْرَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى الْخَلْقِ بِمَنْزِلَةِ الْحَجِّ عَلَى مَنِ اسْتَطَاعَ؛ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ: ﴿وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾»[3] ؛ عمره واجب است بر خلق همانند حج، البته بر کسی که استطاعت دارد؛ چون خداوند متعال میفرماید: ﴿وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾. امام به آیهٔ شریفه جهت اثبات وجوب عمره (مثل وجوب حج) استناد میکند.
۲. صحیحهٔ زراره عن أبی جعفر علیهالسلام:
أَنَّهُ قَالَ: «الْعُمْرَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى الْخَلْقِ بِمَنْزِلَةِ الْحَجِّ، لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ: ﴿وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ﴾»[4]
ظاهر این دو روایت این است که «أَتِمُّوا» در آیهٔ شریفه، «یجب الإتیان به تامّاً» میباشد؛ چون اگر «أتمّوا» در این آیه به این معنا نباشد، جا ندارد که امام برای اثبات وجوب عمره همانند حج به آیه استناد کند. تنها راه توجیه استناد این است که «أتمّوا» را به معنای «وجوب الإتیان تامّاً» بگیریم (یجب الإتیان بهما عند الاستطاعة).
این طیف از روایات باعث شده است که برخی مثل صاحب مصباح الهدی بفرمایند: اگرچه آیهٔ شریفه به نفسها (قطعنظر از این روایات) ظهور در معنای دیگری دارد که ربطی به بحث ما پیدا نمیکند، ولی به ضمیمهٔ این روایات میشود به آن استناد کرد: «لکن بضمیمة ما ورد من التفسیر فی السنة لا بأس بالاستدلال به»[5] . این کلام ایشان است؛ البته دیگران هم هستند که به این استناد میکنند.
خب، این هم به کمک قرینهٔ خارجی؛ لیکن در مقابل، ما تعدادی روایت داریم که چیز دیگری را برای این آیهٔ شریفه ثابت میکند.
و الحمد لله رب العالمین