1405/06/29
بسم الله الرحمن الرحیم
ادله وجوب عمره؛ دلیل اول؛ تمسک به آیه 97 سوره آلعمران/أقسام العمرة /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أقسام العمرة /ادله وجوب عمره؛ دلیل اول؛ تمسک به آیه 97 سوره آلعمران
تذکر و اصلاح یک سبق لسان در مباحث جلسه قبل
در جلسه قبل، ظاهراً یک سبق لسانی صورت گرفته بود که بنده پس از دقت متوجه شدم؛ مبنی بر اینکه: «إذا دار الأمر بين اصل عدم الغفلة في الزيادة و بين اصل عدم الغفلة في النقيصة» در صحبتهای جلسه گذشته گفته شده بود که «اصل عدم غفلت در زیادت مقدم میشود»، در حالی که مبنای ما — کما هو التحقیق — در جریان تعارض این دو اصل این است که اگر امر دائر شود بین اصل عدم غفلت در زیادت و اصل عدم غفلت در نقیصه، هیچ ترجیحی برای اصل عدم غفلت در زیادت نیست و کلام لا محاله با مشکل استدلالی و اجمال مواجه میشود.
اگر در یک روایت نقیصهای باشد و در روایت دیگر زیادهای، این دو اصل در قبال همدیگر قرار میگیرند و استدلال به هر کدام از آنها را مخدوش میکنند. بر همین اساس است که ما گفتیم ولو در روایت اول — یعنی در آنچه شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه) مطرح کردهاند — لفظِ «عمره» آمده است و در روایت کلینی لفظِ «عمره» وجود ندارد و ظهور در حج قران دارد، این دو اصل چون در قبال یکدیگر قرار میگیرند، کارآمدیِ دو روایت را از بین میبرند و ما مجبوریم فقط به اطلاقات تمسک کنیم.
ورود به مسئله اول: وجوب عمره عند الاستطاعة
این تمام شد؛ اما متن مسئله اول از کتاب حج عبارت بود از:
«تنقسم العمرة كالحج إلى واجب أصلي و عرضي و مندوب، و تجب بأصل الشرع على كل مكلف بالشرائط المعتبرة في الحج مرة في العمر»
عرض کردیم در این مسئله چند امر نیاز به بحث دارد:
• امر اول: «اقسام عمره» بود که طی جلسات گذشته فرمایش حضرت امام (ره) و فرمایش سید محقق خویی (ره) در سه مقطع پیرامون تقسیمات عمره بررسی شد و ضعف آن تقسیمات بررسی شد و به یک تقسیم جامعتر دست یافتیم.
• امر دوم: آنچه است که حضرت امام با این عبارت به آن اشاره میکنند: «فتجب بأصل الشرع على كل مكلف بالشرائط المعتبرة في الحج مرة في العمر»
بعد از اینکه ثابت کردیم یکی از اقسام عمره (همانند حج) این است که بالاصاله و فی حد نفسه واجب باشد، میتوان نتیجه گرفت که همانطوری که «حج» عند اجتماع تمامی شرایط و تحقق استطاعت بهجمیعالوجوه واجب میشود، «عمره» هم با اجتماع شرایط و حصول استطاعت، «مرةً فی العمر» واجب میگردد.
طرح سؤال اصلی و ثمره عملی بحث در عصر حاضر
طرح سؤال در این مسئله این است که: آیا همانطور که حج در طول عمر با تحقق استطاعت یکبار واجب میشود، چنانچه شخص برای رفتن به حج استطاعت مالی ندارد ولی برای رفتن به عمره مستطیع است، انجام عمره بر او واجب است یا خیر؟
کما اینکه در همین عصر حاضر، بسیاری از افراد جامعه ما اینچنین هستند؛ یعنی تمکن مالی به اندازه هزینه حج تمتع (که حدود ۷۰۰ میلیون تومان است) را ندارند، ولی تمکن مالی برای هزینه عمره (که حدود ۱۵۰ میلیون تومان است) را دارند. آیا بر چنین شخصی انجام عمره واجب میشود یا خیر؟
بررسی اقوال فقهای عامه و امامیه
فقهای عامه: علمای اهلسنت در این خصوص اختلاف نظر دارند:
عدم وجوب: برخی از آنها معتقد به عدم وجوب عمره هستند و نهایتاً آن را مستحب میدانند؛ مثل مالک، ابوحنیفه و پیروان آنها.
وجوب: دسته دیگر معتقد به وجوب عمره هستند؛ مثل احمد بن حنبل، اسحاق و برخی دیگر.
فقهای امامیه: کما فی الحدائق (تألیف محدث بحرانی)، اتفاق نظر بر وجوب عمره همانند حج عند اجتماع شرایط و حصول استطاعت میباشد. طبق فرمایش صاحب حدائق، این امر متفقعلیه است که چنانچه شخصی شرایط رفتن به عمره را دارد (استطاعت مالی، بدنی و طریقی برای او فراهم است)، واجب است که به عمره برود. متأسفانه در تلقی عمومی جامعه، تصور بر استحباب آن است؛ در حالی که اتفاق نظر فقها بر وجوب است.
بررسی ادله وجوب عمره: دلیل اول (آیه 97 سوره آلعمران)
نفسِ این اتفاق نظر برای من و شما که در مقام استنباط فعالیت میکنیم کافی نیست. برای استناد به وجوب عمره در طول عمر عند حصول الاستطاعة، به دو دلیل میتوان استناد کرد:
دلیل اول: آیاتی از قرآن کریم است که دو آیه توسط اعاظم فقهای امامیه و بسیاری از فقهای جمهور مورد استناد قرار گرفته است.
آیه اول: قوله تعالی ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾ (آلعمران/۹۷)
تقریب استدلال: مراد از «حِجُّ الْبَيْتِ» اعم از حج و عمره است. به همین دلیل، همانطوری که آیه دلالت بر وجوب حج عند الاستطاعة دارد، کذلک دلالت بر وجوب عمره عند الاستطاعة دارد.
إنّما الكلام در «وجه تعمیم و شمول» آیه نسبت به عمره است؛ زیرا تا اینجای سخن فقط ادعا مطرح شد. برای وجه تعمیم دو طریق متصور است:
طریق اول: اطلاق لغوی کلمه «حَج/حِج» (نقد و بررسی)
اینکه بگوییم کلمه «حَج» در آیه شریفه به معنای لغوی یعنی «قصدِ البيت و زیارته» میباشد؛ و قصد البیت قدرِ جامعی است بین قصد زیارت بیت برای حج و قصد زیارت بیت برای عمره. لذا اطلاقِ «حِجُّ الْبَيْتِ» هم شامل حج اصطلاحی میشود و هم شامل عمره اصطلاحی؛ و دلیل تعمیم، خودِ لفظ و اطلاقِ آن است بدون نیاز به قرینه خارجی.
نقد طریق اول (مخدوش بودن اطلاق): این وجه از تعمیم مخدوش است؛ با این توضیح که درست است «حَج» در لغت به معنای «قصد» میباشد، ولی باید توجه داشت که این کلمه توسط شارع از معنای لغویِ خود نقل داده شده و «حقیقت شرعیه» در یک مجموعه از مناسکِ معین شده است که در کنار کعبه و خارج از آن ادا میشوند.
لذا وقتی به کتاب و سنت مراجعه میکنیم، میبینیم کلمه «حج» در مقابل «عمره» (که خود نوع دیگری از مناسک است) استعمال میشود؛ چه مضاف به بیت آمده باشد و چه مجرد از اضافه:
• در آیه شریفه میفرماید: ﴿إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ...﴾ (بقره/۱۵۸)
• در آیه دیگر میفرماید: ﴿وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ... فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِ...﴾ (بقره/۱۹۶)
بلکه لفظ «حج» به همان معنای مناسک معینه در مقابل عمره، در مواردی استعمال شده که حتی در کلام، تقابل لفظی با عمره هم ندارد؛ مثلاً: «الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ» (بقره/۱۹۷). معلوم است که عمره در تمام ماههای سال جاری است و این «حج» است که مخصوص ماههای معینی میباشد.
بنابراین، با توجه به اینکه کلمه «حج» از معنای لغوی نقل داده شده و غالباً در مقابل عمره استعمال میشود، چنانچه در کتاب یا سنت به نحو مطلق آورده شود، استظهارِ ارادهی «اعم از حج و عمره» بسیار مشکل است. لذا اگر ما باشیم و بخواهیم برای تعمیم از این وجه استفاده کنیم، این وجه عقیم میباشد.
طریق دوم: تمسک به قرائن خارجی (روایات)
حال که وجه اول عقیم شد، باید سراغ طریق دوم برویم؛ یعنی استفاده از «قرینه خارجی» برای تعمیم آیه شریفه.
در اینجا دو دسته روایت داریم: یک دسته از روایات هستند که قرینیت آنها را نفی خواهیم کرد، اما دسته دیگری از روایات وجود دارند که انشاءالله در جلسه آینده قرینیت آنها را برای تعمیم آیه شریفه تثبیت میکنیم.
و الحمد لله رب العالمين.