1405/06/23
بسم الله الرحمن الرحیم
نقد تقسیم اول آیتالله خویی (ره)/أقسام العمرة /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أقسام العمرة /نقد تقسیم اول آیتالله خویی (ره)
مسأله اول: تقسیم عمره
دیدگاه و تقسیمبندی امام خمینی(ره)
«تَنْقَسِمُ الْعُمْرَةُ كَالْحَجِّ إِلَى: وَاجِبٍ أَصْلِيٍ، وَعَرَضِيٍ، وَمَنْدُوبٍ»
بحث درباره تبیین اقسام عمره در مقابل حج است. حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) در متن تحریر الوسیلة به تبعِ سید یزدی در العروة الوثقی، در مقام بیان اقسام عمره میفرمایند: عمره «کَالْحَجِّ» همانند حج به دو قسم اساسی یعنی واجب و مندوب، و عمره واجب هم همانند حجِ واجب، به دو قسم اصلی و عرضی تقسیم میشود.
شکی نیست که مقصود از «واجب اصلی» این است که عمره همانند حج در طول عمر انسان، چنانچه مستطیع برای انجام عمره مفرده بشود، بر او واجب میشود؛ اگرچه تصور غالب افراد در جامعه این است که عمره یک عمل صرفاً مستحب است. ایشان میفرمایند (همانطور که انشاءالله بحث مفصل خواهیم کرد) عمره نیز مانند حج میتواند واجب به وجوب اصلی باشد؛ یعنی کافی است شخص، توانِ رفتن به عمره را داشته باشد، استطاعت مالی، طریقی و بدنی مهیا باشد.
و مقصود از «واجب عرضی» آن است که عمره در بعضی مواقع، همانند حج فینفسه بر شخص واجب نیست، چون شرایط وجوب بالاصاله برای او فراهم نشده است؛ لکن به یک سبب دیگری بر او واجب شده است؛ مثل نذر (فرد نذر کرده است که چنانچه فلان حاجت من برآورده بشود یا بچه من که مریض است صحت پیدا کند، من به عمره بروم). این میشود واجب عرضی.
و اما «مندوب»؛ یعنی اینکه شخص، عمره واجب را انجام داده است (مستطیع شده، توان رفتن به عمره را پیدا کرده، رفته و عمره را انجام داده است). همانطور که اگر شخص، حجةالاسلام را انجام داده باشد، تکرارِ حج، مندوب و مستحب است، كَذلِك اگر کسی عمره واجب را انجام داده باشد، تکرار عمره برای او میشود مندوب و مستحب. یا شخصی عمره تمتع انجام داده، از آن جهت که عمره تمتع کفایت از عمره مفرده میکند، بعداً اگر بخواهد عمره مفرده انجام دهد میشود عمل مستحب.
درست شد؟ طبق تقسیمی که حضرت امام مطرح کردند، عمره سه قسم میشود:
1. واجب اصلی
2. واجب عرضی
3. مندوب و مستحب.
دیدگاه و تقسیمبندی محقق خویی (ره)
محقق خویی (رضوان الله تعالی علیه) در مستند العروة الوثقی (تعلیقه و شرح العروة الوثقی) به نوع دیگری عمره را تقسیم میکنند.
أولاً: ایشان در ابتدا نمیگویند «تنقسم العمرة كالحج» و کلمه «کالحج» را از اول برمیدارند. ثانیاً: میفرمایند عمره چهار قسم میشود، نه سه قسم!
متن عبارت ایشان در المستند این است: «تَنْقَسِمُ الْعُمْرَةُ إِلَى أَقْسَامٍ: فَقَدْ تَكُونُ وَاجِبَةً بِالأَصْلِ كَالْحَجِّ، وَقَدْ تَجِبُ بِالْعَرَضِ بِنَذْرٍ وَشِبْهِهِ مِنْ إِجَارَةٍ وَنَحْوِهَا، وَقَدْ تَكُونُ مَنْدُوبَةً، وَقَدْ تَكُونُ غَيْرَ مَشْرُوعَةٍ»
دقت کنید! کلمه «کالحج» را در اول نیاورد تا بفرماید: «تنقسم العمرة كالحج إلى واجب اصلی و عرضی و مندوب»؛ بلکه «کالحج» را فقط بعد از واجب بالاصل آورد.
حالا این نکاتی دارد که عرض خواهم کرد. پس:
• کلمه «کالحج» را در اول نیاورد.
• فرمود گاهی هم عمره «غیرمشروعه» است (قسم چهارم).
مثلاً برای عمره غیرمشروعه مثال میزنند: «كَالْعُمْرَةِ الثَّانِيَةِ إِذَا أَتَى بِهَا قَبْلَ انْقِضَاءِ شَهْرٍ مِنَ الْعُمْرَةِ الأُولَى» البته میفرمایند: «بِنَاءً عَلَى اعْتِبَارِ الْفَصْلِ بِشَهْرٍ بَيْنَ الْعُمْرَتَيْنِ» شخصی عمره انجام داده است؛ از طرفی مرجع تقلید او میفرماید بین دو عمره باید یک ماه فاصله بشود، ولی فاصله نمیاندازد و دوباره اقدام به انجام عمره میکند، این عمره میشود «غیرمشروعه». بنابر اینکه ما فاصله یک ماه را بین دو عمره معتبر بدانیم؛ چون برخی میگویند فاصله ۱۰ روز کفایت میکند، برخی میفرمایند اصلاً فاصله لازم نیست و میشود امروز یک عمره انجام داد و فردا هم یک عمره دیگر، و بعضی میفرمایند فاصله ماه قمری لازم است؛ لذا شخص اگر در انتهای ماه قمری اقدام کرد، در اول ماه قمری بعدی هم میتواند اقدام کند.
یک مثال دیگر میزنند: «وَكَالْعُمْرَةِ الْمُفْرَدَةِ بَيْنَ عُمْرَةِ التَّمَتُّعِ وَالْحَجِّ» مثال دیگر برای عمره غیرمشروعه، عمره مفرده بعد از انجام عمره تمتع و قبل از اعمال حج است. شما اگر موفق بشوید به حج بروید، اول اقدام به عمره تمتع میکنید. وقتی عمره تمتع را انجام دادید، بین این عمره و اعمال حج، انجامِ عمره مفرده مشروع نیست.
بررسی و نقد دیدگاه محقق خویی (ره)
خب، در این تقسیمی که محقق خویی (رضوان الله تعالی علیه) مطرح کردند، تفاوتهایی با تقسیم حضرت امام هست:
1. تفاوت اول: اینکه کلمه «کالحج» را فقط بعد از «واجب بالاصل» میآورند، ولی حضرت امام «کالحج» را در همان ابتدا میآورند.
2. تفاوت دوم: اینکه قسم چهارمی را به اقسام عمره اضافه میکنند و آن عبارت است از «عمره غیرمشروعه».
در خصوص هر دو، ما سخن داریم و در حقیقت باید مقایسه کنیم کدام عبارت به واقع نزدیکتر است.
به نظر میرسد عبارت حضرت امام به واقع نزدیکتر است. چرا؟ چون تشبیه در کلام محقق خویی بین عمره و حج، فقط نسبت به «واجب بالاصل» صورت گرفته است؛ در حالی که عمره مثل حج، هم میتواند واجب بالاصل باشد، هم واجب بالعرض، و هم میتواند مندوب باشد. لذا کلمه «کالحج» یا باید در ابتدا بیاید (کما اینکه حضرت امام به تبع سید یزدی در اول آوردند) یا در انتهای هر سه بیاید؛ یعنی بفرمایید: «تنقسم العمرة إلى واجب اصلی و عرضی و مندوب كالحج». این نکته اول.
و اما نکته دوم، نسبت به قسم چهارمی که اضافه کردند، یک نقدی متوجه سید محقق خویی است.
و آن نقد این است که «غیرمشروعة» به این معنایی که آقای خویی فرمودند، نمیتواند قسمی در مقابل واجب و مندوب باشد! چرا؟ چون با توضیحی که سید محقق خویی میدهند، مقصودشان از عدم مشروعیت، عدم مشروعیت وضعیه است (یعنی باطل). وگرنه اگر کسی در فاصله کمتر از یک ماه عمره دوم انجام بدهد، حرام تکلیفی انجام نداده، نهایتش این است که این عمره باطل است. و اینکه «حکم وضعی» را قسمی در قبال «احکام تکلیفی» قرار بدهیم، قابل قبول نیست!
مضافاً بر اینکه حضرت امام به تبع سید یزدی در مقام تبیین اقسام عمره صحیحه هستند و نسبت به عمره باطله نظری ندارند.
بله، سید محقق خویی بعد از اینکه میفرمایند «غیر مشروعة»، میتوانستند این کلمه را طوری تفسیر کنند که قسمی برای اقسام قبلی قرار بگیرد. مثلاً چه میگفتند و چه مثالی میزدند؟ میتوانستند مثال به عمرهای بزنند که حرمت تکلیفی دارد (نه اینکه سفر معصیت باشد، بلکه خودِ عمره حرام باشد)؛ مثل اینکه بفرمایند: أن يأتي المكلف بالعمرة مبدعةً. یعنی چه؟ یعنی شخص اقدام به انجام عمره در فاصله کمتر از یک ماه (چنانچه قائل به فاصله یک ماه باشیم) بکند، با اعتقاد به مشروعیت این عمره! این عمره چه میشود؟ میشود حرام تکلیفی؛ کما اینکه اگر حجی را که واجب نیست فرد به عنوان واجب انجام دهد، یا حجی که مستحب نیست به عنوان مستحب انجام دهد، چون با اعتقاد به استحباب یا وجوب انجام داده، میشود «حجّ مُبْدَع» (یعنی بدعت) و این میشود یک حج حرام.
فعلى هذا، بله، حرمت تکلیفی پیدا میکند و مصداق بدعت میشود. پس بهتر است در تقسیم آن بگوییم: «تَنْقَسِمُ الْعُمْرَةُ كَالْحَجِّ إِلَى أَقْسَامٍ: الأَوَّلُ: الْوَاجِبُ بِالأَصْلِ، الثَّانِي: الْوَاجِبُ بِالْعَرَضِ، الثَّالِثُ: الْمَنْدُوبُ، الرَّابِعُ: الْمُحَرَّمَةُ (که تفسیرش عمره مبدَعه است).
تقسیم دوم محقق خویی در مناسک الحج
علاوه بر این، یک تقسیم دیگری هم سید محقق خویی در کتاب مناسک الحج دارند. در مناسک الحج میفرمایند: «الْعُمْرَةُ كَالْحَجِّ»؛ اینجا کلمه «کالحج» را در همان ابتدا میآورند (خوب دقت کنید، این نکته دارد!): «فَقَدْ تَكُونُ وَاجِبَةً، وَقَدْ تَكُونُ مَنْدُوبَةً، وَقَدْ تَكُونُ مُفْرَدَةً، وَقَدْ تَكُونُ مُتَمَتَّعاً بِهَا»
یعنی عمره مثل حج چند قسم است:
1. واجب است (دیگر اصلی و عرضی را نمیفرمایند، یعنی اصلی و عرضی در دل آن خوابیده است).
2. مندوب است.
3. و در واقع یک تقسیم دوم را ارائه میدهند از جهت دیگر: این عمره یا عمره مفرده است یا عمره تمتع.
توجه کنید! باید ببینیم آیا نظر محقق خویی از این تقسیم دوم (چون تقسیم اول را بحث کردیم) این است که میخواهند بفرمایند «عمره به صورت قِران امکان تحقق ندارد» یا چیز دیگری میخواهند بفرمایند؟ و اگر نظرشان این است که عمره فقط دو قسم است (مفرده و تمتع) و قِران ممکن نیست، آیا این فرمایش اصلاً درست است یا درست نیست؟ که بعد در آخر نتیجه بگیریم تقسیم صحیح جامع برای اقسام عمره کدام است.
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ