« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1405/06/22

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمات/أقسام العمرة /كتاب الحج

 

موضوع: كتاب الحج/أقسام العمرة /مقدمات

 

عن علی بن ابراهیم، عن ابیه، عن حماد بن عیسی، عن القداح، عن ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «مَنْ سَلَكَ طَرِيقاً يَطْلُبُ فِيهِ عِلْماً سَلَكَ اللَّهُ بِهِ طَرِيقاً إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِنَّ الْمَلائِكَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْمِ رِضاً بِهِ، وَإِنَّهُ يَسْتَغْفِرُ لِطَالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَمَنْ فِي الأَرْضِ حَتَّى الْحُوتُ فِي الْبَحْرِ، وَفَضْلُ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ كَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلَى سَائِرِ النُّجُومِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ، وَإِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الأَنْبِيَاءِ»

خداوند متعال را شاکر هستیم که این توفیق را به ما عنایت کرد؛ استمرار حیات و ادامه زندگی و این‌که بتوانیم یک سال تحصیلی دیگرِ حوزه را درک بکنیم. چه بسا افراد زیادی در سال گذشته بودند و سال تحصیلی گذشته را درک کردند، اما امسال دیگر توفیق درک سال تحصیلی را نداشتند. لذا باید خدا را شکر کرد.

در نماز، به‌خصوص نماز صبح، در سجده شکری که انجام می‌دهید، یک متعلق شکرمان را همین توفیق حیات و ادامه امکان حضور در درس و بحث قرار بدهیم. وجه شکر خیلی روشن و معلوم است؛ افراد و اشخاص بسیاری هستند در همین حوزه، ولی به هر دلیلی موفق به حضور در مجالس درس نمی‌شوند.

در جلسه امروز من مقدمتاً لازم می‌بینم چند نکته را عرض کنم تا ان‌شاءالله خداوند توفیق بدهد و در جلسات بعد بحث‌ها را ادامه بدهیم.

نکته اول: اشاره به حدیث شریف و حقیقت مسیر علم

نکته اول در خصوص همین حدیثی است که عرض کردم از حماد بن عیسی، عن القداح، عن ابی‌عبدالله (ع) که حضرت از رسول مکرم اسلام نقل می‌کنند که: «مَنْ سَلَكَ طَرِيقاً يَطْلُبُ فِيهِ عِلْماً...». در این حدیث حتی نفرمود «مَنْ تَعَلَّمَ»، بلکه فرمود «مَنْ سَلَكَ طَرِيقاً»؛ کسی که راهی را ببپیماید برای کسب علم، خداوند در ازای آن راهی را به سمت بهشت برای او باز می‌کند. لذا نفس حرکتی که ما از خانه انجام می‌دهیم به سمت مجلس درس و بحث، استحباب دارد؛ استحباب نفسی دارد، تا چه رسد به حضور در خودِ مجلس درس. حتی اگر در مجلس درس و بحث شرکت بکنیم و فرض بگیریم چیزی هم گیرمان نیامده باشد، باز چیزی از دست نداده‌ایم.

روی همین جهت است که نقل می‌کنند روزی در درس آیت‌الله‌العظمی بروجردی (رضوان الله تعالی علیه)، بزرگواری که سالیان متمادی در درس آقا شرکت می‌کرده، به فکرش می‌رسد که تا کی ما باید این درس را بگیریم؟ لذا در درس، خطاب به آیت‌الله‌العظمی بروجردی می‌گوید: «آقا! مقصد کجاست؟ تا کی باید درس بخوانیم؟» نقل می‌کنند آیت‌الله بروجردی ناراحت می‌شوند، تاملی می‌کنند و ساکت می‌شوند. بعد سرشان را بالا می‌آورند و با حالت خاصی می‌فرمایند: «من تعجبم از این است که عده‌ای می‌گویند مقصد کجاست! مقصد همین‌جاست، مقصد همین حضور شماست. نفس حضور شما مقصد است، چون حضور شما در این مجلس خودش عبادت است».

مگر در آن حدیث دیگری از امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) نقل نشده که می‌فرمایند: «تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ... فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ حسَنَةٌ، وَمُدَارَسَتَهُ تَسْبِيحٌ، وَالْبَحْثَ عَنْهُ جِهَادٌ، وَتَعْلِيمَهُ لِمَنْ لَا يَعْلَمُهُ صَدَقَةٌ». بشتابید به سمت علم و از فراگیری غفلت نکنید؛ چرا که یادگیری علم حسنه است. همون چیزی که در ادعیه قنوت از آیه شریفه استفاده می‌کنید: ﴿رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً﴾. در طواف هم یکی از ادعیه‌ای که خیلی توصیه شده همین آیه شریفه است که تقاضا می‌کنیم حسنه دنیا و آخرت را. امیرالمؤمنین می‌فرماید تعلمِ علم، حسنه است. مدارسه و دنبال کردنش تسبیح حضرت اقدس اله است، بحث درباره یک موضوع علمی جهاد فی سبیل الله است، و تعلیمش به سایرین صدقه است.

روی همین جهت بود که آقای بروجردی (رضوان الله تعالی علیه) ناراحت شدند و فرمودند من تعجب می‌کنم از کسانی که سؤال می‌کنند مقصد کجاست؛ مقصد همین‌جاست. نفس حضور شما در این جلسه مقصد است؛ چرا که حضورتان عبادت است، عبادتی که تعلم آن حسنه و مُدارسه آن تسبیح است.

در ادامه فرمایش رسول‌الله می‌فرماید: «وَإِنَّ الْمَلائِكَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْمِ رِضاً بِهِ»؛ می‌گوید وقتی کسی به سمت علم حرکت می‌کند، ملائکةالله «خفض جناح» می‌کنند در مقابل او و بال‌هایشان را پهن می‌کنند و وضع می‌کنند (یعنی به زمین می‌زنند).

«خفض جناح» چیست آقا؟ حالا این‌ها کنایه است دیگر. در جایی من دقت می‌کردم ببینم خفض جناح را چطور تفسیر می‌کنند؛ در لغت این‌طور تفسیر کرده بودند که عرب «خفض جناح» را زمانی می‌گوید که شخص کمال تواضع را نسبت به دیگری اظهار کند؛ یعنی دیگر از آن بهتر نشود تواضع و خضوع کرد.

لذا مثال می‌زنند و می‌گویند آقا! کبک وقتی صیاد دنبالش می‌کند، خفض جناح می‌کند. صیاد دنبال کبک می‌کند، در زمستان هم غالباً دنبال می‌کنند تا این کبک‌ها را بگیرند. می‌گویند وقتی صیاد نزدیک کبک می‌شود، سرش را می‌برد تو؛ بال‌هایش را هم پهن می‌کند. خب تصور اولیه این است که این حیوان نمی‌فهمد و خیال می‌کند اگر سرش را ببرد تو برف و جایی را نبیند، صیاد هم او را نمی‌بیند و ولش می‌کند و می‌رود! نه، این حرف نیست؛ سرش را می‌برد تو برف و بال‌هایش را هم پهن می‌کند و به صیاد می‌گوید من تسلیم محضم، خفض جناح کردم؛ چرا که دو ابزار برای فرار از دست تو داشتم: یکی پاهایم که نیاز به چشم دارد و نمی‌توانم بدون چشم فرار کنم، دوم هم بال‌هایم که آن را هم پهن کرده‌ام.

حالا در این حدیث می‌فرماید ملائکةالله در قبال کسی که «سَلَكَ طَرِيقاً إِلَى الْعِلْمِ»، خفض جناح می‌کنند؛ یعنی تواضع می‌کنند. ملائکةاللهِ مقرب عندالله با تمام قرب الهی که دارند، در مقابل کسی که دنبال علم می‌رود تواضع می‌کنند، آن هم از باب «رِضاً بِهِ»؛ یعنی اظهار رضایت و خوشحالی می‌کنند.

و نکته دیگرش این‌که پیامبر می‌فرماید برای کسی که در مسیر علم قرار گرفته است: «يَسْتَغْفِرُ لِطَالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَمَنْ فِي الأَرْضِ حَتَّى الْحُوتُ فِي الْبَحْرِ»؛ همه برایش طلب غفران الهی می‌کنند. خب کی ما دیگر از این بهتر می‌خواهیم؟ چی می‌خواهیم؟ مسیر مشخص است، اما البته بشرطها و شروطها؛ شرطش این است که منِ گوینده که به این بحث می‌آیم، قدمی که برمی‌دارم فقط برای رضای او باشد و هیچ شائبه دیگری در آن نباشد. شمایی هم که به این بحث تشریف می‌آورید فقط برای رضای الهی باشد و هیچ شائبه دیگری در آن نباشد. خالصش کنیم، پاکش کنیم، آن وقت ببینیم چه برکاتی بر بحثمان مترتب می‌شود.

خلوص حضوری آخوند خراسانی با خلوص حضوری شاگردانش موجب شد از آن مجموعه بحث شیخ انصاری و آخوند خراسانی، صدها مجتهد به جامعه تحویل داده بشود؛ آن هم مجتهدینی که برخی از آن‌ها صاحب‌مدرسه (منظورم مکتب علمی و صاحب‌مبنا بودن است) شدند. از دست آقای آخوند کی‌ها آمدند؟ آقا ضیاءالدین عراقی، آقا سید ابوالحسن اصفهانی، آقا سید کاظم یزدی، آشیخ عبدالکریم حائری... چقدر اسم بیاوریم؟ چه فحولی از آن مجموعه آمدند به جامعه و خیلی از این‌ها صاحب‌مبنا و صاحب‌مدرسه شدند.

چرا این‌طور شد؟ چون خلوص آقای آخوند که گوینده بود و خلوص حضور شاگردانش که شنونده بودند، این نتیجه را داد.

این حدیث هم که می‌فرماید خفض جناح می‌کنند، نه برای این است که کسی بیاید برای تفریح؛ جای درس که جای تفریح نیست! یا برای جهات دیگر... نه، برای رضای خدا و برای رسیدن به قله فقاهت؛ آن هم قله فقاهتی که باری از روی دوش بردارد و وسیله و ابزاری شود برای حل مشکلات فقهی جامعه. اگر چنین کنیم، شک نکنید برای شش سال دیگر یا هفت سال دیگر، اگر حیات داشته باشیم و زنده باشیم، از این مجموعه، تعداد زیادی مجتهد می‌شود به جامعه معرفی کرد. من هیچ شکی در این ندارم که برای هفت سال دیگر اگر حیاتی باشد، تعداد زیادی مجتهد می‌توانیم به جامعه امروز معرفی کنیم.

خب، این نکته اول که گفتیم تیمن و تبرکی در بحث و حدیث بشود و شروع جلسه ان‌شاءالله با این حدیث و کلام رسول محترم اسلام باشد.

نکته دوم: شرایط خاص امسال و مسئولیت حوزه

نکته دوم این است که برادران، اعزّه! شروع امسالِ تحصیلی ما یک تفاوت مهمی با شروع سال‌های تحصیلی گذشته دارد و آن تفاوت این است که بر اثر تجاوز دشمنِ عنودِ دیرین و کینه‌ای انقلاب و اسلام، رهبر عزیز و مجاهد ما به شهادت رسیدند، فرماندهان لشکر و سپاه اسلام به شهادت رسیدند، برخی دیگر از مسئولین نظام به شهادت رسیدند و بسیاری از مردم عزیز ما، اعم از کودکانی مثل بچه‌های مدرسه میناب، یا میان‌سالان و کهنسالان، اعم از زن و مرد به شهادت رسیدند. سال گذشته مثل همین ایام، ما از نعمت وجودی رهبر مجاهد و عزیزمان برخوردار بودیم اما امسال این نعمت را از دست داده‌ایم. اگرچه شهادت از منویات آن رهبر عزیز بود؛ یعنی اگر کسی به‌خصوص در این اواخر آقا را می‌دید، حس می‌کرد ایشان شهید خواهد شد. من آخرین دیداری که خدمتشان رسیدم، بعد که آمدم به خانواده خودم گفتم احساسم این است که آقا شهید می‌شود.

رهبر نمونه‌ای بود؛ رهبری بود که سیاست را در دیانت و دیانت را در سیاست ممزوج کرد. رهبری بود که وقتی رؤسای کشورهای بزرگ به دیدارش می‌آمدند، تعابیری را به کار می‌بردند که به ذهن ماها نمی‌آمد. وقتی پوتین رئیس‌جمهور روسیه می‌آید به دیدار آقا و برمی‌گردد، چه تعبیری دارد؟ می‌گوید: «من روح مسیح را در او متجلی دیدم!» خیلی نکته است؛ یعنی یک سیاستمدار که با دید سیاست به رهبر ما نگاه می‌کرده، وقتی در محضر ایشان حاضر می‌شود می‌آید این مطلب را می‌گوید. دیانت در سیاست و سیاست در دیانت ممزوج شده بود. چنین رهبری را از دست داده‌ایم. حالا در این مجال نیست در این خصوص فعلاً صحبت کنیم و به مناسبت‌هایی ان‌شاءالله اگر شد عرض خواهیم کرد. در هر صورت این رهبر را از دست دادیم؛ رهبری که یقیناً دوست داشت افتتاح این مجموعه‌ای را که من و شما الان در آن حاضر شده‌ایم و نشسته‌ایم، خودش انجام بدهد. چون طبق فرمایش اعضایی که آمدند و خدمتشان بوده‌ایم، مکرر آقای شهید این مدرسه را دنبال می‌کرد که به کجا رسید. حتی تعبیری که یکی از حضرات به کار برد این بود که در این اواخر آقا فرموده بودند: «اگر احساس می‌شود که دیر می‌شود، من خودم حضوری حرکت کنم و بیایم ببینم.» ببینید چقدر اهمیت می‌دادند و به این مدرسی که امروز به عنوان مدرس شهید و امام شهید شناخته شده است، اهتمام جدی داشتند.

خب، اهتمام ایشان به سامان یافتن اینجا، «باقیات و صالحات» خواهد شد برای این بزرگوار از یک طرف؛ و ما هم در قبال این اهتمام و این خدمتی که امروز این بزرگوار به این جامعه حوزوی کرده، مدیون شده‌ایم از طرف دیگر. امروز عزیزان! بهانه‌ای وجود ندارد. امکانات فراهم است و مانعی برای تحقیق و تدریس و تدرس وجود ندارد. بله، من قبول دارم مشکلات معیشتی برای طلبه‌های ما رنج‌آور است؛ یک حقیقتی است و ما داریم داد می‌زنیم. ان‌شاءالله این هم حل می‌شود، این هم به لطف خدای متعال و به برکت وجود رهبر عزیز جدیدمان حل خواهد شد. اما ما مدیونیم برادران! در مجموعه‌ای آمده‌ایم که چشممان می‌افتد به گنبد حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) و یقیناً رهبر شهید دوست داشت خودش افتتاح اینجا را ببیند.

خب، این از یک طرف؛ از طرف دیگر امسال که سال شروع تحصیلی ماست، یک تفاوت دیگری هم وجود دارد و آن این است که در حالی سال تحصیلی را شروع می‌کنیم که رهبریِ رهبر عزیزمان حضرت آیت‌الله آقای آسید مجتبی خامنه‌ای حفظه الله به جامعه اسلامی ما ابلاغ شد.

و ابلاغ رهبری ایشان... چون من همیشه از این لفظ استفاده می‌کنم و می‌گویم نه تعیّن و نه انتصاب؛ برای مجلس خبرگان رهبری یک کشفی صورت می‌گیرد و بیش از این هم نیست. تعیین و نصب و انتخاب و این‌ها هیچ‌گونه در کار نیست؛ یک کشفی صورت می‌گیرد که این شرایط در این بزرگوار وجود دارد و نهایت کاری که باید بکنند، ابلاغ به مردم است که: «ایها الناس! ایشان ولی فقیه است.» نه اینکه ما او را ولی فقیه قرار داده باشیم؛ ولی فقیه کسی است که ولایتش را خدا داده و هیچ‌کسی در ولایت ولی فقیه دخیل نیست، خود خدا و رسول‌الله دخیل هستند. ولی فقیه معنایش این است؛ یک ولایتی است که از طرف خداوند متعال داده شده است. خب الحمدلله رب العالمین مواجه هستیم با ابلاغ رهبری معظم‌له که حالا در یک فرصت مناسب، در مناسبت‌های ان‌شاءالله آتی در خصوص ایشان هم صحبت خواهیم کرد.

اما از طرفی شک نداریم در اینکه ایشان از مساعدت به ما حوزویان به هیچ عنوان دریغ نخواهند کرد؛ در این یک ذره شک نداریم، به‌خصوص که متوجه وضعیت فعلی حوزه هم هستند. رکودی که بخواهیم یا نخواهیم حاکم شده، باید حوزه از این وضعیت دربیاید.

اگر بخواهیم مساعدتی به رهبر معظم انقلاب داشته باشیم... چون ببینید آقا! من بارها به کسانی که آمدند خدمتشان بودم و صحبت شده گفتم: دو عامل از نگاه حقیر موجب پذیرش این امر توسط رهبر عزیز ما شد:

    1. توکل تام بر خدا

    2. یقین به امداد غیبی امام زمان (عج).

وگرنه ما خودمان را جای ایشان بگذاریم؛ در حالی که پدر ما که رهبر این امت بود شهید شد، همسر ما شهید شد، خواهر ما شهید شد، داماد ما شهید شد، ده‌ها فرمانده اصلی این مملکت که کارآمدی مستقیم در وسط این نظام اسلامی داشتند شهید شدند... حالا می‌آیند به شما می‌گویند آقا! یک کشتی در یک طوفان متلاطم که تمام سعی دشمنان این است که این کشتی را غرقش کنند، باید بسپاری به شما تا سکانداری کنی! شما بگویید، اگر کسی توکلش بر خدا قوی نباشد و یقین به امداد و الطاف امام زمان نداشته باشد، می‌پذیرد؟ واقعاً نمی‌شود پذیرفت. خب، ایشان پذیرفتند. ما چه کنیم؟

از نگاه حقیر که شما هم احتمالاً تأیید می‌کنید ان‌شاءالله بهترین راه برای همراهی و یاری رساندن به رهبری عزیز فعلی این است که ما مُلّا بشویم، عالم بشویم، مجتهد بشویم تا بتوانیم در عرصه ترویج احکام‌الله، چه در مناصب حاکمیتی و چه در خارج از مناصب حاکمیتی، کمک‌کار این بزرگوار در جامعه و ادا کننده این دَین باشیم. برادران! کوتاهی نکنید. باید تمام همّ و غمّمان را بگذاریم برای اینکه در این مسیر تلاش کنیم و کار علمی انجام بدهیم.

غرض از درس خارج و امکان اجتهاد

نکته دیگر اینکه ببینید، برخی همان‌طور که اشاره هم کردم می‌گویند: «آقا! ما تا کی باید درس خارج برویم؟» از مجموعه خارج ما که الان الحمدلله عمدتاً افاضل جوانی هستید، کمتر این سؤال را مطرح می‌کنید، ولی برخی هم هستند که ممکن است بگویند چند سال قرار است درس خارج داده شود و تا کی باید درس خواند؟

عرض می‌کنم ببینید، غرض از درس خارج را باید بفهمید چیست. غرض از درس خارج این است که انسان شیوه ورود و خروج به مباحث علمی، نقد و نظر، و نتیجه‌گیری مستحکم را از استادش یاد بگیرد، از مباحثه‌گر یاد بگیرد، از کسی که با او بحث می‌کند یاد بگیرد. غرض اصلی این است؛ بنا نیست فقط مطالب را حفظ کنیم. اگر بنا به حفظ باشد که برخی از نوشته‌های تلخیصی بود دیگر! تلخیص نوشته شده بود، بعد از تلخیص هم شد نموداری، بعد هم این نموداری‌ها شد فلش‌کارت، بعد هم ساندویچی آماده که حفظ کن! آن را که راحت می‌شود حفظ کرد و نیازی به درس ندارد.

نه! غرض از درس خارج این است که ما برسیم به قله رفيع اجتهاد. تمام تلاش خودمان را در این مسیر باید به کار ببندیم. حالا نهایتاً اگر نرسیدیم، چیزی را از دست نداده‌ایم. البته من معتقدم کسی همت کند، امکان ندارد نرسد. چرا؟ تمام این مجموعه دوستانی که الان در همین جلسه هستند، اعتقادم این است که همه می‌توانند مجتهد قطعی بشوند. دلیل چیست؟ دلیل این است که استعداد همه من و شماها از گذشتگان بیشتر است! استعداد همه من و شما از شیخ انصاری بیشتر است، شک نکنید!

استعداد امروزی‌ها از گذشتگان بیشتر است و این طبیعت قضیه است. شما ببینید یک بچه‌ای که الان در ابتدایی داریم، ریاضیاتی که برای مدارس ابتدایی الان می‌گذارند با ریاضیاتی که زمان ما می‌گذاشتند اصلاً از زمین تا آسمان متفاوت است. این دلیل بر این است که استعداد رفته بالا. اگر آن ریاضیات را در گذشته می‌گفتند ما هنگ می‌کردیم، اما الان بچه می‌بینید خیلی راحت حلش می‌کند و پیش می‌رود. لذا استعداد من و شما شک نکنید از گذشته بسیار بیشتر است.

امکاناتی هم که برای تحصیل برای من و شما وجود دارد، بلا شک از گذشتگان بیشتر است. کتاب‌های آقا شیخ اعظم انصاری، مجموع کتاب‌هایی که در کتابخانه‌اش بود برید بپرسید چقدر بود؟ آقا ضیاءالدین عراقی را می‌گویند یک قفسه کتاب داشت! یک قفسه بیشتر نبود، چون امکانات نبود که نگه دارند، تازه پولش هم اگر بود که بخرند، کجا می‌خواستند این‌ها را نگه دارند؟ اما الان آقا! شما دیگر از لپ‌تاپ گذشته، با گوشی همراهتان هر جای این دنیا بروید نمی‌توانید بگویید من کتاب ندارم. من این را بارها گفتم (شاید سال قبل هم گفته باشم در جمع شما عزیزانی که بودید) که اگر آن زمان به شیخ اعظم انصاری می‌فرمودند: «شیخنا! یک زمانی می‌آید که یک طلبه می‌رود سر درس، ۱۰ هزار جلد کتاب با خودش می‌برد! ۳۰ هزار جلد کتاب می‌برد!»، شیخ می‌فرمود: «آقا! ظاهراً تو تکلیف نداری، چون عقلت را از دست داده‌ای! می‌فهمی چه داری می‌گویی؟ مگر می‌شود کسی ۱۰ هزار یا ۱۰۰ هزار جلد کتاب را با خودش ببرد و بیاورد؟» واقعاً تصورش نمی‌شد!

طلبه در گذشته اگر خودش، بچه‌اش یا خانواده‌اش خدای نکرده بیمار می‌شد، مکافات بود؛ یا باید منتظر می‌شد که بمیرد یا با چه مشکلاتی به سمت مداوا می‌رفتند، چون نداشتند. شما بروید زندگی آقای بروجردی را ببینید؛ سه تا فرزند بزرگ از دست می‌دهد در مریضی‌های مختلف. اصلاً شما زندگی صاحب جواهر یا بزرگان دیگر را ببینید، کمتر کسی هست که یک عزیزی را به خاطر مریضی از دست نداده باشد. این یا به خاطر عدم امکانات مالی بود یا دکتری وجود نداشت. اما الان الحمدلله به برکت خون هزاران شهید و عنایت رهبر شهیدمان و لطف رهبر جدیدمان، بیمه طلبه‌ها برقرار است. این نعمت، نعمت بزرگی است آقا! نعمت کوچکی نیست.

لذا امکانات فراهم است؛ شما اگر بخواهید امروز کتابی را دریافت کنید، به ثانیه نمی‌کشد. گاهی کتاب‌های جدیدی که برای من مثلاً از مصر یا جای دیگر می‌فرستند، یک دقیقه نمی‌رسد که کتاب از آن سر دنیا به دستت می‌رسد. کجا این امکانات در اختیار گذشتگان بود که امروز در اختیار من و شماست؟

لذا غرض از درس خارج این است که ما برسیم به این قله؛ قله فقاهت که به آن نیاز داریم برادران. امروز کم داریم، مجتهد کم داریم. چند سال قبل یکی از مراجع عظام در ابتدای درس خارجش فرموده بود: «امروز اگر طلبه‌ای بتواند مجتهد بشود، واجب عینی است بر او که در این مسیر حرکت کند.» این کفایه چیست آقا؟ کدام کفایه؟ چقدر باید وقت هزینه کنید و کار بکنید؟

خب، صحبتی که مطرح است این است که چطور تا پنج، شش، یا هفت سال دیگر ما می‌توانیم مجتهد بشویم؟ همه‌مان هدفمان را باید این قرار بدهیم، غرض ما این است. می‌شود؟ بله، می‌شود.

تعیین موضوع و کتب اصلی و مراجعاتی:

در فقه از اول «اقسام العمرة» (کتاب الحج) شروع می‌کنیم. متن اصلی فقه، «تحریر الوسیله» حضرت امام است. اما متن فرعی هم در کنارش داریم «مناسک حج» آقای خویی (چون می‌خواهیم فتاوا را مقایسه و بررسی کنیم). لذا هم متن اصلی تحریر شد، هم متن فرعی مناسک حج و عروة الوثقی سید کاظم یزدی در کنار این‌ها، تقریرات حج که اساتید تمهیدی کار می‌کنند «کتاب الحج» آقای شاهرودی بزرگ (استاد محمود شاهرودی بزرگ)،«کتاب الحج» آقای محقق داماد، و «مصباح الهدای» آشیخ محمدتقی آملی (یک جلد مشخص که آقایان ارائه دادند).

ان‌شاءالله که بتوانیم بین آقایان کسانی را پیدا کنیم که تقریر حج را انجام دهند؛ یعنی این مباحث را تقریر کنند. به عربی تقریر کنید، فارسی را ول کنید! کار کنید و هم عربی‌تان قوی بشود. الان که الحمدلله ابزار زیاد است؛ روی فارسی بنویسید، بدهید به عربی تبدیل کند و بعد شما روی آن متن عربی کار کنید! اشکالی ندارد. اینکه می‌گویم امکانات زیاد شده همین است؛ شما متن فارسی را بدهید به چت‌جی‌پی‌تی یا ابزارهای دیگر که الان زیاد است، به عربی برمی‌گرداند. حالا آن برای عربی خودش می‌کند، اما شما روی آن عربی بروید به سمت تقریر. آقای مجیدی هم قول می‌دهند که به بهترین تقریر یک جایزه خیلی خوب تعلق بگیرد! (حالا اسمش را نمی‌آوریم... از طرف بنده یک دوره «القواعد الفقهیة»).

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo