هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
1404/11/12
بسم الله الرحمن الرحیم
وجوب ادای تلبیه به عربی صحیح و حکم عاجز از آن/أحكام المواقيت /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /وجوب ادای تلبیه به عربی صحیح و حکم عاجز از آن
مسئله هشتم: وجوب ادای تلبیه به عربی صحیح و حکم عاجز از آن
مسئله هشتم این است که میفرمایند: (مسألة 8): يجب الإتيان بها على الوجه الصحيح بمراعاة أداء الكلمات على القواعد العربيّة، فلايجزي الملحون مع التمكّن من الصحيح ولو بالتلقين أو التصحيح، ومع عدم تمكّنه فالأحوط الجمع بين إتيانها بأيّ نحو أمكنه وترجمتها بلغته، والأولى الاستنابة مع ذلك. ولا تصحّ الترجمة مع التمكّن من الأصل.
والأخرس يشير إليها بإصبعه مع تحريك لسانه، والأولى الاستنابة مع ذلك، ويُلبّى عن الصبيّ غير المميّز.. [1]
در این مسئله چند فرع مطرح میشود:
فرع اول: حکم ادای تلبیه با لهجه غیر عربی
فرع اول در خصوص این است که آیا شخصی که با لهجه غیر عربی خودش اقدام به گفتن تلبیه میکند صحیح است یا صحیح نیست؟ مثلاً لهجه ترکی دارد، لهجه فارسی غیر عربی دارد، لهجه چینی دارد و امثالهم. آیا چنین شخصی که با لهجه غیر عربی تلبیه را میگوید صحیح است یا صحیح نیست؟
در این خصوص لازم است در دو مقام بحث بشود:
مقام اول: فرد متمکن از ادای عربی
مقام اول در خصوص آنجایی است که فرد متمکن از تلبیه به نحو عربی هست و میتواند با حفظ قواعد عربی اقدام به تلبیه نماید. و مقصود از تمکن این است که ولو با تلقین، که یک نفر تلبیه را با لهجه عربی بگوید و این تکرار نماید، و یا تصحیح، تمکن از اینکه تلبیه را به لهجه عربی و لسان عربی بگوید دارد. در اینجا شکی نیست که چنانچه شخص متمکن از گفتن تلبیه به صورت عربی ولو به نحو تلقین باشد، نمیتواند اقدام به تلبیه به غیر لهجه عربی بنماید.
دلیل بر این مطلب این است که وقتی در روایات ما صورت تلبیه را امام به همان لسان عربی بیان میکند، ظاهرش این است که میخواهد بفرماید شما باید تلبیه را با همین کیفیت ارائه بکنید. و در حقیقت بیان امام اطلاق دارد در اعتبار تلبیه با همین صورتی که ارائه میشود؛ چه شخص عرب باشد و چه شخص عجم باشد. لذا اگر تمکن دارد که با لغت عربی تلبیه را بگوید، بر اساس آنچه که تعیین کیفیت تلبیه کردهاند، باید شخص به همان لسان عربی و با لهجه عربی آن را ارائه بدهد. چنانکه در قرائت صلات و نماز هم همینطور است.
مقام دوم: فرد غیر متمکن از ادای عربی و بحث استنابه
اما صورت دوم و مقام دوم این است که شخص تمکن از اینکه بتواند تلبیه را با زبان عربی و حفظ قواعد عربی ارائه بدهد و بر زبان جاری کند ندارد، حتی به صورت تلقین هم نمیتواند. آیا در اینجا هم شخص نمیتواند اقدام به تلبیه کند و باید حتماً کسی را جهت اینکه تلبیه را ارائه کند استنابه نماید و نایب بگیرد، یا نه به هر نحوی که میتواند اقدام به انجام تلبیه کند؟ حتی میتواند از ترجمه تلبیه هم به زبان خودش استفاده بکند و نهایتاً مستحب است که فردی را بعد از اینکه خودش تلبیه را به زبان خودش یا به هر نحوی ارائه کرد، نایب بگیرد که از جانب او تلبیه بگوید. در هر صورت این مسئله مطرح است که سه وجه قابل بیان است:
یکی اینکه با همان وجه غلط عربی که بلد است بگوید؛
یکی اینکه با همان صورت لهجه و زبان خودش هم بگوید و احتیاطاً فردی را هم نائب بگیرد؛ یا اینکه نه، به هر نحوی که میتواند به لهجه عربی ولو غلط تلبیه را بگوید؛
یا اینکه بین گفتن تلبیه به عربی و نیز گفتن آن به همان فارسی، ترکی و زبان دیگر جمع بکند. این مسئلهای است که باید مورد بحث و بررسی قرار بگیرد.
قاعده مقتضی در مسئله نیابت
برای تحقیق مسئله شکی نیست در اینکه اصل، استنابه و نائب گرفتن شخصی جهت انجام عمل خلاف قاعده است. و مقتضای اطلاق ادله آن است که عملی را که شخص مخاطب به آن عمل قرار گرفته است، خودش انجام بدهد، الا اذا ثبت جواز النیابة. مگر اینکه به دلیل ثابت شود که در اینجا میتوانید شما نایب بگیرید. باید بررسی کنیم و ببینیم که آیا نیابت گرفتن در مانحنفیه جایز است یا جایز نیست.
ضرورت بررسی روایات باب
برای تحقیق در این مسئله و بررسی اینکه حکم در مانحنفیه، نیابت جایز است یا جایز نیست و اساساً اگر کسی نتواند تلبیه را درست اقامه کند چه حکمی دارد، نیازمند به این است که ما روایاتی را که در این باب وارد شدهاند مورد بررسی دقیق قرار بدهیم. ممکن است کسی بگوید که خب قاعده میسور در مانحنفیه راه گشاست، به این صورت که این قاعده میفرماید هر عملی از اعمال حج را که تمکن داشتید از انجامش، انجام بدید؛ هر عملی را که نتوانستید، تکلیف شما نسبت به سایر اعمال ساقط نیست. «المیسور لا یسقط بالمعسور». جواب آن روشن است از مباحث گذشتهای که ما داشتیم و در بحث قاعده المیسور هم مطرح کردهایم اساساً قاعده المیسور قاعده معتبری نیست و ما نمیتوانیم با استناد به قاعده المیسور اثبات بکنیم اعتبار سایر اعمال را بدون گفتن تلبیه و بدون اینکه کسی را در مسئله نایب بگیریم.
برای تحقیق، خوب شایسته این است که روایاتی را که در این باب وارد شدهاند انشاءالله مورد بررسی قرار بدهیم.
روایات
و روایات متعدد هستند.
یکی از آن روایات: کلینی عن محمد بن یحیی عن محمد بن احمد عن محمد بن عیسی عن محمد بن یحیی عن یاسین الضریر عن حریر عن زراره إن رجلا قدم حاجا لا يحسن أن يلبي فاستفتى له در خصوص کسی که نمیتوانست درست تلبیه را بگوید، از امام استفتا کردم که آیا چه باید بکند. فاستفتى له أبو عبد الله عليه السلام فأمر له أن يلبى عنه.[2] امام فرمود از جانب او تلبیه میگویند. یعنی نایب بگیرد و کسی به نیابت از این بتونه تلبیه را اقامه کند.
بررسی کنیم سندش را چون یاسین ضریر در روایت وجود دارد.
بعد علاوه بر آن، حالا دلالتش هم مورد بحث قرار بدهیم و ببینیم آیا میشود از این روایت برای حکم این مسئله استفاده بکنیم یا نه.
پرسش:
پاسخ: قرائت، جزء لاینفک از مجموعه هیئت عملیه است ولی آن یک جزء جدا شده از اجزاء نیست، هر کدام استقلال و ماهیتی دارد. در قرائت استقلالی که ندارد، لذا وایسته کسی به نیابتش قرائت بخواند؟ مثلاً قرائت نماز معمولاً لهجه دار است ولی قواعد عربی را انجام بدهد. دستور... میتواند دلالت کند که واقعاً نیابت لازم است و ارتفاع با لهجه خودش نمیتواند بکند. انشاءالله ادامه بحث در جلسات