هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
1404/11/07
بسم الله الرحمن الرحیم
(مسألة 7): لو نوى مكان عمرة التمتّع حجّه جهلًا،/أحكام المواقيت /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /(مسألة 7): لو نوى مكان عمرة التمتّع حجّه جهلًا،
مسئله هفتم این است که میفرمایند: (مسألة 7): لو نوى مكان عمرة التمتّع حجّه جهلًا، فإن كان من قصده إتيان العمل الذي يأتي به غيره، وظنّ أنّ ما يأتي به أوّلًا اسمه الحجّ، فالظاهر صحّته ويقع عمرة، وأمّا لو ظنّ أنّ حجّ التمتّع مقدّم على عمرته، فنوى الحجّ بدل العمرة؛ ليذهب إلى عرفات ويعمل عمل الحجّ ثمّ يأتي بالعمرة، فإحرامه باطل يجب تجديده في الميقات إن أمكن، وإلّا فبالتفصيل الذي مرّ في ترك الإحرام.[1]
سؤال این است که مثلاً کسی میرود به جحفه یا به مسجد شجره و بهجای اینکه عمره تمتع را نیت کند، حج تمتع را نیت میکند. میگوید: محرم میشوم به احرام حج تمتع قربةً الی الله؛ و تلبیه بگوید و دلیل آنهم جهل است. آیا این احرام صحیح است و میتواند بهعنوان احرام عمره تمتع محسوب گردد و سایر اعمال را انجام دهد، یا این احرام باطل است و باید در میقات، إن امکن، تجدید شود؟
در پاسخ به این مسئله حضرت امام میفرمایند اینجا دو صورت وجود دارد.
صورت اول این است که اگرچه میگوید محرم میشوم به احرام حج تمتع، ولی مقصودش آن است که همان عملی را که اینجا سایرین و همراهان من در میقات انجام میدهند، همان را نیت میکنم. ولی به اشتباه گمان میکند که اسم آن عملی که باید در میقات شروع شود حج است. لذا بهجای اینکه بگوید محرم میشوم به احرام عمره تمتع، میگوید محرم میشوم به احرام حج تمتع.
در این صورت میفرماید: فالظاهر صحّته این احرام صحیح است و عمره محسوب میشود.
دلیل صحت این است که اینجا اگرچه بر زبانش حج تمتع جاریشده است، ولی نیتش بهحسب واقع آنچه است که آلان وظیفهاش میباشد. نهایتاً اشتباهاً گمان میکند آنچه وظیفه اولیه است حج تمتع است، اسمش حج میباشد. لذا منوی واقعی او همان عمره میشود و لذا این احرام، احرام عمره صحیح است. طوری که اگر بعد او را متوجه بکنند که در گفتار اشتباه کردهای، میگوید من مقصودم همان عمره تمتع بوده، نهایتاً گمانم این بود که اول باید بگویم حج تمتع. علیالقاعده خوب میرود مکه، طواف میکند، سعی میکند، تقصیر میکند و عمل را انجام میدهد و هیچ اشکالی نیست.
صورت دوم این است که این شخص به گمان اینکه اساساً حج تمتع با اعمالی که دارد یعنی رفتن به عرفات بعد از احرام، رفتن به مشعر، رفتن به منا، اعمال منا و امثال آنها، گمان میکند اساساً این حج تمتع باید مقدم بر عمره تمتع انجام بگیرد. لذا واقعاً نیت میکند حج تمتع را. ولی دلیل نیت حج تمتع این است که گمان میکند عمره تمتع باید بعد از حج تمتع انجام بگیرد، کما اینکه عمره در حج افراد بعد انجام میگیرد.
اگر این نیتش بوده است و اینطور نیت کرده است، میفرماید: فإحرامه باطل. دیگر اینجا باطل است.
چرا؟ چون آنچه را باید نیت میکرد عمره تمتع بوده است و آنچه را که او نیت کرده است حج تمتع است. و الاعمال بالنیات؛ و لذا میتوانیم بگوییم اساساً نیت احرام عمره تمتع نشده است و وقتی نیت نشد، احرامی محقق نشده است؛ و شکی هم نیست که احرام حج تمتع در مکه باید صورت بگیرد.
لذا این شخص باید در همین میقات، اگر متوجه این داستان است، تجدید احرام کند. اگر از میقات گذشته و میتواند برگردد، برگردد و تجدید احرام کند. اگر از میقات گذشته و نمیتواند برگردد، در همانجایی که متوجه شده است تجدید کند. اگر به داخل حرم رفته، إن امکن از حرم خارج شود.
این هم مسئله هفتم از مسائل مربوط به اولین عمل از اعمال مربوط به احرام که واجب است، یعنی نیت؛
اما دومین عمل از اعمالی که در احرام واجب هست، تلبیه است.
میفرمایند: الثاني: من الواجبات: التلبيات الأربع، دومین امر از اموری که در احرام واجب است، تلبیههای چهارگانه است. صورت این تلبیههای چهارگانه وصورتها على الأصحّ این است که: «لَبَّيكَ اللَّهمَّ لَبَّيك، لَبَّيكَ لا شَريكَ لَكَ لَبَّيك». فلو اكتفى بذلك كان مُحرِماً وصحّ إحرامه،
اگر به همین مقدار اکتفا بنماید احرامش صحیح است. والأحوط الأولى أن يقول عقيب ما تقدم: احوط و اولی این است که بعدازآن چهار تلبیه بگوید: «إنَّ الحمدَ والنِّعمَةَ لَكَ وَالمُلك لا شَريكَ لَكَ لَبَّيك» ؛ و باز وأحوط منه از آنهم آنچه به احتیاط نزدیکتر است، از این است که أن يقول بعد ذلك: بعدازآن بگوید: «لَبَّيكَ اللَّهمَّ لَبَّيك، إنَّ الحمدَ والنِّعمَةَ لَكَ وَالمُلك، لا شَريكَ لَكَ لَبَّيك». یک لبیک اول اضافه شد؛ یعنی لبیک اللهم لبیک اینها اضافه شد؛ یعنی در حقیقت بر اساس صورت آخری، سه تا تلبیه دیگر اضافه میشود به آن چهارتا، میشود هفتتا.
عرض میکنیم که در اصل وجوب تلبیات، هیچ شک و شبههای نیست و در حقیقت اصل وجوب تلبیه امری متفقعلیه میباشد. إنما الکلام در رابطه با صورت و کیفیت آن میباشد.
صورت و کیفیت تلبیه
سید یزدی در عروه میفرمایند که: و اختلفوا في صورتها على أقوال.
أحدها أن يقول لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك
الثاني أن يقول بعد العبارة المذكورة إن الحمد و النعمة لك و الملك لا شريك لك » بدون اینکه لبیک را اضافه کند؛ یعنی آن اولی باشد، ولی مازادش نه.
سوم اینکه الثالث أن يقول لبيك اللهم لبيك لبيك إن الحمد و النعمة لك و الملك لا شريك لك لبيك ».
چهارمین همان سومی است با این تفاوت که بگوید: الرابع كالثالث إلا أنه يقول إن الحمد و النعمة و الملك لك لا شريك لك لبيك بتقديم لفظ و الملك على لفظ لك ».[2]
کلمه ملک در آنجا بعد از لک میآمد، آلان قبل از لک میآید. چهرتا نظر مطرح که در خصوص حالا این انظار، انشاءالله جلسه بعد عرض خواهم کرد.