« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1404/11/04

بسم الله الرحمن الرحیم

مسألة 5- لو نوى كحجّ فلان فان علم ان حجّه لما ذا صحّ‌/أحكام المواقيت /كتاب الحج

 

موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /مسألة 5- لو نوى كحجّ فلان فان علم ان حجّه لما ذا صحّ‌

 

(مسألة 5): لو نوى‌: كحجّ فلان، فإن علم أنّ حجّه لماذا صحّ، وإلّا فالأوجه البطلان.[1]

 

مسئله پنجم: نیت احرام به تبعیت از غیر بدون علم به نوع عمل

مسئله پنجم این است که می‌فرمایند: « لو نوى‌: كحجّ فلان، فإن علم أنّ حجّه لماذا صحّ، وإلّا فالأوجه البطلان ». بحث درباره این است که شخصی به میقات می‌رود و در حین نیت برای احرام، نوع حجش را معین نمی‌کند و نمی‌گوید که آیا برای حج تمتع یا قران یا افراد محرم می‌شود (یا برای عمره محرم می‌شود)؛ دیگر، در همان جا شخصی وجود دارد که او را می‌شناسد. لذا نیت می‌کند که من محرم می‌شوم مثل حجی که فلانی انجام داده است. بحث در این است که آیا این حج صحیح است و احرام او منعقد شده است یا این‌که احرام او منعقد نیست؟ حضرت امام می‌فرمایند: اگر نیت کند که مثل حج فلان را انجام بدهد، چنانچه بداند نوع حج آن فلانی چیست – مثلاً عمره است یا حج، قران است یا افراد یا تمتع – این نیت صحیح است و احرام او هم منعقد می‌شود، و الا احرام او باطل است.

 

بررسی فرع مطرح‌شده (علم به نوع عمل غیر)

عرض می‌کنیم: این فرعی که حضرت امام در این مسئله پنجم مطرح می‌کنند مبنی بر این‌که اگر شخص بداند که فلانی به چه چیزی محرم شده است، احرام او صحیح است، فرعی است که در جواهر در خصوص آن نفی خلاف و نفی اشکال می‌کند: «لا خلاف و لا اشکال فی صحته». دلیل صحت هم این است که خب، مقتضی برای انعقاد این احرام – که نیت باشد و حتی تعیین منوی باشد – وجود دارد، هرچند بر زبان جاری نمی‌کند. و می‌داند که فلانی برای عمره محرم می‌شود، می‌گوید من هم نیت می‌کنم مثل آقای فلانی، معنایش این است که یعنی من هم برای عمره محرم می‌شوم. و مانعی هم در مسیر وجود ندارد. همان‌طوری که اگر شخصی در حین احرام بگوید من مثل فلانی محرم می‌شوم، بعد معلوم شود که او اصلاً محرم نشده است، در این صورت احرام او باطل است و هیچ شک و شبهه‌ای در آن نیست؛ چون فرض این است که آن شخص فلانی احرامی انجام نداده است تا بتوان گفت این فرد هم مثل احرام او را انجام دادم.

 

تبیین محل بحث اصلی

انما الکلام و بحث در جاییست که شخصی در حین احرام نیت می‌کند: محرم می‌شوم مثل احرام فلان. و از طرفی نمی‌داند که به چه چیزی محرم شده است، در حالی که آن شخص واقعاً برای عمره یا حج یا قران یا افراد یا تمتع، حتماً محرم شده است. در اینجا بحث است که آیا احرام این شخص منعقد می‌گردد یا خیر؟

 

صورت اول: کشف نوع عمل غیر پس از احرام

در اینجا دو صورت متصور است. صورت اول این است که اگرچه احرام الغیر – و فلانی – هنگامی که می‌خواهد این شخص محرم شود برای او معلوم نیست، ولی بعد از انجام احرام می‌تواند برود از خودش بپرسد و کشف کند که احرامش چه احرامی بوده است. یا بعد از انجام احرام، رفقایش اطلاع می‌دهند که فلانی برای مثلاً عمره محرم شده است. آیا در این صورت که نوع این احرام بعد از انجام احرام کشف شده است، صحیح هست یا این احرام صحیح نیست؟

 

عرض می‌کنیم: بر اساس قاعده، نباید مانعی از صحت این احرام وجود داشته باشد؛ چون فرض این است که این شخص نیت می‌کند آن حرامی را که نزد فلان معلوم و مشخص است. نهایتاً در حال احرام چون نمی‌داند آن احرامی که فلانی انجام داده است متعلق به چی می‌باشد، تعیین نمی‌کند، ولی بعد از احرام می‌فهمد که احرام او مثلاً برای عمره بوده است و این هم فی‌الجمله گفته بود: هر آنچه را که او برایش محرم شده باشد و اعمال را ادامه می‌داد. لذا بر اساس قاعده، تعیین چون منوی به نحو اجمالی شده، کفایت می‌کند و مشکلی در انعقاد نیست.

 

بررسی استناد شیخ طوسی به روایت امیرالمومنین (ع)

لکن شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه در مقام اثبات صحت احرام در این صورت، استناد می‌کند به آنچه که امیرالمومنین علی علیه السلام بعد از برگشت از یمن انجام داده است. چون روایات متعدد وجود دارد که در حجة الوداع، و وقتی که حج تمتع تشریع شد، تا امیرالمومنین علی علیه السلام خدمت رسول الله رسید، از او پرسید که: « فقال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله : انا امرت الناس بذلك وانت يا علي بم اهللت؟ » بله. امیرالمومنین امام علیه السلام فرمودند: قال : قلت يا رسول الله اهلالا كاهلال النبي صلى‌الله‌عليه‌وآله – دو چشم‌ها هلالن – احرام در حقیقت هلال که هلال النبی. آن وقت رسول مکرم اسلام فقال له رسول الله: « فقال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله: كن على احرامك مثلي وانت شريكي في هديي،»[2] – باش بر احرامت مثل من. و «تو در هدیه‌ای که به من شده است شریک من هستی ».

 

استدلال به این روایت برای اثبات صحت احرام در این فرض، در صورتی صحیح است که « اهلالا كاهلال النبي صلى‌الله‌عليه‌وآله » به این معنا باشد که: «یا رسول الله، من نیت کردم محرم شوم به ما أحرمت به». و آن که تو محرمی شدی ، کائنا ما کان، باش – هر چی می‌خواهد باشد – ولی می‌دانم لا محاله شما برای یک حجی محرم شده‌ای که حالا یا حج قران است یا حج افراد. در آنجا – در این صورت، طبعاً این روایت می‌تواند دلیلی باشد بر صحت این فرضی که ما الان مطرح کردیم؛ یعنی این صورتی که ما مطرح کردیم. لکن از ظاهر روایت این استفاده نمی‌شود. بلکه ظاهر فرمایش امیرالمومنین این است که گویا می‌خواهد بفرماید: امسال حجی بر مسلمین مشروع شده است، و آن حج قران یا افراد است – که در آنجا حج تمتع مشروع نشده بود – و امیرالمومنین می‌خواهد بفرماید که من نیت کردم حج مشروع واجب بر مسلمین را، نه این‌که من محرم شدم به آنچه شما محرم شدید. و از طرفی، حج واجب بر مسلمین در آن سال معلوم است که قران یا افراد است. لذا این صورت و این روایت نمی‌تواند این فرضی را که ما مطرح کردیم تأیید کند، و یا حداقل این احتمال می‌رود. و وقتی که این احتمال مطرح شد، «اذا جاء الاحتمل بطل الاستدلال». لذا بهترین دلیل این است که بر اساس قاعده باید ما بگوییم مسئله صحیح هست.

 

صورت دوم: عدم کشف نوع عمل غیر

یه صورت دوم در ما نحن فیه وجود دارد که حالا وجوهی را صاحب جواهر در خصوص آن صورت مطرح می‌کند که تک تک آن وجوه را باید ذکر بکنیم و ببینیم و بررسی بکنیم. به آن صورت این است که: نیت می‌کند مثل نیت غیر – من نیت بکنم – ولی منوی نزد او را اصلاً معلوم نمی‌کند. و از طرفی بعداً هم کشف نمی‌شود، و این همین‌طور ادامه پیدا می‌کند تا این فرد از بین می‌رود. می‌خواهیم ببینیم آیا این احرامش درست است یا نه؟ و اگر واجب الحج بوده، احرامش باطل و باید حتماً از جانب او قضا انجام بگیرد؟ که بماند برای فردا ان شاءالله.

 


logo