1404/10/28
بسم الله الرحمن الرحیم
(مسألة 4): لو نسي ما عينه من حجّ أو عمرة/أحكام المواقيت /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /(مسألة 4): لو نسي ما عينه من حجّ أو عمرة
مسئله چهارم (ادامه): بررسی حالت فراموشی تعیین منوی (حج یا عمره)
سخن در رابطه با این بود که: « لو نسي ما عينه من حجّ أو عمرة فإن اختصّت الصّحة واقعا بأحدهما تجدد النيّة لما يصح فيقع صحيحا، ».[1] سخن درباره این بود که اگر کسی هنگامی که میخواهد محرم بشود، فراموش کند که منوی خودش را تعیین نماید، چنین شخصی چه باید بکند؟ آیا نیاز به تجدید نیت هست یا نیازی نیست؟
در جلسه گذشته برخی از فرمایشات متتبعین در این خصوص بیان شد و مطرح کردیم.
تحلیل کلی مسئله
عرض میکنیم که اساساً اگرچه در متن تحریر، مورد تردید را اختصاص به حج یا عمره داده است – « من حجّ أو عمرة » آورده – و لکن مسئله اختصاص به آنجایی که منوی مردد بین حج و عمره نیست، بلکه در اینجا دو صورت اساسی متصور است و به تعبیری، منوی مردد دو صورت اساسی میتواند داشته باشد.
صورت اول: تردید بین عمل صحیح و عمل باطل
صورت اول، آنجایی است که یک عمل باطل و یک عمل صحیح باشد. یعنی یادش رفته است کدام عمل را نیت کرده است؟ اما آن عمل مردد یکی صحیح هست و یکی باطل. به عنوان مثال: شخصی در ماه مبارک رمضان از مسجد شجره محرم میشود. بعد از احرام و قبل از خروج از احرام، مردد میشود که آیا احرامی را که در مسجد شجره منعقد کرد برای عمره مفرده بوده – که این احرام صحیح باشد – به دلیل اینکه میشود در ماه مبارک رمضان برای عمره مفرده محرم شد، یا اینکه احرامی را که در مسجد شجره منعقد کرد برای عمره تمتع بوده – که اساساً این احرام صحیح نباشد – به دلیل اینکه عمره تمتع باید در ماههای حج واقع شود و ماه رمضان از اشهر حج نیست. در اینجا چه باید کرد؟
در اینجا گفتهاند که: لامحاله این مکلف در حقیقت شک میکند که آن احرامی را که واقع ساخته است، به عنوان یک عملی از اعمال شرعی صحیح واقع شده است یا اینکه فاسد واقع شده است؟ «اصالة الصحه» حکم میکند به اینکه شده را حمل بر صحت کنیم. لذا باید در اینجا حمل کند به اینکه در مسجد شجره برای عمره مفرده محرم شده است.
بقیه اینطور گفتند، گفتند: آقا، مگر «اصالة الصحه» چی میگوید؟ «اصالة الصحه» میگوید: آقا، فعل مسلم حمل بر صحت شود. فعل مسلم از خودت صادر بشود یا از کسی دیگر صادر بشود. در مانحن فیه در حقیقت این آقا شک میکند عملی که انجام داده، عمل صحیح بوده – اگر متعلق به عمره مفرده باشد – آقا، احرامش صحیح است. اگر متعلق به عمره تمتع بوده – چون در ماه مبارک رمضان در اشهر حج نیست – عملش فاسد است. خب، قاعده صحه این را حمل بر صحت میکند
لکن این گفتار محل مناقشه است؛ به این دلیل که «اصالة الصحه» در جایی جریان پیدا میکند که یک عمل ذیاجزاء – که مشروط به شرایطی است – در خارج، اصلش تحقق پیدا کند، شک کنیم در اینکه آیا این عمل را با تمام اجزا و شرایطش انجام گرفته است یا با تمام اجزا و شرایطش انجام نگرفته است؟ حمل میکنیم بر اینکه عمل با تمام اجزا و شرایطش انجام گرفته است. اما در صورتی که عمل، امرش دایر بین وجود و عدم باشد – اصل تحقق عمل و عدم تحقق آن عمل مورد تردید باشد – اینجا برای جریان «اصالة الصحه» نیست؛
نقد استدلال به اصالة الصحه
در ما نحن فیه واقعیت این است که آقای مکلف یک عمل بسیطی که ذیاجزاء نیست – به نام احرام – را اساساً محقق کرده یا محقق نکرده است؟ اگر متعلقش عمره مفرده باشد، خب، او احرام را محقق کرده است. اگر متعلق آن عمره تمتع باشد، احرام را اساساً محقق نکرده است. لذا تردید در وجود و عدم وجود احرام است، نه در صحت و عدم صحت بعد از وجودش. به همین دلیل، قاعده «اصالة الصحه» در اینجا جریان پیدا نمیکند. و وقتی که «اصالة الصحه» جریان پیدا نکرد، نوبت میرسد به تجدید احرام وتجدید احرام برگشت میکند به بطلان احرام یعنی احرام گذشته. به این معنا که ما چون دلیلی بر وقوع احرام صحیحاً در گذشته نداریم، در نتیجه، آن احرام باطل است، نیاز هست به اینکه شخص دوباره احرام را تجدید کند. مثلاً چون در ماه مبارک رمضان است، تجدید بنماید برای عمره مفرده. همانطوری که در متن هم البته بحث تجدید احرام را مطرح کرده، در خصوص جایی که مورد تردید حج و عمره باشد.
همین صورت اول یعنی آنجایی که امر دائر است بین احرام صحیح و بین احرام باطل که اگر چنین شد، باید بعد از اینکه ملتفت شد به مسئله – و یادش نیامد که آیا برای چی محرم شده – چنانچه در داخل حرم است، از حرم بیاید بیرون، اگر میتواند دوباره به میقات بیاید، اگر نمیتواند، هر مقداری که میتواند خودش را به میقات نزدیک کند نزدیک کند و تجدید احرام کند این صورت اول.
صورت دوم: تردید بین دو عمل صحیح
صورت دوم این است که: تردید بین دو عمل احرام صحیح باشد، فراموش کند که احرامش برای کدام عمل بوده. و از طرفی این احرام برای هرکدام هم که باشد، صحیح است. به مثال: فرد در مسجد شجره محرم شده، ماه ذیقعده است. در ماه ذیقعده میشود برای عمره مفرده و هم برای عمره تمتع محرم شد. یا در شوال است، چون اینها از اشهر حج میباشند، در اینجا باز در این صورت، خودش دو فرض دارد.
فرض اول: امکان عدول از یکی به دیگری
فرض اول این است که عدول از یکی به دیگری جایز باشد. مثلاً در مسجد شجره، ماه شوال محرم شدی، نمیداند آیا احرامش برای عمره مفرده بوده است یا برای عمره تمتع. و از طرفی ما معتقدیم که اگر شخص برای عمره مفرده محرم شود، میتواندنیتش را برگرداند به عمره تمتع. اینجا، این شخص مخیر است، احرامش هم صحیح است. میتواند در نظر بگیرد که احرام منعقد شده برای عمره مفرده باشد و ادامه مسیر (عملی را) تعقیب کند، و میتواند احرام منعقد شده را به احرام برای تمتع قرار بدهد و در مسیر عمره تمتع اعمال انجام بدهد. در اینجا پس ما مشکل دیگری نداریم. چرا مشکل نداریم؟ به خاطر اینکه فرض این است که هرکدام از دو احرام باشد، صحیح است. و از طرفی میتوانیم هرکدام باشد، از آن به این یکی دیگر چیکار کنیم؟ عدول کنیم. مثلاً اگر فرض کنیم احرامی که در مسجد شجره بسته شده عمره مفرده بوده، الان نظرم این است که عمره تمتع انجام بدهم، عدول هم که اشکال ندارد، دیگر میشود عدول کرد. یا عکس داستان باشد، عمره تمتع باشد، عدول به عمره مفرده باشد.
فرض دوم: عدم امکان عدول
خب، این در فرض است که ما عدول را جایز بدانیم. در آن فرضی که عدول از یکی از اینها به دیگری را جایز ندانیم. میدانیم یا برای عمره مفرده محرم شدهایم در ماه شوال، یا برای عمره تمتع. از طرفی اگر برای عمره مفرده محرم شده باشیم، عدول به عمره تمتع جایز نیست. اگر برای عمره تمتع محرم شده باشیم، عدول به عمره مفرده جایز نیست. اینجا چه حکمی دارد؟ اینجا چند صورت دارد. صورتها را ان شاءالله میگذاریم برای جلسه بعد.