1404/10/22
بسم الله الرحمن الرحیم
(مسألة 3): لا يعتبر في الإحرام قصد ترك المحرمات/أحكام المواقيت /كتاب الحج
موضوع: كتاب الحج/أحكام المواقيت /(مسألة 3): لا يعتبر في الإحرام قصد ترك المحرمات
مسئله سوم: عدم اعتبار قصد ترک محرمات در احرام
مسئله سوم این است که میفرمایند: «لايعتبر في الإحرام قصد ترك المحرّمات؛ لا تفصيلًا ولا إجمالًا، بل لو عزم على ارتكاب بعض المحرّمات لم يضرّ بإحرامه. نعم قصد ارتكاب ما يُبطل الحجّ من المحرّمات لايجتمع مع قصد الحجّ.»[1]
تبیین مسئله
در خصوص احرام، بعد از اینکه نیت و کیفیت آن تبیین شد، سوالی مطرح میشود مبنی بر اینکه آیا علاوه بر نیت انجام مناسک حج، لازم است شخص قصد بکند ترک محرماتی را که بعد از احرام بر او حرام میشود، حالا یا به صورت تفصیلی یا به صورت اجمالی و یا اینکه قصد ترک محرمات لازم نیست؟
حضرت امام در پاسخ میفرمایند: « لايعتبر في الإحرام قصد ترك المحرّمات؛ لا تفصيلًا ولا إجمالًا، ». برای انعقاد احرام لازم نیست محرم، قصد کند ترک محرمات احرام را، نه به صورت تفصیلی نیاز هست و نه به صورت اجمالی نیاز هست.
دلیل عدم اعتبار
دلیل عدم اعتبار، آن است که احرام، همانطوری که در گذشته هم روشن شد، یک حقیقتی است که به قصد انجام مناسک و همراه با تلبیه، محقق میشود. و در حقیقت احرام، کلید تحقق آن ابراز تلبیه است در حال التفات به عمل است. نهایتاً آقای مکلف و محرم میداند که بعد از گفتن تلبیه و انعقاد و تحقق احرام، یک سری اموری بر او حرام میباشد؛ مثل بوی خوش، مثل بحث رابطههای زناشویی و امثال اینها. و ما هیچ دلیلی نداریم که ثابت کند، احرام بدون قصد ترک محرمات محقق نمیشود.
حتی با قصد انجام برخی محرمات
در ادامه میفرماید: « بل لو عزم على ارتكاب بعض المحرّمات لم يضرّ بإحرامه ». حتی در بین محرمات احرام، یک سری محرمات داریم که اگر شخص قصد کند آنها را اصلاً انجام بدهد – میگوید من محرم میشوم به احرام حج تمتع و تلبیه میگوید و قصدش هم این است که زیر سایه بروم، استدلال بکنم، یا قصدش این است که از روغن و کرم استفاده بکنم – که طبعاً این امور، اموری هستند که اگر فرد در حین احرام انجامشان بدهد، مضر به اصل حجش نیست. نهایتاً برخی از اینها علاوه بر اینکه حکم تکلیفی دارد، برخوردار از حکم وضعی هم هست؛ یعنی هم حرمت تکلیفی دارد و هم کفاره دارد. و برخی دیگر از اینها فقط حرمت تکلیفی دارد.
لذا شخص اگر در حین احرام نیت انجام مناسک را بنماید، تلبیه هم بگوید، حتی عزم انجام برخی از محرمات را هم کرده باشد، هیچ ضرری به اصل احرام او نمیرساند.
استثنا: قصد انجام محرمات مبطل حج
«بله، نعم قصد ارتكاب ما يُبطل الحجّ من المحرّمات لايجتمع مع قصد الحجّ.» بله، اگر قصدش در حین احرام این باشد که برخی اموری که انجامشان مبطل حج است – و حج را اساساً باطل میکند – از جمله محرمات هم هستند، انجام دهد، این طبعاً مانع قصد حج میشود. شما وقتی که در حین احرام قصد میکنید، قصد میکنید انجام حج را، اگر در همین حال قصد کنید خروج عمدی از مکه را قبل از آنکه محرم به احرام حج شوید، به خصوص در فاصلهای که دیگر امکان برگشت به مکه جهت انجام احرام حج را نداریم. طبعاً این با قصد انجام حج سازگاری ندارد و در حقیقت به نوعی پارادوکس و تناقض منجر میشود. شما از طرفی میگویید و قصد میکنی که من میخواهم مناسک حج را بهطور کامل انجام بدهم، از طرفی دیگر قصد میکنی که بعد از انجام عمره تمتع قبل از احرام برای حج از شهر مکه در یک زمانی، بدون اینکه فرصت کافی برای برگشتن به شهر مکه و تجدید احرام دیگر وجود ندارد. خب، این طبعاً با قصد انجام حج سازگاری ندارد. هم میگویی من قصد میکنم انجام حج را، هم میگویی میخواهم عملی را انجام بدهم، با انجام آن عمل حج قابل انجام نیست، بر این اساس، اگر آقای مکلف در حین احرام قصد بکند ارتکاب برخی از محرماتی را که موجب بطلان حج نمیشود، (مثل اکثر محرمات) که نهایتاً ارتکاب آنها حرام و یا هم حرمت تکلیفی و کفاره است، این اشکالی ندارد و ضرری به احرام حج نمیزند. اما اگر قصد کند انجام اموری را که طبعاً موجب ابطال حج میگردد – و مثالش را عرض کردم برای شما – چنین قصدی باعث عدم انعقاد احرام میشود؛ به دلیل اینکه این قصد در حقیقت برگشت میکند به قصد عدم انجام حج. قصد عدم انجام حج با قصد انجام حج اصلاً قابل اجتماع نیست.
این هم در حقیقت مسئله سوم. تا برسیم انشاالله به مسئله چهارم که میخواستیم وارد بشویم ولی خب، وارد شدنش میماند. بحث،